شفقنا افغانستان – دکتر محمد محمد یونس، طغیان ساکایی، پژوهشگر برجسته و استاد سابق دانشگاه کابل، در ۱۲ ماه میزان در اثر بیماری سرطان درگذشت.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، درگذشت او با واکنشهای گسترده جامعه علمی، فرهنگی و ادبی افغانستان همراه شد و محافل یادبود او در نقاط مختلف جهان برگزار شد.
شورای سراسری هزارههای اهل سنت افغانستان که زنده یاد دکتر محمد یونس طغیان ساکایی، بنیانگذار و اولین رییس آن بود، اکنون زندگی نامه جامع او را منتشر کرده است که با اندک اختصار در ذیل آمده است:
آغاز زندگی و تحصیلات
پوهاند دکتر محمد یونس طغیان ساکایی، فرزند محمدعلم ولدیت عبدالحمید ولد نایب محمد محسن ولد نایب مراد علی، در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در قریۀ ساکا از ولسوالی ده صلاح درهی اندراب ولایت بغلان دیده به جهان گشود. خانوادهاش از مردم فرهیخته و دیندار منطقه بود. پدرش، محمدعلم، از کشاورزان زحمتکش و در عین حال اهل مطالعه و شعر بود که فرزندش را از خردسالی به فراگیری علم تشویق میکرد. در کنار پدر شان کاکای بزرگوار شان سرمعلم اکبر نیز در تشویق و راهنمایی استاد سهم تعین کننده داشته است.
او تحصیلات ابتدایی خود را در از سال ۱۳۴۲ در مکتب لیسهی سنگبران اندراب آغاز کرد و از همان سالها روح جستوجوگر و پرسشگرش زبانزد معلمان بود. او در کنار درسهای مکتب، قرآن و علوم دینی را نیز نزد ملا امام مسجد آموخت. عشق به دانش، پشتکار و انضباط درونی سبب شد تا در تمام دوران مکتب، از شاگردان ممتاز شناخته شود. در سال۱۳۵۴ از مکتب فارغ و در کانکور سراسری کامیاب شد و در سال ۱۳۵۵ به دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل راه یافت؛ اما تحولات سیاسی کشور در میانهی دهه پنجاه، او را ناچار ساخت تا تحصیلاتش را ناتمام بگذارد.
وی در سال ۱۳۵۶ به خدمت عسکری فراخوانده شد. در دوران عسکری نیز به مطالعه و نوشتن ادامه داد و در حلقههای فرهنگی سربازان جوان، نقش فعالی داشت. پس از پایان خدمت، بار دیگر در سال ۱۳۵۸ به دانشگاه کابل بازگشت و در دانشکدۀ ادبیات به تحصیل پرداخت. در همین دوران بود که علاقهٔ عمیق او به ادبیات فارسی دری، تاریخ و شهکار ادبی (شاهنامه) شکوفا شد. استاد در سال ۱۳۶۱ از دانشکدۀ ادبیات دانشگاه کابل فارغ گردید و در سال ۱۳۶۲در همانجا به عنوان مدرس در دانشگاه مسیر زندگی علمی خود را آغاز کرد.
استاد از سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۸ مقطع ماستری در رشتهی ادبیاتشناسی را به پایان رساند و از سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ مقطع دکتورا در رشتهی ادبیات را در کشور تاجیکستان به پایان رساند.
فعالیتهای فرهنگی و سیاسی
پس از فراغت از دانشگاه، پوهاند ساکایی به سازمان «صلح و همبستگی» پیوست و به عنوان کارمند فرهنگی در آنجا مشغول شد. او در سالهای آغازین دهۀ شصت خورشیدی در کنفرانس جهانی صلح در پراگ شرکت کرد و در آنجا به نمایندگی از جوانان افغانستان دربارهٔ ضرورت صلح و عدالت اجتماعی سخن گفت. در سالهای پرآشوب دهۀ شصت، با وجود جنگ و فشارهای سیاسی، او به تدریس در دانشگاه کابل آغاز کرد و در کنار تدریس، در مجامع علمی و ادبی نیز فعال بود. در مؤسسۀ تعلیمات کارگری به تربیت نسل جدید از آموزگاران پرداخت و مقالاتی در زمینهٔ ادبیات معاصر، فرهنگ سیاسی و اندیشهٔ اجتماعی در مجلات علمی کشور منتشر ساخت.
پوهاند ساکایی از معدود روشنفکرانی بود که میان کار فرهنگی و تعهد اجتماعی پیوند برقرار کرده بود. او باور داشت که «دانش، مسئولیت اجتماعی میآورد» و علم را جدا از اخلاق و عدالت نمیدانست.
او با شجاعت در برابر تبعیض، تمامیت خواهی و فرهنگ حذف و نادیدهانگاری ایستاد و در برابر تسلیم طلبی و روایتسازیهای تحریف شده سر فرود نیاورد.
تدریس در دانشگاه بلخ و مهاجرت
با سقوط دولت داکتر نجیبالله در سال ۱۳۷۱، شادروان ساکایی ناگزیر کابل را ترک کرد و به بلخ مهاجرت نمود. در مزارشریف، با وجود کمبود امکانات و شرایط دشوار جنگی، فعالیتهای علمی خود را از سر گرفت و به عنوان استاد در دانشگاه بلخ مشغول تدریس شد. او در دیپارتمنت زبان و ادبیات دری به تدریس پرداخت و به عنوان معاون اداری و معاون انجمن فرهنگی دانشگاه بلخ نقش مؤثری در رشد فعالیتهای علمی و فرهنگی ایفا کرد.
ساکایی در دفتر حقوق بشر مرکز تعاون افغانستان نیز همکاری داشت و در سمینارها و سمپوزیوم های متعدد — از جمله بزرگداشت امیر علیشیر نوایی، امیر تیمور گورگانی، حقوق زنان، عرس مولانا، و نشستهای علمی استادان و دانشجویان حضوری فعال و مؤثر داشت.
در شرایط سخت دهۀ هفتاد، او از رسالت فرهنگی خود دست نکشید و حتی در زیرزمینها و مکاتب ویران نیز به تدریس ادامه داد. بسیاری از آثار اولیهاش در زمینۀ تاریخ و ادبیات افغانستان در همان سالهای دشوار نوشته شد. با پیشروی طالبان در سال ۱۳۷۷، او مجبور به ترک مزارشریف و مهاجرت به پاکستان شد.
در شهر پشاور، ضمن تحمل سختیهای مهاجرت، به فعالیتهای فرهنگی ادامه داد. او در مجلات مهاجرین مقاله مینوشت و در همکاری با رسانهها، از جمله رادیوی بیبیسی، در برنامههای فرهنگی و آموزشی سهم گرفت. در پیشاور در همکاری با مرکز تعاون افغانستان، مدتی معاون نشراتی نشریه صدای امروز بود. با وجود فقر و مشکلات معیشتی، هرگز از قلم و فرهنگ فاصله نگرفت و همواره کوشید تا در راستای آگاهی مردم و حفظ فرهنگ افغانستان نقش داشته باشد.
بازگشت به وطن و خدمات علمی
بازگشت پوهاند داکتر محمد یونس طغیان ساکایی به وطن، پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، آغاز دوباره بر یک زندگی علمی پربار بود. او با همان شور و علاقهای که در جوانی داشت، به کابل بازگشت تا در ساختن نظام تازهٔ آموزشی و فرهنگی کشور سهم بگیرد. در نخستین سالهای پس از بازگشت، در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به عنوان کارشناس فرهنگی و آموزشی آغاز به کار کرد. در این نهاد، مسئولیت بررسی وضعیت آموزش و آگاهی عمومی در میان اقشار مختلف را بر عهده داشت و در برنامههایی برای ترویج فرهنگ صلح، همزیستی و حقوق بشر در مکاتب و دانشگاهها مشارکت کرد؛ اما علاقهٔ اصلیاش همواره به تدریس و پژوهش بود. از همین رو، پس از مدتی دوباره به دانشکدۀ ادبیات و علوم بشری دانشگاه کابل بازگشت و در بخش زبان و ادبیات فارسی دری به تدریس پرداخت.

او مضامین مهمی چون تاریخ ادبیات فارسی، ادبیات حماسی، نقد ادبی، روش تحقیق در ادبیات و ادبیات معاصر افغانستان را تدریس میکرد. کلاسهایش همواره با استقبال گرم دانشجویان روبرو بود، زیرا او نه تنها استاد درس، بلکه آموزگار اندیشه و اخلاق نیز بود. شاگردانش میگویند که «استاد طغیان ساکایی هر درس را با شعری آغاز میکرد و با اندرز فرهنگی پایان میداد.»
در دوران جدید، او در تدوین نصابهای درسی دانشگاهها و بازنگری منابع ادبی نیز نقش مهمی ایفا کرد. در جلسات علمی وزارت تحصیلات عالی به عنوان یکی از صاحبنظران برجستۀ ادبیات و زبان فارسی شرکت داشت. در سال ۱۳۸۷، وزارت تحصیلات عالی از او دعوت کرد تا در بخش ارزیابی اسناد و امور اکادمیک فعالیت کند. وی در این سمت، در بررسی و معیارسازی مدارک تحصیلی دانشگاههای کشور، بهویژه در رشتههای علوم انسانی، سهم بسزایی داشت.
پس از آن، به عنوان رئیس مؤسسۀ تحصیلات عالی بغلان گماشته شد. در دورۀ ریاست او، اصلاحات چشمگیری در آن نهاد به میان آمد.
او باور داشت که دانشگاه باید فقط محل درس نباشد، بلکه کانون تفکر وتربیت انسان مترقی باشد. از همین رو، همیشه بر رشد فرهنگی و اخلاقی استادان و دانشجویان تأکید میکرد و از آنان میخواست تا «در هر سخن و رفتار، نمایندۀ فرهنگ علمی افغانستان» باشند .در این سالها، پوهاند ساکایی بهعنوان داور علمی و مشاور پایان نامههای کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه کابل و سایر نهادهای تحصیلی کشور نیز همکاری داشت.
عدالتخواهی و فعالیتهای اجتماعی
استاد در طول حیات سیاسی و اکادمیک خود همواره در سمت درست تاریخ ایستاد. در روزگاری که گرایشهای مترقی در اوج بود، با شور و شعور به کار فرهنگی و روشنگری پرداخت. در دوران جنگ داخلی، لحظهای از تعلیم و آگاهیبخشی به محرومترین جوانان و مردمش دست نکشید و در سالهای جمهوریت، صدای دادخواهی مردم فراموش شدهاش شد و با تمام توان خواهان تحقق عدالت گردید.
شادروان ساکایی اولین رئیس و از بنیانگذاران شورای سراسری هزارههای اهل سنت بود.
این شورا با هدف ایجاد پایگاه سازمانی و اجتماعی برای هزارههای اهل سنت، تأسیس شد تا هویت مذهبی و قومی آنان احیا و محفوظ بماند. یکی از مشکلات تاریخی هزارههای اهل سنت آن بود که در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور به دلیل تفاوت مذهب و گاهی از سر فشار یا انکار، احساس جداافتادگی نسبت به دیگر هزارهها میکردند.
شورا تلاش کرد تا این فاصلهها را کاهش دهد و نشان دهد که هزاره بودن، مؤلفۀ فراتر از مذهب است.
روان شاد استاد ساکایی در تهیه و تدوین آثار تحقیقی دربارهٔ هزارههای اهل سنت سهم داشت. از جمله در کتاب هزارههای اهل سنت افغانستان که گزارشی تحقیقی ـ میدانی و اجتماعی است، نام او به عنوان یکی از راویان و گزارشگران آمده است. او بعد از کنارهگیری ریاست شورا نیز همکاری خود را ادامه داد و به عنوان مشاور ارشد شورا در برخی پژوهشها بوده و در تأمین دادهها، تحلیل اجتماعی و ارائهٔ نقاط ضعف و قوت وضعیت هزارههای اهل سنت همکاری کرده است.
او در ایجاد فضای گفتوگو بین هزارههای اهل سنت با دیگر هزارهها و با دیگر اقوام افغانستان نقش مهمی داشت تا وحدت بیشتری در هویت قومی و مذهبی به وجود آید.
عضویت و نقش در تدوین دانشنامه هزاره
در کنار خدمات دانشگاهی و پژوهشهای علمی، محمد یونس ساکایی از اعضای برجستۀ هیأت علمی و شورای علمی دانشنامۀ هزاره بود. این دانشنامه یکی از مهمترین پروژههای فرهنگی و علمی معاصر افغانستان به شمار میرود که با هدف مستندسازی تاریخ، فرهنگ، زبان، ادبیات و زندگی اجتماعی قوم هزاره پایهگذاری شد.

استاد ساکایی از نخستین روزهای شکلگیری این پروژه با هیأت علمی آن همراه بود و در طراحی ساختار علمی، بررسی منابع و تدوین بخشهای تاریخی و فرهنگی سهم مهمی ایفا کرد.
او به عنوان پژوهشگر تاریخ و ادبیات، مسئولیت بررسی و بازبینی علمی مدخلهایی در حوزههای ادبیات فارسی، تاریخ فرهنگی هزارهها، و پژوهشهای هویتشناختی را بر عهده داشت. دقت علمی، وسواس پژوهشی و نگاه تحلیلی او سبب شد تا بسیاری از مقالات دانشنامه از نظر زبان، استناد و روش علمی بازنگری شوند. استاد ساکایی باور داشت که دانشنامه نه فقط مرجعی برای معرفی قوم هزاره، بلکه سنگبنای گفتوگوی فرهنگی میان اقوام مختلف افغانستان است. او همواره تأکید میکرد که «شناخت خود، نخستین گام در شناخت دیگران است» و دانشنامه را ابزاری برای تقویت وحدت و آگاهی تاریخی میدانست.
در جلسات شورای علمی، استاد ساکایی حضوری فعال و تأثیرگذار داشت. وی با تسلطی که بر متون کلاسیک و منابع تاریخی افغانستان داشت، در تدوین و تصحیح مطالب مربوط به چهرههای فرهنگی و تاریخی هزارهها، شاعران و نویسندگان معاصر، و نیز مباحث مربوط به ادبیات شفاهی و سنتهای فرهنگی مناطق مرکزی کشور نقش ارزندهای ایفا نمود. از جمله بخشهایی که زیر نظر او بررسی و ساماندهی شد میتوان به مدخلهای «ادبیات فارسی در بامیان»، «هزارههای اهل سنت»، «شاعران هزاره در سدهی بیستم» و «چهرههای فرهنگی اندراب» اشاره کرد.
استاد ساکایی در تمام دوران همکاری خود با دانشنامۀ هزاره، به اصول علمی و اخلاق پژوهش وفادار بود و همواره تلاش داشت تا مطالب بر پایهٔ منابع معتبر و نگاه بیطرفانه تنظیم شود. او معتقد بود که نگارش دانشنامه فرصتی است برای بازسازی حافظۀ فرهنگی افغانستان و نشان دادن نقش واقعی اقوام مختلف در تاریخ و تمدن کشور. نقش و سهم او در دانشنامه، تنها در حد نگارش و ویرایش علمی نبود؛ بلکه اندیشه و جهانبینی فرهنگی او در جهتدهی به روح کلی این اثر نیز تأثیر گذاشت. استاد ساکایی با نگاهی باز و انسانی، بر این باور بود که «هزاره بودن» فراتر از مرزهای مذهب و منطقه است و وحدت قومی باید بر پایهٔ فرهنگ، زبان و آگاهی جمعی استوار گردد.
زندگی شخصی و ویژگیهای اخلاقی
شادروان پوهاند داکتر محمد یونس طغیان ساکایی، نمونهای از روشنفکران فروتن و فرهنگپرور روزگار ما بود که زندگیاش با عشق به دانش، سخت کوشی، اخلاق نیک و خدمت به وطن معنا می یافت. او در تمام مراحل زندگی، از دوران کودکی در قریۀ ساکا تا واپسین سالهای اقامت در ایالات متحده، پیوسته ساده زیست، مردمدار و در اندیشه خدمت فرهنگی بود.
استاد ساکایی متأهل بود و یک پسر و دو دختر از او برجای مانده است.
او باور داشت که بزرگترین میراثی که میتوان برای فرزندان گذاشت، نه ثروت مادی، بلکه فرهنگ، اخلاق و عشق به دانایی است. دوستان نزدیک او روایت میکنند که استاد حتی در فضای خانوادگی نیز اهل گفت وگو، شوخ طبعی و شعرخوانی بود. گاه شبها برای فرزندانش از شاهنامه و داستانهای کهن میخواند و از میان آنها درس پایداری، آزادگی و عدالت را بازگو میکرد. او به رغم رنج های بسیار از جنگ، مهاجرت و کمبودی های زندگی، هیچگاه روحیه اش را از دست نداد. شاگردانش از او به عنوان معلمی یاد میکنند که همیشه لبخند بر لب داشت و در برابر مشکلات میگفت: «علم اگر در سختی زاده شود، ماندگارتر است.»
در جمع همکاران، به خاطر دقت علمی، متانت گفتار، و صداقت در رفتار شناخته میشد. استاد هیچ گاه مقام و عنوان را برای خود هدف نمی دانست، بلکه آن را وسیلهای برای خدمت به مردم و ترویج فرهنگ میدید.
آثار و پژوهشها
شادروان استاد ساکایی از نویسندگان و محققان برجستۀ کشور بود که آثار ارزشمندی در زمینهی تاریخ، ادبیات و فرهنگ افغانستان از خود بهجا گذاشت.
از جمله میتوان به پژوهشهای او دربارۀ تاریخ بلخ، جغرافیای بغلان، نقد ادبی و بررسی آثار شاعران معاصر اشاره کرد.

او در دهۀ نود خورشیدی با برگزاری دو کنفرانس علمی با عنوان «میلاد کابل» نقش مهمی در ترویج پژوهشهای فرهنگی ایفا کرد و مقالۀ معروفش «ذکر کابل در شاهنامه» در همان همایش ارائه شد.
پوهاند ساکایی بیش از ۳۸ سال در دانشگاه کابل به تدریس تاریخ ادبیات و ادبیات حماسی پرداخت و در این مدت شش عنوان کتاب درسی برای دانشجویان تألیف کرد، از جمله:
الف. آثار چاپشده
۱. پژوهشها و تألیفات علمی
۱. آشتی در شاهنامه فردوسی و برخی حماسههای دیگر
پایاننامهٔ دورهٔ ماستری، چاپ اکادمی علوم افغانستان، کابل، ۱۳۶۹
۲. خوان هفتم (مجموعه شعر)
چاپ وزارت اطلاعات و کلتور (فرهنگ)، کابل، ۱۳۷۰
۳. پیشینهٔ تاریخی آموزش در کشور ما
چاپ مرکز مطالعات افغانستان، پشاور، ۱۳۷۸
۴. روضه شاه ولایتمآب
چاپ انجمن میراثهای فرهنگی افغانستان، پشاور، ۱۳۷۸
۵. خانوادههای گودرز و پیران، علمبرداران ایران و توران
پژوهشی تطبیقی در شاهنامهپژوهی، چاپ انتشارات الهدی، تهران، ۱۳۸۸
۶. پلههایی بر کاخ بلند
مجموعه مقالاتی دربارۀ شاهنامه و فردوسی، چاپ انتشارات سعید، کابل، ۱۳۸۸
(در بر دارندۀ بیستوسه مقالهٔ تخصصی در حوزهٔ شاهنامهپژوهی)
۷. تاریخ ادبیات فارسی دری (عصر مغول)
کتاب درسی، چاپ انتشارات حبیبالله حسیب، کابل، ۱۳۹۰
۸. نظم دُر دری (متون شعر حماسی)
کتاب درسی دانشگاهی، چاپ انتشارات سعید، کابل، ۱۳۹۱
(تا کنون سه بار تجدید چاپ شده است)
۹. در شناخت فردوسی و شاهنامه (فردوسیشناسی)
کتاب درسی دانشگاهی، چاپ انتشارات سعید، کابل، ۱۳۹۲
(تا کنون دو بار تجدید چاپ شده است)
۱۰. متون تاریخی در زبان فارسی دری
کتاب درسی برای دورهٔ ماستری، شامل متون کهن با واژهنامه و تحلیل سبکی
۱۱. متون تعلیمی در زبان فارسی دری
کتاب درسی برای دورهٔ ماستری، شامل گزیدههایی از متون اخلاقی و حکمی
۱۲. شهر رؤیاهای من، کابل
نثر تأملبرانگیز دربارهٔ تاریخ و هویت فرهنگی کابل؛ آمیزهای از خاطره، فرهنگ و ادب
۲. آثار آماده چاپ
۱. شرح برخی از بیتهای دشوار شاهنامه — پژوهش علمی برای ترفیع دانشگاهی
۲. تاریخ ادبیات افغانستان در عصر تیموریان — کتاب درسی برای دانشجویان ادبیات
۳. ادبیات تعلیمی در زبان فارسی دری — اثر آموزشی برای دورهٔ ماستری
۳. ترجمهها از زبان پشتو
۱. سقوط افغانستان — ترجمه از زبان پشتو، چاپ انتشارات دانش، پشاور، ۱۳۷۸
۲. زنبورداری — ترجمه از زبان پشتو، پشاور، ۱۳۷۹
۴. اهتمام بر آثار دیگران
به کوشش دکتور ساکایی، دو رسالۀ ارزشمند از استاد فقید پروفیسور جاوید نیز به چاپ رسید:
۱. کابل در آیینۀ تاریخ — چاپ انتشارات حبیبالله حسیب، کابل، ۱۳۹۱
۲. بامیان در باستان و در داستان — همان انتشارات، کابل، ۱۳۹۲
ب. پژوهشهای تخصصی و مقالات
پوهاند ساکایی دهها مقاله در مجلات علمی افغانستان، تاجیکستان، ایران، هند و سویدن منتشر کرد.
محورهای اصلی پژوهشهای او چنیناند:
• شاهنامهپژوهی و حماسهنگاری ملی: تحلیل عناصر فرهنگی و جغرافیایی افغانستان در شاهنامه و پیوند شاهنامه با هویت تاریخی خراسان.
• تاریخ فرهنگی بلخ و بغلان: پژوهشهای میدانی دربارۀ میراث فرهنگی شمال افغانستان و معرفی شاعران بومی.
• نقد ادبی و سبکشناسی: بررسی تطبیقی سبک خراسانی و سبک عراقی و بازتاب آن در شعر معاصر افغانستان.
• ادبیات معاصر افغانستان: تحلیل آثار خلیلالله خلیلی، واصف باختری، قهار عاصی و دیگر شاعران از منظر جامعهشناسی ادبیات.
• زنان و ادبیات حماسی: پژوهشهایی دربارهٔ نقش زن در شاهنامه و متون عرفانی.
برخی از مهمترین مقالات چاپشده او عبارتاند از:
۱. نکاتی چند دربارهٔ هزارههای ساکه – مجلۀ غرچستان، کابل، ۱۳۶۸
۲. سید اسماعیل بلخ – غرچستان، ۱۳۶۹
۳. پیران ویسه، شخصیت صلحجو و خردمند» – مجلۀ چاووش، پشاور، ۱۳۷۸
۴. درخت یا نردبان عرش – مجلۀ علمی دانشگاه کابل، ۱۳۸۵
۵. زن آفرینشگر موسیقی – مجلۀ هنرهای زیبا، دانشگاه کابل، ۱۳۸۵
۶. خشونت علیه زنان در بغلان – مجموعهٔ مقالات ویژهٔ خشونت علیه زنان، ۱۳۸۷
۷. کینخواهی در شاهنامه و کوشش گودرزیان – مجلۀ علمی اکادمی علوم تاجیکستان
۸. فردوسی و کاربرد اعداد در شاهنامه – مجلۀ دانشگاه دولتی آموزگاری تاجیکستان
۹. ذکر کابل در شاهنامه فردوسی – ارائه در سومین کنفرانس میلاد کابل، ۱۳۹۰
ج. فعالیتهای پژوهشی و دانشگاهی
پوهاند ساکایی در کنار تدریس، عضویت فعال در شورای علمی دانشگاه کابل، کمیسیون ارزیابی آثار علمی و برنامههای وزارت تحصیلات عالی داشت.
او در کنفرانسهای بینالمللی متعددی در ایران، تاجیکستان، هند و سویدن شرکت کرد و مقالات علمیاش در زمینههای زیر ارائه شدند:
• فردوسی و نامهای خاص در شاهنامه – کنگرۀ هزارۀ فردوسی، کابل
• شاهنامهخوانی در افغانستان – دومین هزارهٔ شاهنامه، تهران، ۱۳۹۰
• تحقیق بر متون قدیم زبان دری و ضرورت همکاری علمی افغانستان و ایران – دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ۱۳۸۲
• برداشتهایی از داستان دوازده رخ در شاهنامه – کنفرانس بینالمللی «هزارسال شاهنامه»، اوپسالا، سویدن، ۱۳۹۳
• بحثی دربارهٔ زادگاه ابوریحان بیرونی – جامعهٔ ملیهٔ اسلامیه، دهلی، هند، ۱۳۸۹
د. نقش در ترویج فرهنگ و مطالعات شهری
در دهۀ نود خورشیدی، استاد ساکایی بانی و برگزارکنندۀ دو کنفرانس علمی با عنوان «میلاد کابل» بود که پژوهشگران از سراسر کشور در آن گرد آمدند تا از منظر تاریخی و اسطورهای، کابل را در متون ادبی بررسی کنند.
مقالۀ مشهور او با عنوان «ذکر کابل در شاهنامه» در همین همایش ارائه شد و با استقبال گسترده روبهرو گردید.
هـ. پژوهش ناتمام
در سالهای پایانی عمر، استاد بر روی طرح پژوهشی بزرگ خود با عنوان «خراسان در آیینۀ ادب حماسی« کار میکرد؛ پروژهای که قرار بود تصویری جامع از حضور جغرافیای افغانستان در متون حماسی فارسی ارائه دهد.
این اثر ناتمام ماند، اما یادداشتها و طرحهای مقدماتی آن نزد خانواده و شاگردانش محفوظ است تا در آینده به چاپ برسد.
فعالیتهای فرهنگی در ایالات متحده
در سالهای اخیر زندگی، پوهاند ساکایی در ایالات متحده نیز دست از فعالیت فرهنگی برنداشت. او با همکاری شماری از فرهنگیان افغان، در تأسیس نهاد فرهنگی و اجتماعی «ابتکار گولدن بریج» (Golden Bridge Initiative) سهم گرفت و عضو هیئت رهبری آن بود. همچنین در انجمن ادبی «سُخَن» شرکت منظم داشت و سخنرانیهای ارزشمندی دربارۀ شاهنامه و حماسههای ملی ایراد میکرد. حتی در غربت، تا واپسین روزهای عمر، روح فرهنگی و دانشدوست او زنده و فعال بود.
درگذشت و یادبود
دکتر محمد یونس طغیان ساکایی در ۱۲ میزان سال ۱۴۰۴ خورشیدی پس از یک عمر خدمت علمی و فرهنگی، در اثر بیماری سرطان در بیمارستان استنفورد ایالت کالیفرنیای آمریکا چشم از جهان فروبست.

درگذشت او جامعهٔ علمی و فرهنگی افغانستان را در غم و اندوه فروبرد. استادان، شاگردان و دوستدارانش در کابل، بلخ، بغلان و در میان مهاجرین افغانستان در سراسر جهان یادش را با احترام گرامی داشتند.
