شفقنا افغانستان- حجتالاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری، عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) است. این استاد حوزه و دانشگاه در خصوص ضرورت گفت وگو میان عالمان شیعی و سنی در زمان حاضر معتقد است: مباحثات اندیشه ای و تعاملات بین مذهبی با هیچ روشی جز گفتگو قابل امکان و حل شدنی نیست؛ بخصوص که ما در کشورمان یک منطق و چارچوبی برای گفتگو داریم و این منطق برای ما آموزه های اسلامی و قرآنی است.
وی همچنین با بیان اینکه اقبال گفت وگوهای بین مذهبی در میان برخی از مراجع بزرگوار وجود دارد در عین حال برقراری این گفت وگو ها را منوط به اتخاذ تدابیر لازم از سوی مسولان اجرایی و رده های پایین تر حوزویان و اساتید دانشگاه می داند و می گوید: اگر مراجع بزرگوار ما در جریان کار قرار بگیرند این امید را داریم که با قدرت به صحنه بیاییم و شرایط گفتگو فراهم شود.
متن گفت وگوی کوتاه خبرنگار شفقنا با حجت الاسلام الویری به شرح زیر است:
*برخی معتقدند اختلافات میان اهل تشیع و تسنن خیلی عمیق نیست و آن اندازه که اشتراکات وجود دارد اختلافات چندانی وجود ندارد و برخی هم معتقدند نباید بعضا به اختلافات مذهبی دامن زده شود چرا که ممکن است همگرایی مذاهب را دچار خدشه کند و باعث بروز رفتارهای افراطی در هر دو سو گردد. با این وجود به نظر شما علمای اهل تشیع و اهل سنت چه وظایفی در قبال این تمایزات و اشتراکات دارند؟
الویری: اگر چه قلم برروی این اختلافات کم هست ولی عمیق نیست و تعبیر برجسته بودن تعبیر درست تری است. مثالی می زنم؛ در بعضی از مناطقی که آبهای لوله کشی وجود دارد و رسوباتی شکل گرفته است در محل چک آن آبهای رسوبی است که بعد از مدتی شبه قندیل های بزرگ و کوچکی شکل می گیرد، انسان را متعجب می کند که از آن آبی که نوشیده می شود به فاصله کمی چنین زائده بزرگی شکل گرفته است. لذا معتقدم این زائده یا همان اختلافات میان مذاهب اسلامی عمیق نیست اما برجسته شده است و به چشم می آید. مساله ای که در منطقه در حال حاضر با آن مواجه شده ایم. من دو عامل را برای این موضوع آنطور که دریافته ام می توانم بیان کنم. عامل اول این است که همگرایی مذهبی پیش از این در تاریخ مان یک امر کاملاً درونی بوده است. یعنی در درون جامعه اسلامی یک واژه ای بنام “واگرایی” وجود داشت که می بایستی آن را تبدیل به همگرایی کرد. اما این واقعیت قابل انکار نیست که امروزه، این مسئله واگرایی ریشه آن کاملاً درونی نیست. امروزه کسی هست که به مصلحت ما هم نمی اندیشد. ما مجموعه استعمار و سلطه جهانی را داریم که منافعش در این است ما پنجه برروی یکدیگر بکشیم و مشت هایی را که باید بر سر و روی او بکوبیم، بر سر و روی یکدیگر بکوبیم؛ این واقعیت را نباید انکار کرد. ریشه اندک این قصه، ریشه بیرونی است که مشکلات برجسته شده است و کسی هست که از این اختلافات سود می برد و آن را بصورت شاخص و برجسته نشان می دهد. عامل دوم یک نوع شتابزدگی و ناهماهنگی در سیاست های ما است که بایستی به شکل مناسبی تدبیر و حل شود. اگر ما برای مدیریت منطقه، فرض بفرمائید، این تعبیر را داشته باشیم که اقوام و طوایف بومی را مسلح کنیم و کار را به آنها بسپاریم و این ایده را داشته باشیم، حسب اینکه کدام افراد این فکر را دارند در معرض اداره این استان یا آن استان قرار بگیرند، این فکر غلبه پیدا می کند. در حالیکه در این موارد، بایستی یک سیاست واحدی باشد که به یک نقطه تعادلی برسیم و همه بر اساس آن حرکت کنند. چه این گروه باشد و یا گروه دیگر، چه این رویکرد باشد یا رویکرد دیگر، اما باید بدانیم نمی توان منافع ملی را مطابق سلائق مدیریتی، متزلزل کرد و در معرض تزلزل قرار داد. بنابراین عامل دوم این است که بعضا در سیاست گذاری های مان وحدت رویه و ثبات رویه نداریم که سبب شده است این اختلافی که به درستی به آن اشاره کردید، قلمرو آن محدودتر و کوچکتر از آن بشود.
* چگونه می توان همگرایی مذهبی را عمق بخشید؟
الویری: نکته ای که در همگرایی مذهبی وجود دارد، این است که باید در قلمروهایی که برخی مسایل در آن همگرایی بروز می کند مورد هدف قرار بگیرند. لزوما در این قلمروها شعائر دینی و همه احکام دینی بروز نمی یابند. مثلاً در زمان حج اعمال، بین همه ما مشترک است که این مساله می تواند قلمرو باشد چون مشترک است و با هم مشرف می شویم و اعمال حج را انجام می دهیم. اما در نماز وقتی اختلاف فقهی داریم و من شرعاً وظیفه دارم بر اساس فقه خود عمل کنم، بعنوان اجتهاد و تقلید لذا باید براساس فقه عمل کنم. اگر بر اساس فقه خود عمل نکنم، نماز من اصلاً پذیرفته نیست و همینطور عمل دینی من و لذا هیچ اصراری نباید به دیگر افرادی که از مذهب ما نیستند در پذیرفتن شعائر داشت و این یکی از مصادیق همگرایی است که آنرا ملاک قرار بدهیم. اما این قلمروها را چون دسته بندی نکرده اند و روشن ننموده اند، کج اندیشی هایی شکل گرفته است که برخی نیز تلاش می کنند این ها را برجسته کنند. من این کج اندیشی ها را نمی پسندم. بنابراین، این مسائل را با حوصله بیشتری باید مرور کرد و قلمروهای بروز همگرایی را مشخص ساخت و در جاهایی که توافق نیست اصراری بر آن نداشته باشیم.
*نظر به اینکه شهر قم به عنوان مرکز تولید علم تشیع در ایران محسوب می شود اما به نظر می رسد در برابر دیگر مذاهب اسلامی یا حتی ادیان مختلف کمتر شاهد گفت وگو، مراوده و دیالوگ میان عالمان و دانشمندان فرق، مذاهب و ادیان بوده است. به نظر شما آیا تقویت مراودات عالمان شیعی و سنی به عنوان مثال در شهری مانند قم با مرکزیت یک پایگاه مهم شیعی در جهان اسلام می تواند در کاهش برخی تنش های مذهبی موثر باشد؟
الویری: صددر صد کمک می کند اگر ما بپذیریم!
*آیا در این خصوص کم کاری نمی بینید؟
الویری: بله. اگر قبول کنیم و بپذیریم که هیچ راهی جز گفت گو وجود ندارد، این مساله را خواهیم پذیرفت. به اعتقاد من مباحثات اندیشه ای و تعاملات بین مذهبی با هیچ روشی جز با روش گفتگو قابل حل نیست؛ بخصوص که ما در کشورمان یک منطق و چارچوبی برای گفتگو داریم و این منطق برای ما آموزه های اسلامی و قرآنی است و در درجه بعد قانون اساسی کشور است که برای ما ترسیم شده است. یعنی چون چارچوب گفتگو مشخص است، هیچ راهی جز گفتگو وجود ندارد. اگر این اصل را پذیرفتیم طبعاً بدینگونه است که فضای گفتگو را هم فراهم آورده ایم. به هر اندازه که این گفتگو در سطوح بالا صورت بگیرد، پایداری آن هم بیشتر است. گفتگو در سطوح پایین اثر بخشی آن هم به همان اندازه است.
*با این وجود اگر به عنوان مثال مراجع عظام تقلید تشیع و علمای بزرگ اهل تسنن با یکدیگر دیدار و گفت وگو داشته باشند شاید بتواند در کاهش برخی افراطی گری ها به نام مذهب موثر واقع شود.
الویری: بله دقیقا! البته نمی گویم که اصلاً این مراودات نبوده است، بوده اما مشکلاتی هم وجود داشته است و این امر باید به گونه ای استمرار پیدا کند که نهادینه شود و ذهن مثل یک درخت که به میوه می رسد از طبعات و برکات آن بهره مند گردد. اینچنین گفتگوهایی بوده است. اما به مانند درختی که در زمین قرار داده شده و کاشته شده است، حتی آبیاری هم شده، اما به حال خود رها شده است و آن نتیجه مطلوب از آن به دست نیامده است. این کار حتماً لازم است و من هم قبول دارم. اگر هم در سطح پایین تر از مراجع صحبتی میان مذاهب و فرق انجام می کنیم، چاله هایی وجود دارد. در واقع این تدابیر لازم از سوی مسئولان اجرایی باید اندیشیده شود برای اینکه، مراجع بزرگوار بتوانند به اهمیت موضوع پی ببرند و هم در جریان این مباحث واقعی قرار بگیرند و صرفاً بر روی مباحث نظری تکیه نکنند، و در واقع نیازمند زحمتی است که رده های پایین تر بایستی بکشند. در این مورد من مراجع بزرگوار را به کم کاری متهم نمی کنم. اما، رده های پایین تر کوتاهی داشته اند و اگر مراجع بزرگوار ما در جریان کار قرار بگیرند ما این امید را داریم که با قدرت به صحنه بیاییم و دوستان شرایط گفتگو را فراهم کنند. انکار نمی کنیم که این اقبال در بین بعضی از مراجع بزرگوار وجود دارد، در بین برخی از علمای اهل سنت هم وجود دارد و حتی اگر احساس شود که بعضی از این گفتگو ها لازم نیست که رسانه ای شود، بحث ها می تواند وجود داشته باشند و بعد رسانه ای شوند، این هم هیچ اشکالی ندارد که این مراودات پنهان آغاز شود و بعداً این گفت و شنودها رسانه ای گردد که مردم از نزدیک این همدلی را که عالمان دینی همگی صفت اسلامی را دارند مشاهده کنند.
انتهای پیام
