شفقنا افغانستان- حمله عربستان و ائتلاف برای حمله به یمن سناریوی خردمندانهای نبود و برخلاف تصور طراحان تجاوز نتوانست یک شبه این کشور را به حوزه نفوذ سعودیها بازگرداند. ارتشهای عربستان و چند کشور عربی دیگر پس از حدود دو ماه تهاجم هوایی از رسیدن به دو هدفی که سهل الوصول میپنداشتند باز ماندند. نه انصارالله یمن میدان را خالی کرده و نه عبدربه منصور هادی، رئیس جمهوری مستعفی، به قدرت بازگشته است. علاوه بر این، اشتباه محاسباتی ریاض در حمله به یمن وضعیت انسانی بغرنجی را در مناطق جنگ زده به وجود آورده که گرفتار سکوت خبری غرب شده است. برای واکاوی علل و نتایج جنگ علیه یمن با محمد القبلی عضو شورای سیاستگذاری انصارالله یمن به گفتوگو نشسته ایم که از نظر خوانندگان گرامی میگذرد.
مشروح این گفت وگو را به نقل از روزنامه ایران می خوانید.
عبدالعزیز مؤسس عربستان سعودی به فرزندانش وصیت کرده بود هرگز نفوذ بر یمن را از دست ندهند. آیا فکر میکنید یمن اسیر خواست عبدالعزیز شده است؟
مشکل دیپلماسی عربستان با یمن این است که نمیتواند با ملت و مردم یمن روابطی انسانی و براساس عدالت داشته باشد؛ بلکه روابط خود را با یمن بر مبنای ارتباط با مراکز فاسد موجود در حکومت قرار داده است تا امورش براحتی و مطابق با مصالحش باشد. از سویی دیگر روابطش را براساس ترویج افراطگری گسترش میدهد؛ تفکری که در نهایت منجر به قتل وکشتار میشود. هدف نهایی آنها خدمت به اسرائیل است.
به نظر میرسد برخورد عربستان با یمن برخوردی از سر ترس است و احساس خطر میکند که اگر یمن به صلح و آرامش برسد و تواناییهای آن شکوفا شود و پیشرفت کند؛ چه بسا برای آنان خطرناک باشد؛ مخصوصاً که یمن کشوری دموکراتیک و جمهوری است؛ و عربستانیها نمیخواهند ملتشان به این نتیجه برسد که حکومت جمهوری بهتر از حکومت پادشاهی است. بلکه برعکس خواهان آن هستند که ملت یمن یک نمونه بد و ناموفق از نظر ملت عربستان باشد. به همین دلیل است که اقدام به کاشت بذر نفاق و فتنه در بین قبایل و حمایت مالی القاعده کرده و اقدام به حمایت از مراکز فسادی میکنند که در راستای پریشانی افکار سیاسی ملتها باشد.
در سالهای منتهی به سال 1962 عربستانیها حامی نظام حاکمان زیدی و مخالف جمهوریخواهان بودند. اگر مسأله مذهبی بود طبیعتاً باید آل سعود از پایان آن نظام خرسند میبود. اما امروز با انصارالله و حوثیهای زیدی از در مخالفت در آمده است. علت اصلی حمله به یمن چیست؟ آیا یمن قربانی جنگ قدرت در داخل عربستان شده یا نگرانی سعودیها از مسائل مختلف منطقهای از جمله مسأله هستهای ایران عامل این جنگ است؟
اولاً در رابطه با خود یمنیها باید بگویم که به هیچ وجه مشکلی در میان آنان از نظر دینی وجود ندارد. در یمن زیدی و شافعی، همه با هم به صورت مسالمتآمیز زندگی کردهاند و هیچگاه میان آنان نزاع و یا اختلافی بر اساس مذهب نبوده است. حتی در نبود حکومت، هم و غم تمام قبایل سنی و شیعی برای تأمین و حفظ زندگی مردم و کمک به مظلوم در برابر ظالم است.
هیچ مشکل طایفهای یا منطقهای در یمن وجود ندارد و جنوبیها اتحاد بیشتری از شمالیها دارند. در حقیقت این حکومت بود که اقدام به کاشت بذر نفاق و اختلاف میکرد. جمال بن عمر نماینده سابق سازمان ملل ناظر بر گفتوگوی مثبت ما بود که به وضوح و با صراحت در برابر رسانههای گروهی درباره آن صحبت میکرد. بزودی این گفتوگوها خبر از یک تفاهم درباره مشخص شدن مرحله انتقالی خواهد داد؛ مرحلهای که در رابطه با انتخابات آزاد و سالمی است که اتحاد ملت و آینده کشوری واحد را با توجه به انتخابات رقم میزند. ولی تجاوز عربستان برای از بین بردن تلاشهای بینالمللی صورت میپذیرد. عربستان خواهان صلح و آرامش یمن نیست بلکه میخواهد یمن به عنوان الگوی بدی برای ملت عربستان باشد تا این خانواده سلطنتی به روش مناسب برای خودش بدون قانون باشد.
چرا انصارالله وارد جنگ تمام عیار نشد و آرایش چریکی خود را حفظ کرد و به شکل جنگ کلاسیک جواب ندادند؟
انصارالله، ارتش و نیروهای امنیتی موفقیت بزرگی را در یمن کسب کردند که توانستند بر اختلافات داخلی غلبه کنند و با آنچه القاعده نامیده میشود و ستون وابسته به عربستان است رو در رو قرار گیرند. در حال حاضر بسیاری از استانها تحت سیطره و نفوذ نیروهای یمنی است که این پیروزی بزرگی به شمار میآید. همچنین داشتن صبر در این برهه زمانی منجر به از هم پاشیدن اتحاد دشمنان یمن میشود چرا که وقتی ظلم عاملان این تجاوزها آشکار شود شروع به موضعگیری علیه آن میکنند. بسیاری از کشورها مثل مصر و اردن و دیگران که در این تجاوز شرکت کردند، جرأت طرح موضوع حمله را در پارلمانهای خود نداشتند. چرا که میدانند، ملت آنان با آنان موافق نیست. بنابراین از تصمیم ملتهای خود میترسند. اگر صبر پیشه کنیم، واقعیت مشخص خواهد شد و حاکمان کشورها در تنگنا قرار میگیرند. ما در انتظار هجوم و تجاوز زمینی هستیم تا پاسخ آنها را بدهیم.
در اینکه کلیت حمله به نفع اسرائیل است هیچ بحثی نیست ولی سند یا شاهدی مبنی بر اینکه اسرائیل در یمن دخالت دارد، چه به صورت مشاوره یا نیروی نظامی، در دست هست؟
روزنامههای اسرائیلی پر از مقالههایی است که تجاوز عربستان را تأیید میکند و درباره قدرت انصارالله در یمن برای اسرائیل اعلام خطر میکند. هواپیمایی که بمبها را بر روی یمنیها میریزد قابلیت تخریب و کشتار جمعی دارد. این هواپیماها در امریکا ساخته شده و در اسرائیل مونتاژ شده است. همچنین هواپیمای دیگری که از نوع بوئینگ بوده و بمبها را بر سر یمنیها میریخت، هواپیمای اسرائیلی است. این موارد چیزهایی است که در روزنامههای امریکایی هم نوشته شده است و خود دلیل کافی برای دخالت اسرائیلیها است. اسرائیلیها به دنبال آن هستند تا بتوانند با درگیر کردن عربستان برای جنگ با منطقه و همسایگان یک دشمنی عربی – عربی را به وجود بیاورند تا منجر به فروپاشی اتحاد عربی به نفع اسرائیل شود.اما زمانی که عربستان در برابر ملتهای کشورهای مجاور خود منفور شود نیاز به یک پناهگاه و حامی خواهد داشت. در آن زمان ریاض مجبور میشود، به دامان امریکا پناه ببرد و در دامان آن قرار بگیرد. با توجه به این وابستگی اسرائیل از سوی عربستانیها در امنیت قرار میگیرد چرا که دیگر عربستان یک عامل فشار برای آزادی فلسطین نخواهد بود. بلکه یک عامل مشوق برای اسرائیل است تا به نفوذ و اشغالگری در فلسطین ادامه دهد. این چیزی است که طی روزهای گذشته با اشغال مسجد الاقصی شاهد آن بودیم در حالی که عربستان به هیچ وجه آن را محکوم نکرد. تاکنون اجازه ساخت حدود 900 واحد برای شهرکنشینان در فلسطین اشغالی از سوی اسرائیل صادر شده که حتی سازمان ملل با آن مخالف است. عربستان این توانایی را دارد که از امکانات خود برای اتحاد آرای بینالمللی استفاده کند و در شورای امنیت آنچه را برای یمن رخ داد، ضد اسرائیل هم ایجاد کند. لیکن عربستان این چنین عمل نکرد و این یکی از دستاوردهای اسرائیل است.
در حال حاضر در یمن سه گروه عمده وجود دارد: یک گروه جداییطلب در جنوب، یک گروه حامی عبدربه منصور هادی که متمایل به عربستان است؛ و یک گروه انصارالله و متحدانش که خواهان سهم منصفانه از قدرت هستند. چه راه حلی میتواند این سه گروه را کنار هم نشانده و همزیستی آنها را تضمین کند؟
به نظر من گفتوگوهایی برقرار است و نتایج آن از سوی تمام گروههای یمنی مورد قبول است. فقط به تنظیم و هماهنگسازی نیاز است ولی دخالتهای عربستان سعودی نمیگذارد چنین اتفاقی رخ دهد چرا که آنان خواهان تجزیه یمن و فقیر ماندن آن هستند. این همان چیزی است که حکومتهای گذشته انجام دادند. ولی انصارالله و گروههای مردمی و ارتش و نیروهای امنیتی در برابر آن مقاومت کردند. هنگامی که حکومت خواست تفرقههای امنیتی و سیاسی ایجاد کند انصارالله و ارتش و نیروهای امنیتی توانستند امنیت و استقلال را برقرار کنند. در این رابطه یک اجماع ملی وجود دارد همچنان که اجماع نظری در رابطه با خواستهها و حقوق ملت هست.
کسانی که علیه ارتش و امنیت یمن عمل میکنند، ستون پنجمی هستند که با پول خریداری شدهاند. آنان نمیتوانند مدت زمان طولانی در میدان حضور داشته باشند. نمونه بارز آن بسیاری از افرادی هستند که از مناطق جنگی فرار کردند، درست مثل القاعده. القاعده در نقاطی از عربستان با حمایت مالی سعودیها و بر اساس تفکر سعودی پرورش یافته اما از میدان نبرد گریخت. اینان گروههای تکفیری هستند که به قتل و کشتار هر آن کس که موافق با آنان نباشد، فتوا میدهند و تبدیل به بمبهای ساعتی و متحرکی میشوند که مسلمانان بیگناه عرب را مورد هدف قرار میدهند. این تفکری است که در خدمت اسرائیلیهاست و وجهه اسلام را تخریب میکند.مورد دیگری که به مسلمانان لطمه بیشتری میزند اختلاف داخلی است؛ بویژه در رابطه با جبهه واحد ضد اسرائیلی. ما مسلمانان باید به مسأله فلسطین به عنوان قضیه اصلی خود و به دور از تفکر مذهبی سنی و شیعه نگاه کنیم. هر آنچه در قدس رخ میدهد برای هر مسلمانی مهم است. صهیونیستها قاتل و اشغالگر هستند و براحتی حرمتها را زیر پا نهاده و خونریزی میکنند. از این رو، ما با آنان دشمنی میکنیم.
دیدگاه شما درباره مذاکراتی که ریاض میزبان آن است چیست؟
به نظر من غیر منطقی است کسی که خود قاتل است همزمان واسطه صلح باشد.
مسأله محوری در حال حاضر منصور هادی است. او میخواهد به یمن و قدرت برگردد و انصارالله مخالف اوست. تا این مسأله حل نشود احتمالاً جنگ ادامه خواهد داشت؟ چطور میخواهید این گره را باز کنید؟ آیا یکی از طرفین بر سر این قضیه کوتاه میآید؟
درباره عبدربه منصور هادی باید بگویم ملت و حتی حزبش او را رد کردند. یمن یک کشور قانونمند است و قانون اساسی آن تصریح کرده حکومت در مالکیت ملت است. در نهایت مشروع بودن آن وابسته به ملت است. باید در اسرع وقت انتخاباتی در آن صورت بپذیرد تا ملت مشخص کند چه کسی حاکم بر یمن است. اما هر آن کس که از خارج بیاید، بدان معنی است که این اعمال فشار و زور بر ملت است که به واسطه اسلحه صورت میپذیرد. در این میان حقیرترین مردم افرادی هستند که به اشغالگران برای سلطه بر کشورشان کمک میکنند.
مهمترین طرحی که برای صلح و امنیت یمن در حال بررسی است چیست و متعلق به کجاست و چه کسانی روی آن کار میکنند؟ تلاش کشورهایی مثل عمان و ایران که طرحهای صلح ارائه کردند چه نتیجهای دربرداشت؟
به نظر من یک طرح علنی وجود ندارد ولی تلاشهایی برای وساطت صورت میپذیرد. ایرانیها فعلاً طرحی را ارائه کردهاند که مبتنی بر یک حکومت وحدت ملی و توقف تجاوز است. عمانیها سعی در نزدیک کردن نظرات به همدیگر داشتند ولی هیچ طرحی ارائه ندادند و روسیه نیز تلاشهایی برای برقراری آرامش انجام داده است.
علی عبدالله صالح قبلاً با حوثیها چند بار جنگ کرد، اما هفته گذشته رسماً اعلام کرد متحد حوثی هاست. موضع واقعی وی چیست؟
روابط انصارالله با دیگران بر اساس گفتوگو است. موضوعی که در اینجا اهمیت دارد ایجاد یک گروه انتقالی عدالتخواه و تنظیم رابطهاش با دیگران بر اساس گفتوگو است. در مورد عربستان نیز آنان خود روابطشان را در برابر او تغییر دادند. من فکر میکنم که این دیگر مطابق با مصالحشان نبود.
انتهای پیام
