شفقنا افغانستان- گرمای این روزهای زمستانی هم نتوانسته یخ روابط قدرت های خاورمیانه را آب کند. سال هاست قلب زمین زخم خورده از جنگ های پیاپی است و هر روز لشکر ناامیدان این منطقه بزرگ تر می شود. بحران پشت بحران. جنگ پشت جنگ و انگار فرصت فکر کردن در این میدان جنگ بزرگ از همه گرفته شده است. دلیل این همه بحران و جنگ و کشمکش چیست؟ این موضوع را با دکتر مراد کاویانی راد، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه خوارزمی به بحث گذاشتیم.

این پژوهشگر امور بین الملل که با نگاه ژئوپلیتیکی، منطقه، جهان و روابط حاکم در آن را ارزیابی می کند، تسلط اندیشه ژئوپلیتیک سنتی و نه ژئوپلیتیک مدرن را عامل تداوم بسیاری از بحران های موجود می داند و معتقد است که تا وقتی ایران و عربستان، قلمروهای همدیگر را به رسمیت نشناسند، شاهد بروز جنگ های منطقه ای یا نیابتی در منطقه خواهیم بود.
او با استناد به نگاه ژئوپلیتیکی ها، خاورمیانه را در قالب کشورهای جنوب غربی آسیا تعریف می کند و در تحلیل مسایل آن نیز بر نقش ویژه ایران و عربستان و نیز ترکیه به عنوان قدرت های این منطقه تأکید می کند و می گوید که حداقل در طول یک و نیم دهه اخیر بخشی از بی ثباتی های خاورمیانه ناشی از هماوردی های ژئوپلیتیکی است که بین ایران و عربستان وجود داشته است یعنی در تشدید بحران های منطقه ای، این دو کشور به واسطه وزن ژئوپلیتیک بالایی که داشتند، اثرگذار ظاهر شدند و این در کلیت خود به بی ثباتی خاورمیانه کمک کرده است.
کاویانی راد درباره اولویت بندی عوامل اثرگذار در جنگ های خاورمیانه، عوامل درونی و داخلی و به عبارتی علت وجودی این کشورها و ناکارآمدی نظام های سیاسی در بعد داخلی را به عنوان اثرگذارترین عامل در تداوم بحران و تشدید آن معرفی می کند و خود این نظام های سیاسی و ویژگی های درونی این کشورها را در بروز وضعیت موجود، موثرتر از نقش آفرینی عناصر بین المللی و قدرت های منطقه ای می داند.
او درباره سوریه با اطمینان می گوید که حداقل تا دو سال آینده بشار اسد همچنان حاکم سوریه خواهد بود.
مشروح گفت وگوی شفقنا با دکتر کاویانی راد درباره دلایل و ریشه های تداوم جنگ در خاورمیانه و راه های برون رفت از این وضعیت را بخوانید:
*خاورمیانه پس از جنگ دوم جهانی، روی آرامش ندیده و همواره با جنگ ها و بحران هایی دست به گریبان بوده است؛ تحلیلگران ریشه های متفاوتی برای این موضوع برشمرده اند. دلایل و ریشه های تداوم جنگ در خاورمیانه را چگونه تحلیل می کنید و کانونی ترین دلیل تداوم جنگ در خاورمیانه را چه می بینید؟
کاویانی راد: محدوده ای که تحت عنوان خاورمیانه از آن یاد می کنیم، محدوده ای است که به طور عمده تعریف جغرافیایی خاصی در آن وجود ندارد. زمانی که گفته می شود خاورمیانه، خاور یا شرق معمولا نسبت به اروپا سنجیده می شود بنابراین نوعی نگرش اروپامحوری در این واژه وجود دارد که اروپا و غرب، خود را محور می داند و براساس موقعیت و جایگاهی که در آن قرار گرفته است، دنیا را به خاور نزدیک، میانه و دور تقسیم می کند. به طور مشخص و از منظر ژئوپلیتیک عمدتا محدوده ای که مدنظر ماست، تحت عنوان جنوب غرب آسیا یاد می شود. در این حوزه نیز دو نوع نگرش وجود دارد. یکی نگاه کشورهای عربی است؛ آنها برای اینکه بتوانند وزن ژئوپلیتیک خود را در مناسبات جهانی و منطقه ای، بیش از آن که هست، نشان دهند علاقه مند هستند خاورمیانه را با شمال آفریقا تعریف کنند. آن هم تقریبا از اقیانوس اطلس شروع و تا خلیج فارس کشیده می شود و طبیعی است که این برای جهان عرب خوشایندتر است تا اینکه بخواهد خود را محدود به چند کشور خاورمیانه کند. بعد نیز همان نگاه اروپایی است که وجود دارد و در ادبیات موجود، نقش آفرین بوده است، اما به طور مشخص آنچه در ژئوپلیتیک مدنظر است، تحت عنوان جنوب غرب آسیا خوانده می شود. اگر پرسش شما این باشد که چه عاملی باعث شده است که این منطقه در طول چند دهه اخیر یا به عبارتی از جنگ جهانی دوم به بعد یکی از مناطق شکننده و بحرانی باشد، واقعیت این است که در حوزه مسایل انسانی و سیاسی نمی توان به یک مساله خاص اشاره کرد. عواملی که وجود دارند با هم رابطه علی و معلولی دارند و در عین حال که علت هستند، خود نیز منشأ یکسری معلول های دیگری هستند.
باید توجه کرد که شکل گیری عمده کشورهایی که در این منطقه قرار گرفته اند، بیش از اینکه محصول اراده ملت ها باشند، محصول اراده و منافع قدرت های جهانی و فرامنطقه ای بوده اند، بنابراین در بسیاری از این کشورها ملتی شکل نگرفته بود که بخواهد براساس آن ملت، کشوری شکل گرفته باشد و بعد بخواهد به نقش آفرینی ملی در عرصه مناسبات داخلی و خارجی بپردازد. واقعیت این است که ما ملتی به نام عراق یا سوریه نداشته ایم و مرزهای هر دو این کشورها تحمیلی هستند و از قرارداد سایکس-پیکو به بعد این کشورها شکل گرفته اند، اما از آن زمان تا به امروز اتفاقاتی رخ داده است که در بی ثبات کردن منطقه اثرگذار بوده است.
*چه مسایلی از قرارداد سایکس-پیکو به بعد در بی ثبات کردن منطقه اثرگذار بوده است؟
کاویانی راد: یک اینکه بسیاری از این کشورها از نظر جمعیتی همگن نیستند و اقوام، زبان ها و حتی مذاهب مختلفی در این کشورها وجود دارد و این تنوع مانع از این شده است که این کشورها بتوانند به نوعی همبستگی ملی و پیوستگی سرزمینی برسند. زمانی که این کشورها شکل گرفتند، به طور مشخص، اولین دغدغه آنها حفظ همبستگی ملی و پیوستگی سرزمینی بود. آنها خود نیز می دانستند شکل گیری این کشورها محصول ملت ها نبوده است، ناگزیر مجبور شدند به خلق ایدئولوژی روی آوردند؛ ایدئولوژی ای که بتواند با ویژگی های فرهنگی کشورهایی که در راس آن قرار گرفته اند، هماهنگی داشته باشد، اما به هر شکلی که این ایدئولوژی تعریف می شد، گروه هایی از این جمعیتی که مذهبی یا قومی بودند، از چتر ایدئولوژی بیرون می ماندند. در اثر چنین وضعیتی به درصد قابل توجهی از جمعیت ها نوعی حس طردشدگی دست می داد چرا که در قالب کشوری تعریف شده بودند که با توجه به جمعیت غالب و ایدئولوژی حاکم، این افراد جایگاهی در این کشور ندارند. از آن زمان تا به امروز در بسیاری از این کشورها بیشترین رخدادها در قالب ناحیه گرایی، جنبش های قومی، زبانی و مذهبی در مناطقی که کمترین قرابت هویتی را با بخش مرکزی داشته اند، شکل گرفته است. بر این اساس باید به طور مشخص به پیدایش این کشورها به عنوان اولین عامل اشاره کرد؛ کشورهایی که علت وجود آنها بیش از آنکه محصول اراده ملت یا اکثر کسانی باشد که در آن کشور زندگی می کنند، محصول منافع استعمار بود که این اتفاق در آنجا رخ داد.
دو اینکه بسیاری از این کشورها در بعد داخلی، نظام های سیاسی غیردموکراتیک دارند و در آنجا اساسا ملت ها نقش آفرینی چندانی در مناسبات داخلی ندارند. به طور مثال ما در برخی از این کشورها ریاست جمهوری های موروثی داریم، در حالی که ریاست جمهوری مقامی انتخابی است که براساس اراده و رای مردم و طی یک دوره مشخص زمانی انتخاب می شود تا گردش نخبگان اتفاق بیفتد بنابراین در این کشورها اغلب گردش نخبگانی رخ نمی دهد.
موضوع مطرح دیگر، بحث مناسباتی است که بین کشورهای این مناطق وجود دارد. به طور مشخص، ایدئولوژی حاکم بر این کشورها در حوزه مذهب، زبان و قومیت، بزرگترین نقش را در جهت دهی به سیاست خارجی کشورها حداقل در محدوده خاورمیانه داشته است. به طور مشخص ابتدا از کشور خود شروع می کنیم. نظام جمهوری اسلامی ایران با محوریت ولایت فقیه برخاسته از آموزه های شیعی است و این آموزه های شیعی در قالب قانون اساسی ما هم انعکاس پیدا کرده است. در متن قانون اساسی ایران، حداقل دو عامل به طور مشخص در پیوند با خاورمیانه قرار می گیرد. یک؛ حمایت از گروه های شیعی که در منطقه وجود دارند، ایران این گروه ها را در قلمرو خود تعریف می کند و در این محدوده ها از جمله جنوب عراق و همچنین جنوب لبنان شروع به نقش آفرینی می کند. این مناطق، محدوده هایی هستند که براساس تعریفی که جمهوری اسلامی ایران از علت وجودی خود به دست داده است، در آنجا به نقش آفرینی می پردازند. درباره ترکیه نیز باید گفت که دو عامل ترک بودن و مساله اقتصاد در جهت دهی به سیاست خارجی ترکیه فوق العاده اثرگذار بوده است. عنصر بعدی که در ترکیه بسیار اثرگذار بوده، اکثریت قابل توجه کردی است که تقریبا در طول پنج دهه اخیر بیشترین تعارض را با حاکمیت ترکیه داشته اند و بیشترین بی ثباتی در شرق این کشور با اکثر جمعیت کرد، اتفاق افتاده است. همین امروز هم ترکیه بیشترین حساسیت را در پیوند با کردها دارد؛ حال می خواهد کردهای داخل کشور، سوریه یا عراق باشد بنابراین نقش بسیار موثری تحت عنوان عنصر کرد در جهت دهی به تحولات خاورمیانه بویژه در پیوند با سیاست خارجی ترکیه وجود دارد. درباره عربستان نیز نوعی سلفی گری به طور مشخص در جهت دهی به سیاست خارجی آن اثرگذار بوده است. این کشور پول کلانی هم به واسطه درآمدهای نفتی کسب کرده است که به عربستان برای دامن زدن به این سیاست کمک کرده است. از آنجایی که رویکرد سلفی گری با بسیاری از واقعیت های موجود در منطقه هماهنگی ندارد، بخش عمده ای از بی ثباتی های منطقه تابع افکاری است که عربستان، خاستگاه و منشأ صدور آنهاست. در نتیجه شاهد شکل گیری گروه هایی هستیم که در محترمانه ترین حالت، تحت عنوان جریان های تندرو از آنها یاد می شود، اما به طور مشخص خاستگاه فکری و حتی حامیان مالی گروه هایی مثل داعش، القاعده و بسیاری گروه های فعال در سوریه ریشه در عربستان دارد. حتی اگر حاکمیت عربستان نیز پشت سر آن نباشد بسیاری از سرمایه داران عرب تبار عربستانی و همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس از این جریان ها حمایت می کنند. این در سطح منطقه بود.
* در مقیاس جهانی چطور؟
کاویانی راد: در سطح جهانی نیز خاورمیانه چند مشخصه دارد که زمینه را برای نقش آفرینی کشورهای دیگر فراهم می کند. منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس در این محدوده واقع شده است که بزرگترین دارنده منابع هیدروکربنی و نفت و گاز دنیاست. با توجه به اینکه صنعت اساسا وابسته به انرژی است بنابراین اگر هر کشوری از قدرت های جهانی بتواند به نوعی کنترل انرژی را در اختیار بگیرد، می تواند در تعامل با رقبا دست برتر را داشته باشد. به همین دلیل خاورمیانه بویژه خلیج فارس در کانون توجهات ایالات متحده بعد از انگلستان قرار گرفته است. بعد از آن هم خود روسیه است. روسیه نیز بازیگری است که حداقل در زمان شوروی به طور مشخص با عراق و نیز سوریه تعامل گسترده ای داشت و نظام های سیاسی آنها به شدت متأثر از ایدئولوژی برخاسته از آن کشور بود. عراق که به نوعی از قلمرو روسیه خارج شده است، اما سوریه به واسطه اینکه چند تا از بندرهای خود را به روس ها داده بود و به نوعی کانون نقش آفرین روس ها در خارج از مرزهای آنها محسوب می شوند، برای روس ها دارای اهمیت هستند. به همین خاطر شاهد هستیم که روس ها نمی خواهند سوریه را به سادگی از دست دهند و حداقل تا امروز نقش بسیار جدی در بازگشت مجدد آقای بشار اسد داشته اند. در زمانی واقعا این احساس به وجود آمد که بشار اسد رفتنی است، اما با حمایت جدی نیروی هوایی روسیه حتی توانستند قلمرو خود را گسترش دهند و این انتظار نیز می رود که در چند وقت آینده نیز موفقیت های بیشتری را در پناه حمایت هایی که روسیه از آنها به عمل می آورد، گسترش دهند و احتمال می رود که در مناسباتی که در قالب مذاکرات در حال انجام است، دست برتر و بالاتر را داشته باشند.
به همین دلیل وقتی راجع به تحولات خاورمیانه بحث می کنیم، مشاهده می شود که در هم تنیدگی مقیاس های محلی، ملی، منطقه ای و حتی جهانی در جهت دهی به تحولات خاورمیانه بسیار اثرگذار ظاهر شده است. از آنجایی که کشورهای قرار گرفته در پیوند مقیاس ها دارای منافعی متعارض هستند، شاهد بی ثباتی و تداوم این بی ثباتی ها در خاورمیانه هستیم.
*کلاف در هم پیچیده ای از عوامل را برای دلیل تداوم جنگ در خاورمیانه ذکر کردید، چه اتفاقی رخ می دهد که نفت که در زبان دیپلماسی به معنای ثروت است و همینطور موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه این منطقه، برای آن به جای فرصت به عنوان تهدید عمل می کند و این فرصت ها در خاورمیانه اغلب به تهدید تبدیل شده است؟
کاویانی راد: بخش عمده ای از تحولاتی که در خاورمیانه در حال رخ دادن است و بخش عمده ای از مواردی که ثروت این کشورها در آنجا صرف می شود، الزاما تابع منافع ملی این کشورها نیست.
*چرا؟
کاویانی راد: چون بخش عمده ای از منافع ملی کشورها در پیوند با منافع اقتصادی کشورها قرار می گیرد. به طور مثال کشور خود ما، کشوری است که بخش عمده ای از صادرات، واردات و اقتصادش پیوند چندانی با کشورهای خاورمیانه ندارد و عمدتا یا با جنوب شرق آسیا یا با اروپا است. در حالی که بخش عمده ای از توجهات جمهوری اسلامی ایران معطوف به منطقه جنوب غرب آسیا شده است. دلیل آن نیز تابع چند عامل است. یک، تعریفی که نخبگان از ماهیت جمهوری اسلامی ایران به دست می دهند. دو، رویکردهایی از جمله حمایت از جنبش های آزادی بخش و حمایت از قلمروهای شیعه نشین که قانون اساسی ایران در قالب آن تعریف شده است. اگر مبنای صحبتم را صحبت های رهبری در عید فطر امسال قرار دهم؛ ایشان به طور مشخص به کشورهای بحرین، عراق، لبنان، سوریه و یمن اشاره کرد. این کشورها محدوده هایی هستند که به نوعی در قلمرو نفوذ جمهوری اسلامی ایران قرار دارند و در عوض کشورهایی هستند که اساسا جایگاهی در اقتصاد ایران ندارند. به طور سنتی هم یک نوع هماوردی و رقابت بین ایران و عربستان وجود داشته است. عربستان، مناطقی که به طور مشخص مقام معظم رهبری به آنها اشاره کرد، قلمرو خود می داند و هرگونه حضور و نقش آفرینی ایران در این محدوده ها را تهدید علیه خود قلمداد می کند. بحرین در همسایگی عربستان، یمن در جنوب این کشور و عراق و سوریه نیز در شمال این کشور قرار گرفته اند بنابراین عربستان نسبت به کشور ما احساس تهدید می کند. جمهوری اسلامی ایران هم با توجه به تکلیفی که برای خود تعریف کرده است، تاکنون در این محدوده به نقش آفرینی پرداخته است و عربستان هم کشوری است که نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در این محدوده را در تعارض با منافع ایدئولوژیک و حتی تمامیت سرزمینی خود می داند. به همین خاطر از هر فرصتی برای ضربه زدن و آسیب پذیر کردن منافع و امنیت ملی ما استفاده خواهد کرد. باید به یاد داشت که مناسبات قدرت، طیفی از همزیستی، همکاری، تنش، رقابت، کشمکش و جنگ است. در خاورمیانه به واسطه تسلط اندیشه ژئوپلیتیک سنتی و نه ژئوپلیتیک مدرن، شاهد تداوم بسیاری از بحران های موجود هستیم. به جرأت می توان گفت که تا زمانی که ایران و عربستان، قلمروهای همدیگر را به رسمیت نشناسند، به زودی بخش عمده بحران های موجود در خاورمیانه فروکش نخواهد کرد بنابراین نوعی الزام ژئوپلیتیک در نهایت این دو کشور را در جایگاهی قرار خواهد داد که قلمرو همدیگر را بپذیرند و تا زمانی که قلمرو همدیگر را نپذیرفته اند، شاهد بروز جنگ های منطقه ای یا نیابتی خواهیم بود. بر این اساس عربستان در این مدت بویژه در زمانی که برجام در حال نهایی شدن بود و بعد از اتفاقاتی که برای سفارت و کنسولگری این کشور در ایران افتاد، بهترین فرصت را به دست آورد تا بتواند جمهوری اسلامی ایران را در موضع تدافعی قرار دهد. در حقیقت در بخش هایی از کشورهای اسلامی نیز واقعا موفق بود و توانست نوعی همراهی کشورهای عربی و اسلامی را با خود داشته باشد.
*شما کاهش بحران های خاورمیانه را در به رسمیت شناختن قلمرو همدیگر توسط ایران و عربستان دانستید. با توجه به دلایل گسترده و عمیقی که برای تداوم بحران در خاورمیانه نام بردید، این موضوع، نگاهی به برون رفت از بحران در کوتاه مدت و مقطع زمانی محدودی است؟
کاویانی راد: حداقل در طول یک و نیم دهه اخیر بخشی از بی ثباتی های خاورمیانه ناشی از هماوردی های ژئوپلیتیکی است که بین ایران و عربستان وجود داشته است یعنی در تشدید بحران های منطقه ای، این دو کشور به واسطه وزن ژئوپلیتیک بالایی که داشتند، اثرگذار ظاهر شدند و این در کلیت خود به بی ثباتی خاورمیانه کمک کرده است. هر چند می توان گفت جمهوری اسلامی ایران بعد از برجام تلاش بسیاری کرد که رویکرد عاقلانه تری در ارتباط با عربستان در پیش بگیرد، اما عربستان در این مدت سعی کرد از حمله به سفارتش در ایران نهایت استفاده را به عمل آورد و در حوزه هایی نیز موفق بود و توانست همراهی بسیاری از کشورهای عربی، قطع رابطه برخی از کشورهای عربی و محکومیت جمهوری اسلامی ایران را نیز از این کشورها به دست آورد، اما واقعیت این است که این محکومیت ها الزاما کمکی به حل مساله خاورمیانه نخواهد کرد و مسوولان دو کشور ناگزیر هستند که روزی نه چندان دور با هم بنشینند و در خصوص مسایل موجود در منطقه صحبت کنند. بر این اساس تداوم تنش بین این دو کشور بر بی ثباتی های موجود دامن خواهد زد و هزینه های امنیتی را افزایش خواهد داد.
*همانطور که اشاره کردید بعد از ماجرایی که برای سفارت عربستان در ایران پیش آمد، سعودی ها آتش رویارویی ایرانی-عربی را در خاورمیانه شعله ور کردند که توسط افراط گرایان بر هیزم آن افزوده شد. با توجه به فضای کنونی و تجربه ایران در به کارگیری دیپلماسی قوی در ارتباطات جهانی احتمال قوت گرفتن این سناریو را چقدر می دانید؟
کاویانی راد: اگر منظور تداوم تنش بین ایران و عربستان است، من شک دارم که عربستان بتواند موفقیت بیشتری در محکومیت جمهوری اسلامی ایران به دست آورد زیرا به هر میزان که از موضوعی فاصله گرفته شود، کهنه تر می شود و موضوعات جدیدتری جایگزین آن خواهند شد. بر این اساس به طور موقت عربستان توانست به خوبی از آن استفاده کند. به همین دلیل بعضی نظرات نیز ناظر بر این است که اساسا حمله ای که به کنسولگری این کشور صورت گرفت، نمی توانست بدون مقدمه سازی خود عربستانی ها اتفاق افتاده باشد. سندی برای آن ندارم، اما با کنار هم گذاشتن این اتفاقات به نظر می رسد گویی خود عربستان، زمینه را از قبل فراهم کرده بوده است که این اتفاق رخ دهد. هر چند نمی توان مسوولیت کسانی را که در خلق حمله به سفارت عربستان و حمله به کنسولگری عربستان در مشهد اثرگذار بودند را نادیده بگیریم، اما به نظر می رسد گویی سناریویی چیده شده است که این اتفاقات در آن رخ دهد. در عین حال جمهوری اسلامی ایران بسیار عاقلانه عمل کرد و به جای اینکه وارد بازی و تشدید تنش شود، سعی کرد تا حدودی خود را از این بازی دور نگه دارد و به نوعی سعی کرد به جای اینکه با عربستان وارد تعامل شود، بیشتر با غرب وارد تعامل شود و این به عبارتی وظیفه کاهش تنش را به دیگران بسپارد تا اینکه خود بخواهد وارد شود و هزینه را بیشتر کند.
*در میان دلایلی که برای تداوم بحران خاورمیانه برشمردید، نبود هویت ملی و مرزهای تحمیلی کشورها را از مهمترین و اصلی ترین دلایل دانستید، آیا…
کاویانی راد: من به عوامل درونی و داخلی و به عبارتی علت وجودی این کشورها، ناکارآمدی نظام های سیاسی در بعد داخلی به عنوان اثرگذارترین عامل در تداوم بحران و تشدید آن اشاره کردم.
*آیا می توان این موضوع را به نقش بازیگران بین المللی و نفت و موقعیت ژئوپلیتیکی خاورمیانه ارتباط داد و ترکیب این عوامل را ریشه آن علت ها دانست؟
کاویانی راد: این موضوع الزاما چندان در پیوند با نفت قرار نمی گیرد، اما تا زمانی که عربستان منابع سرشار چند صد میلیاردی نفت را در اختیار دارد، به همان نسبت هم می تواند در تداوم تنش نقش آفرینی داشته باشد. در حالی که ایران از نظر اقتصادی واقعا تحت فشار است و آن امکان مانوری که عربستان دارد را ندارد بنابراین عربستان حتی حاضر به پذیرش ضررهای بسیار کلانی در اثر پایین نگه داشتن قیمت نفت است، اما اینکه بخواهیم همه تحولات را به قیمت نفت معطوف کنیم، خیر! بخش عمده ای از آن به ناکارآمدی نظام های سیاسی، طردشدگی بخش هایی از جمعیت و نیز ناامیدی هایی که در منطقه واقعا وجود دارد و ارتباطی که کشورهای منطقه با هم دارند. در آمیختگی همه این موارد به تداوم بحران کمک کرده است بنابراین نمی توان گفت در خاورمیانه این عامل اثرگذار بوده است؛ مجموعه ای از عوامل که در عین حال هم علت هستند و هم معلول در بروز وضعیت موجود اثرگذار بوده است.
*اولویت اثرگذاری در ریشه های این بحران مربوط به کدام بخش از عوامل است؟
کاویانی راد: در شرایط فعلی برای اثرگذاری مسایل داخلی در بروز وضعیت موجود، اولویت بیشتری قایل هستم. هر چند در تحلیل نمی توان به عوامل تاریخی و گذشته و بویژه نقش آفرینی استعمار اشاره نکرد. در عین حال استعمار مربوط به گذشته می شد اما اینکه بخش هایی از جمعیت به واسطه تفاوت های زبانی، مذهبی و قومی حذف شوند و نظام های سیاسی عمدتا با فساد و ناکارآمدی همراه باشند، الزاما این در پیوند با استعمار و نیروهای خارجی قرار نمی گیرد، اما این بی ثباتی ها زمینه را برای نقش آفرینی مجدد آنها در خاورمیانه فراهم می کند.
*اما برخی تحلیلگران نظری خلاف شما دارند و نقش پررنگ تری برای بازیگران بین المللی در فعال کردن گسل های قومی و … قایل می شوند.
کاویانی راد: حداقل در بحث همبستگی ملی و پیوستگی سرزمینی که در این کشورها وجود دارد، نقش آفرینی چندانی برای عنصر بیرونی در نظر نمی گیرم و در اولویت اول قرار نمی گیرند و اولویت چندم خواهند بود. من خود این نظام های سیاسی و ویژگی های درونی این کشورها را در بروز وضعیت موجود، موثرتر از نقش آفرینی عناصر بین المللی و قدرت های منطقه ای می دانم.
*در عوامل درونی بحران زای خاورمیانه، ساختار قبیله ای و قومی و بویژه موضوع اختلافات فرقه ای و مذهبی در صحبت های شما کمتر مورد توجه قرار گرفت. میزان تاثیرگذاری این دو عامل در تداوم جنگ های خاورمیانه را چطور تحلیل می کنید و چه نسبتی میان آنها قایل می شوید؟
کاویانی راد: خاورمیانه ترکیبی از زبان ها، مذاهب و اقوام مختلف است و هیچ کشوری را پیدا نمی کنید که جمعیتی کاملا یکدست داشته باشد، مگر کشورهای حاشیه خلیج فارس که آنها نیز کشورهایی کوچک هستند و به قدری در آنها مهاجرت اتفاق افتاده است، چندان از این مسایل به دور نیستند. با این احوال بر این باور هستم که اگر نظام های سیاسی موجود در این کشورها به همه ساکنان سرزمینشان که تحت عنوان ملت های سوریه، عراق و ترکیه از آنها یاد می شود، آن نقش آفرینی و آن هویت لازم و آن مزایایی که مرتبط با هویت ملی افراد و اقوام می شود را به آنها بسپارند، بخش عمده ای از این تحولات حل خواهد شد. به طور مثال در نگاهی به ترکیه مشخص می شود که بخش عمده ای از توسعه یافتگی کشور ترکیه در غرب این کشور است و بیشترین نارضایتی را نیز در شرق این کشور داریم. در مذاکرات اخیر درباره سوریه، ترکیه بیشترین نقش را داشت تا کردهای سوریه در قالب گروه های مخالف قرار نگیرند و نقش آفرینی داشته باشند. با قرار دادن ترکیبی از همه این عوامل در کنار همدیگر مشاهده می شود که این بی ثباتی هنوز تداوم خواهد داشت یعنی ما هنوز حاضر نشده ایم بپذیریم که اقوام و گروه های دیگر هم حق حیات دارند. در اینجا منظور از «ما» جمعیت یا نظام هایی سیاسی است که در خاورمیانه وجود دارند، پس تا زمان وجود این نوع نگاه شاهد تداوم بحران ها در منطقه خواهیم بود.
*چه تصویرهایی پیش روی خاورمیانه قرار دارد و آیا عقلانیتی در تصمیمات رهبران سیاسی خاورمیانه حاکم خواهد شد یا همچنان شاهد تداوم یا حتی شدت گرفتن بحران ها خواهیم بود؟
کاویانی راد: این تابع چند عامل است؛ یک اینکه قیمت نفت به شدت افت کند و در بلندمدت قیمت آن افزایش پیدا نکند. این موضوع، حداقل عربستان را به موضعی عقلانی تر رهنمون خواهد کرد که از این به بعد استراتژی های آنها تابع منافع ملیشان نیز باشد، بنابراین تا زمانی که رویکرد آنها ایدئولوژیک باشد و ذخیره کلانی از نفت در اختیار دارند، رویکرد تهاجمی عربستان جهت می گیرد. دو اینکه حداقل در مجموعه دولت فعلی جمهوری اسلامی ایران، نگاه اقتصادی در جهت دهی به سیاست خارجی بسیار اثرگذار بوده است. در بحث منافع اقتصادی، نمی توان خارج از عقلانیت عمل کرد و به همین خاطر نوعی عقلانیت، حداقل در پیوند با سیاستی تهاجمی که عربستان در پیش گرفته بود، در رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مشاهده می شود. با این احوال تا زمانی که بحث عراق و ترکیه نهایی نشود، شاهد تداوم بحران در منطقه خواهیم بود. این مساله در چه زمانی نهایی خواهد شد؟ باید دولت حاکم در عراق که عمدتا در اختیار جماعت شیعه مذهب قرار دارد، این را بپذیرد که به اهل سنت این کشور این اطمینان خاطر را دهد که بخشی از عراق هستند و می توانند در این کشور نقش آفرینی داشته باشند و دولت عراق، ارزش و جایگاه خاصی قایل است. اگر بتوانند این را به اهل سنت بقبولانند و اهل سنت هم این را بپذیرند، به نظر می رسد حداقل زمینه برای پذیرش و تداوم گروه های افراطی مثل داعش که در کشور عراق هستند، دیگر در این کشور وجود نخواهند داشت. داعش عمدتا محصول بدبینی اهل سنت عراق به ساختار جدیدی است که پس از صدام شکل گرفته است و عمدتا کردها و شیعیان در آن نقش آفرینی دارند بنابراین نارضایتی اهل سنت عراق، نقش موثری در بروز جریان های القاعده ای و داعشی داشته است. بر این اساس اگر دولت حاکم عراق بتواند این را به اهل سنت بقبولاند، نقش موثری در کاهش تنش ها خواهند داشت. در سوریه ماجرا کمی متفاوت است. سوریه کشوری است که در آن هم نیروهای قومی و مذهبی ای و هم نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای وجود دارند. در این کشور تعارض منافع و ایدئولوژی های مختلف در تداوم بحران موجود اثرگذار بوده است و تا زمانی که این دیدگاه های متعارض وجود داشته باشد، در سوریه به طور کوتاه مدت هم که شده است، ثبات نخواهیم داشت. از طرف دیگر در تحولات جنوب غرب آسیا، حفظ بشار اسد برای جمهوری اسلامی ایران، خود را مهمتر از داعش نشان داده است. مقوله کردها برای ترکیه بسیار موثرتر از داعش نشان داده است و برای عربستان نیز به نوعی هماوردی با ایران و تلاش برای کمک به نیروهای معارض سوری علیه بشار اسد، مهمتر از داعش است. در عین حال جالب اینجاست که داعش در اولویت کشورهای فرامنطقه ای مثل اتحادیه اروپا، روسیه و آمریکا قرار گرفته است در حالی که واقعا در اولویت کشورهای اول منطقه وجود ندارد. به این معنا که جمهوری اسلامی ایران، تهدیدی را که از جانب سقوط بشار اسد احساس می کند، از جانب داعش احساس نمی کند.
*در حالی که عده ای از تحلیلگران معتقدند کشمکش اعراب و اسراییل که از سال ۱۹۴۸ مهمترین عامل بحرانی خاورمیانه بود، جای خود را به گروه های افراطی و جهادی داده است، شما معتقدید امروز حتی این هم اولویت کشورهای منطقه نیست و مسایل دیگری را پررنگ تر می دانید. چرا این جابجایی در اولویت ها اتفاق افتاده است؟
کاویانی راد: عمدتا ناشی از رقابت های منطقه ای کشورها با همدیگر است. به طور مثال در نگاهی به دیدگاه جمهوری اسلامی ایران از منظر صدا و سیما مشاهده می شود تا اندازه ای که فراوانی اخبار سوریه و مقدار پیشروی و پسروی های ارتش سوریه و… بسیار بیشتر از اخباری است که در مورد داعش مطرح می شود و اساسا کشور ما به هر دلیلی داعش را تهدید اصلی خود نمی داند و اولویت اول آن حفظ بشار اسد است. مشکل دیگری که در خاورمیانه وجود دارد، این است که نوعی همکاری تاکتیکی بین عربستان و ترکیه شکل گرفته است. همکاری تاکتیکی آنها بر سقوط بشار اسد قرار گرفته است و منافع جمهوری اسلامی ایران حکم می کند که بشاراسد بماند. عربستان و ترکیه نیز تا زمانی که بشار اسد سقوط نکرده است، با هم هم پیمان هستند اما بعد از آن به شدت شاهد افزایش اختلاف این دو کشور خواهیم بود چون عربستان به نوعی حامی جریان های سلفی است، اما ترکیه خواهان شکل گیری کشوری با رویکرد اخوانی است، در حالی که عربستان به شدت منتقد و حتی سرکوب کننده جریان های اخوانی به شمار می رود. بر این اساس منافع کوتاه مدت دو کشور عربستان و ترکیه در راستای هم حرکت می کند که سقوط بشار اسد خواهد بود، اما منافع جمهوری اسلامی ایران در پیوند با مقوله اسراییل و حزب الله بر حفظ بشار اسد خواهد بود و از آنجایی که کشورهای غربی هم پذیرفته اند که هیچ گزینه ای فعلا نتوانسته اند برای بشار اسد تعریف کنند و تا زمانی که گزینه فراگیر و همان پسندی در سوریه برای بشار اسد وجود نداشته باشد، آقای بشار اسد ماندنی است مگر اینکه بتوانند همه گروه های معارض سوری را دور یک میز جمع کنند و روی اصولی به تفاهم برسند اما حداقل این است که تاکنون چنین تفاهم فراگیری شکل نگرفته است بنابراین قدرت های غربی هم حتی تا دو سال آینده با رفتن بشار اسد، موافقت چندانی نخواهند کرد.
*این موضوع یعنی تداوم بحران داخلی سوریه و اثرگذاری آن بر مجموعه منطقه و…
کاویانی راد: بر منافع و دیدگاه های کشورهای منطقه ای و حتی فرامنطقه ای. بر این اساس مشاهده می شود که درآمیختگی از منافع، ایدئولوژی ها در کنرا هم به تداوم بحران خاورمیانه جهت و معنا داده است. یادمان باشد که الزاما داعش، تهدید سوریه نیست و گروه های مختلف دیگری هم وجود دارند. بمباران روسیه هم در این مدت این گروه ها را به شدت تضعیف کرده است و به جرأت می توان گفت در کنفرانس اخیری که برگزار شد، بشار اسد و مجموعه وابسته به بشار اسد دست برتری را داشتند چون توانستند قلمرو خود را گسترش دهند.
*با این وجود از این کنفرانس هم نتیجه سازنده ای حاصل نمی شود؟
کاویانی راد: خیر! شک دارم چون تا زمانی که این تعارض ایدئولوژی ها وجود دارد و تا زمانی که به برنامه مشخصی نرسند، مطمئن هستم که حداقل تا دو سال آینده بشار اسد همچنان حاکم سوریه خواهد بود. این نکته هم وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که مردم سوریه هستند که باید برای آینده خود نقش آفرینی کنند. در قالب این آقای بشار اسد هم به عنوان یک سوری می تواند نقش آفرین باشد، اما کشورهای دیگر چون از گروه های مختلف حمایت می کنند، نگاهشان بشار اسد باید برود است. تا زمانی که این نگاه ها وجود دارد، بحران تداوم خواهد داشت و بشار اسد هم حداقل تا دو سال ماندنی است.
*نقشه راهی برای برون رفت از جنگ در خاورمیانه چه مسیرها و گام های بلندمدت و کوتاه مدتی را شامل می شود؟
کاویانی راد: اولین مطلبی که باید پذیرفت، این است که نظام های سیاسی، مقوله ای را تحت عنوان مشارکت سیاسی گروه های مختلف قومی و مذهبی بپذیرند. این موارد باید در اولویت کشورها قرار داشته باشد و اساسا نباید هیچ گروه مذهبی و زبانی احساس طردشدگی کند زیرا احساس طردشدگی منجر به زمینه سازی برای ظهور تروریسم خواهد شد. بخش عمده ای از موفقیت تروریسم مدیون حضور و نقش آفرینی کسانی است که در این کشورها احساس طردشدگی می کنند. همین احساس طردشدگی و پذیرش این طردشدگان در بین جماعت دیگری در تداوم، ماندگاری و گسترش تروریسم اثرگذار است بنابراین یکی را می توان پذیرش دموکراسی دانست.
بحث دوم این است که این نظام های سیاسی واقعا از خود شفافیت بیشتری نشان دهند. بخش عمده ای از کشورهای منطقه از نظر فساد و ناکارآمدی جزو کشورهای اول دنیا هستند بنابراین تا زمانی که این مشخصه هم وجود دارد و نتوانند نیازهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و معیشت و اشتغال مردم را فراهم کنند، این سرخوردگی ها همچنان تداوم خواهد داشت و منبع تغذیه گروه های تروریستی و ناحیه گرا خواهند بود. اگر بتوانند این مسایل را حل کنند، بخش عمده ای از بحران های منطقه حل خواهد شد.
*این طرح چقدر می تواند در خاورمیانه فعلی عملی باشد؟
کاویانی راد: چندان سخت نیست. اگر نپذیرند، هم ملت ها و هم نظام های سیاسی آنها در قالب سقوط کردن مجبور هستند که هزینه های کلانی بپردازند. بعد از بهار عربی شاهد بودیم که کشورها پشت هم در حال سقوط بودند و عمدتا این موضوع در کشورهایی که در نظام های سیاسی آنها ناکارآمدی و فساد داشت، نمود بیشتری داشت تا در کشورهایی که در آنها نوعی شفافیت عملکردی و کارآمدی نظام های سیاسی وجود داشت.
گفتگو از شیما مفیدی راد- شفقنا
انتهای پیام
