حوادث و ناامنیهای ماههای اخیر در مناطق شمالی افغانستان نشان میدهد علاوه بر حضور بازیگران خارجی و تاثیرگذار در منطقه، مسائلی همچون اختلافات درونی حکومت وحدت ملی و فقر اقتصادی مردم منطقه نیز تاثیرگذار بوده است.
به گزارش شفقنا افغانستان به نقل از پیام آفتاب، فرزاد رمضانی بونش پژوهشگر مسائل منطقه در یادداشتی به تشریح و تبیین علل و ریشههای ناامنیهای اخیر در شمال افغانستان پرداخته است.
در این تحلیل آمده است: چندی پیش 250 شبه نظامی با لباسهای سیاه به ولایت بدخشان حملهور شده و نیروهای امنیتی را کشتند.
آنها بیش از 20 پاسگاه را تصرف کردند. همچنین در نقاط مختلف قندز میان مخالفان مسلح دولت و نیروهای امنیتی درگیری جریان دارد که در اثر آن بیش از 10 هزار خانواده از مناطق شان آواره شدهاند.
چنانچه عبدالرئوف ابراهیمی رئیس مجلس افغانستان گفته است: اوضاع امنیتی شمال کشور مانند وضعیت وزیرستان شمالی پاکستان ناامن شده است.
در این بین جدا از آغاز حملات بهاری طالبان در افغانستان، استانهای شمال و شمال شرق شاهد حضور جنگجویان خارجی بسیاری نسبت به سالهای گذشته است. چنانچه در بدخشان، هزاران جنگجوی چچنی، ازبک، تاجیک و طالبان محلی، پایگاه دایر کرده و در سایر ولایات شمالی افغانستان، مخصوصا فاریاب، سرپل، قندوز، جوزجان، سمنگان برخی بخشهای مهم در آستانه سقوط است. نوشتار زیر به بررسی علل این ناامنیها در شمال افغانستان میپردازد.
حملات بهاره طالبان طالبان در یک دهه گذشته همواره سعی کرده تا با استفاده از روشها و ابزارهای متفاوتی، میدان جنگ را از ولایات عمدتا جنوبی و شرقی به دیگر ولایات بکشد. در این راستا ولایات امن شمال، مرکز و غرب برای این اهداف برای طالبان مناسب بودهاند.
حضور گروههای تندرو خارجی
شمال افغانستان هم مرز با منطقه آسیای مرکزی عمدتا شامل شش ولایت بدخشان، تخار، قندوز، بلخ، جوزجان، فاریاب و بادغیس است. این ولایات عموما از امنیت نسبی بالاتری در میان سایر ولایات بهرهمند بودهاند.
با این حال، در ماههای اخیر شاهد گسترش ناامنی هستیم. در این بین در گسترش ناامنیها در شمال افغانستان برخی از گروههای خارجی نیز نقش دارند. یعنی علاوه بر گروههای ناراضی کشورهای منطقه هم در تلاش برهم زدن امنیت این مناطق هستند. در این میان هر چند در گذشته نگرانیها از ناامنیها تنها در مناطق جنوب و شرق افغانستان وجود داشت، اما به نظر میرسد که دامنه ناامنیها در شمال این کشور نیز در حال گسترش است.
این امر به دلایل مستقیم و غیر مستقیم رخ میدهد. این امر از یک سو به دلیل عملیات نظامیان پاکستان در وزیرستان و دیگر بخشهای آن کشور است و باعث شده تا شورشیان خارجی مانند «تحریک طالبان پاکستان»، «لشکر طییبه» و «حرکت اسلامی ازبکستان» به افغانستان گریخته و از زابل تا بدخشان جابجا و کوشش کنند که خود را به طرف شمال برسانند. چنانچه گروههای مانند تحریک اسلامی ازبکستان، جنگجویان چچنی و گروههای تروریستی عرب، تاجیکها، حتی برخی از بنیاد گرایان اروپایی و امریکایی در منطقه حضور یافتهاند.
یعنی در نتیجه عملیات وسیع نظامیان پاکستانی در وزیرستان شمالی شمار زیادی از گروههای تندرو به کشورهای آسیای مرکزی نزدیک شدهاند و در شمال افغانستان مستقر میشود. از این دیدگاه حتی نیروهای وابسته به داعش به ولایات شمالی فاریاب، جوزجان، سرپل و بدخشان افغانستان رسیده و بر طبق سخنان عطا محمدنور سرپرست والی بلخ و رییس اجرایی حزب جمعیت هم اکنون صدها خانواده جنگجویان چندملیتی آسیایی در بدخشان و دیگر مناطق شمالی افغانستان ساکن شدهاند.
در بعد دیگری به نظر میرسد با توجه به نزدیکی شمال افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی، ناامنی شمال افغانستان را میتوان در گستره وسیع راهبردهای غرب و آمریکا در برابر روسیه نیز جستوجو کرد.
یعنی ممکن است تضعیف و ناامن کردن روسیه یکی از اولویتهای کشورهای غربی و عربی با توسل به داعش و گروههای تندرو دیگر در شرایط کنونی باشد و مناسبترین راه تدارکات مخالفان روسیه از پاکستان و افغانستان به سوی آسیای مرکزی است. در این بین ناامنی آسیای مرکزی به معنای ناامن کردن روسیه است.
در همین راستا حنیف اتمر مشاور امنیت ملی رییس جمهوری افغانستان گفته است که گروه تروریستی داعش میخواهد فعالیتهایش را از طریق افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی و همسایگان این کشور گسترش دهد.
همچنین نور سرپرست والی بلخ گفته است برنامهای استراتژیک برای نفوذ گروه داعش از طریق شمال به کشورهای آسیای مرکزی در جریان است. در همین راستا ما شاهد نگرانیهای از سوی کشورهایی چون روسیه و تاجیکستان در قبال ناامنیهای شمال افغانستان هستیم.
اختلافات درونی حکومت وحدت ملی
فقر و عقبماندگی اقتصادی و انسانی بستر بسیار مناسبی را برای توسعه تروریسم پدیدآورده است. طی نشدن فرآیند دولت ـ ملتسازی در این کشور و تعمیق و تشدید روحیه قومگرایانه فضایی را ایجاد کرده تا سرزمینهایی از کنترل دولت خارج و در اختیار گروههای شبه نظامی جهت گسترش دامنه فعالیتشان قرار گیرد.
در این بین نارضایتی برخی مناطق از نوع سیاستهای اقتصادی و اجتماعی و.. دولت موجب بروز سرخوردگی و نوعی همراهی با گروههای تندرو ضد دولت شده است.
گذشته از این ساختار اجتماعی و سنخیتهای فرهنگی برخی مناطق شمالی از جمله قندوز و رویکرد وهابیت از طریق ایجاد مدارس دینی در و اینکه قندوز یکی از خاستگاههای مهم حزب اسلامی حکمتیار موجب بستر سازی مناسب برای تندروی شده است.
در این حال باید توجه داشت که اختلافات و اختلاف نظرات بین رئیس جمهوری و رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی افغانستان و تیمهای آنها از دلایل افزایش ناامنیها است. چنانچه هنوز برای تعیین وزیر دفاع و ریاست ستاد اردوی ملی چالش و جود دارد و به نوعی میتوان گفت وضعیت ناامنی بستگی به وضعیت سیاسی کشور دارد و گروههای تندرو دشمنان داخلی و خارجی از این فرصت استفاده بزرگی میکنند.
نقش پاکستان
بسیاری در افغانستان بر این نظرند که گروههای مسلح آسیای مرکزی تنها در مناطق مرزی فعالیت دارند. لذا بر این نظرند که برخی گروههای از پاکستانی اخیرا برای ایجاد ناامنیها وارد این مناطق میشوند. از این دیدگاه پاکستانیها، شمال افغانستان را کانون مخالفت با تفکر طالبان میدانند و حتی درگذشته بیشترین تلفات را طالبان در این مناطق متحمل شدهاند لذا در تلاش برای ناامن سازی این بخش هستند.
داعش و بازیگران خارجی و عربی
کمکهای مالی کشورهای عربی (کشورهای عربی جنوب خلیج فارس و بویژه سعودیها) باعث گسترش نفوذ شبه نظامیان و داعش در جنوب شده است. لذا توجهها به شمال متمرکز و در این مناطق ناامنی بیشتر شده است.
انتهای پیام
