شفقنا افغانستان-روزنامه افغانستان درباره آزادی رسانه ها و مطبوعات می نویسد: دغدغه آزادی بیان و رسانهها دغدغه بسیاری از انسانهای این عصر به شمار میرود اما به دلایل شرایط حاکم بر افغانستان این دغدغه در کشور ما از پیچیدگی خاصی برخوردار است.
دغدغه آزادی بیان و رسانهها دغدغه بسیاری از انسانهای این عصر به شمار میرود اما این دغدغه در افغانستان از اهمیت و پیچیدگی خاصی برخوردار است.
افغانستان در گذشته آزادی بیان را تجربه نکرده است، مطبوعات و رسانههای محدودی اگر هم وجود داشت به صورت مطلق دولتی بود.
رابطه رسانهها با حکومت، رابطه اقتدارگرایانه بود؛ در این نوع رابطه رسانهها مجبور بودند تسلیم مطلق قدرت حاکم باشد و از سیاستها و برنامههای آنها تمجید و تبلیغ کنند.
سلطه دوامدار حکومتهای اقتدارگرا در افغانستان، مجالی را برای شکلگیری آزادی بیان به جا نمیگذاشت و بستر و زمینههای سیاسی و اجتماعی برای رشد آزادی و ارزشهای دموکراسی نیز مناسب نبود به این خاطر دموکراسی در افغانستان بسیار دیر هنگام پا به عرصه وجود نهاد.
البته تاهنوز نیز برداشتهای عمومی از دموکراسی واقعی نبوده و بسیاری بر این باورند که دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان و مطبوعات محصول و فراوردههای فرهنگ غرب هستند که همراه با بمبهای «بی52» در سال 2001 به افغانستان آمده است و به این خاطر این طیف نسبت به ارزشهای دموکراسی احساس بیگانگی میکنند و آن را مغایر با شریعت اسلامی و یا فرهنگ و سنتهای اجتماعی مردم افغانستان میدانند.
برخی دیگر هرچند دموکراسی و مؤلفههای آن را به نوعی به تلاشهای فداکارانه و دوامدار تعداد اندکی از روشنفکران این کشور در دوره های مختلف حاکمیتهای سیاسی گذشته مرتبط میدانند اما بازهم هنوز با مفاهیم حقیقی آزادی بیان و دموکراسی آشنایی کافی وکامل ندارند.
گاه دایره آزادی چنان توسعه داده میشود که هیچ محدودیتی در آن پذیرفتنی دانسته نمیشود و گاه چنان تنگ میشود که عملا چیزی از فیلتر آن نمیتواند عبورکند.
اما در فاصله این افراط و تفریط مفهوم دموکراسی در افغانستان همچنان غریب و ناشناخته مانده است.
در 14 سال گذشته اگرچه آزادی بیان و رسانهها در قانون اساسی به رسمیت شناخته شد و حکومت در عمل به این آزادی احترام گذاشت اما مسائل دیگری که بر جریان کار رسانهها حاکم بودند، خود به خود آزادی را از رسانهها سلب کرده بود و اصحاب رسانه را مجبور میکرد تا مطابق شرایط حاکم بر کار رسانه اظهار نظر کنند.
امروزه خود سانسوری یک اصل تقریباً فراگیر در رسانهها به شمار میرود، اصلی که موانع زیادی را در مسیر آزادی بیان ایجاد کرده است.
به همین دلیل است که نویسندگان و خبرنگاران در جریان انجام وظایف رسانهای خود از آزادی عمل مناسب برخوردار نیستند.
در مواردی، عدم حمایت واقعی از کار رسانهها سبب میشود که رسانهها خود را در برابر تهدیدات موجود آسیبپذیر احساس کنند و به ناچار راههای محافظه کارانه را برای ادامه فعالیتهای خود برگزینند.
در برخی از موارد خود خبرنگاران به دلیل فقر شدید اقتصادی و وابستگی مالی که به صاحبان رسانهها دارند، خود را مجبور به انتشار برخی مطالب میدانند در حالی که نشر آن را به لحاظ حرفهای خارج از چارچوب کار رسانهای تلقی میکنند.
عوامل زیاد دیگری در افغانستان وجود دارند که به آزادی بیان لطمه وارد میکنند و از این رو تا زمانی که رسانههای آزاد به معنای واقعی کلمه در افغانستان شکل نگیرد و حق دسترسی به اطلاعات و معلومات درعمل به رسمیت شناخته نشود و تا زمانی که رسانهها از انحصار برخی قدرتمندان و افراد مرتبط با مافیای اقتصادی خارج نشوند و تا زمانی که تأمین معیشت و نیازمندیهای اولیه زندگی خانواده، بزرگترین و مهمترین دغدغه خبرنگاران و نویسندگان را تشکیل بدهد و تا زمانی که حقوق کارکنان رسانهها از سوی صاحبان رسانه و دولت به صورت دقیق مراعات نشود وامنیت خبرنگاران تضمین نشود، آزادی بیان به صورت واقعی رخنما نخواهد شد.
به این دلیل اگرچه ما به لحاظ کمی و ظاهری در عرصه آزادی بیان و رسانهها رشد چشمگیری داشتهایم اما به لحاظ کیفی و حقیقی تا آزادی بیان و رسانه در افغانستان راهی دشوار، پیچیده و طولانی در پیش داریم.
انتهای پیام
