شفقنا افغانستان- مدیر جامعۀ المصطفی العالمیه در کراچی پاکستان درگفت وگوبا شفقنا با بیان اینکه در جهان امروز به اسم اسلام بر علیه اسلام فعالیت می شود عنوان کرد: اندیشه انتظار یکی از مهمترین سلاحها برای مقابله با جریانات تکفیری است و مسلمانان با تاسی به این اندیشه باید به صورت عملی از اسلام واقعی دفاع کنند.

این حوزه فعالیت عملی دایره گسترده ای دارد و می تواند از خوب درس خواندن، انجام درست امور، تعهد به آموزه های اسلام، خدمت به مسلمانان تا جهاد در راه خدا را دربرگیرد. هر کسی باید خودش به این نتیجه برسد که برای تعالی اسلام چه کاری می تواند انجام دهد و همان کار را الویت زندگی خود قرار دهد.
در ادامه گفت وگوی شفقنا با دکتر عبدی موسی را می خوانید:
* لطفا خودتان را معرفی کنید و زمینه فعالیت خود را بیان کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو ناصر خیر و معین. اسم من دکتر عبدی موسی است از کشور پاکستان هستم. من پزشکی را در پاکستان به اتمام رساندم و بعد هم افتخار طلبگی را داشتم و سیزده سال در حوزه ی علمیه قم درس خواندم و الان مدیر جامعۀ المصطفی العالمیه در کراچی پاکستان هستم. و در هیئت مدیره بیمارستان فاطمی هستم و چند موسسه است که مسئولیتش بر عهده من است.
*از نظر شما منتظر بودن به هر منجی که در ادیان مختلف آمده، چقدر میتواند امید به آینده را در انسان تقویت کند و باعث رونق اخلاقی و اقتصادی در جامعه شود؟
اسلام دین امیدآفرین برای بشر است
مستقبل انسان به امیدش است.اگر انسان در جامعه و حیات فردی خود فعالیت میکند وقتی که امید دارد فعالیت میکند اگر امید نداشته باشد دیگر آن جامعه ساکت مینشیند و منجمد میشود و این نوع امید در دین اسلام از ادیان دیگر بیشتر پررنگ و پر رونق است در واقع میتوان گفت اسلام دین امیدبخش برای انسان است و ناامیدی به شدت در آن نهی شده است و حتی ناامیدی از رحمت خداوند یکی از مصادیق کفر است. لذا ما میگوییم که دین اسلام میگوید هر چقدر شما گناه بکنید یک راه توبه است اگر توبه را درست انجام دادی میشود این را درست کرد یعنی راهی است و به بن بست نرسیده لذا این عقیده منجی و انتظار یک عقیدهای که یک کسی میآید و همه انسانیت را نجات میدهد و یک روزی میآید که کل دنیا پر از عدل و عدالت میشود همان طوری که پر از ظلم بوده این تفکر به انسان یک زندگی میدهد که با این امید مسلمانان زنده هستند و میتوانند فعالیت کنند و مجاهدانه زندگی کنند.
*در میان هر دینی و هر امتی به زبان هر پیامبری، سخن از موعود رفته است؛ سوشیانتِ دین زرتشت ، بودای پنجمِ بودائیان، مسیحِ عیسویان و مهدیِ مسلمانان؛ وجه اشتراک منجیها در ادیان چیست؟
خب ما میبینیم آن نظریات سوشیانیستی میگویند یک روزی میآید که ما به کل جهان حکومت میکنیم لذا در هر افکار و نظریهای این انتظار منجی هست. وجه اشتراک همه ادیان این است که یک کسی صالح است که میتواند دیگران را نجات بدهد بر این دو نکته خیلی تاکید شده است. حالا ملاک صالح ممکن است جداگانه باشد در هر ادیان ملاک صالح بودن آن فرد مختلف باشد ولی آن کسی که میخواهد اصلاح کند خودش صالح است. لذا وجه اشتراکش این است که یک منجی میآید که خودش صالح است و میآید کل بشریت را نجات میدهد نه فرقه و دین را نه این که دین اسلام را نجات میدهد بلکه کل عالم بشریت را از ظلم نجات خواهد داد.
حضرت عیسی به عنوان پشتیبان مهدی موعود خواهد آمد
*منجی گرایی در اسلام و مسیحیت چه وجه اشتراکاتی دارند؟
در مسیحیت میگویند که حضرت عیسی میآید و همان زمینی که پر از ظلم بود آن را از عدالت پر میکند و دین اسلام خبر از آمدن حضرت مهدی است. در روایات ما است که حضرت عیسی هم خواهند آمد و ایشان شهید نشدند و پیش خدا هستند و حتما بر می گردند و پیش امام مهدی نماز خواهند خواند و این امر نشان می دهد که حضرت عیسی خواهد آمد همان طور که مسیحیت می گوید اما نه به طور یک نبی بلکه پشتیبان مهدی موعود خواهد شد.
انتظار بدون عمل تظاهر است
*انتظاراتی که منجی در هر دینی که فرض شود از پیروان و کسانی که در انتظار او هستند چیست؟ آیا انتظار فقط زبانی است یا باید در عمل ، منتظر منجی باشد؟ و چگونه؟
این را با یک مثال پاسخ خواهم داد. کسی که دارد از سفر حج برمیگردد ما پارچهها را میزنیم و غذا را تهیه میکنیم و مهمان دعوت میکنیم و آماده سازی میکنیم. اگر هیچ حرکتی نکنیم این چه انتظاری است؟ اما در خود مفهوم انتظار عمل خوابیده است یعنی انتظار بدون عمل اصلا انتظار نیست. لذا اگر میگوییم ما منتظرین امام مهدی هستیم اول خودمان صالح باشیم وقتی که انتظار یک صالح را داریم اگر خودمان را اصلاح نکردیم این انتظار معنی ندارد. و دوم این که با عمل این انتظار را نشان بدهیم و گر نه آن انتظار نیست بلکه دروغ و تظاهر است. آن عمق انتظار را نداریم.
جوامع غربی تلاش میکنند با تولید معنویتهای کاذب ناامیدی بشر را درمان کنند
*در عصر امروزه درمان های متنوعی غیر از درمان های دارویی (از جمله خنده درمانی، رنگ درمانی، موسیقی درمانی و…) وجود دارد. آیا منجی درمانی یعنی انتظار فرد موعود را کشیدن، می تواند به عنوان درمان معنوی به کار گرفته شود؟ چگونه؟
در علوم پزشکی میگویند دو مشکل روانی مشکل ترین و بزرگترین مرض روانی هستند. یک خوف و یک ناامیدی کسی که ناامید شد دیگر هیچ نوع فعالیت و پویایی در آن نمی بینیم این یک نوع مرض روانی است و این نظریه ی انتظار موعود به ما امید می دهد و از سوی دیگر از خوف ما را آزاد میکند که ما می دانیم کسی است که ما را تایید میکند و هم نگران ما است و هم پشتیبان ما است. وقتی که فرج ایشان حاصل میشود ما با هر ظلمی مقابله خواهیم کرد و این یک امید به ما میدهد و از خوف ما را آزاد میکند و این دو، بزرگترین امراض روانی انسان است که غرب تلاش میکند با داروهای متعدد و شیوه های کاذب تولید معنویتهای دروغین این را علاج کند ولی ما می گوییم که علاجش در عقیده ی موعود است.
منتظر واقعی در جامعه امروز باید تعالی اسلام را الویت زندگی خود قرار دهد
*نقش انتظار در زمینه مقابله با داعش و گروههای تکفیری و فسادهای دیگر چیست؟
امروزه که ما می بینیم به اسم اسلام صد در صد بر علیه اسلام دارد کار میشود وقتی که ما نظریه ی انتظار موعود را داریم این به ما میرساند که هم یک روزی می آید که ما با ان ها مقابله خواهیم کرد و الان هم باید مقابله کنیم یعنی همان کارهایی که میخواهیم در لشکر امام زمان انجام دهیم اکنون در مقابله با دشمنان آن حضرت انجام دهیم. در واقع می توان گفت اندیشه انتظار سلاحی در مقابله با جریانات تکفیری است، به این صورت که همان کارهایی که بعد از ظهور منجی ما می کنیم باید امروز هم بکنیم و ان این است که هر کاری که بر علیه اسلام است ان را عملا جواب بدهیم. این فعالیت عملی دایره گسترده ای دارد و می تواند از خوب درس خواندن، انجام درست امور، تعهد به آموزه های اسلام، خدمت به مسلمانان تا جهاد در راه خدا را دربرگیرد. هر کسی باید خودش به این نتیجه برسد که برای تعالی اسلام چه کاری می تواند انجام دهد و همان کار را الویت زندگی خود قرار دهد. در این بعد مسلمانان می توانند با امیدآفرینی برای مردم و انجام امور زندگی خود با آموزه های اسلامی بهترین تبلیغ برای اسلام باشند و همچنین با این روش مرز میان اسلام واقعی و اسلامی را که گروه های تکفیری به جهانیان معرفی می کنند را به خوبی ترسیم کنند و چهره واقعی اسلام را که دین امید، رافت و رحمت است را برای آنها به نمایش بگذارند.
*اسلام و مسیحیت به عنوان دو دین کهن و جهان شمول ، چه وجه اشتراکاتی دارند؟
به نظر ما ان چه که روایات به ما می گویند این دو ادیان انشاء الله وقتی که حضرت عیسی هم خواهند آمد و تایید امام مهدی خواهند کرد این دو ادیان یکی می شود و حتما خواهد شد.
*نظرتان درباره هریک از کلمات زیر چیست؟ ( دریک جمله بیان فرمایید)
اسلام: عقلانی ترین درس زندگی که خالق ما توسط انبیا به ما رسانده است.
مسیحیت: دین آسمانی است که بر تثلیث عقیده دارد و خیلی از آموزههای واقعی خود فاصله گرفته است.
محمد (ص): همان طور که قرآن می گوید اسوه ی حسنه برای همه ی مردم جهان است.
حضرت مسیح: مجموعه ی تمام خوبی ها
انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره): امید مستضعفان جهان معاصر به انقلاب اسلامی و امام خمینی است.
داعش: توطئه آمریکا برای تضعیف اسلام و مسلمانان
جایگاه ادیان در جوامع تکنولوژیک صنعتی امروز: تکنولوژی امروز ما را یک حیوانی خوب در آورده اما انسانی خوب نشدیم فقط تکنولوژی ما را به هیچ جا نمی رساند تکنولوژی با کمک دین می تواند انسان کامل ایجاد کند. غرب ما را از انسانیت دور کرده و به زرق و برق دنیا یک انسان را خوب به صورت حیوان در آورده یعنی مثل این که حیوان یک غذای خوب می خواهد یک خواب و خانه ی خوب می خواهد انسان را هم همین طور کرده است. این فضیلت انسان نیست، فضیلت انسان در انسانیت انسان است آن که حد فاصل بین حیوان و انسان است. آن انسانیت از دین می آید و غربی که پیشرفت کرده همه کلیاتی را که دین به ما داده حرف راست بگوییم و دروغ نگوییم و خوب کار بکنیم این چیزهایی است که غرب با این پیشرفت کرده است لذا فقط اگر این غرب به ادیان یک کمی اهمیت بدهند تکنولوژی با دین انسان را کامل می کند.
انسان امروز در یک قفس دنیاپرستی در یک قفسه ی حیوانیت قید شده و در این عقیده ی انتظار مهدی موعود و ظهور امام زمان این قفس باز می شود و انسان به طرف انسانیت پرواز خواهد کرد.
انتهای پیام
