شفقناافغانستان-مجلس سنای افغانستان سهشنبه هفته گذشته قانون برگزاری مراسم عروسی را تصویب کرد. بر مبنای این قانون، هیچ کس نمیتواند در مراسم عروسی بیشتر از ۵۰۰ مهمان را دعوت کند. این قانون به هدف تسهیل در امر ازدواج و جلوگیری از مصارف گزاف در عروسیها تدوین و تصویب شده است.
این در حالی است که طویانههای کمرشکن و مصارف بیجا در مراسم عروسی و شیرینیخوری، فرصت ازدواج را از بسیاری جوانان کشور گرفته است. قرضداریِ ناشی از ازدواج، زندگی بعضی از جوانان را تحت تأثیر قرار میدهد. مصارف گزاف طویانه باعث میشود که بسیاری از جوانان از پذیرش مسئولیت خانواده سر باز زنند یا برای تأمین مخارج عروسی راهی کشورهای خارجی شوند.
خشونتهای دوامدار در بسیاری از خانوادهها ریشه در همین روزهای نخستین شکلگیری زندگی مشترک دارد. به باور عامه مردم، باید از خانواده داماد طویانه زیاد گرفت تا نتواند به آسانی از دخترش جدا شود. این برداشت غلط، بسیاری از خانوادهها را به کام قرضداریهایی فرو میبرد که یک عمر سایهسان زندگی آنان را تعقیب میکند.
طویانه به یک رسم خیلی معمول در جامعۀ افغانی تبدیل شده است. در حقیقت در هرگوشۀ کشور برای فروش دختران نرخهای مشخصی وجود دارد. خانواده دختر با سربلندی بر سر قیمت دخترشان با پدر داماد چانهزنی میکنند. این نوع رفتار در حقیقت در دل فرهنگ حاکم بر جامعۀ افغانی پرورش یافته است؛ فرهنگی که در آن انسان را در مقابل پول میفروشند، قیمت و ارزش انسان را با پول محاسبه میکنند. وقتی ارزش انسان با پول سنجیده شود، باید دختران را بیشتر از رسم معمول فروخت، حال آنکه ارزش انسان با پول قابل مقایسه و مبادله نیست.
بسیاری از خانوادهها با گرفتن طویانه از خانودۀ داماد، به باور خودشان زندگی دوامدار دخترشان را بیمه میکنند. با گرفتن ۸ لک یا بیشتر از آن، به این باور میرسند که دخترشان را گران فروختهاند. گرانفروشی برای چشم و همچشمی با همسایهها و خویشاوندان است که به اوج خودش میرسد. پدر دختر به خاطر اینکه دخترش را ارزانتر از دختر همسایهاش نفروخته باشد، دامادش را غرق قرضداری کرده و زندگی آینده دخترش را نابود میکند. رسم معمول این است که در امر فروش دختر و تباهکردن خانواده داماد، باید با همسایهها و خویشاوندان رقابت کرد. اگر پدری دخترش را در مقابل پول زیادتر به کسی بدهد، به باور عامه معنایش این است که به دخترش ارزش بیشتر قایل شده است. اما این تصور، غلط و بهدور از ارزشهای انسانی است. نمیشود انسان را در مقابل پول فروخت و ارزش انسان را نمیشود با پول سنجید.
انسانفروشی رسم معمول در جامعۀ افغانی است. پدران و مادران باید به این نوع انسانفروشیها خاتمه دهند و ارزش انسان را با پول نسنجد. اگر کسی خواسته باشد به خانه کسی به خواستگاری برود، پدر دختر اولین بار متوجه وضعیت اقتصادی طرف میشود. این تصور خوب است، به شرطیکه برای زندگی آینده دختر در نظر گرفته شود، نه برای گرفتن باج بیشتر برای پدر دختر.
جوانان در این سرزمین ضعیفترین قشر از نگاه اقتصادیاند. زمانیکه میخواهند به ازدواج تن بدهند، بیشتر از هرزمانی مأیوس میشوند. شرینیِ زندگی مشترک آنها را غم قرضداری از بین میبرد. بسیار از جوانان به خاطر بالابودن مصارف ازدواج، اصلاً جرأت نمیتوانند به خانۀ کسی برای خواستگاری بروند. هزاران جوان واجدالشرایط ازدواج صرف به دلیل بالابودن مصارف عروسی، نمیتوانند ازدواج کنند. تدوام تجرد علاوه بر مشکلات روانی که بر جوان تحمیل میکند، زیانهای اجتماعی را نیز در پی دارد. شیوع روزافزون ناهنجاریها و انحرافهای اجتماعی، ریشۀ عمیق در فرار از امر ازدواج به دلیل مصارف بلند دارد. بسیاری از جوانان به دلیل دست نیافتن به زندگی مشترک زناشویی، مجبور میشوند که دست به انحرافهای اجتماعی بزنند.
علمای دین، خطیبان مساجد و تمام خانوادهها مسئولیت دارند تا در قسمت عملیشدن قانون عروسی تلاش کنند. این قانون اگر به اجرا گذاشته شود، میتواند سهولتهای زیادی را در امر ازدواج فراهم کند. جوانان خود باید به سنتهای ناپسند نه گفته و تابوشکنی کنند. زندگی مشترک و مسالمتآمیز انسانی حق همۀ انسانهاست. هرگونه عاملی که باعث شود تا جریان شکلگیری زندگی مشترک انسانها با مشکل مواجه شود، با ارزشهای انسانی در تعارض کامل است و باید از بین برده شود. انسانها حق دارند باهم ازدواج کنند. نباید آنها برای دستیافتن به این حقشان، مجبور شوند بها پرداخت کنند. باجگیری از انسانها به خاطر دستیافتن به حقشان، جفای بزرگ در حق انسانیت است. حکومت، پدران و مادران مسئولند تا زمینۀ ازدواج سهل جوانان را مهیا کنند. عوامل بازدارندۀ ازدواجهای سالم را از بین برده و جوانان را کمک کنند تا مسئولیتپذیر شده و تن به ازدواج بدهند.
نویسنده : اسحاق جویا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
