شفقنا افغانستان-آقای نخست وزیر روی کاناپه دفترش نشسته است. کت و شلواری چروک شده به تن دارد اما بر خلاف سلف خودکامه اش یعنی نوری المالکی رفتار دوستانه ای دارد. او بزرگ شده بغداد است و به خانواده ای بورژوا و قدیمی تعلق دارد. در رشته الکترونیک فارغ التحصیل شده و عضوی از حزب شیعه الدعوه است. “حیدر العبادی” از جمله مخالفان صدام حسین بود که پس از سقوط دیکتاتور در سال 2003 پس از سال ها تبعید در انگلستان به عراق بازگشت. این روزها در شمال عراق و در تکریت جنگ سختی علیه گروه داعش در جریان است. نخست وزیر عراق پس از 14 دقیقه مصاحبه و پس از آن که یادداشتی دریافت می کند به اتاق مجاور می رود. رییس دفترش می گوید:” در در بحبوحه یک جنگ هستیم و نمی دانم که او بازخواهد گشت یا نه”. اما عبادی 62 ساله پس از 45 دقیقه بازمی گردد و می پرسد:” شما چه پرسیدید؟”. نخست وزیر عراق در این مصاحبه از چرایی دشواری های جنگ علیه داعش با وجود پیروزی های اخیر می گوید.
س: آقای نخست وزیر، یگان های شما در تکریت موفق شدند که داعش را به عقب برانند. آیا می توانید این افراط گرایان را از سراسر خاک خود بیرون کنید؟
ج: آزادی تکریت به ما جرات می دهد. اما داعش همچنان تهدیدی بزرگ برای ما به شمار می آید. این گروه نیرو جذب می کند و از امکانات زیادی برخوردار است. صادقانه بگویم که تنها با یک ارتش منظم نمی توان داعش را شکست داد.
س: بخش های گسترده ای از کشور از جمله استان انبار و دومین شهر بزرگ عراق یعنی موصل همچنان تحت کنترل داعش است. استراتژی شما چیست؟
ج: ما رزمندگان بسیار خوبی داریم که اهل استان انبار هستند و می خواهند زادگاه خود را آزاد کنند.
س: داعش به ویژه در مناطق سنی نشین بسیار قدرتمند است و بخش بزرگی از مردم این مناطق از این گروه پشتیبانی و به آن پیوسته اند…
ج: داعش در تابستان گذشته به عراق حمله کرد و بدون آن که جنگی بکند این شهرها را به اشغال خود درآورد. داعش تنها از طریق جنگ روانی علیه ما به موفقیت رسید. داعش گروهی تروریستی و جنایتکار و شرور است و برای پیروزی در جنگ تنها روی رفتار وحشیانه و وحشت پراکنی حساب می کند. اما این تاکتیک دیگر کارایی ندارد و ما آن را پشت سر گذاشته ایم. جنگ در استان انبار برای بازپس گیری فلوجه توسط رزمندگان عراقی و اهالی فلوجه هدایت می شود. آن جنگ روانی امروز دیگر علیه ما نیست و علیه داعش است.
س: آیا تایید می کنید که دولت محلی موصل مقادیر زیادی از داعش پول گرفته و به همین خاطر تروریست ها موفق شده اند که بدون هرگونه مقاومتی آن شهر را به اشغال خود درآورند؟
ج: فاکتورهایی وجود دارد که البته هر طرف به روش خود آن را تفسیر می کند. ما در بحبوحه یک جنگ قرار داریم و هر طرف دیگری را متهم می کند. وضعیت به گونه ای بود که هر طرف سعی داشت طرف دیگر را به شکست بکشاند و در نهایت سراسر کشور شکست خورد. در استان صلاح الدین که شهر تکریت هم در همین استان قرار دارد یک دولت محلی وجود داشت که به موازات دولت مرکزی برای خودش نیروهای امنیتی داشت. اما این نیروها به جای همکاری با یکدیگر علیه یکدیگر عمل می کردند و داعش هم از این مساله به نفع خود استفاده کرد.
س: پس از فروپاشی ارتش در شمال بود که شمار زیادی از داوطلبان و به ویژه رزمندگان شیعه در جنگ علیه داعش شرکت کردند. اگر روزی بر داعش غلبه کنید تکلیف این داوطلبان چه خواهد شد؟ آیا خطر جنگ داخلی وجود دارد؟
ج: خطرهای زیادی وجود دارد که ما امروز هنوز آنها را نمی بینیم اما بذر این خطرها پیش از این پاشیده شده است. اولا حتی اگر تروریست ها را از عراق بیرون کنیم باز هم آنها حامیانی در این جا خواهند داشت و باز هم سعی خواهند کرد که مردم را به شورش وادارند. ثانیا آن هزاران غیرنظامی که برای دفاع از کشور در برابر تهدید تروریستی وارد جنگ شدند همگی مسلح بوده و از نظر ایدئولوژیک انگیزه زیادی دارند. کنار آمدن با این مسایل بسیار دشوار است.
س: مهم ترین متحد شما در جنگ علیه داعش نه آمریکا بلکه ایران است. آیا از پرزیدنت باراک اوباما ناامید شده اید؟
ج: همین طور است. به ویژه در آغاز حملات داعش من انتظار یک پشتیبانی سریع و کارآمد داشتم. بغداد تقریبا به طور کامل در محاصره قرار داشت اما نه آمریکا و نه هیچکس دیگر کاری انجام نداد.
س: آیا هنوز هم به این متحد اعتماد دارید؟
ج: هنگامی که شنیدم آمریکایی ها انتطار داشته اند که بغداد در عرض سه روز سقوط کند خیلی شگفت زده شدم. به عقیده من این برآورد با واقعیت انطباق نداشت. بغداد چه در گذشته و چه در حال از سوی نیروهای امنیتی ما محافظت می شود. اما بعد از فتوای آیت الله العظمی سیستانی مبنی بر لزوم دفاع از کشور و شهرهای مقدس بود که وضعیت تغییر کرد. ایرانی ها به سرعت با اسلحه و مشاوران نظامی به کمک ما شتافتند. داعش به مرزهای ایران نزدیک شده بود و به همین خاطر ایران به سرعت وارد عمل شد.
س: در قبال این همکاری ایران چه بهایی را باید در آینده بپردازید؟
ج: من به ایرانی ها هیچ بدهی ندارم. آنها به خاطر امنیت ملی خودشان کار می کنند. داعش به همان میزان که برای ما خطر دارد برای ایران نیز خطر دارد. حتی اگر من تهران را عصبانی کنم باز هم ایرانی ها از ما پشتیبانی می کنند. این امری مسلم است که دولت ما به اشاره تهران تشکیل نشده است. ما عراقی ها خواست های خودمان را داریم و آن را نیز عملی می کنیم.
س: انتقال قدرت از نوری المالکی به شما بیشتر به خواست آمریکا انجام شد. آیا عراق از سوی آمریکا و ایران اداره می شود؟
ج: به هیچ عنوان. ولی ما مانند هر دولت دیگری باید منافع متحدان سیاسی خود را ارزیابی کنیم. مشکل من نه با آمریکا و نه با ایران بلکه با نمایندگان و دستیاران اجرایی آنهاست.
س: منظور شما گروه های مسلح غیررسمی است که این جا در عراق و در کنار ارتش عراق می جنگند؟
ج: من حضور آنها را انکار نمی کنم. اما آمریکایی ها هم نمایندگان خود را دارند. حتی اگر من از همه پشتیبانی ها علیه داعش استقبال کنم و خواهان تقویت روابط دو جانبه با همسایگانمان باشم باز هم حضور نیروهای زمینی یا پشتیبانی های هوایی آنها مشکل ساز است. من به هیچ عنوان نمی خواهم که همسایگان مختلف منافع خود را در خاک عراق دنبال کنند.
س: از کدام منافع صحبت می کنید؟
ج: بسیاری از کشورها خواهان کمک به عراق هستند. ایرانی ها و همین طور امارت متحده عربی و اردن و عراق پیشنهاد کمک های هوایی داده اند اما با وجود همه احترامی که برای این همسایگان قایلم باید بگویم که همه آنها منافع خود را دارند. به همین خاطر ترجیح می دهم که روی آن ائتلاف بین المللی حساب کنم زیرا آنها منافع متضاد و همجوارانه ندارند و از گروه خاصی در عراق پشتیبانی نمی کنند.
س: روز 14 آوریل با باراک اوباما در واشنگتن ملاقات خواهید کرد. چه هدفی را در این سفر دنبال می کنید؟
ج: مسایل زیادی وجود دارد که می خواهیم در مورد آن صحبت کنیم به ویژه در مورد مسایل نظامی و امنیتی. آمریکایی ها چندی پیش به درخواست ما اهدافی در تکریت را بمباران کردند. موضوع بحث ما نوع حمایت ها در آینده و هماهنگی در مورد آن است.
س: در جنگ علیه داعش چه کمکی از آلمان را انتظار دارید؟
ج: آلمانی ها می توانند نقشی تعیین کننده ایفا کنند. آنها سلاح های مورد نیاز ما را دارند به ویژه دستگاه های مین روب. داعش به هر منطقه ای که وارد می شود اقدام به مین گذاری می کند و سربازان ما با دست خالی این مین ها و تله های انفجاری را خنثی می کنند. ما تلفات زیادی در این رابطه داده ایم و این مساله پیشروی ما را کند می کند.
س: به چه دلیل از آلمان انتظار کمک دارید؟
ج: زیرا صدها آلمانی تروریست به داعش پیوسته اند اما همکاری ها با سرویس اطلاعات و امنیت آلمان بسیار چشمگیر است. ما شماره تلفن هایی که این تروریست های آلمانی برای تماس با آلمان استفاده می کنند در اختیار نهادهای امنیتی آلمانی می گذاریم.
س: چگونه پیکارجویان خارجی و داخلی را از یکدیگر تشخیص می دهید؟
ج: نزدیک به 57 درصد از پیکارجویان داعش عراقی هستند اما هر زمان که نیروهای امنیتی ما به شهری وارد می شوند همه آنها پا به فرار می گذارند و ما در این مورد مشکلی نداریم. مشکل ما آن پیکارجویان خارجی هستند که از لحاظ ایدئولوژیک شستشوی مغزی داده شده اند. اگر داعش همچنان به جذب نیرو از دیگر کشورها موفق شود هیچ ارتشی در منطقه ما شانسی برای مقابله با این گروه نخواهد داشت.
س: شما چه پیشنهادی دارید؟
ج: نهادهای امنیتی دولت ها باید علیه این تاثیرگذاری اینترنتی بر روی جوانان اقدام کرده و این شبکه های جهانی را شناسایی کنند.
س: عراق در حال جنگ است اما کشور شما مشکلات دیگری نیز دارد. هر زمان که صحبت از سیاستمداران می شود بسیاری از مردم بغداد از آنها به عنوان “دزدها” یاد می کنند. میزان فساد در دولت شما به چه اندازه است؟
ج: بله من آشکارا اعتراف می کنم که ما مشکلات زیادی داریم. فساد یک چالش عظیم است. این مساله به جامعه ای بازمی گردد که در زمان حکومت صدام حسین و پس از آن به شدت دچار تغییر شده است. تحریم ها نیز به این وضعیت دامن زدند. در دهه های شصت و هفتاد تقریبا خبری از فساد نبود زیرا شمار کارمندان دولت اندک بود و اکثر آنان از الیت تحصیلکرده کشور به شمار می آمدند. اما سپس ناگهان میلیون ها نفر جذب دستگاه دولتی شدند و این کار نه با هدف اداره بهتر کشور بلکه با هدف اعمال کنترل بیشتر بر مردم انجام گرفت. و به این صورت بود که فساد آغاز شد و در حال حاضر ما کار بر روی ساز و کارهایی برای کاهش فساد را آغاز کرده ایم.
س: یکی از اولین اقدامات شما به عنوان نخست وزیر تعطیلی دفتر پسر نخست وزیر پیشین بود. گفته می شود که او قراردادهای دولتی را در مزایده ها به نفع افرادی خاص تمام می کرده است. این در حالیست که فارغ التحصیلان جوان دانشگاه ها می گویند برای گرفتن یک شغل دولتی باید ده تا بیست هزار دلار بپردازند. چه دلیل دارد که عراقی ها بخواهند به این دولت اعتماد کنند؟
ج: توجه کنید که ما چهار سال پیش تلاش کردیم که فساد در اداره گذرنامه را پایان دهیم. شهروندان برای گرفتن گذرنامه چهارصد تا پانصد دلار پول پرداخت می کردند. از آن زمان شمار زیادی از این افراد بازداشت شده اند اما فساد همچنان ادامه دارد. فساد زمانی پایان می گیرد که روش ها ساده تر شده و به عنوان مثال هر کس بتواند به صورت آنلاین تقاضای صدور گذرنامه کند. من دلم نمی خواهد در این مقطع زمانی که تروریست ها بزرگترین تهدید به شمار می آیند زندان ها را از افرادی پر کنم که مقداری پول رشوه گرفته اند. زندان ها باید از جنایتکاران و کسانی پر شود که این ملت را غارت کرده اند. من قصد دارم که سبک دولت در عراق را تغییر اساسی بدهم.
س: ظاهرا اعمال شکنجه در زندان های پلیس عراق به یک رویه بدل شده است. بازداشت شدگان برای اعتراف با کابل و چوب مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.
ج: این مساله برای من وحشتناک است و نه تنها در نهاد پلیس بلکه در ارتش و نهادهای امنیتی نیز این اتفاق ها می افتد. هر زمان شکنجه را ممنوع می کنم و افراد خاطی را مورد مواخذه قرار می دهم آنها می گویند که این کار را برای حفاظت از کشور انجام می دهند. من به آنها می گویم شما کسانی را مجازات می کنید که گناهی مرتکب نشده اند. اما برخی از مردم عراق من را متهم می کنند که در برابر جنایتکاران نرمش نشان می دهم.
س: خشونت خودسرانه در کشور شما ظاهرا به چرخه و دایره بسته و بی پایان انتقام جویی منجر شده است. آیا اصلا چشم اندازی برای صلح و آشتی وجود دارد؟
ج: این دایره بسته باید شکسته شود. هنگامی که آمریکایی عراق را تحت کنترل خود داشتند دقیقا می دانستند که تشکیل یک نیروی جدید پلیس به زمان نیاز دارد. سپس حملات تروریستی آغاز شد و چاره ای نبود به غیر از آن که هر چه زودتر این نیرو تشکیل شود. به همین خاطر آمریکایی ها بسیاری از نیروهای سابق پلیس و نهادهای امنیتی را به کار بازگرداندند و شما می دانید که این افراد در گذشته چه کارهایی انجام داده اند. این یک فرهنگ نهادینه شده است. از آن زمان دولت باید علیه تروریسم و جنایتکاران بجنگد و هیچ کس وقت این را ندارد که به گزارش های ارتش و نهادهای امنیتی توجه کند. صادقانه بگویم که من به این گزارش ها باور ندارم. همه این گزارش ها و راستی آزمایی آنها را به همکارانم واگذار می کنم. کمیته هایی تشکیل داده ام و از آنها خواسته ام که همه تصمیم های گذشته را بازبینی کنند.
س: همین چند ماه پیش عراق در آستانه یک جنگ فرقه ای و مذهبی بود. آیا برای تشکیل ملتی یکپارچه از شیعیان و اهل سنت و کردها شانسی وجود دارد؟
ج: فرقه گرایی از 1400 سال پیش در این کشور ریشه دارد و من نمی توانم این وضعیت را تغییر دهم. در حال حاضر اما بار دیگر به نظر می رسد که ما می توانیم در کنار یکدیگر زندگی کنیم. شیعیان و اهل سنت شانه به شانه یکدیگر کار می کنند. ما تلاش داریم که میان عقیده و عمل افراد تفاوت قایل شویم. این در عمل به معنی آن است که هر کس می تواند هر عقیده ای داشته باشد اما هیچ کس حق ندارد دیگری را حذف کند.
منبع: اشپیگل
ترجمه:محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
