شفقناافغانستان- نوروز عید رستاخیز طبیعت و همراهی آدمیان با سرشت طبیعت است. با ظهور اسلام، نه تنها این عید اهمیت خود را از دست نداد بلکه به تایید و تحسین امامان شیعه رسید.
به گزارش شفقناافغانستان، «عید» در لغت از ماده «عود» به معنای بازگشت است. از این رو به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی برطرف می شود و به پیروزی ها و راحتی های نخستین بازگشت می کنند، عید گفته می شود. در اعیاد اسلامی به مناسبت این که در پرتو اطاعت ماه مبارک رمضان (عید فطر) یا انجام فریضه بزرگ حج (عید قربان) صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان بازمی گردد و آلودگی ها که برخلاف فطرت است، از میان می رود عید گفته شده است.
عید نوروز نیز یک بازگشت است. بازگشت چرخه طبیعت به اعتدال بهاری. روزی که روح و جان به تن مرده زمین بازمی گردد و لاجرم این تغییر و این تحول بر فطرت آدمیان نیز کارساز است. نوروز از آن دست سنت های ملی است که به واسطه ی انسانی بودنش با فطرت همراه و منطبق با آن است. هزاران سال پیش از طلوع اسلام، طبیعت روح آدمیان را همراه و همگام خود ساخته و عید نوروز بر مبنای فطرت آدمی شکل گرفته است. فطرتی که در پی بازگشت و رستاخیز است. فطرتی که پژواک طبیعت را در خود حس می کند و با تازه شدن بهار و چرخش باد بهاری در تار و پود وجود خود، به فکر نو شدن و بازگشت می افتد! آری بازگشت … به سادگی بازگشت به خوبی ها. بازگشت به شادی ها، بازگشت به زندگی که زمستان آن را تیره و سرد کرده بود. بازگشت به سوی خویشان، بازگشت به طبیعت و بازگشت به هر آنچه که زندگی را زیبایی، نور و امید می بخشد.
همه این بازگشت ها همان بازگشت هایی است که دین مبین اسلام نیز دوست می دارد. هر قوم و هر ملت صاحب تقویم برای خود تحویل زمانی دارند و گردش ایامی. اما سنت نوروز ایرانیان از این رو شاخص و قابل ستایش است که همگام و همنوا با طبیعت است. به راستی که گردش ایام در هیچ تقویمی این چنین خوش زمان و منطبق با کائنات و همراستا با طبیعت اتفاق نمی افتد.
از این رو دین مبین اسلام و به ویژه امامان معصوم شیعیان با آگاهی از سنت نوروز ایرانیان، آن را تحسین کرده و مهر اعتباری دوچندان بر آن زده اند.
روايات متعددی وجود دارد كه نشان مى دهد در آن زمان بسيارى از مردم به خدمت حضرت على(ع) هديه نوروزى مى برده اند و آن حضرت قبول مى فرمودند. هديه ها غالبا عبارت بودند از شكر، فالوده، سمنو و گاه لباس هاى گران بهاى زرباف كه در ظرف هايى از نقره مى گذاشتند و به خدمت آن حضرت مى بردند.
اما قابل تامل ترین روایت در باب نوروز به امام صادق (ع) تعلق دارد که ایشان ایرانیان را به خاطر پاسداشت این روز تحسین و اعراب را به دلیل غفلت از آن نکوهش کرده اند:
از معلی بن خنیس روایت شده است که گوید: در روز نوروز بر امام صادق (ع) وارد شدم.
امام پرسید: اى معلى آيا اين روز را مىشناسى؟
گفتم: نه. ولى روزيست كه فارسی زبانان از آن تجليل مى كنند و در آن به همديگر تبريك گفته و دعاى خير مى كنند.
فرمود: سوگند به خدای کعبه که این، رمزی دیرینه دارد و برایت روشن میسازم تا آگاه گردی. گفتم: سرورم؛ آموختن این امر از شما برایم بهتر از اینست که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.
فرمود: «اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به رسولان و انبيا و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در آن طلوع كرده، و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گل ها و شكوفه هاى زمين آفريده شده است. و آن روزيست كه كشتى نوح(ع) به كوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را مي میراند و سپس آن ها را در اين روز زنده كرد. و آن روزيست كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل گرديد. و آن همان روزيست كه ابراهيم(ع) بت هاى قوم خود را شكست. و آن همان روزيست كه رسول خدا اميرالمومنين على(ع) را بر دوش خود سوار كرد تا بت هاى قريش را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آن ها را خرد كرد.»
– معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود:
«همانا نوروز، همان روزى است كه پيامبر(ص) براى على(ع) در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار كردند به ولايت پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال كسى كه آن را شكست.
و آن همان روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را به سوى وادى جن روانه كرد پس از آن ها عهد و پيمان گرفت.
و آن همان روزى است كه على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت.
و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد، پس آن حضرت دجال را بر كناسه كوفه به دار مى كشد. و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم، براى اين كه نوروز از ايام ماست، ايرانيان آن را حفظ كرده اند، و شما (عرب ها) آن را ضايع كردهايد.
پس پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند خواست كه زنده كند قومى را كه از ترس مرگ از خانه هايشان بيرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند همه آنها را بميراند. پس خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه در گورهاى آن ها آب بريزيد، پس ريختن آب به آنها در همين روز بود پس زنده شدند و حال اين كه سى هزار نفر بودند پس آب ريختن در روز نوروز سنت قديمى گرديد، اما هيچ كس علت آن را نمى داند مگر راسخان در علم و آن اولين روز از سال پارسیان است.»
معلى بن خنيس از آقا امام صادق(ع) درباره نوروز روايت كرد فرمود: «هر وقت نوروز شد، پس غسل كن، و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش و خوش بو كن خود را با بهترين عطرهايت و آن روز را روزه بدار.»
در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی ودیگر منابع اسلامی نیز احکام و آداب متعددی برای عید نوروز آورده شده است. از جمله این آداب، انجام غسل، پوشیدن پاکیزهترین جامهها، استعمال عطر، روزه گرفتن (مستحب)، زیارت اهل قبور و چهار رکعت نماز با این کیفیت است: چهار رکعت نماز با دو سلام (بعد از هر دو رکعت یک سلام)، در رکعت اول؛ بعد از حمد ده مرتبه سوره «قدر» و در رکعت دوم؛ بعد از حمد ده مرتبه سوره «کافرون» و در رکعت سوم؛ پس از حمد ده مرتبه سوره «توحید» و در رکعت چهارم؛ بعد از حمد ده مرتبه سوره «فلق» و سوره «ناس» و در پایان نماز سجده شکر که در انتهای آن این دعا خوانده شود: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ والِ مُحَمَّدٍ الاوَضِیآءِ الْمَرضیّینَ و عَلی جمیع اَنْبیآئک وسلکَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِکْ و بارِکْ عَلَکْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَکاتِکَ وَ صَلِّ عَلی اَرْواحِهِمْ و اَجْسادِهِم اَللّهُمّ بارِکْ عَلی مُحَمَّدٍ والِ مُحَمَّدٍ و بارِکَ لَنا فی یَومِنا هذَا الّذَی فَضَّلْتَهُ و کَرَّمتَهُ و سرَّفتَهُ و عَظَّمْتَ خَطَرَهُ اَللّهُمَّ بارِکْ لی فیما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ حَتّی لا اَشْکُرَ اَحَداً اغَیَرَکَ و وَسِّعْ عَلَیَّ فی رِزْقی یا ذَاالجَلالِ والاکْرامِ اَللّهُمّ ما غابَ عَنّک فَلا یَغیبَنَّ عَنّک عَونُکَ و حْفِظُکَ وما فَقَدْتُ مَنْ لا مِنْ شَیءٍ فَلا تُفقدلی عَوْنَکَ عَلَیْهِ حَتّی لا اَتَکَلَّفَ ما لا اَحْتاجُ اِلَیهِ یاذَاالجَلالِ والاِکرام. خدایا درود فرست بر محمد و خاندان محمد آن جانشینان پسندیده و بر همه پیامبران و رسولانت با برترین درودهایت و برکت فرست بر آنان با برترین برکتهایت و درود فرست بر روانهایشان و پیکرهایشان خدایا برکت فرست بر محمد و خاندان محمد و برکت ده بما در امروزمان که برتری اش دادی و گرامیاش داشتی و شرافتش دادی و بس بزرگ گرداندی قدر و منزلتش را، خدایا برکت ده به من در آنچه نعمت رساندی با آن به من تا سپاسگزاری نکنم به احدی جز تو، وسعت ده بر من در روزیم ای دارای برجستگی و گرامی دارندگی خدایا آنچه غایب شده از من پس مبادا غایب شود از من کمک و نگهداریات و آنچه گم کردم از چیزی پس گم مکن مرا از کمکت بر آن تا نکشم رنج غیرعادی آنچه را که نیستم نیازمند به آن، ای دارای برجستگی و گرامی دارندگی».
و دراین روز بسیار بگویید : «یا ذالجلال والاکرام»
و دراین وقت بسیار بگویید «یا مقلب القلوب و الابصار. یا مدبر اللیل و النهار. یا محول الحول و الاحوال. حوّل حالنا الی أحسن الحال».
«نماز نافله نوروز یا نخستین روز سال» بسيار شبيه به نمازی است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين طور اعمال روز عيد غديرخم وارد شده است. از آنجا كه قرائت سوره «قدر» در نماز عيد نوروز توصيه شده است، میتوان دريافت كه عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامی با نزول بركات و آيات الهی همراه بوده است. تأكيد بر قرائت سورههای «كافرون، توحيد، معوذتين» نيز میتواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدیها داشته باشد.
فراز پايانی دعای مخصوص عيد نوروز : «اللهم …. ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونك عليه حتی لا اتكلف مالا احتاج اليه يا ذالجلال و الاكرام» از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشدهها به ميان میآيد بيش از اندازه قابلتوجه است زيرا، چنانكه نقل شده است عيد نوروز همان روزی است كه حضرت سليمان (ع) انگشتری خويش را پس از مدتی پيدا كرده است.
نکته دیگر اینکه از اعمال مهم نوروز قرائت هفت سین قرآن است که شامل 7 آیه از قرآن می باشد که با واژه ی سلام آغاز می شود که عبارتند از:
سلام علی آل ابراهیم سوره صافات آیه 109
سلام قولاً من رب الرحیم سوره یس آیه 58
سلام علی آل یاسین سوره صافات آیه 130
سلام علی موسی و هارون سوره صافات آیه 120
سلام علی نوح فی العالمین سوره صافات آیه 79
سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین سوره زمر آیه 73
سلام علیکم بما صبرتم سوره رعد آیه 24
____________
منابع:
قران کریم تفسیر آیت الله مکارم شیرازی
عوالى اللئالى: ج3، ص 41 – بحارالانوار: ج56، ص 116 – وسائل الشيعه: ج5، ص 288
المهذب: ج 1، صص 195 – 196
مصباح المتهجد: ص 591، وسائل الشیعه: ج5، ص 288
انتهای پیام
