شفقنا افغانستان-نشست تخصصی فقه پژوهی در جهان اسلام با حضور حجج اسلام مبلغی، مختاری و مهریزی در دفتر تبلیغات اسلامی شعبه مشهد برگزار شد.
به گزارش خبرنگار شفقنا حجت الاسلام والمسلمین مهدی مهریزی در ابتدای این نشست اظهار کرد: منظور ما از فقه در دوره معاصر، یک برش تاریخی از زمان است که تعاریف مختلفی درباره آن گفته شده است. دوره معاصر یعنی همین ایامی که در آن هستیم و به ما نزدیک است و به تناسب موضوع باید دوره معاصر را تعریف کرد.
او در توضیح منظور از دوره معاصر در حوزه علوم دینی گفت: این دوره، زمانی است که تماس با غرب پیدا شده است، تحولاتی در دنیای جدید اتقاق افتاده و تاثیرات جدی بر همه زوایای علوم گذاشته است. در گذشته، تاثیر مدرنیته در علوم اسلامی از سوی دانشمندان اسلامی بررسی شده است و در دوره معاصر که فقه ما با دنیای جدید مواجه می شود، پرسش های جدی در برابرش قرار گرفته است که پاسخ دادن به آنها وظیفه فقه پژوهان است.
مهریزی با تقسیم این پرسش ها در دو دسته قدیم و جدید تصریح کرد: بسیاری از مسایل، پرسش هایی را برای فقه امروز خلق کرده اند و مشکلات یا بحران های مسایل قدیمی نیز در این زمینه مورد بحث است. حقوق اقلیت ها، حقوق زن و کودک و مباحثی که در حوزه عقل می گنجد، چه در شیعه و چه در اهل سنت به این مسایل پرداخته شده است. رقابت های مذهبی در اهل سنت باعث پیشرفت این مذهب شده است. اهل سنت در بحث فقه ایرادهای همدیگر را گرفته اند و نقدهای جدی به یکدیگر وارد کرده اند و آن را می توان از محاسن این نوع رویکرد دانست.
او با بیان اینکه در دوره معاصر که قوانین جدید بوجود آمده اند، تحولات عمیقی در عرصه فقه پژوهی ایجاد شده است، گفت: این تحولات در سه حوزه قابل بررسی هستند. حوزه اول شامل تصحیح آثار گذشتگان است که در فقه وجود دارد. بخشی از فعالیت های موجود در تمام علوم در دوره جدید، تصحیح آثار گذشتگان است. شرح هایی که برکتاب ها نوشته می شود، حاشیه نویسی ها، نقدهای مختلف و بیان دیدگاه ها در این زمره قرار می گیرند. این تحولات در تمام علوم رخ داده است و مختص فقه نیست، اما باید گفت در فقه پژوهی هم اتفاق افتاده است.
این پژوهشگر و استاد دانشگاه، حوزه دوم تحولات عرصه فقه پژوهی را موضوعات جدیدی مثل دایره المعارف های فقهی و امثال آن دانست که تدوین شده اند و افزود: حوزه سوم نیز نشریات اختصاصی و پایان نامه هایی را شامل می شود که در زمینه فقه اختصاص دارند. مجلات و ویژه نامه های مختلف که هم در اهل سنت و هم در شیعه رواج دارد را می توان در این زمره قرار داد این نمونه ها اقدامات انجام شده در زمینه فقه پژوهی در دوره معاصر است.
او ادامه داد: مساله دیگر کارهایی است که در آنها از بیرون به فقه نگاه می شود، یعنی همان نوع نگاهی که فقه را از بیرون برانداز و بررسی کرده است. کتاب های فراوانی درباره تاریخ فقه در دوره معاصر نوشته می شود، چرا که در هر مساله ای، تاریخ مبحث مهمی است. برای ساخت آینده نیازمند شناخت تاریخ هر علم و دریافتن ریشه آن هستیم. توجه به مکاتب فقهی، مبحث دیگر در فقه پژوهی در جهان اسلام است. بدین معنا که از بیرون مطالعه کنیم که کار فقها در چه بخش هایی دسته بندی می شود و چه رویکردهایی نسبت به موضوعات فقهی وجود دارد. درباره مکاتب فقهی هم کتاب های بسیاری چاپ شده است.
مهریزی یکی از نکات مهم فقه پژوهی را فلسفه فقه دانست و افزود: اینکه در دوره جدید به صورت یک علم با عنوان «فلسفه فقه» به آن نگاه می شود، از ابتکارات علمای شیعه و محصول همین دوره معاصر است. در حقیقت فلسفه هر علم، پاسخ به پرسش های بنیادی درباره هر علم است. این چند عرصه که گفته شد کارهای برون فقهی است که در دوره معاصر حال انجام است.
او موضوع دیگر را عرصه درون فقهی خواند و گفت: اتفاقات جدیدی درون فقه رخ داده است. کتاب های فراوانی وجود دارد که درباره موضوعات مختلف و جایگاه آنها در فقه بحث کرده اند. بسیاری اوقات با نگاهی به کتاب های فقهی می توان متوجه تفاوت ها شد، چرا که فقیه از منابع مختلف برای خلق اثر استفاده کرده است. امروزی کردن مسایل فقهی، یکی از موضوعاتی که امروز مورد بررسی قرار دارد. به روز کردن مباحث گذشته که در جهان امروز تغییراتی کرده است؛ این مساله می تواند در دوره معاصر قابل طرح و بررسی باشد.
مهریزی با بیان اینکه موضوع دیگر به قانون در آوردن فقه است، اظهار کرد: کتاب های متعددی درباره این موضوع نوشته شده است. در این مبحث تلاش می شود که فقه را به صورت قانون درآوریم. پرداختن به موضوعات مستحدثه که روز به روز در عالم پیدا می شود و می تواند مبنایی برای فقه پژوهی باشد.
مبلغی: بدون شناخت شریعت نمی توان فقه را شکافت
حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی نیز در ادامه این نشست با تقسیم فقه به دو دسته کلی فقه المسایل و فقه المناهج گفت: فقه المسایل را نیز می توان در سه دسته مجزا طرح و بررسی کرد که این سه دسته شامل فقه النوازل، فقه المسایل القدیمه و فقه الاتقنین هستند. فقه النوزال نیز خود دارای سه مبحث عمده فقه النوازل متاخر از زمان، فقه النوازل همراه با زمان و فقه النوازل جلوتر از زمان است. فقه النوازل متاخر از زمان به این معنی است که در محدوده تاریخی مثلا پنج-شش سال یک مساله بیان شود و فقها درباره آن نظر بدهند. فقه همراه با زمان یعنی وقتی به محض اینکه نازله ای رخ می دهد، فقها دست به کار شوند و تاخیری روا ندارند فقه النوازل جلوتر از زمان هم به این معنی است که مسایل را جلوتر از رخ داده شدن مورد بحث قرار دهیم.
او ادامه داد: فقه المسایل القدیمه را می توان به دو صورت بررسی کرد. یکی از آنها به این شکل است که غیرمتفاوت با گذشته بررسی کنیم که مربوط به گذشته بوده است و هیچ تغییری نکرده است. متاسفانه این نوع بررسی، بخش عظیمی از مطالعات فقهی ما را در بر گرفته است. روش دیگر متفاوت از گذشته است که خود به دو دسته تقسیم می شود. در دسته اول مساله قدیم مطرح می شود یعنی در گذشته به صورت گمگشته وجود داشته است، اما امروز آن مساله برجسته می شود و از حالت گمگشتگی بیرون می آید. به طور مثال «احکام الیتیم فی الاسلام» که در گذشته توجه خاصی به آن نمی شد، اما امروز برجسته شده است. این شکل فقه پژوهی فراوان است که صرفا نویسنده معرفی می کند و توجه به یک موضوع خاص دارد.
مبلغی با بیان اینکه تمرکز بر موضوع شناسی، عنصری از عناصر استنباط است، تصریح کرد: جای این بخش در دوره معاصر همچنان خالی است و عملا موضوع شناسی در دوره معاصر تحقق پیدا نمی کند. موضوع شناسی مستقل می تواند وضعیت جدیدی در فضای فقه معاصر به وجود آورد. اگر «فقه المسایل فی القدیم» به صورت متفاوت از نظر روشی و به ویژه در قالب مقارن و مقایسه قرار بگیرد، لاجرم چنین پژوهشی به گشایش زوایای جدید و معاصر سازی مسایل قدیم برای حضور در جامعه امروز منجر می شود. «فقه التقنین» امر جدیدی در فقه پژوهی است اما طبیعتا می توانسته است در گذشته هم انجام شود. فقه التقنین سنخ جدیدی از پرداختن به فقه است که هم به آن دو مورد قبلی می پردازد و هم از لحاظ تفکیکی قابل بررسی است.
او ادامه داد: فقه التقنین فصل جدیدی از اجتهادات است. فقیهی که می خواهد فقهی را برای قانون ارائه کند، باید فقهی را بیان کند که از هر منظر کامل و ناظر باشد. نمی توان به صورت تکه تکه امور فقهی را به شکل قانون در آورد. از این رو باید در این زمینه فقیه یک قانون یکپارچه ارائه کند. همانطور که قانون، یک ماده واحده نیست و مجموعه ای از مواد را شامل می شود، فقه نیز باید به همان شکل انجام شود. قانون با هدف تاثیرگذاری ارائه می شود که کارکرد آن همیشه باید روح واحدی داشته باشد و مواد قانونی نباید با همدیگر تناقض داشته باشند.
رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس با بیان اینکه فقه المناهج، فقهی نیست که به مسایل بپردازد، بلکه فقهی است که به روش ها می پردازد، گفت: بخشی از مطالعات فقه پژوهی در این وادی معطوف به روش های فقه پژوهی است. آنقدر ظرایف در همین مکاتب معاصر وجود دارد که اگر شناخته و به اجتماع تزریق شوند، یک تحول بزرگ ایجاد می شود. مکتب شناسی یک فقه پژوهی بسیار مهم است. مطرح کردن عناصر جدید روشی در این مبحث حایز اهمیت است، افزون بر آنچه مناهج را تشکیل می دهد، باید طرح های جدیدی ارائه شود.
او ایجاد علوم در اطراف شریعت را از جمله این علوم خواند و افزود: فقه از علوم منظومه ای شریعت است و خود شریعت را باید به مثابه یک محور شناخت. مادامی که شریعت را نشناخته ایم نمی توانیم فقه را بشکافیم، چرا که فقه خود بخشی از شریعت است.
مختاری: بی توجهی به تحقیقات فقهی گذشتگان اشتباهاتی پیش می آورد
همچنین حجت الاسلام والمسلمین رضا مختاری در این نشست اظهار کرد: آقای مطهری فرموده اند که باید سابقه تاریخی هر فقیهی را استخراج کنیم، که از چه زمانی وارد فقه شده و چه تصوری داشته است، بدون توجه به سابقه هر فرد اظهار نظر راجع به او ابتر و ناقص است.
او با تاکید بر اینکه بسیاری از مسایل اصولی به دید تاریخی نگاه نشده اند، گفت: به همین دلیل برداشت و دید ناقصی درباره آنها وجود دارد. برای بهره برداری از هر مساله ای باید تاریخچه آن را دانست که از چه زمانی رخ داده و چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است و امروز چه جایگاهی دارد. یکی از مشکلات موجود در فقه این است که اغلب، تحقیقات پیشینیان در هر مساله فقهی یا موضوع فقهی نادیده گرفته می شود و نتیجه امر آن است که بسیاری از کارهایمان تکراری است. در هر مساله ای اگر دنبال شود که گذشتگان تا کجا آن را پیش برده اند، می توان بهتر عمل کرد. متاسفانه در تحقیقات دیده می شود که بسیاری از مسایل تکراری صورت می گیرد و این به عنوان یک معضل شناخته شده است.
مختاری با بیان اینکه گذشتگان ما برای مسایل مختلف وقت گذاشته اند و درباره آن بحث کرده اند، تصریح کرد: این در حالیست که بسیاری از محققان به این مساله توجه ندارند و حتی این مسایل را مرور نکرده اند. نتیجه این رویکرد آن است که گاهی مساله ای طرح می شود که شاید ده سال پیش مطرح شده و رد شده است که حق هم با رد شدنش بوده است، اما به دلیل ناآگاهی ما دوباره طرح شده است. در بحث رویت هلال اظهار نظرهایی شده است که گاهی هیچ نگاهی به آثار گذشتگان نداشته اند. از شیخ مفید گرفته تا زمان خودمان مطلب درباره این مبحث فراوان است اما بعضی بزرگواران اصلا اینها را نخوانده اند و نظر داده اند. متاسفانه این مساله در دنیای امروز وجود دارد.
او با اشاره به کتابی فقهی که به تازگی از شیخ حسن کاشف الغطا چاپ شده است، گفت: این کتاب در ده جلد با عنوان «انوار الفقاهه» از سوی دفتر تبلیغات اسلامی قم منتشر شده است. کتاب بسیار ارزشمند و عمیقی است. آیت الله شبیری پیشنهاد کردند که این کتاب تصحیح شود، خودشان هم نسخه مرحوم جلیلی را برای تصحیح گرفتند. ایشان فرمودند که این کتاب از جواهر بسیار بهتر است، دقیق تر و موجزتر و فشرده تر مطلب را بیان کرده است و مطلبی که جواهر در یک صفحه می گوید ایشان در دو سطر یا سه سطر بیان کرده است. اینچنین میراث فقهی بسیار است اما متاسفانه مورد توجه نیست.
مختاری ادامه داد: شیخ حسن کاشف الغطا پسر شیخ جعفر کاشف الغطا که اصلا در ایران نبوده و در عراق زندگی می کرده است، در باب ولایت فقیه تعبیر زیبایی دارد که «ولایت الفقیه عامه لکل مال الامام المعصوم امامت فیه». برای ایجاد تحول در فقه باید به کلام گذشتگان و استنباط نکته های فراوان از آنها توجه کرد.
او تصریح کرد: نکته دیگر اینکه بسیاری از اختلافات به این دلیل روی می دهد که ما به حرف بعضی از فقهای گذشته اعتماد کردیم و خودمان تحقیق جدید نکردیم. یکی از اسباب و وسایل کم اهمیت شدن فقه اختلافات شدیدی است که قابل رفع و رجوع است. در علوم امروزی اگر اختلافی باشد، اهل فن می آیند و روی آن بحث می کنند یا آن را بین خودشان حل می کنند یا باعث کاهش اختلافات می شوند. بسیاری اوقات ما توجهی به این مسایل نداریم که باعث بی توجهی به فقه می شود. به طور مثال در روایات داریم که مسافت شرعی، هشت فرسخ است و فقها رد کرده اند که ملاک مسیره الیومین باشد. ملاک همان هشت فرسخ است و به دلیل اینکه هشت فرسخ در روز راه پیموده می شده، معصوم فرموده است مسیره الیومین. هفت نقل قول برای همین بحث موجود است که هشت فرسخ که در روایت موجود است، چقدر است.
مختاری توضیح داد: برخی فقها گفته اند که هشت فرسخ مساوی با چهل کیلومتر است، برخی دیگر گفته اند چهل و سه کیلومتر و برخی گفته اند چهل و پنج، چهل و شش و چهل و هفت کیلومتر، یعنی چندین نقل قول در این رابطه وجود دارد. این مساله راه تحقیق دارد و می توان آن را ثابت کرد اما متاسفانه ما آن را دنبال نکرده ایم. روایات متعددی وجود دارد که امام فرموده اند «وقتی حاجیان از مکه به عرفات می روند و بر می گردند، نمازشان قصر می شود». از اینجا مشخص است کهدر صورت دانستن فاصله بین مکه تا عرفات، مشکل حل می شود. رفعت پاشا در 120 سال پیش که امیرالحاج مصر بوده از دروازه مسجد الحرام تا صحرای عرفات را متر کرده است و این محدوده حدود بیست کیلومتر و سیصد متر بوده است. روایات متعددی در این باره وجود دارد که بر این مساله صحه می گذارد.
او افزود: این یک مثال بود که می توان اثباتش کرد. بسیاری از اینگونه مسایل وجود دارد که می تواند مشکلات را حل و فصل کند، اما مشاهده می شود همچنان از اقوال گذشتگان رد می شویم. در اثر عدم توجه به مسایل فقهی قدیم و تحقیقات فقهی گذشتگان اشتباهاتی پیش می آید.سابقه موضوعات در بسیاری مقالات بررسی نشده است و به اشتباه یک موضوع بحث شده است. به طور مثال کسی موضوعی را به فقیهی ارجاع داده است اما وقتی تحقیق می کنیم می بینیم این موضوع ارجاعی اصلا صحت ندارد و اگر فقیهی در زمانی بحثی را تایید کرده، در کتاب های دیگر خود آن را رد کرده است. این در حالیست که ما همان نقل قول اشتباه را برای خودمان استناد کرده ایم. یکی از دلایلی که به مسایل فقهی عمل نمی شود، همین اختلافات بین علما و فقها می باشد که بسیاری از آنها قابل رفع و رجوع است.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
