شفقناافغانستان- ولید جنبلاط از شخصیت های تاریخی لبنان است که به رغم پیری و فرسودگی هنوز حرف هایی برای گفتن دارد. او که از بحران های منطقه از لبنان و سوریه گرفته تا عراق و لیبی خسته شده است به الشرقا الاوسط می گوید اوضاع منطقه به کلی درحال تغییر است. جنبلاط در این رابطه حرف های بارزانی را مورد تاکید قرار می دهد که گفت دارد مرزهای منطقه با خون از نو ترسیم می شود.
***
– چقدر شایعات صحت دارد که شما به زودی استعفا داده و امور را به فرزندتان تیمور واگذار می کنید؟
* من دراین باره حرفی نزده ام. هرچیزی به موقع آن بحث خواهد شد.
– اوضاع لبنان را چگونه می بینید؟
* اختلافات داخلی نمی گذارد که رییس جمهور انتخاب کنیم. حزب الله و نیروهای سیاسی دیگر از نامزدی میشل عون دست نمی کشند. برای مسیحیان هم دشوار است که بر یک نامزد توافقی اجماع کنند. ما داریم همینطور چرخ می زنیم. از بین عون، جعجع، فرنجیه و امین جمیل هیچ کدام به صورت خاص معرفی نشده اند. بعضی شان درحال تجربه هستند و برخی در گذشته رییس جمهور بوده اند. این اختلافات ما را به بن بست رسانده است. برای همین به نظر نمی رسد به این زودی بشود برای لبنان رییس جمهور تعیین کرد.
– مشکل عدم تعیین رییس جمهور در کجاست؟ داخلی است یا منطقه ای؟
* بخشی از آن داخلی و بخشی منطقه ای است. جمهوری اسلامی ایران از طریق حزب الله عمل می کند که متحد اصلی میشل عون است و همه این را می دانند. گمان نمی کنم شرایط منطقه به جایی برسد که بتوانیم مثل میشل سلیمان برروی یک فرد توافق کنیم. آن زمان قطر بین ایران و سوریه و سایر کشورها میانجی گری می کرد که توانستیم سلیمان را انتخاب کنیم.
– عامل قوی تر داخلی است یا خارجی؟
* هردو. از این طرف هم باید گفت هرگاه چهار فرقه مسیحی لبنان بر یکی توافق کردند مشکل از نظرداخلی حل می شود اما چنین چیزی بعید به نظر می رسد. اگر توافقی بین ایران و عربستان حاصل شود این مساله در لبنان نتیجه خواهد داد.
– تا آن موقع کارها خوب پیش می رود؟
* بله. تا آن موقع امور همینطور که هست پیش می رود. ولی باید به تمام سلام نخست وزیر لبنان کمک کنیم. او درسخت ترین شرایط با مهارت کارش را ادامه می دهد.
– الان گفت وگوهایی در دو سطح اسلامی و مسیحی درجریان است. نظرشما دراین باره چیست؟
* من اطلاعی ندارم اما کار خوبی است و من از نخستین کسانی هستم که طرفدار گفت وگو بوده ام. سید نصر الله و الحریری هم در سخنان شان نقاط معینی را گفتند اما مهم تر این است که بتوان بین این روندها پیوند ایجاد کرد.
– درباره اوضاع امنیتی چه می گویید؟
* من ازجمله کسانی نیستم که می گویند «داعش» یا «النصره» به لبنان حمله خواهند کرد. من نمی دانم یک دفعه این حرف از کجا بیرون آمد ولی من به آن اعتقادی ندارم. ما باید مرزها را حفظ کنیم ولی درشرایط کنونی من چنین خطری را احساس نمی کنم.
– به رغم حملات وانفجارهایی که اتفاق افتاده است؟
* آخر در بعضی از روزنامه ها عنوان می شود که حمله ای فراگیر به لبنان خواهد شد. ولی من احساس نمی کنم داعش چنین توانی را داشته باشد. این گروه برای خود جبهه های مختلفی را باز کرده است. اگر ائتلافی که از 60 کشور تشکیل شده نتواند با این گروه مقابله کند باید گفت پس ما دربرابر یک پدیده عجیب و جهانی قرار داریم. دوسال است که دستگاه های اطلاعاتی دارند با تروریسم مقابله می کنند. درست است که اعمال تروریستی رخ داده ازجمله حمله به سفارت ایران در بیروت اما من جبهه النصره را تا زمانی که یک فرد سوری در آن باشد گروهی تروریستی نمی دانم و نمی نامم. باید از این بحث ها خودمان را خلاص کنیم.
– تا کجا لبنان تحمل پیامدهای این درگیری ها را دارد؟
* جریان المستقبل سعی می کند مسایل اختلاف برانگیز را کنار بگذارد. دیگر کسی از دخالت در سوریه حرفی نمی زند یعنی دخالت حزب الله. مساله دادگاه هم که دیگر تمام شده است. باید مواضع اختلاف برانگیز را کنار گذاشت. یکی از این مسایل هسته های مقاومت است. این مساله مهمی است. ما از آمادگی حزب الله و دفاعش از مرزها قدردانی می کنیم ولی حضور آنها در بقاع غربی یا الخروب و غیره به نظرم ضرورتی ندارد.
– درباره بازگشت حریری چه می گویید؟ آیا می تواند این بازگشت به حل اختلافات کمک کند؟
* طبعا. گفت وگو بین حزب الله و المستقبل خیلی مفید است. در گذشته هم سابقه داشته است. شاید بتوانیم به یک رییس جمهور توافقی دست یابیم. البته اگر آنها خودشان یک رییس جمهور انتخاب کنند دیگر به خودشان مربوط است.
– آیا شما حریری را به بازگشت تشویق کردید تا بیاید نخست وزیر شود؟
* طبعا. این شان حریری است. زیرا او وجهه ملی شناخته شده ای دارد. اما باید این کار بعد از انتخاب رییس جمهور صورت گیرد. ما نمی توانیم بدون رییس جمهور نخست وزیر را تغییر دهیم.
– در هردوره شما نقش میانجی را داشتید. الان اوضاع را چگونه ارزیابی می کنید؟
* من تلاش کرده ام اما در آخر خودم تنها ماندم. درست است که میشل سلیمان و میقاتی هم با ما هستند اما میقاتی کسی است که بین هاروارد و آکسفورد مشغول سخنرانی است. رییس سلیمان هم یک فراکسیونی را تشکیل داده است که نمی شود آن را «فراکسیون» میانی یا غیر میانی نامید. برای همین تنها من این وسط مانده ام.
– درمورد سوریه شما قبلا از جبهه ای حرف زدید که از تهران تا بیروت کشیده شده است. حالا چه می گویید؟
* اگر حمایت جمهوری اسلامی ایران نبود نظام سوریه هم نبود. حمایت های جمهوری اسلامی ایران اساس بقای نظام سوریه است. البته روسیه هم حمایت کرده است. اما ایران اصل است. به نظر من بعد عربی سوریه در حال اضمحلال است. سوریه دیگر رنگ عربی ندارد بلکه رنگ ایرانی دارد. اگر ایران و روسیه نبودند نظام سوریه هم نبود.
– آیا همچنان امیدوار به یک راه حل سیاسی در سوریه هستید؟
* بله. به نظر من چنین راه حلی ممکن است. البته امروزه در سوریه با یک افق بسته مواجهیم مگر اینکه همان روش عراق در سوریه پیاده شود چون به جای تعامل با یک دولت وحدت ملی می خواهیم با یک دولت از هم پاشیده تعامل کنیم.
نگاه کنید امروز برای سوریه چه چیزی باقی مانده است؟ اگر بشار اسد بتواند بر حلب مسلط شود -که این فرضیه ای دشوار است – درنهایت تاکنون 10 میلیون شهروند سوری جابه جا شده اند و درداخل یا خارج از این کشور آواره هستند. این وضعیت آشفته و درهم برهم به نفع هیچ کس نیست. برای طایفه علوی ها چه اتفاقی افتاد؟ به نظر می رسد حمایت این گروه از نظام باعث اسارت شان در چنگ نظام شده است. خسارت هایی که بر اهل سنت وحتی همین طایفه علوی ها آمد غیر قابل جبران است. نظام حاکم از این ها به عنوان یک سپر انسانی استفاده می کند. آنها هیچ راه فراری ندارند. اگر داشتند من می دانم که خیلی از آنها می رفتند.
– نگران وحدت سوریه هستید؟
* بله. دیگر از آن سوریه ای که می شناختیم چیزی باقی نمانده است. نظام همه چیز را ویران کرد. شهرها، روستاها. گزارشی هست که می گوید تاکنون 5 هزار بمب بشکه ای برسر شهرها و روستاها انداخته شده است. این جدا از موشک ها و بمب هاست. یکسری موشک های بالستیک هست که تا اسراییل برد دارد اما همین موشک ها به طرف محلات دمشق یا حلب شلیک می شود.
– چطور می توان از این بحران خلاص شد؟
* هرلحظه ای که ایران و روسیه از دولت اسد دست بکشند به زودی معادله تغییر می کند. لیکن محاسباتی هست که من نمی توانم آنها را بیان کنم. با این حال می دانم که بعضی چیزها در حال تغییر است و دارد مرزها جابه جا می شود. این مسعود بارزانی بود که با شجاعت آن را بیان کرد و از هویت کردی خودشان دفاع کرد.
– سرنوشت بقیه اقلیت ها چه می شود؟
* برای مسیحیان شرق خطرات زیادی وجود دارد. باید به یاد داشت قبل از سقوط صدام حدود یک میلیون مسیحی در عراق زندگی می کردند. بعد این ها در معرض انواع و اقسام تهدیدها و آزارها قرار گرفتند تا اوج آن رسید به زمان داعش و فاجعه موصل . روند مهاجرت مسیحیان عراق همچنان ادامه دارد. در سوریه ارامنه حلب ایستادند و مقاومت کردند. اغنیا و طبقه ثروتمند از آنجا به ترکیه و ارمنستان گریختند. حتی به لس آنجلس رفتند ولی مسیحیان بین دو آتش نظام و گروه های تروریستی گیر افتادند.
– دروزی ها چه؟
* دروزی ها هم در بن بست قرار دارند. چون از نظام حمایت کردند. البته نه همه شان بلکه گروه زیادی از آنها که کلی هم خسارت دیدند. از آنها هم به عنوان سوختی برای دفاع از نظام استفاده شد. من سعی کردم موضع مثبت و مترقی ای نسبت به انقلاب سوریه داشته باشند ولی شکست خوردم. درخواست من این بود که دست کم بی طرف باشند تا از طرف نظام از آنها سوءاستفاده نشود ولی تابستان گذشته آنها در جنگ با جبهه النصره خسارت های زیادی دیدند.
– درباره دروزی های ادلب چه اتفاقی افتاد؟
* از طریق عقلای شان مساله حل شد. ما کسانی را به ترکیه فرستادیم تا با جبهه النصره تماس بگیرند و نگذارند که تجربه گذشته در آنجا تکرار شود.
– پس شما با جبهه النصره هم رابطه دارید؟
* نه. ما رابطه نداریم ولی وقتی یک سوری احساس می کند جبهه النصره برایش پناهگاهی در مقابل تروریسم نظامی است، من به این چه باید بگویم؟ او تروریست است؟ من هرگز به او تروریست نمی گویم حالا هرچه را می خواهند رسانه های عربی بگویند.
– مسایل منطقه گویی ما را به بعد از حوادث 11 سپتامبر برگردانده است؟
* بله. ما مستقیما به بعد از حوادث 11 سپتامبر و حتی بدتر از آن بازگشته ایم. زیرا 11 سپتامبر محصور در افغانستان و القاعده در آنجا بود. اما امروز با پدیده جدیدی به نام القاعده در سطحی بزرگ تر مواجه هستیم. یعنی « داعش » که در سطحی بزرگ تر درکل کشورهای عربی حضور دارد.
– شما اصرار دارید که بین این تشکل ها خطی فاصل بکشید؟
* من مرجعی فقهی نیستم و این موضوع را نمی فهمم. به نظر من باید میراث جمال الدین افغانی و محمد عبده بازنگری شود. همچنین میراث اصلاح طلبانی مثل بورقیبه. من شخصا طرفدار مکتب ملی گرای عربی به رهبری جمال عبدالناصر هستم.
– امروز چه می گویید؟
* این ها احتیاج به مقایسه فکری دارد. وقتی می گویند دهها هزار جوان مسلمان عرب برای جنگ به سوریه رفته اند باید پرسید این ها چه خلاء فکری و روحی ای داشته اند؟ این یک پدیده خوفناک است. همچنین در جهان عرب دو نوع اسلام وجود دارد : یکی شیعه و دیگری سنی که با هم می جنگند و میراث تمدنی و ملی همدیگر را از بین می برند.
– به نظر شما منطقه دارد از نو تقسیم می شود؟
* بله. دقیقا مثل همان چیزی را که مسعود بارزانی گفت منطقه دارد با خون از نو تقسیم می شود. صد سال پیش جنگ جهانی اول بود و امروز دارد دوباره از نو تقسیم می شود. امروز این خون کرد و عرب و طوایف است که دارند با هم ستیز می کنند. آن روزها این جدال طایفه ای نبود ولی امروزه هست.
– چه راه گریزی وجود دارد؟
* من جوابی ندارم و فکر نمی کنم هیچ کس دیگری هم جوابی داشته باشد. کسی دیگر مثل سایکس نیست که خط کشی بردارد و مرزها را تعیین کند. به نظرم تنها کسی که موفق شد و حالا در قبرش شادمان می رقصد «لرد بالفور» است. زیرا هر روز سرزمین های فلسطین را می خورد و یهودی می کند. پروژه دو دولت به پایان رسید. در زمان مناسب مسجد الاقصی تخریب می شود و با این جنونی که اسراییل دارد معبد سوم را بنا می کنند… همه چیز امکان پذیر است. تخریب سازماندهی شده شهرها و روستاهای فلسطینی ادامه دارد. چه کسی باید هزینه این ها را بپردازد؟ اعراب. حتی گلوله هایی را که ائتلاف ضد داعش می اندازد هزینه اش را باید اعراب بدهند. همه این ها به قیمت نابودی توسعه کشورهای عربی است. نفتی که روزی امید می رفت صرف پیشرفت های علمی و کشاورزی شود الان چه وضعیتی پیدا کرده است. نخبگان عرب در کجا هستند؟ چه کویری است چشم انداز آینده!
منبع : الشرق الاوسط
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
