شفقنا افغانستان-ظاهرا رویکرد کرزی به قدرت سیاسی در افغانستان اینگونه بوده و مؤثر واقع شده است.
محوطهای که حامد کرزی در آن دوران پس از ریاست جمهوریاش را میگذارند، با دیوارهای کاخ ریاست جمهوری مماس است؛ جایی که او هنگام رهبری افغانستان در سیزده سال گذشته در آن بهسر برد. خانهی جدید او، قرارگاه برنامهی توسعهای سازمان ملل متحد (UNDP) بود. کیسههای ریگ، موانع و جنراتورها برداشته شدهاند، ساختمان مزین و رنگآمیزی شده است و چمن آراسته به ویلای اصلی که وی در آنجا زندگی میکند، منتهی میشود. زیبایی آرام و لطیفی در حیاط وجود دارد که یادآور عکسهای کابل قبل از جنگ است. دفتر کرزی در خانهی کوچکی، مانند یک جزیره در وسط آن برپا شده است. داخل آن سلیقهوار مبلمان چیده شده است و کارکنان محتاط و حرفهای در فضایی کار میکنند که به طور شگفتانگیزی آرام است.
پیش از این، کرزی را چندین بار دیده بودم؛ بیشتر زمانی که برای سازمان ملل متحد کار میکردم و در ملاقاتها با او یادداشتبرداری میکردم؛ اما این اولین باری بود که با او گفتوشنود داشتم.
وقتی نشستیم، کرزی گفت: «خوب، امریکاییها با برف چه کردهاند؟» زمستان امسال کابل، زمستان خشک و گرمی بوده است. این امر باعث میشود، این روزها، روزهای دلپذیری باشند؛ اما در مورد فصل کشت خشک و تیرهبخت سال آینده، نگرانی ایجاد میکند. من پاسخ دادم: «همانطور که میبینید، بسیاری از آنها به امریکا برگشتهاند».
گفته شده است که کرزی توطئهساز است. او در جریان گفتوشنود ما بهدرستی به آن اقرار کرد. «امریکا وضعیتی دارد که انگلیس داشت: کشوری که ما افغانها به خاطر هرچیزی سرزنشش میکنیم». او یک داستان قدیمی در مورد یک صحاف (کتابساز) در افغانستان را بازگو کرد. زمانی، یک صحاف روی چرمی که از آن استفاده میکرد، خراشی مییابد و میگوید: «لعنت بر انگلیس!»
کرزی قبلا ادعا کرده بود که ایالات متحده از طالبان برای بیثبات کردن افغانستان و توجیه حضور نظامیاش استفاده میکند. اکنون او به من گفت که منافع ایالات متحده گستردهتر است و طالبان که یک جنبش ملی افغانستان بوده است، گروه مناسبی [برای رساندن ایالات متحده به منافعش] نیست. گزارشهایی از ظهور ناگهانی داعش، گروه بنیادگرایی که در حال حاضر بخشهای وسیعی از خاک عراق و سوریه را اشغال کرده و ادعا میکند که خلافت را دوباره تأسیس کرده است، در خاک افغانستان به نشر رسیدهاند. امریکاییها و دیگر سیاستگذاران تلاش کردهاند کرزی را متقاعد سازند که بسیاری از سرخوردگیهای او با سیاست آمریکا، نتیجهی یک دسیسهی پیچیده نیست، بلکه نتیجهی سیاستگذاری خام و عوامل دیگر است: از قبیل نفس متفاوت سفیران، جنرالان و نمایندگان ویژه که در جریان یکدههی گذشته به افغانستان آمدهاند و رفتهاند. من به او میگویم که اناتولی دوبرینن، کسی که در جریان جنگ سرد برای یک مدت طولانی سفیر شوروی در واشنگتن بود، زمانی گفت، وظیفهی اصلی او متقاعد کردن مسکو بود که هرچیزی که آنها فکر میکردند، یک دسیسهی امریکاییها است، در واقع [دسیسه نه]، بلکه بیکفایتی امریکاییها بود.
«دسیسه باشد یا بیکفایتی، در نهایت برای من فرقی ندارد. هردویش کار با امریکا را بسیار مشکل میکند. هرچند در پایان من میخواهم با یک دسیسه سروکار داشته باشم؛ چون حداقل چیزی برای فهمیدن وجود دارد».
وی اضافه کرد: «اگر یک بار مرا با سیلی بزنی و بعد بگویی که این سیاست تو نیست، من درک خواهم کرد. اما اگر دوباره مرا با سیلی بزنی و بگویی که سیاستت نیست، من به تو شک خواهم کرد. و اگر مرا بارها و بارها مرا با سیلی بزنی و باز بگویی که این سیاست تو نیست، سرانجام من نگران میشوم که این سیاست توست».
از آقای کرزی پرسیدم که امروز به سیاستگذاران امریکایی چه توصیه میکند. «امریکاییها هرکاری که بخواهند در افغانستان انجام داده میتوانند. ما به اندازه کافی قدرت نداریم که شما را متوقف سازیم. اگر شما پایگاه میخواهید، میتوانید داشته باشید. اما به افغانستان ضرر نرسانید. ما یک کشور متحد هستیم، سعی نکنید ما را چند پارچه کنید و تلاش نکنید ما را به پاکستان بفروشید».
من تلاش کردم او را روی موضوعات مشخص تحت فشار قرار دهم: باید امریکا پایگاههایش در افغانستان را باز نگهدارد؟ نیروهای امنیتی افغانستان هنوز به کمکهایش نیاز ندارد؟ وی گفت که در هر صورت پایگاهها برایش مهم نیست و او هرگز فکر نکرده است که افغانها برای آموختن چگونگی جنگیدن به کمک امریکا ضرورت دارد. واضح بود که کرزی متمایل نبود به جزئیات این پرسش بپردازد. او دوباره به نقطه نظر عمومی ترش برگشت که ایالات متحده میتوانست برای عملی کردن طرحهای بزرگترش هر کاری که میخواست انجام دهد، به شرطی به افغانستان «ضرر» نمیرساند.
نقطه نظر او در مورد تلاش [امریکا] برای ایجاد اختلاف میان افغانها، برایم دلچسب بود. حکومت فعلی، یک «حکومت وحدت ملی» است – وصلت اجباری اشرف غنی و عبدالله، دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری، که در تابستان سال گذشته، زمانی که ادعاهای تقلب گسترده نظام سیاسی افغانستان را تا آستانه فروپاشی کشاند، توسط جان کرزی، وزیر خارجه امریکا، تحقق یافت.
آنچه که من در کابل میشیندم این بود که دوام اختلافات پس از انتخابات میان غنی و عبدالله زمینه را برای دخالت کرزی بیشتر فراهم میکند. چنانکه افغانها پیشرفتهای دوران ریاست جمهوری او را به یاد میآوردند و اینکه به تدریج مشکلات را فراموش میکردند، محبوبیت او بیشتر میشد. آنها، تسلط استادانهی کرزی بر سیاست افغانستان را با حکومت فعلی مقایسه میکنند که تقریبا شش ماه پس از مراسم تحلیف رهبرانش، نتوانسته است حتا یک کابینه تشکیل بدهد.
گفته میشود که نفوذ سیاسی کرزی در حکومت نیز در حال رشد است. نه تنها دو تیم انتخاباتی از او التماس کردهاند، بلکه تعدادی از شخصیتهای سیاسی که توسط حکومت کنونی به حاشیه رفته اند، نیز به دنبال کمک کرزی بوده اند. من این حدس و گمانها را با او مطرح کردم که اختلافات در حکومت، نفوذ سیاسی او را تقویت میکند. این پرسش به طور واضح او را رنجاند و پاسخ او مستحکم بود: «برای من، بهرهبرداری از اختلاف میان افغانها خیانت است. من از این حکومت حمایت میکنم و برای کامیابیاش هرکاری میکنم. من از این حکومت در تمام مسایل، به جز سیاستش در قبال پاکستان، حمایت میکنم». او به قمار سیاست خارجی غنی اشاره میکرد: سازش با پاکستان به امید این که پاکستان، که خودش با شورش فزایندهی داخلی مواجه است، در ریشه کن ساختن شورش در افغانستان همکاری خواهد کرد. غنی امیدوار است که پاکستان، طالبان را به پای میز مذاکره خواهد کشاند یا حتا پناهگاههایی را که برای طالبان فراهم میکند، مسدود کند. غنی، در اولین سفرش به پاکستان، به طور بیسابقهای از فرماندهی مرکزی ارتش پاکستان در راولپندی دیدار کرد که به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت. امتیاز دیگر، لغو معامله اسلحه با هند است. حتا چیزهایی که ظاهرا یک حرکت کوچک نمادین است، مانند فرستادن شش دانشجوی ارتش به پاکستان برای شرکت در کورس آموزشی هجده ماهه، جنجالهای بزرگی در افغانستان ایجاد کرد و کرزی نیز از آن انتقاد کرد.
همین که او مرا تا دروازه همراهی کرد؛ من از او بخاطر نوسازی دفترش تعریف کردم. او یادآوری کرد که یک دفتر پس از ریاست جمهوری در محوطه کاخ ریاست جمهوری برایش آماده شده بود؛ اما او این دفتر را به عبدالله عبدالله واگذار کرد. توافق تقسیم قدرت و پست جدید ریاست اجرایی، در کاخ، مشکل فضای اداری ایجاد کرده بود. کرزی با واگذاری این فضا، به حل این مشکل کمک کرده بود.
با وجود اعتراضهای او، سخت است فکر کنیم که اختلافات در حکومت کابل، به نفع کرزی نیست. همین که محوطه را ترک کردم، یادم آمد که سال گذشته، کنجکاو بودیم که آیا کرزی اجازه خواهد داد انتخابات برگزار شود و واقعا ریاست جمهوری را ترک خواهد کرد، یا او راهی برای ماندن در قدرت خواهد یافت. حالا در ذهنم خطور کرده است که او موفق به انجام هردو [اجازه دادن به برگزاری انتخابات و ماندن در قدرت] شده است.
منبع: فارن پالیسی
نویسنده: اسکات اسمیت
برگردان: حمید مهدوی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
