شفقنا افغانستان- «ایزابل بست» در یادداشتی در وبسایت روزنامه «گاردین» به مصاحبه به مورخان فاشیسم و امکان مقایسهی آن با ترامپیسم پرداخته است.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا در بخش دوم و پایانی این یادداشت آمده است:
شش درس از تاریخ که باید همیشه یادمان باشد
روز ۲ مه ۱۹۳۵، «وینستون چرچیل» در مجلس عوام بریتانیا حاضر شد و گزارش کنفرانس «استرزا» را به اعضای مجلس ارائه داد. در کنفرانس استرزا، بریتانیا، فرانسه، و ایتالیا توافقی – بیهوده – صورت دادند که استقلال اتریش را حفظ کنند. چرچیل گفت:
زمانی که اوضاع قابل مدیریت بود به آن بیاعتنایی شد، و حالا که کاملا از کنترل ما خارج است اینقدر دیر به فکر دوا و درمانی افتادهایم که آن موقع شاید کارگر بود. این ماجرا با سابقه است. به اندازهی کتابهای فالگیری قدمت دارد. سابقهاش هماندازهی سابقهی دراز و غمانگیزی است که بیهودگی تجربهها و بیتوجهی انسان به عبرتهای تاریخ را در خود دارد.
پس از آن سخنرانی پیشگویانهی چرچیل، دنیا سالهای خشنی را از سر گذرانده است، حالا کجای حرفش اشتباه بوده است؟ اگر مهمترین مسئولیت تاریخدانان این است که بین مقایسههای آموزنده و مقایسههای گمراهکننده تمایز قائل شوند، به نظرشان تاریخ چه کمکی میتواند به ما بکند و فرق دوران ما با گذشته در چیست؟
رأی مردم را جدی بگیرید
اگر از نسل آلمانیها هستید، برایتان سخت است که درک کنید چطور ممکن بود آن همه مردم کتاب «نبرد من» را بخرند و با این وجود بروند و به هیتلر رای بدهند. با خودتان میگویید، شاید هیچ کس واقعا آن را نخوانده بود، یا آن چند صفحهی اول و هارت و پورتهایش را رد کرده بودند، یا اینکه یهودستیزی را جدی نگرفتند.
«مارک ماتسوور» میگوید: «یا اینکه برعکس، حرفهایش به دلشان نشسته بود.» ماتسوور استاد تاریخ در دانشگاه کلمبیا و مولف کتاب «قارهی سیاه» است. این کتاب تحسینشده، پژوهشی است دربارهی نیروهایی که اروپای قرن ۲۰ را شکل دادند.
ماتسوور میگوید: «به نظرم یکی از اشتباهات این دوره و زمانه این خواهد بود که فکر کنیم کسانی که به ترامپ رأی دادند جدی نبودهاند. شاید به دلایل متفاوتی جدیت داشتهاند، اما اینکه تلاشی نکنیم و نفهمیم دلایلشان چه بوده است یک اشتباه بزرگ خواهد بود».
سیاستمداران باید در طرز کار خود تجدید نظر کنند
اولریش خاطرنشان میکند هیتلر خود را در قامت یک «مسیحا» جا زد که قرار است «رستگاری» عمومی را به ارمغان بیاورد. حالا که سیاستهای ریاضتی و خصومتآمیز نسبت به موجودیت اتحادیه اروپا و مهاجران در حال فزونی است، بستر مناسبی برای پوپولیستهای اروپایی فراهم شده است که آنها هم مردم را با «راه حل»های سادهانگارانه و نسنجیدهای شبیه هیتلر اغوا کنند.
از نظر ماتسوور، مشکل این است که در حال حاضر سیاستمداران حاضر در هیأت حاکمه هیچ واکنشی نشان نمیدهند. ماتسوور معتقد است: «طبقهی حاکمهی سیاسی حافظه تاریخی بسیار ضعیفی دارد و در نتیجه چشمانداز بسیار محدودی هم دارد. اعضای این طبقه عمدتا کسانی هستند که حضور خود در عالم سیاست را برای ایجاد تغییرات فراگیر نمیدانند و بنابراین معمولا خیلی تدریجی و بسیار تکنوکراتیک عمل میکنند. آنها نسبت به ژرفاندیشی بسیار بدبین هستند و در نتیجه مغزشان را با محاسبات حزبی پر میکنند؛ که البته سیاستمداران همیشه فکرشان مشغول این چیزهاست اما در گذشته حساب و کتابهای حزبی همراه با چیزهای بزرگتری بود. چهرههایی که در حال حاضر اصل کار سیاست در اروپا هستند توجهی به این مسئولیت ندارند».
ماتسوور در ادامه میگوید طراحی یک روایت جایگزین که قادر به الهامبخشی باشد «باید تبدیل به پروژهای بلند مدت شود» و «مسئولیتش هم در دست افراد زیر ۳۰، ۳۵ سال قرار بگیرد، نه طبقهی سیاسی فعلی».
حواستان به حکومت پایشگر باشد
ماتسوور میگوید: «گشتاپو [سرویس مخفی آلمان نازی] در مقایسه با حد و اندازهی دم و دستگاه و ماموریتهای تجسسی امروز بسیار کوچک به حساب میآمد».
«خیلی دیر، حالا چشممان را باز میکنیم و میبینیم از قدیم یک ذهنیت کلی وجود دارد که هیچ دولتی در غرب قرار نیست به دست آدمهای ناباب بیفتد، که هیچ مشکلی ندارد تسلیم این گسترش عظیم قابلیتهای جاسوسی و نظارتی بشویم، و بحث و جدل در این باره هم آنقدر که میشد قوی نبود».
او میافزاید: «حالا بحث و جدل فراوانی هست که آیا باید اجازه دهیم این نوع دم و دستگاه تجسسی به دست آدمهای ناباب بیفتد یا نه. و یک مقدار دیر به فکر افتادهایم».
به نابرابریهایی بپردازید که محصول نئولیبرالیسم است
«اولریش» بحرانها را «اکسیر پوپولیستهای راستگرا» میداند و از سیاستمداران میخواهد «هر کار از دستشان بر میآید انجام دهند تا نابرابریها و بیعدالتیهای اجتماعی که بخاطر سرمایهداری مالی افراطی در کشورهای غربی ایجاد شده است اصلاح کنند».
«جین کاپلان» استاد تاریخ در دانشگاه آکسفورد که دربارهی ترامپ و فاشیسم هم قلم زده است، بر خواستهی کسانی انگشت میگذارد که «صدای اعتراضشان را بر ضد بازاریسازی اقتصاد و نئولیبرالیسم بلند کردهاند. هرجا را نگاه کنید، میبینید مقاومت در مقابل دستاندازی بازار و تسلط آن بر ارزشگذاریهای سیاسی و اقتصادی، شکست خورده است. به نظرم این مسئله واقعا مشکلزا است».
اتحاد ایجاد کنید
فرقهگراییهای تنگنظرانه کاملا به نفع پوپولیستها تمام میشود. «باسورث» خاطرنشان میکند فاشیستهای ایتالیایی «پس از انتخابات ۱۹۲۱» که موسولینی نخستوزیر شد «تنها ۳۵ کرسی از ۵۰۰ و خردهای کرسی پارلمان ایتالیا را در اختیار داشتند». هیات حاکمه آنقدر دستپاچهی کنار زدن سوسیالیستها و اتحادیههای صنفی بود که ترجیح داد «به موسولینی» فرصتی بدهد.
«فاسیز» که به معنای دستهای به هم پیوسته از ترکههای چوبی است و واژهی فاشیسم هم از همین ریشه میآید، نماد قدرت به وسیلهی وحدت است، و اگر قرار است در مقابله با فاشیسم موفقیتی حاصل شود باید مثل خودش با آن جنگید.
«کاپلان» میگوید: «به نظرم همهی ما متفق القول هستیم که باید متحدانی داشته باشیم. این کار را نمیتوانید به تنهایی انجام دهید. در موقعیتی بحران زده مثل آمریکا باید یک اتحاد گسترده صورت داد. الان وقتش نیست که کسی بگوید، «خب، صبر میکنیم تا اوضاع بدتر و بدتر شود و بعد یک انقلاب کمونیستی به وقوع خواهد پیوست» یا حرفهایی از این قبیل. این چیزها قرار نیست رخ دهد. هدف بسیار خطیرتر و بسیار اضطراریتر است.»
ترس، ارعاب، و خودسانسوری را طبیعی جلوه ندهید
پارانویا، قلدربازی، و ارعاب ویژگی منحصر به فرد رژیمهای خودکامه است. این ویژگیها در فرهنگ امروز ما هم سخت زنده و فعال است. ترولهای اینترنتی، گردنکلفتهای خشنی که در راهپیماییها حاضر میشوند، تهدید به اینکه توهین به مسئولان هزینههای گزافی در بر خواهد داشت و البته اقدامات تروریستی، همگی باعث میشود افراد و مطبوعات به خودسانسوری بیفتند.
«اسکاما» میگوید: «چارهای ندارید جز اینکه با این معضل مبارزه کنید. و این هم نیازمند اقدام دولت است. ترامپ باید [گروه نژادپرست] «کو کلاکس کلان» را محکوم میکرد نه اینکه همینجور به حال خود رهایش کند. این معضل نیازمند اقدام مسئولانه، اخلاقی، و جدی است. صفحهی اول روزنامه دیلی میل که قضات را «دشمنان مردم» خوانده بود بیشرمانه بود و دولت باید این را تصریح میکرد. این حرف از همان حرفهایی است که استالین میزد، یا روبسپیر میزد».
پایان بخش دوم و پایانی/
منبع: The Guardian / Isabel Best
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
