شفقنا افغانستان-روزنامه 8صبح در تحلیلی نوشت:
حضور رهبران جهادی در حکومتهای بعد از توافق بن با فراز و فرودهای زیادی همراه بوده است. در حکومت انتقالی پس از توافق بن، تقریبا تمام کرسیها میان تنظیمهای جهادی تقسیم شد. اکثر وزیران، والیان و فرماندهان امنیتی، چهرههای مطرح و رهبران جهادی بودند. در اولین انتخابات ریاستجمهوری در سال ۱۳۸۳، آقای کرزی دو تن از چهرههای جهادی را به حیث معاونان خود انتخاب کرد. سایر رقبای آقای کرزی نیز اکثرا رهبران جهادی بودند.
در انتخابات دور دوم ریاستجمهوری افغانستان، بار دیگر آقای کرزی با آقایان مارشال فهیم و کریم خلیلی بهسوی انتخابات رفت. رقیب اصلی او، داکتر عبدالله، نیز از چهرههای جهادی که با حمایت بخشی از مجاهدین وارد صحنه شده بود. بازیگران اصلی و کلیدی در سومین دور انتخابات ریاستجمهوری نیز مجاهدین بودند. به این ترتیب چهرههای جهادی در حداقل چهارده سال از بازیگران اصلی سیاست در افغانستان بودهاند.
اما حضور مجاهدین در ساختار کابینه متفاوت بوده است. برای نمونه، در برخی موارد تمام پستهای کلیدی در اختیار مجاهدین بوده است. والیهای ولایتهای قندهار، بلخ، هرات و ننگرهار عمدتا توسط فرماندهان اسبق مجاهدین مدیریت شده است.
در ۱۳ سال، رییسجمهور وقت با مهرههای مجاهدین بازی سیاسی کرد. آقای کرزی هر وقت یکی از مهرهها را کنار میزد، مهرهای دیگر را امتیاز داده در کنار خود حفظ میکرد. با تمام این سیاستها، نشستهای مشورتی آقای کرزی با رهبران جهادی جریان داشت. کرزی در ۱۳ سال موفق به راندن مجاهدین از قدرت نشد، او از یکسو در این عرصه خود را ناتوان احساس کرده و از سوی دیگر با تعداد زیادی آنان منافع سیاسی مشترک داشت. آقای کرزی در آخرین دور حکومت خود برای یک بار دیگر چهرههای کلیدی مجاهدین را در محور خود جمع کرد. مرحوم ربانی، مرحوم مارشال فهیم، کریم خلیلی، استاد سیاف و… در همسویی با آقای کرزی قرار داشتند. رهبران جهادی در جریان انتخابات سوم ریاستجمهوری در کنار عبدالله و غنی جمع شدند. اما ظاهرا تقسیم قدرت برای رهبران جهادی رضایتبخش نیست.
در حکومت وحدت ملی برای نسل دوم جهاد بیشتر فرصت داده شده است. تاکید آقایان غنی و عبدالله بر تخصصگرایی سبب شده تا یک بخش از رهبران جهادی به حاشیه برده شوند. هرچند که برای برخی رهبران فرصت داده شده تا برای پستهای وزارت افراد معرفی کنند، اما این برای رهبران جهادی بسنده نمیباشد. رهبران جهادی در ۱۳ سال با استفاده از اهرمهای فشار، رویکرد تمامیتخواهانه به قدرت دارند. اکنون از این رویکرد استقبال نشده است. برای اولین بار است که سمتهای مهمی چون وزارتهای داخله، دفاع و امنیت ملی از کنترول جهادی بیرون میشود. این وزارتها هم امکانات فراوان مالی برای دستیابی مجاهدین به منابع دارد و هم از اتوریته قوی برخوردار است. بیشتر رهبران جهادی نگراناند که در اصلاحات پیشرو امکان دارد ولایتها نیز به افراد غیرجهادی واگذار شود. به همین خاطر است که اعتراضهای جدی از سوی برخی حلقهها جریان دارد.
گفته میشود که رهبران جهادی در صدد ایجاد یک شورا میباشند. اما اختلافنظرها بر سر رهبری این شورا سبب شده است تا حداقل در مانور سیاسی ۲۶ دلو موفق به اعلام آن نشوند.
مردم افغانستان از سال ۱۳۵۸ تا ۲۶ دلو ۱۳۶۷ با تمام توان در برابر یک اشغال عریان ایستادگی کردند. میراثدار واقعی ارزشهای جهاد مردم افغانستاناند. استفاده ابزاری از ارزشهای جهاد بهمنظور امتیازخواهی، دیگر کارایی ندارد. رهبران جهادی اجازه دهند که نسل جدیدی از فرزندان این وطن نیز در گردش دورانی قدرت شانس خود را آزمایش کنند. بدون شک تجربههای مجاهدین نیز برای حکومت میتواند یک سرمایه باشد. حکومت وحدت ملی میتواند از این ظرفیتها استفاده کند. اما تسلیم شدن در برابر تمامیتخواهی یک حلقه میتواند به تمام روند آسیب وارد کند.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
