شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

کاهش بودجه‌های بشردوستانه؛ زنگ خطر برای آینده زنان در کشورهای بحران‌زده

شفقنا افغانستان _ سازمان بشردوستانه هالندی «CARE» هشدار داده...

کشته شدن ۳ نفر در پی حادثه ترافیکی در سمنگان

شفقنا افغانستان- یک حادثه رانندگی در ولایت سمنگان شمال...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز از کشورهای همسایه

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

نتیجه مطالعه در بریتانیا: رشد نگران‌کننده استفاده از چت‌بات‌های هوش مصنوعی برای مشاوره پزشکی

شفقنا افغانستان- پزشکان می‌گویند نظرسنجی «بسیار نگران‌کننده» خطر مراجعه...

ندا محمد ندیم: طالبان تحت فرمان هیچ کشوری نیستند

شفقنا افغانستان _ در حالی‌ که نزدیک به پنج...

اداره مبارزه با حوادث از خطر سیلاب و گرمای شدید در افغانستان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ اداره آمادگی مبارزه با حوادث افغانستان...

کشف اجساد دو دختر در کابل؛ افزایش نگرانی‌ها از ناامنی در پایتخت

شفقنا افغانستان- منابع محلی از کشف اجساد دو دختر...

قانون جدید طالبان؛ مشروعیت‌بخشی به ازدواج کودکان

شفقنا افغانستان _ وزارت عدلیه طالبان با نشر مقررات...

استخبارات طالبان در جست‌وجوی اطلاعات مخالفان؛ بازرسی تلفن مهاجران در مرز هرات

شفقنا افغانستان _ منابع محلی می‌گویند نیروهای استخبارات طالبان...

کاخ سفید: ترامپ و شی بر جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران و باز ماندن تنگه هرمز توافق کردند

شفقنا افغانستان- کاخ سفید دیدار روسای‌جمهوری آمریکا و چین...

در میزگرد شفقنا مطرح شد/۲/: سناریوی ادامه سیاست های فعلی آمریکا در منطقه محتمل تر است

شفقنا افغانستان- شیما مفیدی راد: در بخش دوم میزگرد شفقنا درباره آینده سیاسی ترامپ و تبعات این انتخاب بر خاورمیانه که با حضور سید جلال ساداتیان، سفیر اسبق ایران در لندن و دکتر علی محمودی، پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار شد، وضعیت سوریه و فرصت ها و تهدیدهای پیش روی ایران را به بحث گذاشتیم.

قسمت اول این میزگرد را اینجا بخوانید.

%d9%85%db%8c%d8%b213

*در صورت محقق شدن هر کدام از سناریوهایی که در صحبت های آقایان مطرح شد، سوریه به عنوان نماد بحران و یکی از اصلی ترین بحران های فعلی منطقه چگونه از آنها متأثر می شود؟ شرایط فعلی استمرار می یابد یا ممکن است اتفاق دیگری در آن رخ دهد؟ هر کدام از این سناریوها آینده سوریه را چگونه می خواهند؟ یکپارچه یا چند تکه؟

محمودی: ضد و نقیض بودن صحبت های ترامپ را در همه حوزه ها اعم از بحث اوباما، لاتین تبارها، مهاجرین و … می بینیم. به طور مثال ترامپ گفته بود که روز اول که به کاخ سفید بروم، بیمه درمانی اوباما را به کلی باطل می کنم، بعد از آن گفت که بخش های مهم آن را حفظ می کنم و بعضی بخش ها را از بین می برم. در ارتباط با مهاجرین غیرقانونی هم ابتدا گفت که همه را اخراج می کنم و بعد نظر خود را تغییر داد که همه آنها را اخراج نخواهد کرد و مجرمان و بزهکاران را بیرون می کند. چه بسا این سخنان متناقض در عرصه سیاست خارجی ترامپ هم ممکن است وجود داشته باشد و بعدها  پررنگ تر دیده شود، اما با توجه به داده های کمی که داریم، اطلاعات چندانی در دست نداریم که بتوان روی آن حساب کرد. اگر خانم کلینتون برنده انتخابات می شد یا فردی که سابقه ی سیاسی مهمی در کارنامه خود داشت، با اتکا به آن سابقه ی سیاسی، این امکان وجود داشت که پیش بینی هایی صورت بگیرد، اما به این دلیل که آقای ترامپ و عمده تیم انتخابی وی –حداقل تیم سیاست خارجی اش- افراد چندان سیاسی یا دیپلماتی نیستند، پیش بینی، کمی سخت است. در مجموع می توان گفت که چند امر تقریباً مسلم است:

یک؛ آن دسته از روسای جمهور آمریکا که برای بار اول به ریاست جمهوری انتخاب شده اند، تا یک سال بعد از انتخاب یعنی یک سال ابتدایی ریاست جمهوری شان دست به اقدام مهمی در عرصه ی سیاست خارجی نمی زنند. معمولاً چند ماه تا یک سال ابتدایی را به رصد تحولات موجود اختصاص می دهند و نباید انتظار داشت تا یک سال آینده  اتفاق خاصی از سوی آمریکا در ارتباط با سوریه محقق شود.

امروزه ائتلافی که به نام آمریکا یا ائتلاف غربی در سوریه فعال است، کمک های نظامی به کردها و بخشی از نیروهایی می رساند که به زعم آنها معتدل خوانده می شوند، البته خود این موضوع معتدل بودن یا نبودن این نیروها جای بحث دارد…

ساداتیان: عمده ی اسلحه هایی که برای آنها فرستاده شده نیز در حقیقت به دست  تندروها رسیده است.

محمودی: بله! به دست تندروها رسیده است و  طبق گزارشی که خود سازمان امنیت آمریکا داده بود، در چند سال اول که سازمان سیا به ۲۰۰ نفر آموزش های نظامی داده بودند، درصد بالایی از آموزش دیدگان آنها جذب جبهه النصره شده بودند که به تازگی به گردان های فتح شام تغییر نام داده است. از این بحث بگذریم. در روابط بین الملل و علوم سیاسی، هیچ وقت  نمی‏توان قطعی صحبت کرد، اما با اطمینان بیشتری می‏توان گفت که تا یک سال آینده شاهد اتفاق چندان مهمی از سوی آمریکا در منطقه ی خاورمیانه و سوریه به عنوان مهمترین و پرچالش ترین  بحث منطقه نخواهیم بود.

دو؛ با توجه به اظهاراتی که خود آقای ترامپ داشته است و همینطور مرتبط بودن شخص وزیر خارجه ای که انتخاب  کرده است به روسیه می توان گفت چه بسا ممکن است از طرف آمریکا، همکاری هایی هم با روسیه در سوریه اتفاق بیفتد. در حال حاضر روس ها مطرح می کنند که آمریکا و ائتلاف غربی که دو سال است در سوریه فعالیت می کند، در حال حاضر هیچ همکاری ای با روس‏ها، ایران، حزب الله و دولت اسد به عنوان طرف دیگر ماجرا نداشته اند. در حد یک احتمال می توان گفت که شاید این همکاری‏ها در سوریه بیشتر شود.

سه؛ بحث دیگر که می توان با احتمال بیشتری از آن صحبت کرد، مربوط به آقای بشار اسد است. در دولت اوباما اولویت اصلی، رفتن اسد بود و با اولین تظاهرات ضد حکومتی در شهرهای سوریه، آقای اوباما و مقامات متعددی در دولت آمریکا از جمله خانم کلینتون به صراحت و بارها اعلام کردند که آقای  اسد مسوول تمام این تحولات است و باید  کنار برود و هر نوع همکاری را مشروط به رفتن اسد کردند. بسیاری نیز معتقدند که مانع  اصلی در روند مذاکرات، این بود که سنگ بزرگی به نام رفتن اسد و در حقیقت فروپاشی کل ساختار  سیاسی فعلی سوریه سر راه آن وجود داشت که اصلی ترین سنگر در برابر داعش و تروریسم در سوریه بود.

*و فکر می کنید پیش شرط رفتن اسد به طور کامل توسط آمریکا برداشته می شود؟

محمودی: طبق احتمالات ممکن از جمله همکاری آمریکا با روس ها در سوریه و با توجه به تجربه چند سال جنگ داخلی در سوریه غربی ها باید به آن برسند و چه بسا آن پیش شرط دیگر وجود نداشته باشد. با در نطر گرفتن تأکید ترامپ برای مبارزه با داعش و اینکه تروریسم همه جای دنیا اعم از فرانسه، آلمان، آمریکا و … را در بر گرفته است، چه بسا  مبارزه با تروریسم و داعش بتواند اولویت اصلی آمریکا در بحث سوریه قرار بگیرد. احتمال این بیشتر از آن است که دولت ترامپ بخواهد همان کلیشه های سنتی اوباما را در سوریه تکرار کند که خود، نقد بسیاری نسبت به آنها داشت. با چیدن این احتمالات در کنار همدیگر، به نظر می رسد شاهد تنش های بیشتری بین ایالات متحده با متحدان سنتی فعلی اش در منطقه از جمله ترکیه و اعراب مانند عربستان یا قطر که همچنان معتقد به کنار رفتن اسد و فروپاشی کل نظام سیاسی سوری به عنوان یک پیش شرط، قبل از رخ دادن هر اتفاقی در سوریه هستند. با در نظر گرفتن کابینه ای که آقای ترامپ تا امروز چیده است، مشخص می شود بخشی از این افراد از نظامی های سابق هستند و کارنامه ی نظامی دارند به طور مثال فرمانده جنگی در بخش هایی از دنیا مانند عراق، افغانستان و … بوده اند. این پیشینه نظامی در کابینه تراپ بسیار پررنگ است. بخش دیگری از  کابینه ی ترامپ، افرادی مثل خود ترامپ هستند یعنی تجربه ی سیاسی ندارند یا تجربه ی سیاسی بسیار اندکی دارند، اما جزو سرمایه داران و ثروتمندان آمریکا هستند. تا جایی که گفته می شود مجموع ثروت افراد کابینه ی ترامپ از تولید ناخالص ملی  ۱۰۰ یا ۷۰ کشور دنیا بیشتر است. با در نظر گرفتن این دو خصیصه که بخشی از کابینه، نظامی و بخشی دیگر سرمایه دار هستند، می توان از آن نوعی  محافظه کاری را در کابینه استنباط کرد چرا که بالاخره ثروت، محافظه کاری می‏آورد و تصمیمات عجولانه و انقلابی و  تصمیمات تند سیاسی از چنین کابینه ای بعید است. از طرف دیگر هم تعدادی از کهنه سربازان هستند که جنگ را از لمس کرده اند که این نکته هم بر محافظه کاری کابینه می افزاید.

*آقای ساداتیان، دکتر محمودی احتمالاتی را برای نوع اثرگذاری ترامپ بر سوریه و خاورمیانه مطرح کردند، نظر شما درباره آنها چیست و چقدر امکان تحقق دارند؟

ساداتیان: احتمالاً سناریوی دوم یعنی ادامه ی سیاست های فعلی، بیشتر محتمل است. می توان گفت عدول کردن از حذف آقای اسد، تقریباً در همین دوره ی آقای اوباما نیز تا حدودی مشاهده می شود که به این استراتژی رسیده اند. آقای ترامپ هم همین را گفته است که می خواهیم در سوریه، صلح مقتدرانه برقرار کنیم و یکپارچگی سوریه حفظ شود؛ این اظهارات دال بر این است که  آنها می خواهند این وضعیت را ادامه دهند، اما همینطور که اشاره کردند، سخنان متضادی از آنها شنیده می شود که با یکدیگر سازگار نیست. در عین حال ملاحظاتی وجود دارد و آمریکا نمی تواند بی توجه به آنها از این اوضاع و منطقه خارج شود. تا زمانیکه ترامپ و کابینه اش افکارشان را با همدیگر هماهنگ نکنند و استراتژی ها و دکترین آینده شان را روشن نکنند، نمی توانند بر تضادهای موجود و چالش‏هایی که با آن مواجه می شوند، فائق آیند. امروز سخنانی مطرح کرده اند و این سیاست ها در حقیقت بر اساس دکترین ها و استراتژی های سابق و جریاناتی که آنها با آن مواجه بودند، در حال پیش رفتن است که در خود همین هم در مواردی با اشکال روبرو می شوند. آقای ترامپ که هنوز هم نمی داند چه می خواهد انجام دهد. بسیاری از افراد انتخابی اش در عرصه سیاست خارجی نیز که سابقه ی سیاسی و امنیتی هم ندارند یا در نهایت یک ژنرال بازنشسته ی نظامی اند که امروز نقش چندانی در امور نداشته اند، در نتیجه نیم سال و چندین ماه اول زمان می برد تا حرف های خود را با همدیگر یکی کنند، استراتژی های خود را استخراج کنند و به نتیجه برسند ازکدام سخنانی که تا امروز داشته اند باید عبور و روی کدامیک باید تأکید کنند و چه موضع گیری هایی نسبت به مسایل آینده داشته باشند. از ابتدای صحبت بر این موضوع تأکید کردم که با وجود ابهامات موجود، نمی توان تعیین کرد که دولت ترامپ، چه استراتژی هایی را در پیش خواهد گرفت. ادامه ی وضعیت موجود، محتمل ترین حالتی است که  ممکن است، اتفاق بیفتد، اما با تغییراتی که امروز نمی دانیم چه خواهند بود.

%d9%85%db%8c%d8%b214

*ادامه وضعیت فعلی و سیاست ها و اظهارات متضاد ترامپ و نداشتن استراتژی مشخصی در سطح کلان، با توجه به همپوشانی منافع آنها با اروپا در خاورمیانه، ممکن است در حوزه خاورمیانه آمریکا را دچار چه چالش هایی با اروپا کند؟

ساداتیان:  تا امروز ایالات متحده ی آمریکا در قدرت نظامی، ناتو، سیاست بین الملل و شورای امنیت با داشتن حق وتو رأس قضیه بوده است و آنها با همدیگر حرکت می کردند. این فرض که در مورد آمریکا استراتژی انزوا پررنگ و از منطقه خارج شود، به این معناست که قدرت های دیگری جایگزین او شوند، اما کدام قدرت؟ آیا بریتانیا آن قدرت دیروز است که آفتاب در متصرفاتش غروب نمی کند یا شرایط بین الملل پذیرای آن وضعیت است؟ امروز عربستان به جایی رسیده که با آمریکا چالش می کند. در زمان آقای ملک عبدالله، وقتی آقای جان کری  رفت با ایشان ملاقات کرد، ملک عبدالله با عصبانیت  گفت شما ما را فروختید. اشاره اش به این بود که چرا آمریکا به بهانه استفاده از سلاح شیمیایی به سوریه حمله نظامی نکرده است. آقای اوباما مشخصاً به سوریه مهلت داد که از این حمله جان سالم به در بُرد یعنی آمریکا وارد این جنگ و دعوا نشد. در همان زمان مذاکرات هسته ای ایران به سرانجامی رسیده بود و این وضعیت، عربستان را عصبی و حرکت های انتحاری و تکفیری را تشدید کرد، اما خود این اقدام به نفع عربستان تمام نشد، بلکه  ضد عربستان و حیثیت آن بود. نه تنها عربستان بلکه به این دلیل که او متحد نزدیک آمریکا در منطقه است، حیثیت آمریکا را هم خدشه دار کرد. آمریکایی ها از یک طرف می خواهند عربستان را به عنوان متحد خود حفظ کنند و از  طرف دیگر با این دسته گل هایی که عربستان به خرج داده و حیثیت آنها را در دنیا برده است، با او متضاد هستند و مشکل دارند. عربستان از این تروریست ها حمایت می کند و آنچه در فرانسه، بلژیک و به طور کلی اروپا اتفاق افتاد، همه مشکلاتی است که عربستان برای آنها درست کرده است. در ارتباط با مهاجرین و آواره هایی که از این جنگ آمده اند، ترکیه ی متحد با آمریکا و از آن طرف با اروپایی ها از پشت به همه ی آنها خنجر زد یعنی مرزهایش را باز کرد و مهاجرین را به سمت اروپا سوق داد و آنجا را دچار مشکل کرد. یکی از مشکلاتی که در این زمینه برای اروپا ایجاد کرد، این بود که خانم مرکل خواست که هر کدام از این کشورها برای کمک به این آوارگان از نظر حقوق بشری سهمی بپذیرند.  تلاش کرد برای این به انگلیس فشار بیاورد، اما انگلیس بلافاصله موضع گرفت و گفت که اجازه نمی دهم برای من تصمیم بگیری و تهدید کرد که اگر برایش سهمیه تعیین کنند، از اتحادیه ی اروپا خارج می‏شود. خود این داستان باعث شد که بوریس جانسون پیشنهاد نظرسنجی دهد و بر اساس آن نظرسنجی قرار بر این شد که انگلیس از اتحادیه اروپا خارج شود. این موارد، همه ناشی از مشکلاتی است که ترکیه برای اروپا ایجاد کرده است. ترکیه ای که  متحد آنهاست و یک سپاه ناتو به طور ویژه در ترکیه مستقر است. در داستان سقوط هواپیمای روسی توسط ترک ها نیز ترکیه منتظر حمایت ناتو بود که از آن پشتیبانی نکرد و ترکیه نیز در پاسخ به سرعت به سمت روسیه چرخش کرد و پوتین را برادر خود خواند. این دعواها و این تضادها با یک استراتژی کلان نظام بین الملل نمی خواند. آمریکا با این داستان چه خواهد کرد؟ امروز دنیا وارد شرایط  گذار شده است و نام این شرایط گذار را نظام یک-چند قطبی گذاشته اند. یک آن، ایالات متحده ی آمریکاست، اما چند قطب نیز در حال قدرت گرفتن هستند و شرایطشان در حال تغییر است. اگر فرض کنیم آمریکا و ترامپ به سمت انزوا و پا پس کشیدن پیش رود، در حقیقت زمینه را فراهم کرده است که روسیه، یک شود. آیا این برای اروپایی ها، چین، ژاپن و حتی خود داخل آمریکا قابل تحمل است؟ این موضوع سطحی نیست و عمق آن بیشتر است و به نظام بین المللی حاکم بر دنیای امروز باز می گردد. آمریکایی ها با این مسایل چه خواهند کرد؟ تا امروز آقای اوباما به دنبال آن نظام سنتی بود که بتواند اقتدار آمریکا را حفظ کند و آمریکا بزرگ باقی بماند، اما تا جایی که می تواند کمی دست و پای خود را جمع کند و  خود را درگیر مسایل کوچک‏تر نکند. آیا ترامپ می خواهد همین کار را انجام دهد؟ اگر همین کار را انجام می دهد که ادامه ی همان استراتژی است. اگر بخواهد به کلی سیاست آمریکا را تغییر دهد نیز باید دانست که این تغییرات در کدام سمت و سو است.

همه این مسایل باعث می شود که تاکید کنم این زمان، مقطعی نیست که بتوان بسیار  روشن و شفاف حرف زد و حتی روند آقای  ترامپ را نمی توان متوجه شد، حداقل من با این ابهامات و سوال هایی که دارم و اشاراتی که کردم، نمی توانم بگویم که ایشان کدام سمت و سو را انتخاب می کند. وضعیت به گونه ای نیست که آمریکا بتواند خود را به کلی از شرایط  امروز دنیا کنار بکشد و تحت این عنوان که فقط می خواهد به مسایل داخلی خود  برسد، خود را در حالت انزوا قرار دهد. اینکه ادامه ی وضعیت موجود به چه شکل است نیز جای ابهام دارد.

*آقای محمودی، ایران کجای این ماجرا قرار گرفته است و آقای ترامپ با توجه به خصیصه های شخصیتی که برای او ذکر کردید یعنی غیرقابل پیش بینی بودن و تمایل به دیده شدن در رسانه ها با کارهای هیجان انگیز و غیرمنتظره برای ایران چه سوپرایزی دارد و  ایران در این میان چطور باید برای خود فرصت سازی  کند؟

محمودی: با وجود بعد بین المللی داشتن توافق اتمی میان ایران و ۱+۵ و جنبه اجرایی پیدا کردن آن، اما قطعاً و بدون تردید مهمترین پدیده ای که ایران را به آمریکای دوره ترامپ پیوند می دهد، بحث اجرای برجام است. تا امروز، آنچه ترامپ راجع به برجام گفته است، حداقل در مقایسه با اظهارات بسیار تند و گاهی توهین آمیز سایر جمهوری خواهانی که در کوران رقابت های انتخاباتی درباره آن دیدگاه های بسیار نرم تری را شامل می شود. ایشان در همان مناظرات هم اشاره می کرد که من تاجر هستم و قراردادهای فراوانی را در سر تا سر دنیا منعقد کرده ام و می دانم که نمی شود زیر این قرارداد زد یا آن را پاره کرد و غیره. این گفته ها عبث است و شدنی نیست، اما من هم نقدهای خودم را نسبت به آن دارم. به اعتقاد ترامپ، برجام، توافق نامه ی بسیار بدی است و انتقادهایی را نسبت به عملکرد اوباما در این زمینه مطرح می کرد. از فردای انتخابات آمریکا تا امروز که ما در اینجا حضور داریم، شاید ایران در میان کشورهای دیگر، شاید کمترین استفاده را در اظهارات تیم جدید آقای ترامپ یا خود شخص  ترامپ داشته است و اظهارنظر خیلی صریح و واضحی در مورد ایران یا بحث‏های ایران نداشته اند. عملاً  از فردای  روز پیروزی ترامپ، پیرامون موضوع  ایران یک نوع سکوت از سوی  خود شخص آقای ترامپ و اطرافیان و نزدیکانش مشاهده می شود که احتمالاً در تصمیمات آینده اش تصمیم گذار باشد. زمان اجرای برجام دقیقاً با دوره ی ریاست جمهوری ایشان همزمان می شود؛ حداقل چهار سال و  اگر دور دوم هم انتخاب شوند، چه بسا کل این دوره ساله اجرای برجام بر ریاست جمهوری ترامپ همزمان منطبق شود. با توجه به این موضوع، مهم ترین دستور کار ما با آمریکای  دوره ی ترامپ، بحث برجام خواهد بود. چه بسا موضوعات دیگری هم مثل بحث موشکی، سیاست های منطقه ای ایران و با درجه ی بسیار بسیار کمتری حقوق بشر در ایران که آمریکا در این زمینه ها اتهاماتی علیه ما مطرح کرده است. با توجه به ساختار نظام حاکم در آمریکا احتمالاً فشارها در آن حوزه ها هم علیه ایران وجود خواهد داشت و یا اگر نگوییم تشدید می شود، حداقل تداوم پیدا خواهد کرد. ضمن این که خود آمریکایی ها هم قطعاً می دانند و خود آقای ترامپ  هم در رقابت های انتخاباتی اش اظهار کرد، نمی شود این قرارداد را برهم زد یا به کلی منکر آن شد. در عین حال در بحث اجرای برجام با دولت ترامپ تنش هایی خواهیم داشت و هنوز که آقای ترامپ بر سر قدرت نیامده است، با تمدید قانون داماتو این تنش ها آغاز شده است.

%d9%85%db%8c%d8%b216

به قست دوم سوال شما برسیم که  چه زمینه های فرصتی برای ایران وجود دارد. اگر پیش فرض های گفته شده از جمله احتمال همکاری بیشتر آمریکایی ها با روس‏ها در سوریه، احتمال  اولویت قرار گرفتن  مبارزه با داعش در  بحث منطقه و غیره، همه این زمینه های همکاری، حوزه های فرصتی است که شاید بتوان در آنجا با آمریکایی ها  همکاری هایی را متصور شد چون منافع ما هم جهت می شود. حداقل با پررنگ کردن آن فرصت ها یا زمینه های همکاری، از این  بخش که احتمال تنش بیشتر است، جلوگیری کنیم  یا آن را تحت الشعاع قرار دهیم. تقریباً شبیه آنچه در دوره ی بوش در افغانستان یا عراق اتفاق افتاد که منافع ما تا حدودی هم جهت  شده بود و همکاری هایی هم آنجا انجام شد را بتوان در مسایل منطقه شاهد باشیم.

ساداتیان: ایران قبل از انقلاب، دنباله‏ ی استراتژی و دنباله ی استراتژیک  آمریکا در منطقه بود. با فروپاشی نظام شاهنشاهی، این خلاء ایجاد شد. عربستان و  عراق صدامی هم تلاش کردند این فضای خالی را پر کنند که با چالش های بسیاری روبرو شدند. ایران از پس همه ی این حوادث سربلند کرده و به یک شرایط هژمون یا تهاجم در منطقه رسیده است. جای پای ایران در افغانستان، عراق،  سوریه، لبنان، یمن، بحرین و مناطق مختلف مطرح می شود که ایران بتواند دومرتبه خود را به جایی برساند که بتواند حداقل اول قدرت منطقه باشد. در برخی تعاریف مطرح، گفته شده که ایران از نظر علمی و  از جهات مختلف در حال رشد است. کشور ما از جهت اقتصادی دچار مشکل است و بخش عمده این مشکلات هم به خاطر تحریم هایی است که بر ایران تحمیل شده است. یکی دیگر از انتقادهایی که ایران  علاوه بر این تحریم ها می کند، حضور نیروهای نظامی غربی بخصوص آمریکایی ها در این منطقه بوده است که ایران همواره این موضوع را مورد اعتراض قرار داده است و با فشارهایی که وارد کرده است، تلاش کرده است که آنها این منطقه را ترک کنند، اما نتیجه عکس شده است و این اقدامات، آنها را بیشتر در این منطقه نگه داشته است. این بحث کلان ما با آمریکایی ها بود.

در جزییات قضیه، ایران همکاری هایی را از گذشته به طور مثال در آزاد شدن اسیرهای آمریکایی در لبنان و ماجرای مک فارلین در جریان جنگ تحمیلی داشته است.  در دوره ای که خانم مادلین آلبرایت، وزیر خارجه آمریکا بود اظهار تأسف کرد از این که آمریکا نقشی در مسایل ایران چه در ماجرای کودتا و چه موارد دیگر داشته است و حتی احتمال دیدار آقای کلینتون و آقای خاتمی در آن مقطع در محل سازمان ملل مطرح شد. گاهی فرصت هایی پیش آمده است که بتوان مشکلاتی که با آمریکایی ها داریم حل و فصل کنیم، اما بعد از انقلاب، هیچ گاه بجز‏ در ماجرای هسته ای شرایطی پیش نیامد که تابوی آمریکا به این شکل شکسته شود.

در ماجرای هسته ای یکی از مسایلی که بین ما و آمریکایی ها وجود داشت، حل و فصل شده است. در مورد فرصت های مورد پرسش شما، مگر اوضاع و احوال به شکلی درآید که طرفین بتوانند با هم هم در مسایل دوجانبه و هم در مسایل منطقه ای گفت وگو کنند که در آن صورت می تواند برجام ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و الی  آخر حل و فصل شود، اما نگاه کلان این نیست. به هر صورت عده ای در ایران مخالف این امر هستند. این عده، بیشتر در حال هماهنگ کردن خود با روسیه هستند و  فکر می کنند با روسیه، سیاست ها بهتر پیش می رود و اگر فشار بیاورند، آمریکا مجبور است از این منطقه برود و کوچ خواهد کرد، اما عده ای هم فکر می کنند در نهایت باید موازنه ی مثبتی هم با آمریکایی ها و هم با اروپایی ها و  هم با روسیه و چین برقرار باشد. اگر بتوان بر بخشی از این مشکلات داخلی فائق آییم و در راستای  موازنه ی مثبت، چراغ سبزها وجود داشته باشد، من  بعید می دانم که نتوانیم با آمریکایی ها به توافقاتی برسیم.

در بحث عراق، سوریه، لبنان، یمن و مهار کردن و محدود کردن عربستان، آمریکایی ها به مراتب علاقه مندتر هستند که با ایران کار کنند تا با عرب ها یا دیگران. بعضاً به دلیل نگرانی هایی که از ایران برای آنها وجود داشت، به طور مثال به عربستان بیشتر بها دادند، وگرنه به لحاظ حقوق بشری تضادهایشان به مراتب با عربستان بیشتر از ایران است. به هر حال در ایران یک نوع دموکراسی و ساختاری وجود دارد که سازگارتر است با شعارهایی که آمریکایی ها مطرح می کنند. شاید آمریکا علاقه مند باشد که با ایران دومرتبه -نه با آن نگاه دنباله ی استراتژیک ، بلکه توافقات استراتژیک- وارد صحبت شود. به همین دلیل در دوره ی آقای اوباما ، آنها بسیار علاقه مند به این موضوع  بودند و تلاش بسیاری کردند که بتوانند با ایران به توافق برسند. در ایران هم بحث های بسیاری مطرح است. اگر ما بتوانیم بیشتر بر مسایل داخلی خود غلبه کنیم، نقطه امیدی در این زمینه وجود دارد. به نظر می رسد در مقطعی که امروز قرار داریم، این تمایل کم کم در حال جان گرفتن است. یکی از نشانه هایش این است که حداقل در یک ماه اخیر در صحبت های رهبری، کمتر حمله ی مستقیم به آمریکا دیده شده است. شاید این موارد را بتوان نشانه هایی دال بر این دانست که علی رغم هجمه موجود به دلیل ماجرای ایسا و داماتو علیه دولت که بیشتر  تبلیغات انتخاباتی علیه دولت است، کلان استراتژی ها که با خود رهبری و بیت ایشان هماهنگ می شود، به سمت و سوی این حرکت کند که ما بتوانیم  همکاری های بیشتری با آمریکا داشته باشیم. یکی از آن نشانه ها همین ماجرایی است که در سوریه اتفاق افتاد. در سوریه هم از ماجرای حلب و اتفاقاتی که  آنجا رخ می دهد، به نظر می رسد آمریکایی ها در مجموع بدشان نیامده است که بتوانند وضعیت یکپارچه ی منطقه را حفظ کنند، علی رغم فشارهای حقوق بشری که آنجا مطرح می کنند که  ایران و روسیه اجازه نداده اند آن نیروها نفس تازه کنند و از نظر انسانی شرایط بدی برای آنها وجود دارد و غیره.

%d9%85%db%8c%d8%b217

انتهای پیام
 
www.af.shafaqna.com
اخبار مرتبط