شفقنا افغانستان-اگر يك آدم معمولي با احساس و عواطف خيلي عادي هم كه باشي، ناخودآگاه به توهين در برابر نژادت، كشورت، خانواده ات، اعتقادات و مذهبت واكنش نشان مي دهي، اگر هم وطنت روبروي تو قرار گيرد و شهر يا نژادت را به سخره بگيرد، در همان لحظه ناراحت خواهي شد، حال اگر يك شخص از يك كشور ديگر تو را مسخره كند، چه حسي خواهي داشت؟
آقاي شهاب عباسي، كارگردان محترم طنز شكرآباد! هویت ایرانی ـ اسلامی و فرهنگ غنی ایران كه در توضيحات برنامه ات از آن ياد شده را نمي بينم، كجاي هويت ايراني ـ اسلامي گفته است كه به مردم يك شهر توهين شود، كاش از مهران مديري، كارگردان طنز برره مي آموختي كه در گفت و گو با رسانه گفته بود، از آنجا كه گذاشتن هر هرگونه نام عيني، موجب اعتراض مردم مي شد،تصميم گرفتيم نامي را انتخاب كنيم كه وجود خارجي نداشته باشد .
طنز شکر آباد در 90 قسمت 20 دقیقه ای از پاییز روی آنتن پخش مي شود، هرچند مسائل روز جامعه نظیر اعتیاد، دوست ناباب، تعامل خانواده ها با فرزندان، برخورد جامعه با افراد معتاد، بازنشستگی، مد و دیگر موضوعات اجتماعی و فرهنگی که چالش های جامعه هستند را بيان مي كند اما در هر لحظه كه لبخند بر لبان هم وطنانت جاري مي شود، غمي در جان همسايه ات نيز وارد مي كني، همسايه اي كه صدايش را كسي نشنيده و نامش را كسي نبرده ، يا اصلا ديدگاهش مهم نبوده است.
آقاي كارگردان، من هم وطن شخصي از بلاد بلخ هستم، شخصي با تابعيت افغانستان كه در ايران زندگي مي كنم، برنامه شكرآباد را كه هر شب ساعت ده از شبكه نسيم پخش مي شود، مي بينم. به حرمت نان و نمكي كه در كشورت خورده ام اعتراض نمي كنم، از شما خواهش مي كنم خودت را جاي كسي قرار بدهي كه اكنون در بلخ زندگي مي كند، او شهر خود را شهر عارفان و مهد علم و فرهنگي مي داند، شهر مولانا جلال الدين محمد بلخي، ابوعلي سينا بلخي، ابوشكور بلخي، ناصرخسرو بلخي، رابعه بلخي و صدها عارف و شاعر ديگر.
قدمت، شكوه و عظمت ولايت بلخ بيش از چيزي است كه با برنامه طنز تو زير سوال برود اما هر بار كه اين برنامه را مي بينم روحم آزرده مي شود، مگر ايران همه مسلمانان را برادر نمي خواند؟ مگر ايراني هميشه شعار اتحاد نمي دهد؟ پس چرا تو اينقدر آزادانه شهر كشورم را به سخره مي گيري و هيچ كس براي اين توهين اعتراض نمي كند؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران چه نقشي ايفا مي كند؟
زبان تلخ و گزنده ام را بگذار به پاي دل شكسته ام، برايم مهم نيست چه مي شود، من لبريز شده ام، گوشم از افغاني گفتن پر شده است، از اينكه افغاني در فيلم و سريال هايتان يك كارگر ساده با لباس هاي كثيف است، از اينكه افغاني هميشه بي سواد است، از اينكه افغاني خدمتكار خانوده هاي ثروتمند ايراني است، اصلا همه اينها به كنار، چرا اينبار به شهر عارفان كشورم گير داده اي؟ نام و ياد عارفان و بزرگان كشورم برايم حرمت دارد.
آقاي كارگردان، من در ايران متولد شده ام اما فكر نكني نمك خورده و نمكدان شكسته ام، آن روزها كه كشورت درگير جنگ با عراق بود، پدر من به جبهه رفته و براي دفاع از خاك اسلام جنگيده است، پدرم اكنون در خاك كشور تو آرميده است و من با فرهنگ اسلامي بزرگ شده ام، همان فرهنگي كه در برابر توهين به پيامبر(ص) اعتراض مي كند، همان فرهنگي كه مي گويد اسلام مرز ندارد، شيعه و سني برادر هستند، پس با احترام از تو مي خواهم شهر كشورم را به سخره نگيري.
معصومه.ف
انتهای پیام
