شفقنا افغانستان-
الرایه نوشت: چند ساعت پیش از شروع چهارمین سالگرد انقلاب 25 ژانویه مصر بود که شیماء صباغ عضو ائتلاف سوسیالیست خلق مصر در درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد. این حزب به همین مناسبت یک راهپیمایی را در میدان طلعت حرب در منطقه ای در میان قاهره برگزار کرده بود.
صباغ در واقع قربانی عملکرد دولت هایی شد که آزادی بیان شهروندان را قبول ندارند و تظاهرات مسالمت آمیز مردم را به رسمیت نمی شناسند. بعد از ممنوع کردن جوانان انقلابی مصر به شیوه های مختلف برای برگزار نکردن تظاهرات بود که ماموران مجبور شدند از گلوله های ساچمه ای یا همان چارپاره در تفنگ های شکاری استفاده کنند. چه بسا آنچه را برای این دختر مصری بخت برگشته رقم زد بتواند یک بار بحث بر سر استفاده از فشنگ های ساچمه ای برای متفرق کردن تظاهرات کنندگان را را زیر سوال برد زیرا استفاده از چنین سلاحی غیر انسانی بوده و به تعبیری توهین آمیز است. این سلاح ها هدف گیری درست و مشخصی ندارد و می تواند فردی را آش و لاش کند چون گلوله های شان تکه پاره می شود. همه این ها جزو مشخصات سلاح هایی است که به لحاظ بین المللی ممنوع شده اند.
مشاهده تصاویر ویدیویی که از دو روز پیش در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود یا تصاویر و اخباری را که شبکه های خبری منتشر کردند گویی تکه های پراکنده ای از یک فیلم مصری را به نمایش می گذارند که بخواهد یک جنایت رخ داده را مستند کند. جنایتی که به دست افرادی انجام می شود که نمی خواهند قانون را تبعیت کنند و به دلیل «نجات از مجازات» یا فرار ازآن با خیالی آسوده دست به کشتار مردم بیگناه می زنند. اقدامی که از سال 2011 تاکنون به شدت روبه افزایش است.
چند سال پیش در مصر فیلمی تولید شد که نام «غول» را برآن گذاشته بودند. کارگردان این فیلم سمیر سیف و نویسنده فیلمنامه اش وحید حامد بود. در آخرین صحنه این فیلم، هنرپیشه اصلی که عادل امام بود و نقش یک روزنامه نگار را بازی می کرد که با یکی از روزنامه های بزرگ همکاری داشت از جا برخاست و با ساطوری برسر یک بازرگان با نفوذ که نقش او را فرید شوقی بازی می کرد زد. زیرا او و پسرش توانسته بودند از چنگ مجازات خود را خلاص کنند. امثال این «غول» ها زیاد هستند. افرادی که مافوق قانون بوده و بی محابا دست به ارتکاب جنایت می زنند و در پایان نیز خود را از هرگونه مجازاتی خلاص می کنند.
«غول» ی را که سمیر سیف ساخته بود با «غول» ی که توانست شیماء صباغ را بدون هیچ مانع و رادعی بکشد فرقی نمی کند. این «غول» کسی است که با لحن دلخراش اش همیشه می گوید ملت های عرب آمادگی پذیرش دموکراسی را ندارند. این صدایی است که به صورت یک ریز و بخصوص با رشد روزافزون جریان های تروریستی در منطقه بلندتر و بلندتر می شود و آنچه را نتیجه می دهد شکاف های بیشتر و خون ریزی ها و کینه توزی و وحشی گری های جدیدتر تحت اسامی و عنوان های مختلف است. صحنه سیاسی جهان عرب امروزه به یک باتلاق بزرگ تبدیل شده است که با وجود اظهارات دهان پرکن و سخنرانی های متعدد مقامات رسمی پیرامون مبارزه با تروریسم، پر از خون های تازه می شود. وقتی آزادی خفه شده و دهان ها بسته شود به افراط گرایی میدان داده می شود تا اوضاع را به هم ریخته و همه جا را به آشوب بکشد. دراین میان افرادی نیز پیدا می شوند که با شیوهای دیکتاتوری خود حاضر باشند خوشبختی و سعادت انسان ها را تیره وتار کنند.
چندی پیش فردی از کرواسی می گفت: «در منطقه خاورمیانه وحشی ها رو به ازدیاد هستند اما باید مردم این منطقه بدانند آزادی زمانی می رسد که مردم بیاموزند چگونه با همدیگر زندگی کنند. بدون اینکه مفاهیم را در هم آمیزند. بدون اینکه از بالا کسی در امورشان دخالت کند. دموکراسی زمانی به وجود می آید که اختلافات همدیگر پذیرفته شود و این مساله کمی نیست. همین عدم پذیرش دیگری بود که جنگ های بالکان را به دنبال داشت.
اگر یک جوان عرب در میدان برای آزادی و کرامت انسانی فریاد بزند چه بلایی برسر این فریاد در می آید و چه سرنوشتی در انتظار او خواهد بود؟ این داستان همه ملت های عرب از شرق تا غرب است. مردم پرسش های زیادی را در ذهن خود دارند. جوانان این منطقه می دانند که هزینه آزادی بسیار زیاد است. آنها همیشه خود قربانیان سرکوب و تروریسم هستند. یک شهروند عرب حتی یک روز هم طعم آزادی و تکثرگرایی را چنانکه دیگران مزه کرده اند، نچشیده است. به همین دلیل است که تروریسم در کشورهای ما رواج پیدا می کند و همه جا شایع می شود؛ حتی برای همین است که ما امروزه به صادرکنندگان تروریسم تبدیل شده ایم زیرا در کشورهای ما این عقلانیت سرکوب است که حکومت می کند. عقلانیتی که حاضر به پذیرش خواسته ها و مطالبات به روز شده جوانان نیست.
هزینه ای را که دولت های عربی در برخورد با شهروندان خود کرده و به شیوه های مختلف اقدام به سرکوب آنها می کنند، بسیار بیشتر از آن چیزی است که در این کشورها برای مثال صرف آموزش و بهداشت و مسکن و کار و فراهم کردن یک لقمه نان و یک زندگی آبرومندانه می کنند. در منطقه ما اولویت ها کاملا برعکس سایر نقاط جهان است. کشتن جوانان با گلوله های ساچمه ای عملی بی پرواست که به طوری صریح و آشکار میزان ارزش و بهای جوانان ما را در ذهن مقامات رسمی کشورها نشان می دهد… خدا شیماء صباغ را بیامرزد. خدا هر کسی را که قربانی سرکوب و ترور با سلاح های متعارف یا غیر متعارف باشد بیامرزد.
منبع : الرایه
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
