شفقنا افغانستان-هاتف در اطلاعات روز نوشت:
از پارلمان خبرهای خوشی میرسند. درگیری فیزیکی را میگویم. یک نفر در کمال خضوع و ادب چیزی میگوید که سرشار از پترول است. بعد، از آنسو یک نمایندهی دیگر دهان خود را باز میکند و از لای دندانهای همچون صدف خود- که متأسفانه در اثر نصوارگردشی زرد شده- یک چوب گوگرد داغ را به طرف نمایندهی اولی پرتاب میکند. ذرات پترول و گوگرد آتشدار به هم میرسند و جلسهی پارلمان آغاز میگردد. خوب، ما افغانیم و خاطرهی افغان از گفتوگو غالبا همین کفتوکوب است. فرض کنید یک نمایندهی امروزین پارلمان بخواهد گذشته را چراغ راه آیندهی خود کند. این نماینده مجبور است به گذشتهی پارلمان در افغانستان نظر بیندازد. آنجا هم همین کفتوکوبها را مییابد. در ضمن، حتما میدانید که سابق هرکس در پارلمان لت میخورد، بعدا رییس جمهور میشد. نمونهاش خدا بیامرز حجت الکمون و الکمونیستین ببرک کارمل. این از این.
اما این نامزدهای وزارتها هم عجب مردمی هستند. یکی شان نمیگوید که برنامههای خود را به پیش خواهد برد، به شرطی که. این قید «به شرطی که» را اصلا بر زبان نمیآورند. آخر، شما از کجا میدانید که فردا و پس فردا باز امریکا و غرب بوجیهای دالرشان را میفرستند؟ مخصوصا که فعلا بزرگان حکومتی ما چنان با اعتماد بهنفس حرف میزنند که آدم خیال میکند افغانستان بهزودی به یک ابرقدرت مهارناپذیر تبدیل خواهد شد. اگر دولتمردان جهان این نطقهای مملو از اعتماد بهنفس کلانهای ما را بشنوند، باور کنید کمکهای خود را قطع میکنند. رحمتالله نبیل، رییس امنیت ملی را دیدهاید که چهطور سبیل میتاباند؟ البته خوب میکند. ما یک سیال دالخور داریم که پروتین بدنش کلا از دال پوره میشود و اساسا در عمر خود طعم آشک را نچشیده. خوب است حداقل روی همین یکی را کم کنیم. منتها آنچه مرا تقریبا کشته این است که نمیدانم چرا مقامات دولتی ما این قدر صادق اند. البته نه در همه جا و همه وقت. رییس امنیت ملی ما گفته که افراد این نهاد در جبههی دشمن نفوذ کردهاند. سابق ما که هفت-هشت ساله بودیم و شفتالو دزدی میرفتیم، شب قبل از عملیات در حویلی صاحبِ باغ شبنامه نمیانداختیم که فردا شب ما سیزده نفر به باغ شما حمله میکنیم و نسل شفتالوی شما را برمیاندازیم. درست است که کودک بودیم؛ اما عقلمان این قدر کار میداد که آمر عنایت خان صاحب باغ آدم شریری است و اگر خبر شود که به باغش هجوم میبریم، پوست از کلهی ما میکند. از آنسو، پاکستان را ببینید. تا حالا چهار هزار راکت به خاک افغانستان زدهاند، ولی هر وقت بپرسی که چرا میزنید، خود را یک رقم گول و گنگس میاندازند که گویی از ماجرا اصلا خبر ندارند.
ما خیلی شفافیم. این قدر شفافیم که در چیزی که میگوییم، یک ثانیه هم مجال ابهام نمیگذاریم. به همین خاطر، تا دهان خود را باز میکنیم، چند تا مشت هم در همان حوالی به ظهور میرسند.
انتهای پیام
