شفقنا افغانستان-روزنامه 8صبح در گزارشی به محرومیت دختران بهسود از مکتب پرداخته و می نویسد:
سیاسی شدن معارف، فساد اداری، ضعف مدیرت، عدم حمایت دولت، نبود لیسههای دخترانه و سنتی بودن جامعه در ولسوالی حصه اول بهسود سبب شده که دانشآموزان دختر در این ولسوالی نتوانند به درس و تعلیمشان ادامه دهند.
صدها دختر دانشآموز در این ولسوالی که یکی از ولسوالیهای امن ولایت میدانوردک است و در حدود هشتادوپنج کیلومتری شمالغرب کابل موقعیت دارد، از ادامه درس و تعلیم باز ماندهاند.besod
در ولسوالی حصه اول بهسود ۳۷ باب مکتب فعالیت دارد که ۱۱ باب لیسه، ۹ باب متوسطه و ۱۷ باب ابتداییه میباشند، اما در این جمع حتا یک لیسه و یا متوسطه دخترانه وجود ندارد. در دوره ابتداییه حدود ۴۸ درصد شاگردان مکاتب این ولسوالی را دختران تشکیل میدهند، اما پس از دوره ابتداییه حدود ۸۰ درصد آنان بهدلایل گوناگون ترک مکتب کردهاند، چون بیشتر دختران پس از سپری کردن صنف شش و هفت دیگر به مکتب نمیروند.
چنانکه در سال جاری مکاتب حصه اول بهسود، تعداد ۷۰۵۵ تن دانشآموز داشت ۳۷۴۸ تن پسر و ۳۲۷۱ تن دختر و فارغان صنف دوازده ۱۶۴ تن بودند که از این میان حدود ۲۳ درصد آنان را دختران تشکیل میدادند.
فیضهگل یکی از این دختران که ترک مکتب کرده میگوید: «آرزو داشتم که روزی به چوکی دانشگاه بنشینم، تحصیلات عالی داشته باشم و در دولت کار کنم، اما نبود لیسه و متوسطه دخترانه در بهسود سبب شد که نتوانم به خواستهایم برسم.»
نیکبخت دانشآموز دیگری که تا صنف هفت در لیسه پسرانه گردندیوار درس خوانده و همیشه اولنمره صنفش بوده، نیز حسرت ادامه تحصیل را به دل دارد. او علاوه میکند: «نبود معلمین زن در مکاتب این ولسوالی سبب شد که خانوادهام نگذارد به درسهایم ادامه دهم.»
دیدگاه اولیا دانشآموزان در این ولسوالی
بیشتر مردان خانوادههای ولسوالی حصه اول بهسود، یکجا درس خواندن پسر و دختر را زیر یک سقف گناه میدانند. آنان به این باوراند که دختر کلان نباید با پسران زیر یک سقف و در یک صنف درس بخواند. محمد تقی باشنده قریه لنگر این ولسوالی دولت را مسوول بازماندن دختران بهسود از درس و تعلیم میداند: «در این زمینه تقصیر از دولت است که اینجا لیسه دخترانه نساخته است.»
حاجی حسینبخش، یکی دیگر از باشندگان این ولسوالی علاوه کرد: «ما بهعنوان پدر وظیفه خود را انجام دادیم، دختران خود را به مکتب روان کردیم، اما وزارت معارف و مسوولان این ولسوالی به وظیفهاش عمل نکرده است که دختران نتوانستهاند به درسهایشان ادامه دهند.»
این در حالی است که تا هنوز از طرف وزارت معارف کدام تشکیل مستقل برای لیسه دخترانه در این ولسوالی منظور نشده است.
در سیزده سال گذشته
در سیزده سال گذشته از سراسر ولسوالی حصه اول بهسود که حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار نفوس دارد، تنها دو دختر توانستهاند با مدرک لیسانس از دانشگاهها فارغ شوند.
نوریه عباسی و فاطمه کریمی از قریه دهن تنور، اولین دختران این ولسوالیاند که مکتب را در لیسه پسرانه استقلال فراخلم درس خوانده و سال گذشته مدرک لیسانسشان را از کشور هندوستان بهدست آوردهاند.
میزان نمرات دختران بهسود در کانکور ۱۳۹۳
به اساس جدول وزارت تحصیلات عالی، در کانکور ۱۳۹۳ از همه مکاتب ولسوالی حصه اول بهسود به استثنای لیسه پسرانه «پای هلمند» تعداد ۱۸ دختر در دانشگاهها و موسسات تعلیمی نیمهعالی راه یافتهاند.
از دختران دانشآموز، چهار تن آنان با نمرات ۲۴۷، ۲۲۸، ۲۰۱ و ۱۹۵ به ترتیب در دانشکده تعلیم و تربیه دانشگاه بامیان، دیپارتمنت محیطزیست و دیپارتمنت تعلیم و تربیه دوره کودکستانهای دانشگاه تعلیم و تربیه شهید ربانی و ۱۴ تن دیگر در انستیتوتها و موسسات تعلیمی نیمهعالی کامیاب شدهاند.
یک تن با ۲۵۷ نمره در انستیتوت عالی غضنفر، یک تن با ۲۱۴ نمره در موسسه تربیه معلم سید جمالالدین، یک تن با ۲۱۵ نمره در انستیتوت اداره و حسابداری نسوان کابل، دو تن با ۲۲۱ و۲۰۰ نمره در انستیتوت اتومیخانیکی کابل، یک تن با ۲۱۶ نمره در موسسه تربیه معلم بامیان، یک تن با ۲۳۱ نمره در انستیتوت اداره و حسابداری دشت توپ وردک، یک تن با ۲۰۰ نمره در انستیتوت کثیرالرشتوی جغتوی وردک، سه تن با نمرات ۱۹۶،۱۹۴ و ۱۹۱ در موسسه تربیه معلم وردک، دو تن هر کدام با نمرات ۱۸۷ در انستیتوت تخنیکی سید آباد وردک، یک تن با ۱۸۱ نمره در دارالعلوم شهادت وردک کامیاب شده بودند.
میزان نمرات دانشآموزان پسر در کانکور۱۳۹۳
در کانکور همان سال به استثنای یک تن دانشآموز که پس از فارغ شدن صنف دوازده از بهسود یک سال را آمادگی کانکور در کابل خوانده ۳۱۵ نمره گرفته بود، دیگران در سطح ولایت نمراتشان پس از ردیف سهصدوشصت دومین نفر آغاز شده.
میزان نمرات آزمون کانکور آنان قرار ذیل بوده است: از ۲۷۷ تا ۲۵۷ چهار نفر، از ۲۵۶ تا ۲۳۶ نُه نفر، از ۲۳۴ تا ۲۲۵ هشت نفر، از ۲۲۰ تا ۲۰۳ ده نفر، از ۱۹۹ تا ۱۹۰ یازده نفر، از ۱۸۷ تا ۱۸۰ پنج نفر بودهاند. این آمار نمایانگر سطح پایین نمرات و میزان کامیابی دانشآموزان پسر و دختر ولسوالی بهسود میباشد.
بدین اساس معارف ولسوالی حصه اول بهسود، در مقایسه با ولسوالیهایی که در محرومترین و دورترین ساحات مناطق مرکزی قرار دارد، از هشت تا دوازده سال تحصیلی پس مانده است.
فاصله آن با ولسوالی لعل و سرجنگل ولایت غور حدود هشت سال تحصیلی، با ولسوالی پنجاب ولایت بامیان حدود دهسال تحصیلی و با ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی حدود دوازده سال تحصیلی تخمین شده است.
دلایل عقبماندگی معارف حصه اول بهسود
الف- پایین بودن سطح سواد آموزگاران
بیشتر آموزگاران مکاتب بهسود، سواد مسلکی ندارند. آنان یا درس خانگی خواندهاند یا کانکورزده میباشند و یا هم با سند جعلی معلم شدهاند. تعدادی هم از انستیتوتها فارغ شدهاند، کسانی نیز هستند که خود در گذشته تا صنف هفت و هشت درس خوانده و اکنون دوره لیسه را تدریس میکنند.
محمدزمان دانشجویی که مکتب را در بهسود خوانده است میگوید: «یکی از آموزگاران که از وضعیت آموزشی در این ولسوالی ناراض بود و معلمی را که امضا یاد نداشت مخاطب قرار داده میگفت: اگر سواد کافی میداشتم معلم نمیشدم، چکنم روزگار میگذرانم!»
دانشجوی دیگری که از لیسه دیگر بهسود فارغ شده و نخواست نامش فاش شود علاوه کرد: «معلم مضمون هندسه ما قضیه را چنین تعریف میکرد: اگر خواسته باشید دهن آبدره بروید، خدای ناخواسته در مسیر راه با کدام موتر تصادم کنید، به آن میگویند قضیه که پیگیری آن بعدا مربوط سارنوالی میشود.»
ب- برخوردهای نامناسب مسوولان
باقر نوری یکی از علمای جهادی که تا سال ۱۳۹۲ نزدیک به دهسال در حصه اول بهسود ولسوال بود، کثرت مکتب را مایه بدبختی و نفاق اجتماعی میدانست. او با درس خواندن دختران به مکتب کلاسیک نیز نظر موافق نداشت.
پیشتر از آن در سال ۱۳۸۱ خورشیدی شیخ محرم فهیمی ولسوال اسبق حصه اول بهسود در حضور مردم بهصورت نوروزخان سرمعلم مکتب گردندیوار سیلی زد.
نوروز که در بدترین شرایط تاریخی در سال ۱۳۷۶ مکتب گردندیوار را پس از سالها تعطیل، بازگشای کرده بود؛ پس از لتوکوب شدن مجبورگردید ترک وظیفه کند.
سال گذشته هدایتی، رییس دارالمعلمین حصه اول بهسود که علاقهمندی به فعالیت سیاسی نداشت توسط شاگردان مکتب به تحریک کسانیکه در داخل معارف فعالیتهای حزبی داشتند، مورد لتوکوب قرار گرفته مجبور به استعفا گردید.
سرمعلم سلطانی یکی از موسسان لیسه گردندیوار، شهیدی مدیر سابق لیسه استقلال فراخلم و پیکارجو، مدیر اسبق معارف حصه اول نیز از قربانیان دیگر برخوردهای نامناسب اداره ولسوالی و سیاستبازیهای داخل معارف بودهاند.
ج- سیاسی شدن معارف و فساد اداری
سیاسی شدن معارف، فساد اداری و خویشخوری از دلایل دیگر عقبماندگی و محروم شدن دختران حصه اول بهسود از ادامه درس و تعلیم بوده است. آمرین شماری از مکاتب بهسود که سواد مسلکی هم ندارند، براساس گرایشهای حزبی تعیین میشود.
محمدزمان یکی از دانشجویان این ولسوالی که در دانشگاه بامیان درس میخواند گفت: «در بهسود حتا ملازم مکتب از طرف احزاب سیاسی معرفی میگردد.»
یکی از سرمعلمین مکاتب بهسود که خود ترک وظیفه کرده، میگوید: «شماری از آموزگاران این ولسوالی که از تواناییهای خوب برخوردارند، اما حزبی نبودند از مدیریتها و بستهای مهم کنار زده شدهاند.»
او تعدادی از فورمهای عضویت حزب انسجام ملی افغانستان را در دسترسم قرار داده علاوه کرد: «چارهای دیگر نداشتم یا این فورمها را خانهپوری میکردم و یا استعفا میدادم.»
این در حالی است که عبدالله کربلایی یکی از ریشسفیدان حصه اول بهسود نیز حزب انسجام ملی را متهم میسازد که معارف این ولسوالی را سیاسی ساخته و حتا از میان دانشآموزان صنوف ۱۱ و ۱۲ سربازگیری میکند.
د- جنجال کوچی و دهنشین
جنجالهای کوچیها و باشندگان محل در بخشی از ولسوالی حصه اول بهسود در چند سال گذشته نیز سبب شد که دختران از رفتن به مکتب محروم شوند و سطح سواد در مکاتب پسرانه نیز پایین بیاید. از هفت سال پیش بدینسو همهساله از اوایل بهار تا آخر تابستان با آمدن کوچی و درگیریهای مسلحانه در بهسود، در تقسیماوقات درسی دانشآموزان وقفه ایجاد میشود.
اظهارات مقامات مسوول
امین احمدی، مدیر نظارت معارف ولسوالی حصه اول بهسود که خود از همکاران حزب انسجام ملی افغانستان میباشد، سیاسیسازی معارف این ولسوالی را رد کرده گفت: «هیچگونه فعالیت سیاسی و حزبی در میان دانشآموزان مکاتب بهسود صورت نگرفته است.»
کبیر حقمل، سخنگوی وزارت معارف، فعالیتهای حزبی در داخل مکاتب را خلاف قانون معارف خوانده میگوید: «وزارت معارف به هیچ کسی اجازه فعالیتهای سیاسی و حزبی را در میان دانشآموزان نمیدهد. هرگاه ثابت شود کسی در میان دانشآموزان فعالیتهای سیاسی داشته آنان تحت پیگرد قرار میگیرند.» موفق نشدم با فاروق وردک، وزیر معارف پیشین که وی از دوستان نزدیک داکتر صادق مدبر، رییس حزب انسجام ملی افغانستان است مصاحبه بگیرم، اما داکتر صادق مدبر از فعالیتهای اعضای حزبش در داخل معارف حصه اول بهسود اظهار بیاطلاعی کرد.
او گفت: «در سالهای اخیر سخت مصروف کارهای دولتی بودم، اینکه در معارف بهسود چه گذشته و چه کسانی فعالیت حزبی داشته، چندان خبر ندارم.»
سیاسیسازی معارف از نظر قانون
مطابق قانون معارف فعالیت سیاسی در مکاتب ممنوع است. در ماده چهلم فصل یازدهم این قانون آمده است: «فعالیتهای حزبی و سیاسی شاگردان، معلمان، استادان، مدرسان و سایر کارکنان وزارت معارف در محیط موسسات تعلیمی و پروگرامهای تعلیمی و تربیتی مندرج این قانون ممنوع است.»
در بند دوم آن نیز ذکر شده است: «بهرهبرداری اشخاص، سازمانها و احزاب سیاسی از موسسات تعلیمی مندرج این قانون و پروگرامهای تعلیمی و تربیتی جهت تامین مقاصد سیاسی ممنوع است.»
انتهای پیام
