شفقنا افغانستان-درگذشت ملک عبدالله، گمانه زنی هایی در مورد احتمال تغییر در سیاست های خرد و کلان عربستان و همینطور احتمال اختلافات داخلی را در این کشور مطرح کرده بود. دکتر حسین ربیعی، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه خوارزمی بر این عقیده اصرار دارد که مرگ ملک عبدالله و به قدرت رسیدن برادر مسن وی، شاهزاده سلمان تغییری جدی در سیاست های عربستان نخواهد داشت. او احتمال بروز تغییراتی داخلی، جنگ قدرت و فاصله گرفتن از رویکرد محافظه کارانه در سیاست های منطقه ای و بین المللی عربستان را در زمان فعلی پیش بینی نمی کند و این تغییرات را بعد از سلمان محتمل می داند.
متن گفت وگوی شفقنا با دکتر حسین ربیعی به شرح زیر است:
*پیش از درگذشت ملک عبدالله اغلب کارشناسان پیش بینی می کردند که مرگ وی وضعیت پیچیده ای در عربستان ایجاد کند، امروز نیز برخی معتقدند این روزها آغاز مرحله بی ثباتی در عربستان است. تحلیل شما چیست و چه سناریوهایی برای آینده عربستان می بینید؟
ربیعی: بحث جانشینی، چند سالی است که از زمان مرگ ملک فهد به این شکل تکرار می شود؛ هر پادشاهی که به قدرت می رسد، سن بالا و بیماری های بسیاری دارد، با فاصله کمی فوت می کند و دیگری جای او را می گیرد. این موضوع در این چند سال به همین شکل تکرار می شود و بعد از آن اتفاق خاصی رخ نمی دهد. فوت ملک عبدالله را نیز در ادامه همان روند قبلی می دانم. بعید به نظر می رسد که در اثر مرگ ملک عبدالله، اتفاق خاصی در عربستان بیفتد، چالشی ایجاد شود یا حتی تغییری در سیاست های داخلی و منطقه ای عربستان رخ دهد. شخصی که در حال حاضر به عنوان پادشاه انتخاب شده است نیز مسن و از همان خانواده است در نتیجه بعید است اتفاق خاصی در عربستان رخ دهد. در اغلب کشورها وقتی مقامات سطح اول جابجا می شوند، تغییراتی دیگر هم رخ می دهد. به طور مثال وقتی در کشورهای دموکرات رییس جمهوری جابجا می شود، تغییراتی هم در کابینه و سیاست های راهبردی آن کشور صورت می گیرد. در حالی که در کشورهایی مانند عربستان و سایر شیخ نشین های جنوب خلیج فارس معمولا وقتی پادشاه تغییر می کند، آن نظام، راهبرد و سیاست هایی که از قبل دنبال می شده اند، ثابت هستند و تغییر آنچنانی صورت نمی گیرد. بر این اساس بعید می دانم که در کشور عربستان هم چرخشی در اوضاع سیاسی و راهبردهای این کشور یا در نگاه آن به مسایل منطقه ای و داخلی مشاهده شود.
*البته نمی توان این را نادیده گرفت که افراد بسیاری مدعی جانشینی ملک عبدالله بودند. این بحران جانشینی به گونه ای بود که حتی برخی معتقد بودند جنگ قدرت طولانی میان جناح های اصلی حاکم بر عربستان سعودی را در پی خواهد داشت، فکر می کنید به قدرت رسیدن سلمان بن عبدالعزیز به کلی این احتمال را نفی کرده است؟
ربیعی: به اعتقاد من حداقل تا زمانی که فرزندان خود عبدالعزیز هستند یعنی شاهزاده سلمان هست، این اتفاق نمی افتد اما بعد از این دوران که نسل بعدی پادشاهان عربستان قرار است روی کار آیند، شاید در مورد ترتیب آنها مسایلی ایجاد شود. همه شاهانی که در این مدت در عربستان به قدرت رسیده اند، برادر و فرزندان عبدالعزیز هستند که به نوبت به شاهی می رسند. می توان گفت قانون نانوشته ای بین آنها حکمفرماست اما وقتی این روال به پایان برسد و فرزندان عبدالعزیز تمام شوند و افراد جدیدی بخواهند جایگزین شوند، ممکن است که جنگ قدرت صورت بگیرد اما فعلا بعید است تا زمانی که شاهزاده سلمان زنده است، اتفاقی رخ دهد.
*ملک سلمان، پادشاه جدید عربستان يکی از هفت برادران معروف به السديری است؛ خانواده سدیری هم گرایشی روشن به طالبان، القاعده و وهابیت دارند. روی کار آمدن آنها در عربستان چه پیامدهایی بر وضعیت تروریسم در عربستان و در منطقه خواهد داشت؟
ربیعی: داعش پیش از این ابزاری در دستان عربستان بود برای فشار بیشتر بر اسد و به این منظور حمایت یا حتی راه اندازی شد اما به نظر می رسد-البته ما از نیات پنهانی و اینکه چقدر گفتار آنها با کردارشان همراه باشد، اطلاع نداریم- رویکرد جدیدی به منطقه دارد. به نظر می رسد که داعش در رویکرد جدید خود تهدیدی برای عربستان است. با در نظر گرفتن این مطلب که داعش واقعا تهدیدی برای عربستان باشد، بعید است که بخواهند از این قبیل گروه های تروریستی حمایت کنند. بدون در نظر گرفتن داعش، بحث دیگری که وجود دارد، اسلام وهابی و اسلام طالبانی است که به نظر می رسد از آنها همچنان حمایت کنند. به هر حال سرمایه عظیمی در اختیار دارند که قدرت بسیاری برای مانور در منطقه و حمایت از گروه های تندرو به آنها داده است. به نظر نمی رسد که ایدئولوژی وهابیت را رها کنند، اما تصور نمی کنم بخواهند از گروه داعش یا گروه های تروریستی مشابه حمایت کنند. به طور مشخص در مورد داعش کمی تردید دارم که این کار را انجام دهند.
*با توجه به کاهش بهای نفت و تصمیم دولت عربستان برای افزایش مالیات برق، آب و تلفن و اقداماتی از این دست در داخل، آیا ممکن است با مرگ ملک عبدالله این مسایل تشدید و موجب رسیدن اعتراضات به عربستان شود؟
ربیعی: بعید است که سیاست نفتی عربستان تغییر کند چون همانطور که گفته شد به احتمال قوی کابینه و وزیرخارجه و وزیر نفت و… ثابت هستند. در مباحث داخلی هم با توجه به اینکه صادرات نفت در عربستان در قیاس با جمعیت اندکی که دارد بسیار بالاست، ذخایر ارزی این کشور نیز فراوان است و علاوه بر آن اعتراضاتی که تا امروز در عربستان مشاهده شده اغلب بیش از داشتن رنگ و بوی اقتصادی، رنگ و بوی مذهبی و آزادی های سیاسی و اجتماعی داشته است، به نظر نمی رسد به این سمت رود. در حقیقت اقلیت ها و گروه های شیعه به شیوه حکومت عربستان اعتراض داشتند و تاکنون بر سر مسایل اقتصادی و این قبیل موارد اعتراضی در عربستان صورت نگرفته است. مگر اینکه کاهش قیمت نفت فشار شدیدتری را به اقتصاد عربستان وارد کند و آنها را در تنگنای بیشتری قرار دهد وگرنه از لحاظ اقتصادی، نه تنها عربستان که بقیه کشورهای حاشیه خلیج فارس هم به دلیل عدم انطباق درآمدهای فراوانشان با جمعیت اندک آنها، بعید است دچار مشکلات رفاهی شوند. اگر بهای کم نفت در درازمدت ادامه یابد، ذخایر ارزی آنها کاهش پیدا کند و ناچار شوند سخت گیری بیشتری از حیث اقتصادی داشته باشند، آن زمان باید انتظار داشت که مشکلات اقتصادی هم باعث نارضایتی و اعتراض هایی در عربستان شود.
*ملک عبدالله در سیستم قدرت عربستان جایگاه قدرتمندتر و پذیرفته شده تری نسبت به ملک سلمان داشت. آیا ممکن است این مساله و مسایل دیگر از جمله ناپایداری منطقه که در کنار آن وجود دارد، در وزن و نقش کشور عربستان در معادلات منطقه ای و جهانی داشته باشد؟
ربیعی: درست است که ملک عبدالله نسبت به سلمان جایگاه بهتری داشته است اما سلمان هم چند سالی است که ولیعهد و همچنین وزیر دفاع است. به طور کلی چون سیاست در بین این خاندان -آل سعود- در چرخش است، آنها افراد کم تجربه ای نیستند. افرادی هستند که سال هاست در سیستم خود عربستان و به همان سبکی که خود، کشور را اداره می کنند، اقسام تجارب سیاسی را داشته اند و به نظر می رسد که ملک سلمان هم به زودی جایگاه مناسب خود را پیدا کند. مگر اینکه رقابت های قدرت در داخل تشدید شود و بخواهد جایگاه او را تضعیف کند. به این دلیل که رقابت احزاب است که روی سران و مقامات تاثیرگذار است اما از آنجایی که در عربستان احزاب سیاسی وجود ندارند و اصلا آزادی به آن شکل نیست که کسی بخواهد ابراز عقیده و نظر کند یا انتقادی به حکومت وارد کند، ملک سلمان کم کم جایگاه خود را به دست می آورد و بعید است بخواهد رویکرد خود را به مسایل منطقه ای حتی مسایل داخلی تغییر دهد. گرچه شوکی به منطقه و جامعه عربستان و حتی به بازار نفت وارد شده است اما در حد یک اتفاق است و یک روند نخواهد بود و اوضاع بعد از مدت کوتاهی به روال عادی خود باز خواهد گشت.
*در مورد رابطه ایران و عربستان چطور؟ آیا ممکن است تغییری در رابطه ای ایجاد شود که مدت هاست به سردی گراییده و به تازگی نیز بعد از کاهش بهای نفت، پیش فرض هایی بین آنها شکل گرفت؟
ربیعی: عربستان که در مورد بهای نفت، اعلام تغییر موضع یا تغییر رویکرد نداشته است یعنی آن سیاستی که وزیر نفت اعلام کرده است، کماکان ادامه پیدا می کند. در سایر موارد هم رویکرد عربستان فعلا تغییر نکرده البته باید منتظر ماند و دید سخنانی که شیخ سلمان ابراز کند، چه سمت و سویی دارد و چه راهبرد سیاسی را اتخاذ خواهد کرد اما پیش بینی من این است که اتفاق آنچنانی نخواهد افتاد. روابط دو کشور می تواند تا حدی در سایه ارتباطات دوستانه شخصیت های سیاسی دو کشور باشد. نمی دانم شخص آقای هاشمی که با مقامات عربستان رابطه نسبتا خوبی دارد، چقدر شناخت دارند و بین آنها چه جایگاه و دیدگاهی مطرح است اما آنچه می توان گفت این است که با مرگ ملک عبدالله سیاست های رسمی این دو کشور دچار تغییر جهت شدید نخواهد شد. به این معنا که نباید منتظر بود به طور مثال از امسال یا چند ماه آینده، روابط دوستانه ای حاکم شود. استراتژی هایی که هر دو کشور در مورد منطقه به ویژه در مورد سوریه تدوین کرده اند، ناگهان تغییر نخواهد کرد. به هر حال نگاه عربستان این است که کشور سوریه باید دچار تغییرات گسترده سیاسی شود، ایران هم می خواهد بشار اسد در موقعیتی که دارد، باقی بماند. نمی توان گمان کرد این جهت گیری های کاملا متضاد با مرگ ملک عبدالله و به قدرت رسیدن سلمان کاملا تغییر کند و عربستان در مسایل منطقه از جمله سوریه و عراق با ایران همراه شود.
*در حقیقت تحلیل شما این است که تا زمانی که ملک سلمان در این جایگاه حضور دارد، سیاست های کلان و خرد عربستان تغییری نخواهد داشت؟
ربیعی: بله! مگر اینکه شخص جوانتری در عربستان روی کار آید که بخواهد سیاست های غیرمحافظه کارانه تری را در پیش گیرد، کمی تغییر رویکرد داشته و منتقد وضع موجود باشد. کسی که هیچ انتقادی به سیستم نداشته و هیچ نگاه تردید گرایانه ای در سیاست های عربستان نداشته است، بعید است که خود دست به کار شود. تا امروز هیچ نظری از سلمان نشنیدیم که مخالف حتی کوچکترین سیاستی از ملک عبدالله باشد بنابراین بعید است کسی که هیچ انتقادی به وضع موجود نداشته، بخواهد یک دگرگونی وسیع و تغییر جهتی را در سیاست ها ایجاد کند.
*اما عزل و نصب هایی که ملک سلمان انجام داد، ممکن است در داخل تحریک برانگیز بوده و به عنوان سرآغاز جنگ قدرت باشد؟
ربیعی: بعید نیست اما اینکه بروز پیدا کند و نظام سیاسی را دچار فروپاشی کند یا حتی کشور را به سمت تغییر ببرند، خیر! من بعید می دانم.
انتهای پیام
