شفقنا افغانستان-هادی دریابی در اطلاعات روز نوشت:یادش بخیر انتخابات بود. کرزی و عبدالله برای ریاست جمهوری رقابت میکردند. هنوز روز انتخابات نرسیده بود، روزهای کمپاین و شعار و انتقال پیام به مردم بود. کرزی در یکی از این روزها، گفت که تازه مزهی ریاست جمهوری را چشیده و فهمیده، به همین خاطر هم ایلادادنیاش نیست. اکثریت ما به این حرف رییس جمهور خندیدیم. آن روزها گذشت، کرزی دوباره به ریاست جمهوری رسید. حالا که تقریباً شش سال یا زیادتر از آن روز میگذرد، یکی دیگر از این مزهچشیدهها سر بلند کرده و ادعای حقانیت میکند. این آقا مشهور به امیر اسماعیل خان است. اسماعیل خان هم در طول دوران ریاست جمهوری آقای کرزی، مزهها چشید و حالا به راحتی ایلادادنیاش نیست. او در هرات صدا بلند کرده که در کابینهی پیشنهادی حکومت وحدت ملی، جایی برای جهادیهای کشور در نظر گرفته نشده است. اسماعیل خان در این فریاد میانتهی تنها نیست، یک جمع از هوادارانش نیز از او حمایت میکنند و خیلی راحت ادعا میکنند که برای وزارت، دیپلم کار نیست، تجربه کار است. تجربهی سیاسی!
جهاد به جنگ در مقابل شوروی و انگلیس گفته میشود که به پیروزی افغانستان منجر شد. اینکه جهاد از کجا تغذیه میشد، شاید خیلی از مجاهدین هم نفهمند. اینکه خیلی از مجاهدین به حاشیه رانده شده و نامی از آنها گرفته نمیشود، هم بماند سر جایش! با پیروزی مجاهدین بر شوروی، فصل دیگری در افغانستان باز شد. فصلی که مملو از ناکامی در مدیریت امور میباشد. اشتهای خوب بعضیها برای رسیدن به قدرت و انحصار قدرت، فصل خانهجنگی را در افغانستان باز کرد. جنگی که همهی ملت را داغدار و کشور را فلج کرد. دانش تعطیل شد، کار لنگ شد و بازار هنگ! زندگی کالای لوکسی شد که برای اکثریت قریب به تمام، میسر نبود. اینکه مجاهدین بزرگوار چه کردند و چه نکردند، تقریباً بر همه عیان است و نیاز به بیان ندارد. اما ادعای اسماعیل خان با تکیه به کوه جهاد، کار نادرست و نامردانهای است.
اسماعیل خان از اینکه در حکومت وحدت ملی سهمی به او و یاران سیاسیاش تعلق نگرفته، دلدردی گرفته است. او میخواهد این درد را با کشیدن پای جهاد و جهادی در صحنه، مداوا کند. کاش این امیر ریشسفید، چیزی غیر از برانگیختن احساسات تودهای از مردم داشت و با آن برای امتیازی که فکر میکند حق اوست، مبارزه میکرد. نمیدانم چرا همهی بزرگانی که روزگاری بر گردهی مردم سوار بودهاند، وزارت و ریاست و قدرت را حق مسلم خودشان میدانند. از یک طرف بارها شعار میدهند که ای مردم، بروید تحصیل کنید، علم بیاموزید که سرنوشت این مملکت به دستان شما رقم خواهد خورد و از طرف دیگر، مانع کسانی میشوند که زحمت کشیده، درس خوانده و راه بلد شدهاند. یکی از این بزرگواران خیلی راحت ادعا میکند که برای وزارت دیپلم نیاز نیست، تجربه کار است و این تجربه را فقط نزد جهادیان (خودشان) میبیند و بس!
ضعف و قوت منطق این ادعا بماند سر جایش؛ اما باید قبول کنیم که وزارت انرژی و آب، چیزی نیست که به اساس تجربهی اسماعیل خان به اسماعیل خان رسیده باشد. اسماعیل خان نه متخصص انرژی است و نه حتا تا امروز، تعریف درستی از آب دارد، با وجودی که سالها در آن وزارت لم داد و فرمان صادر کرد. تکیه دادن به کوه جهاد و برانگیختن احساسات مردم، خود نشانهای از ضعف در منطق و تواناییهای عملی برای رقابت با دیگران در جهت رسیدن به قدرت و وزارتها است. اگر قرار باشد که کار به اهل کار سپرده شود، هیچکسی، چه جهادی و چه غیرجهادی، حق ندارد قدرت و امتیاز را حق مسلم خویش بداند. این به معنای این نیست که نامزدوزیران اهل کار اند یا حکومت وحدت ملی تصمیم دارد کار را به اهل کار بسپارد. البته با توجه به نحوهی معرفی نامزدوزیران، اسماعیل خان هم حق دارد ادعای وزارت کند. وقتی میبینیم کسی برای وزارت معرفی شده که دو تابعیته است یا سابقهی جرمیاش به حدی کلفت است که پولیس انترپول دنبالش است، باید به اسماعیل خان هم حق داد که به عنوان کسی که خویشتن را پیر و امیر مردم میخواند، ادعای چوکی و وزارت کند. او چه کمی از احمدضیا مسعود دارد که نباید وزیر در کابینه معرفی نماید؟
اما نه، آدرسی که اسماعیل خان از آن وارد میشود، درست نیست. جهاد، تنها جنگ علیه شوروی نبود. جهاد حراست از ارزشها، تقویهی انسانیت و تقوا را هم شامل میشد. اما عدهای از این بزرگان که تا حال هم خویشتن را نمایندهی جهاد میخوانند، نه تنها در پی انسانیت و تقوا نبودند، که بازار آن را هر روزی که گذشت، تنگ و تنگتر کردند. از اینرو، اگر اسماعیل خان ادعا کند که سهم مرا بده، منطقیتر است تا اینکه بگوید مجاهدین را شریک قدرت کن! یا صریح مثل کرزی ادعا کند که من مزهی وزیر بودن را چشیدهام و نمیخواهم به همین خوشمزگی آن را از دست بدهم!
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
