شفقنا افغانستان-هادی دریابی در اطلاعات روز نوشت:
یک خبر را با شما شریک میکنم، به شرطی که نه تعجب کنید و نه از خدا بخواهید که به شما شاخ بدهد. قول میدهید؟! خبر این است که شماری از داعشیان عزیز، برای ایجاد ترس و وحشت، زحمت کشیده به ولایت غزنی خود را رسانده، آنجا پرچمهای خویش را سیاه کرده و چپ و راست سر مردم محل حکومت میکنند. ما که برای وحدت ملی سر میده میکردیم، اینک باید کمر و پای خود را هم میده کنیم تا به وحدت ملی برسیم. سرپرست ولایت غزنی نیز از این مسئله آگاه است. اما منابع نزدیک به او گفته میتوانند که ایشان عزم و ارادهی جدی برای مبارزه با همچو موجودات دارد، مگر مشکل آن است که او راه ولسوالی گیلان را بلد نیست و به دیگران هم اجازه نمیدهد که راه گیلان را به او ببلدانند. این منابع نزدیک که نمیخواهند نامشان فاش شود، گفته که تجربهی این سرپرست در هنگام ولایتش، درخشان و رنگین است.
هرچند خدا و رسول شاهد است که غزنی هم نیروهای امنیتی زیاد دارد، هم نیروهای ناامنی! اما برد میدان تا حالا از آن نیروهای ناامنی بوده. متخصصان امنیتی و ناامنی بدین باور اند که هیچ امکان ندارد پولیس و اردو از تروریستان شکست بخورند، مگر اینکه دستورها از مقامهای بالا بالا برای شکست خوردنشان صادر شوند. شاید بارها شنیده باشید که فلانی را طالبان از جایی ربوده که صدای آهنگ «بچه خاله چرسی، چرس و بنگ ته بزن» پاسگاه امنیتی به گوش آدم میرسد. من که شخصاً بارها شنیدهام. من چه بدانم، شاید استراتژی امنیتی اینگونه نوشته شده که پاسگاههای امنیتی و بازرسی، تا زمانی که راکت مستقیماً داخل پاسگاه اصابت نکرده، حق ندارند از پاسگاههایشان بیرون شوند، ولو که در صد متری پاسگاه، طالبان عابران و مسافران را به تماشای کشتنشان دعوت کنند.
البته کل غزنی چنین نیست؛ هستند ولسوالیهایی که بنا به دلایل خاص، نه طالب دارند و نه در آنجا مسافری از ترس طالب، مدام آیه قرائت کرده و صلوات پخش میکند. یکی از این ولسوالیها، ولسوالی جاغوری است. این روزها، اطراف جاغوری را برادران داعشی ما به تصرف درآوردهاند. برادران داعشی ما، بعضی از خانوادهها را مجبور کرده که لطفاً خانههایتان را خالی کنید تا ما آنجا کارهای داعشی بکنیم. البته من نمیدانم کارهای داعشی چیست، ولی خدا آن موسی را خیر بدهد که گفته، جای نگرانی نیست؛ چون اینها داعش نیستند، بلکه طالبان سابقه هستند که برای ایجاد ترس در جامعه، آمده خود را نمایندگان داعش معرفی کردهاند. البته با این تفاوت که قبلاً غیر از خدا و خود این طالبان، کسی حق نداشت زن و بچهی آنها را ببیند؛ اما حالا آنها زنان خویش را مسلح کرده و گروه گروه برای نمایش در مسیرها میآورند و به بهانهی تلاشی موتر و احوالپرسی با مسافران، آنها را به مردم نمایش میدهند. سپس موتر و مسافران را تلاشی میکنند و اگر خدا رحم کرد و از جیب یکی از مسافران ورقی یا سندی که نشان بدهد او با حکومت یا مؤسسات همکاری دارد، پیدا کردند، عملاً زمینهی جشن و داعشبازی فراهم میشود.
داعشبازی را که میفهمید چیست، یا نمیفهمید؟ اگر نمیفهمید که واقعاً نمیدانم شما را چه بگویم. داعشبازی اینگونه است: شما داخل موتر هستید، یا از مسافرت به طرف خانه میروید، یا از خانه قصد مسافرت را دارید. در مربوطات ولسوالی گیلان که میرسید، احساس میکنید موهایتان دانه دانه گم میشوند تا اینکه موتر توقف میکند. روبهرویتان چند نفر مسلح، سر یک بلندی کنار سرک نشسته و چای سبز با چاکلیت پاکستانی نوش جان میکنند. یک نفرشان که معلوم میشود دو ماه پیش حمام کرده، اما جانش را صابون نزده، طرف شما میآید و با لهجهی شیرین پشتو از شما خواهش میکند که به طرف تفنگش خوب نگاه کنید و مثل بچهی آدم از موتر پایین شوید و دست خود را بالای سر بگیرید. نه راستی، دو نفر میآیند. یک نفرش مدام از شما خواهش میکند که طرف تفنگش نگاه کنید و نفر دیگرش، طبق نوبت شما را تلاشی میکند و هر سوالی را که لازم دید، از شما میپرسد. آنها معیارهای متفاوتی برای بردن و کشتن شما دارند. همین که یکی از معیارها را در وجود یا جیب شما پیدا کرد، شما را از دیگران جدا میکند. سپس دیگران را میگوید، لطفاً خانههایتان بروید. شما را که جدا کرده، با چشمان بسته میان کوههایی میبرد که اگر در خواب هم ببینید، فردایش یک بزغاله را نذر میکنید. آنجا گفته میشود که هم از شما تحقیقات میکنند هم با زنجیر و کیبل (کابل) پذیرایی! تحقیقات که تکمیل شد و یقین مبارکشان حاصل شد، یک چند مرمی به نقاط مختلف بدنتان میزند و جنازهیتان را پشت موتورسایکل میآورند و سر سرک میاندازند تا یکی شما را به دیار خودتان برساند. البته بعضاً جنازهی آدم را میان همان کوهها رها میکنند و اینگونه است که بعضیها تا آخر عمر خود و خانوادهیشان، لادرک میشوند.
ولو که این داعشبازیها خیلی داغ باشند و حرارتش تا کابل هم بیاید، باز ما الحمدالله مسئولانی داریم که خاطرجمع، مصروف بیخیالی خود هستند. خدا از یک تار موی این مسئولان عزیز و شریف ما کم نکند، ولو اگر فردا یا پسفردا شنیدیم که تا هنوز 200 نفر را افراد منسوب به داعش، اسیر گرفته که از این میان، 140 تن آنها را دختران مکتب تشکیل میدهند. این دختران اغلب شاگردان صنوف نهم-دهم-یازدهم و دوازدهم می
انتهای پیام
