شفقنا افغانستان-نكاتی از سخنان امشب بزرگان كشور در آنسوی مرزها درحیاط خلوت ترکها :
ما در پی براندازی نظام نيستيم، وضعيت بحرانی موجود برای ما و ملت ما قابل قبول نيست.
بهبود در افغانستان زمانی به ميان می آيد كه دولتمردان صداقت كنند نه توطئه.
حق قانونی، نه امتياز.
کدام حق را حق قانونی خود می پندارید؟ شما چه حقی به گردن حکومت و مردم دارید؟ زمانیکه تمام افراد خانواده و اقارب و دوستان و نزدیکانتان سهمشان را از امکانات دولتی طی این پانزده سال خوب گرفته اند، یک سالی میشود ارگ به سازهایتان نمی رقصد افرادنور چشمی بی عرضه ی گماشته شده تان را از منصب های فرمایشی عزل می نماید صدای عدالت خواهی تان بلند شنده است و رذیلانه به دنبال گرفتن حق قانونی تان هستید ؟ و در حیاط خلوت کشورهای دیگر برای معامله با استخوان شهدایتان ائتلاف تشکیل می دهید تا چند صباحی نورچشمهایتان بیشتر از دسترخوان ملت حیف و میل نمایند.
-مردم از ناامنی، فقر و فساد خسته شده اند، چشم اميد مليونها انسان بسوی رهبران شان است.
مردم سالهاست خسته شده اند، طی این سالها کجا بودید؟
مردم بارها چشم امیدشان را به سمت رهبرانشان گرداندند ولی جز توهین و تحقیر و حذف چیزی عایدشان نشد.
-نبايد فرصت را از دست بدهيم، اتحاد جريانها و شخصيتها تاثيرگذار يك ضرورت است.
فرصت طلبها همیشه در تمامی جریانات سیاسی مانند شناگرهای ماهری به موج سواری روی می آورند و از موقعیت ممکن سعی مینمایند به بهترین نحو استفاده نمایند
-از حمايت كشور های دوست مطمين استيم، نشست رسمی و برنامه ها را در كشور خويش عملی ميسازيم.
کدام کشورها و با چه اهداف سیاسی به این مثلت سه گانه احزاب کمک می نماید؟ چه ماجراهایی در پشت پرده ی این حرکت سیاسیون ناراضی قرار گرفته است. زمانیکه مردم در انقلام تبسم با حضور میلیونی در خیابانهای ارگ فریاد عدالت خواهی سر میدادند این رهبران در کدام کاخ خزیده بودند تا مبادا چوکی و منصبشان را از دست بدهند. تا مادامیکه در دولت قرار دارند همانند بز اخفش بله قربان گوی فرامین حکومتی هستند و برای خوش خدمتی از انجام هر عملی و گفتن هر سخنی در قبال مردمشان دریغ نمی وزند.
محمد محقق در قیام تبسم مردمش را لوچک کوچه بازاری خطاب نمود( اولین قیام میلیونی مردم در تاریخ افغانستان که به صورت خودجوش برای فریاد تبعیض و بی عدالتی به وجود آمده بود) رهبری که بی محابا در رسانه های جمعی ظاهر شده و به صورت زنده و مستقیم به مردمش و حضورمیلیونی آنها توهین نماید آسا شایسته ی رهبری خواهد بود؟
فقر مردمش را بر فرقشان بکوبد و به صورت کنایه آمیز در رسانه های جمعی بگوید شما در آسمان استاره و در زمین بوریا ندارید!
این چنین رهبرانی امروز با چه رویی می توانند به سمت مردم خیز برداشته و دست یاری به سوی مردمشان دراز نمایند.
رهبری که فریاد عدال خواهی مردمش را سرکوب نماید و با توهین و افترا به مردمش آنها را لوچک های کوچه بازاری خطاب نماید به خاطر خوش خدمتی به ارگ و نگه داشتن چوکی لرزان قدرت ، خود میداند عمر رهبری اش به پایان رسیده به همین خاطر به جای اینکه از مردمش یاری طلبد به سوی آنقره خیز بر می داردو با بی شرمی می گوید : «از حمايت كشور های دوست مطمين استيم»
باید با چنین رهبران و چنین حمایت هایی از کشورهای دوست سر به کوه های توره بوره نمائیم و فریاد اناالحق سر دهیم و امداد از نیروهای غیبی نمائیم و در غارهای افغانستان پنهان شویم تا از هدف قرار گرفته شدن دوباره راکت و موشک و خمپاره و مرمی به سمت کودکانمان و سرزمینمان مصون بمانیم .
یا عطا محمد نور والی بلخ که با ثروت های باد آورده اش طی این پانزده سال امپراطوری بلا منازع شمال را تاسیس نموده مصدر چه خدماتی برای مردم محروم آن مناطق شده است جز گرفتن زمینهایشان و تحریک رقابتهای قومی .
جنرال دوستم هم که تا زمانی منافعش با منافع ارگ یکی بود و در دسترخان حکومت شریک بود کدام صدای اعتراضی از وی به خاطر بی عدالتی و تبعیض قومیتی برخواست ؟ حزب جنبش را در اختیار خاندانش قرار داده و تمام امتیازات ازبک ها را طی این سال محدود و مصادره به افراد خاصی نمود.
این چنین رهبرانی که امتحانشان رادر این سالها با بی کفایتی و باند بازی و حزب بازیشان پس داده اند آیا امروز گزینه مناسبی برای هدایت مردم جامعه می توانند باشند؟
این رهبران می توانند مصدر خدمات شایسته شوند؟
تا مادامیکه نورچشمهای خاص و اطرافیانشان را میبینند و تمامی امتیازهای یک قوم را در اختیار افراد بخصوص و گزینش شده ای قرار ی دهند هر سه رهبر نمی توانند مصدر خدمت برای مردمشان شوند و قابل اعتماد برای تغییر اصلاحات بنیادین در جامعه ی فساد زده ی افغانستان .
زیرا فساد به وجود آمده را این رهبران خود هدایت و به ثمر نشانده اند.و یکی از بانیان فسادبا عملکردهای نابخردانه شان بوده اند، فساد در انتخاب های حکومتی، فساد در شایسته سالاری، فساد در پخش هماهنگ بودجه کشوری، فساد در انتخاب بست های دولتی و …
مادامیکه که این رهبران محدوده ی انتخابشان افراد خانواده و دوستان نزدیکشان باشند و از سایر مردم به عنوان بانک رای در مواقع انتخابات استفاده نمایند نه باری را از روی شانه های ملتشان بر خواهند داشت و نه ملتشان می توانند به این رهبران امتحان پس داده اعتمادی دیگر نمایند.
چرا این ائتلاف ها و سروصدا ها پس از سال 2014 و هنگام سقوط کندز و قدرت گیری طالبان روسی صورت نگرفت، همه این رهبران در چکر و سکوت کامل قرار داشتند .
تمام مناطقی که معادن غنی داشتند به عنوان مناطق ناامن طی این سالها توسط ستون پنجمی های ارگ به نام طالب و نام جدید داعش در حال معامله و مبادله بود و قاچاق مواد معدنی گرانبها .
شاهراه های افغانستان در اختیار باند فاسد برادران کرزی قرار داشت برای انتقال مواد مخدر و مواد معدنی و گرفتن باج از مردم عادی.
حالا نگرانی شان از حضور قوی تر ایالات متحده آمریکا و سرکوب طالبان روسی و داعش است ؟
زمانیکه پوسته های امنیتی با آگاهی کامل آمریکا و دستور مستقیم ارگ به گروه های تروریست طالبان با اسلحه و مهمات واگذار میشد این رهبران نمی دیدند ، در جریان نبودند زیرا منافعشان به خطر می افتاد.
امروز که دیده اند در تصمیم گیری ها به پشیزی ارزش برایشان قائل نمی شوند ، به روند موجود سیاست ارگ کم کم مجبور به تبعید به یکی از کشورهای حامی شان خواهند شد صدا بلند نموده و فریاد حق خواهی و عدالت طلبی سر داده اند.
شما رهبران برای مردم با سرازیر شدن میلیاردها دلار کمک جامعه جهانی چه کردید؟ که امروز سرتان را به عنوان رهبر بلند نموده و داد خواه بی عدالتی در حق مردمتان شوید .
آنقدر مشغول زد و بند و باند سازی و حزب گرایی و حذف یکدیگر بودید که فراموش کردید از برکت همین مردم شما به اینجا رسیده اید .
با انتشار عکس های رقم به رقم از نشست های ائتلاف آمیزمثلثی شکلتان در حیاط خلوت کشورهای بیگانه در پی اثبات چه هستید؟
فقط ترساندن ارگ برای امتیازگیری است. هرچند هرکدامتان از بس کانال عوض کرده اید، تبدیل به حباب روی آب شده اید، که با هر تلنگری فرو می ریزید.
دیگر حتا هواخواهان قومی تاجیک و هزاره و ازبک هم نمی توانند به این تاریخ مصرف گذشته اعتماد کنند.
تجربه تاریخی طولانی ثابت کرده است که اینها در کنار هم قرار نمی گیرند مگر در جهت حفظ منافع خود و البته موقت!
فاجعه زمانی آغاز می گردد که اینها با هم ائتلاف نمایند.
