شفقنا افغانستان-آنچه در زیر می خوانید گزارش خبرنگار شفقنا از حاشیه های آتش سوزی بزرگ “برج گرنفل” در لندن به همراه تصاویری از محله ها و خیابان های اطراف این برج و واکنش های مردمی است که همچنان ناباورانه به بقایای سوخته و سرنوشت ساکنان آن می اندیشند.
روز گذشته، ایمیلی از سوی یک نهاد خیریه متعلق به گروهی از افغانی های مقیم لندن دریافت کردم که نشان میداد به تازه گی و تنها برای کمک به حادثه دیدگان برج سوخته گرنفل شکل گرفته است.
توجه ام جلب شد و بلافاصله به جستجو در اینترنت پرداختم تا در باره هویت این گروه، اطلاعاتی به دست آورم. نتیجه جستجو نشان میداد که در میان حادثه دیدگان تعدادی از خانواده های افغانی هم وجود داشته اند و همین باعث شده بود تا جامعه افغان ها را به فکر وادارد به کمک حادثه دیدگان، صرف نظر از ملیت و دینی که دارند بشتابند.
با نگاهی به وب سایت این گروه، مدیر آنان را که یک وکیل جوان افغانی بود شناسایی کردم و با او تماس گرفتم. آقای عباس نوروز زاده که دانش آموخته رشته حقوق و وکالت است معتقد بود که مشکلات حادثه دیدگان بسیار پیچیده تر از آن است که در ظاهر پیداست. به گفته وی اینک بازماندگان این حادثه در کنار بی خانمانی و از دست دادن عزیزان شان، دچار فشارهای روحی و روانی از یک سو و سرگردانی در پیگیری حقوق قانونی شان از سوی دیگر هستند.
از این وکیل جوان پرسیدم برای کمک به حادثه دیدگان چه کاری می توانید انجام دهید؟ وی درپاسخ گفت ما ابتدا با تشکیل این گروه مردمی از همه کسانی که در زمینه های مختلف دارای تخصص هستند مثل پزشکان، روانشناسان، وکلای حقوقی، مددکاران اجتماعی و بسیاری دیگر از افراد دعوت به همکاری کردیم که با استقبال خوبی هم مواجه شد. نوروززاده افزود: در حال حاضر یکی از مشکلات عمده حادثه دیدگان، ناآشنایی آنها با حقوق قانونی شان و چگونگی پیگیری برای احقاق این حقوق است از این روی ما با فراخوان همه وکلا و کارشناسان امور حقوقی گروه بزرگی را شناسایی کردیم که حاضرند مشاوره های دقیق و درستی به این افرادبدهند. نکته مهم این است که تقریبا مشکل همه این افراد می تواند مشابه و مشترک باشد بنابراین چنانچه آنها به صورت گروهی این مشکلات را از طریق وکیل پیگیری کنند، هم زودتر به نتیجه می رسند و هم در هزینه های سرسام آور آن صرفه جویی خواهد شد زیرا پیگیری بعضی از این امور ممکن است چندین سال به طول انجامد.
فعالیت های این گروه مردمی شامل کمک در زمینه های مختلف می شود که به طور عمده می توان گفت، دادن مشاوره و راهنمایی و نشان دادن مسیرهای درست پیگیری از مهمترین کارهایی است که می تواند به حادثه دیدگان برای رسیدن به نتیجه زودتر و بهتر کمک کند.
بعد از این موضوع تصمیم گرفتم تا سری به محل حادثه، یعنی “برج سوخته گرنفل” بزنم تا از نزدیک شرایط آنجا را ببینم.
وقتی به منطقه “ناتینگ هیل” رسیدم متوجه شدم که هنوز بعد از گذشت دوهفته از حادثه، تعدادی از خیابان های اطراف برج گرنفل بسته و توسط پلیس محافظت می شود. ماشینم را در خیابانی دورتر پارک کردم و پیاده به سمت محل حادثه رفتم. در مسیر، افراد زیادی از مردم عادی را می دیدم که در تردد بودند اما چهره آنها و نگاه هایشان کاملا غیر عادی بود. نمی دانستم چرا، اما وقتی به خیابان کنار ساختمان سوخته رسیدم متوجه شدم که همه آنها از تماشای بقایای سوخته آن برمی گردند در حالی که بهت و حیرت و ناباوری از حادثه ای که رخ داده در چشمان شان موج می زند.
دوربین ام را آماده و شروع کردم به عکس گرفتن و گاهی هم با مردمی که آنجا بودند مشغول گفتگو می شدم تا نظرشان را بپرسم.
برجی سیاه و سوخته، سر به آسمان ابری و گاه آفتابی لندن ساییده بود و در خیابان های اطراف در هر گوشه و کناری که فضایی خالی و یا کلیسایی بود مردمی را می دیدی که به نشانه ابراز همدردی با حادثه دیدگان، شاخه ای گل می آوردند ویا شمعی می افروختند.
در و دیوار محله های اطراف پر از عکس های مفقودین این حادثه بود که خانواده هایشان هیچ نشانی از آنها در دست ندارند واز مردم، طلب یاری برای یافتن حتی تکه ای از جسد سوخته شان را دارند.
در اطراف دیوارهای بیرونی یک کلیسا پر از دسته های گلی بود که ظرف دوهفته گذشته مردم برای ادای احترام به جان باختگان به آنجا آورده بودند و تا امروز همچنان مردمی را دیدم که شاخه های گل در دست به آنجا می آمدند.
در گوشه ای دیگرمیزی و بر روی آن دفتر یادبود، نه یکی، که چندین دفتر برای ثبت “دل نوشته” های مردم. بعضی می نویسند و کودکانی هم هستند که با کشیدن نقاشی یک قلب و یا تصاویر ذهنی خود از آن حادثه، احساس کودکانه خود را بیان می کنند و بعضی هم با ورق زدن این دفتر ها “دل نوشته” دیگران را می خوانند.
کودکانی را دیدم که دست در دست بزرگترها بر روی دیوارها به عکس کودکان هم سن وسال خود خیره شده بودند که تا دوهفته پیش در آپارتمان های برج “گرنفل” در آغوش مهربان مادران خود شادمان می زیستند، اما حالا دیگر حتی جسدشان هم ناپیداست.
با یک زن مسن انگلیسی که شاید حدود هفتاد سال داشت و ناباورانه به ساختمان سیاه سوخته نگاه می کرد به گفتگو پرداختم. او می گفت، “باور نمی کنم که تعداد کشته ها ۷۹ نفر باشه، این ساختمان بد جوری سوخته و اینطور که اهالی نجات یافته ساختمان می گن نشت لوله های گاز و همینطور دود شدید ناشی از آتش به حدی بود ه که بسیاری قبل از سوختگی در اثر آن خفه شده اند. اما من تعجب می کنم که چرا پلیس میگه تعداد زیادی جسد قابل شناسایی نیست، در حالی که با آزمایش ( دی ان ای) حتی از روی تکه ای از استخوان باقی مانده هم اجساد قابل شناسایی هستند. به نظر من تعداد کشته شده ها خیلی بیشتر هستند”
در خیابان های اطراف هنوز ماشین های آتش نشانی و پلیس مستقر هستند. مردم همچنان پوشاک، پتو، غذا های کنسروی و انواع کمک های دیگر را به مراکز جمع آوری کمک ها می آورند در حالی که مسئولان مراکز جمع آوری اعلام کرده اند که دیگر نیازی به جمع آوری کمک نیست.
با جوانی که در کنار کلیسا ایستاده بود صحبت می کردم. او می گفت، ” فکر نمی کنم جمعیت زیادی زنده مانده باشند، اگر افراد بازمانده زیادند پس چرا دیگر کمک های مردمی را تحویل نمی گیرند”
در یکی از خیابان های اطراف برج دختر جوان سیاه پوستی را دیدم که سر در آغوش زنی گذاشته بود و بی تابانه می گریست، خواستم از آن صحنه عکسی بگیرم اما اطرافیانش با اشاره به من فهماندند که مایل به عکس گرفتن نیستند. ظاهرا او یکی از عزیزانش را از دست داده و هر روز به یاد او به آنجا سری می زند.
با نگاهی به عکس ها و نام های قربانیان و مفقودین این حادثه دردناک که به در و دیوار چسبانده شده به راحتی می توان دریافت که گرچه ساکنان این برج از همه اقوام و ملیت ها و یا ادیان بودند اما جمعیت قربانیان مسلمان بیش از همه است.
آنچه از خبرهای رسمی اعلام شده پیداست ومقایسه آن با مشاهدات عینی از سوی مردم محلی اطراف و نیز تناقض در برخی خبرهای اعلام شده و همینطور بلا تکلیفی در شناسایی اجساد و نیز سرنوشت نامعلوم مفقودان حادثه، همگی حاکی از آن است که واقعیت های این فاجعه بزرگ همچنان در پرده ای از ابهام باقی است. و این در حالی است که در روزهای اخیر مسئولان سراسیمه چندین برج مسکونی در لندن را که بالقوه در معرض خطر آتش سوزی است از سکنه آن که هزاران نفر هستند خالی کرده اند.
بعنوان کسی که از نزدیک بعد از دوهفته از محل حادثه دیدن کرده است تلاش کردم تا مشاهدات خود را با نمایش عکس هایی که ضمیمه این گزارش کرده ام مستند سازم.

