شفقنا افغانستان-میروسلاو زافیروف استادیار دانشگاه “New Bulgarian” و عضو مرکز مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس در این دانشگاه است. وی به تازگی به عنوان مشاور سیاسی به هیات سازمان ملل در عراق پیوسته است. میروسلاو زافیروف در الجزیره نوشت: سقوط موصل و گسترش سریع حوزه عملیاتی داعش در عراق، خیلی ها را غافلگیر کرد. آنچه در موفقیت سریع داعش تاثیر داشت، همکاری قبایل محلی سنی مذهب و اعضای حزب ناسیونالیست و سکولار بعث بود. این ائتلاف نامتعارف، البته در تاریخ عراق ریشه دارد.
همکاری موفقیت آمیز بین گروه های اسلامگرای رادیکال، قبایل سنی مذهب و نمایندگان حزب حاکم سابق – که اکنون فرماندهی گروه های شبه نظامی مخالف دولت بغداد را بر عهده دارند- در سیاست های صدام حسین در اوایل دهه 1980 قابل واکاوی و ردیابی است. صدام حسین در آن دوره قصد داشت روابط طرف هایی را که خواستار پیوند “اسلام سیاسی” و حزب بعث بودند، مستحکم کند.
پیش نیازهای تاریخی ظهور ایده های اسلامی و پذیرش آنها توسط نیروهای سنی مذهب، آشکارا در استراتژی آن زمان صدام حسین مشهود است.
یک حزب سکولار با روابط اسلامی
سال 1986، در نشستی با حضور نمایندگان بخش های مختلف حزب بعث صدام حسین پیشنهاد داد که بین این حزب و جنبش اخوان المسلمین در مصر و سودان، مصالحه و حتی یک ائتلاف شکل بگیرد. این نخستین باری بود که حزب بعث آمادگی خود را برای همکاری با نمایندگان جریان موسوم به “اسلام سیاسی” اعلام می کرد.
همان سال، رییس جمهور عراق همچنین از تفاوت بین “حکومت پان عرب، ملی گرا و دموکراتیک” و “حکومت دینی” مورد ادعای اخوان المسلمین سخن گفت. صدام که تلاش می کرد جای پای پدر ملی گرایی عربی و موسس حزب پان عرب بعث، میشل عفلق قدم بگذارد، به صراحت اعلام کرد که ملحد نیست، اما او در عین حال نسبت به هرگونه اقدامی برای تاسیس یک حزب مذهبی چه سنی و چه شیعی نیز هشدار داد. مخاطب هشدار صدام در آن زمان، احتمالا حزب اسلامگرای “دعوة” بود؛ حزبی که بین شیعیان عراق نفوذ داشت و رقیب اصلی حزب بعث به شمار می رفت.
صدام همچنین مخالفت خود را با استقرار نظام اسلامی سنتی در دستگاه قضایی اعلام کرد و از حقوق اسلامی به عنوان یک سنت حقوقی منسوخ و غیرقابل استفاده نام برد.
تنها با آغاز دهه 90 بود که صدام تصمیم گرفت روی روابط با جنبش های اسلامی متمرکز شود. به تدریج، نشریات مرتبط با جریان های اسلامی در رسانه های رسمی عراق ظاهر شدند. در واقع هیچ زمان دیگری نمی توانست به این اندازه برای چنین تبلیغاتی مناسب باشد، زیرا جنگ عراق و ایران تمام شده بود و دستگاه تبلیغاتی صدام به شدت تلاش می کرد به رغم خسارت های سنگین جنگ، او را پیروز بی چون و چرای این جنگ جلوه دهد.
در سال 1991، عراق کمپین جدیدی را آغاز کرد؛ کمپینی که صدام آن را “مادر تمام نبردها” علیه آمریکا و متحدانش توصیف می کرد. رییس جمهور عراق یک بار دیگر به عنوان قهرمان رویارویی مسلمانان علیه نیروهای غربی معرفی می شد؛ عبارت “الله اکبر” به پرچم عراق اضافه شده بود و صدام وعده می داد بیت المقدس (اورشلیم) را آزاد کند. او سپس تلاش کرد با یکسری تبلیغات اسلام گرایانه، شکست جنگ کویت و همچنین تحریم های غرب را کم اهمیت جلوه دهد.
در سال 1993، زیر فشار تحریم های نفس گیر بین المللی، صدام حسین از آغاز یک نبرد مذهبی دیگر سخن گفت. هدف او، کنترل احساسات مذهبی مردم عراق بود؛ مردمی که به زحمت پیامدهای دو جنگ پی در پی و تحریم های سنگین را تحمل کرده بودند. صدام بر آن بود تا وجهه رژیم بغداد را به عنوان یک رژیم اسلامی و در حال نبرد با “دشمنان اسلام” تلطیف و بازسازی کند.
این کمپین با یک سری اقدامات نمایشی از جمله تعطیلی کلوب های شبانه و بعضی رستوران ها، و اعمال ممنوعیت برای فروش مشروبات الکلی همراه بود. همچنین برنامه های گسترده ای برای قرائت و مطالعه قرآن راه اندازی شد. شماری از روحانیون بلندپایه سنی و شیعه، از موقعیت استفاده کردند و با هدف کسب منافع و امتیازهای بیشتر برای جامعه شیعیان و سنی های عراق، حمایت خود را از رویکرد صدام اعلام کردند.
در دورانی که پس از سال 1993 شکل گرفت، دور جدیدی از مسجد سازی نیز آغاز شد. در سال 1989، یک دانشگاه جدید مذهبی تاسیس و به نام صدام نامگذاری شده بود. نفوذ آموزه های رادیکال سنی، به طرز فزاینده ای در بعضی چرخه های روشن فکری در دانشگاه بغداد گسترش یافت. در حالی که یکی از این گروه ها آشکارا دیدگاه های به شدت محافظه کارانه (آنچه امروز با عنوان سلفی گری شناخته می شود) را اشاعه می داد، یک گروه دیگر با سنت های عرفانی تسنن درآمیخته بود و از آموزه های “نقشبندیه” تاثیر می گرفت. بر اساس اظهارات شاهدان و مطلعان، این دو گروه از یک منبع واحد – عزت ابراهیم الدوری، معاون رییس جمهور- حمایت مادی و معنوی می شدند. یکی از چهره های آکادمیک عراق می گوید حمایت های الدوری از این دو گروه، با نظر مساعد شخص صدام حسین همراه بوده است.
گسترش این ایدئولوژی جدید که از بطن کمپین مذهبی صدام حسین نشات می گرفت، تاثیر خود را در نظام قضایی عراق نشان داد. اکنون مجازات های افراطی و شناخته نشده ای به مجموعه قوانین جزایی عراق اضافه شده بود؛ از آن جمله می توان به حکم 59 مصوب سال 1994 نظام قضایی عراق اشاره کرد که برای جرمی مثل سرقت، مجازات قطع عضو در نظر می گرفت.
ظهور داعش
رویدادهایی که امروز در عراق شاهدیم، ما را به این نتیجه می رساند که ظهور داعش و حامیانش از دل ساختارهای سنی عراق (یا با همکاری و مشارکت این ساختارها) بدون پیش نیازهای تاریخی ذکر شده، ممکن نبوده است.
نوری مالکی نخست وزیر سابق عراق نتوانست تعادلی منطقی بین منافع تمام قومیت ها و گروه های مذهبی ایجاد کند. او به شیوه ای نظام مند، سنی های عراق را به حاشیه کشاند.
یک عامل مهم دیگر، فساد گسترده و نبود خط مشی و استراتژی برای توسعه کشور، بر اساس نظم نهادینه، و منطبق با قانون اساسی عراق بود. از سال 2003 به این سو، هیچ یک از دولت های عراق مبتکر و پیشنهاد دهنده یک سیاست کارآمد و موثر برای شمول و دربرگیری سنی ها در بدنه قدرت نبوده اند.
برنامه بعثی زدایی از مقامات بلندپایه حزب بعث (که به استناد بعضی منابع تعدادشان افزون بر 40 هزار نفر است) باعث شده تا شمار زیادی از آنها از امرار معاش محروم بمانند. نزدیک به یک سوم جمعیت عراق که به نحوی با حزب بعث ارتباط داشتند یا هوادار این حزب بودند، کاملا به حاشیه رانده شده اند.
بسیاری از آنها جوانانی هستند که در زمان صدام، جزو افسران ارتش یا کارکنان دولت بوده و حزب بعث، بر حیات اجتماعی آنها مستولی بوده است.
از سال 2004 به این سو، بسیاری از سنی های عراق به جنبش مقاومتی ملحق شده اند که شماری از گروه های پر نفوذ از جمله ارتش نقشبندیه، العوده، القیاده العامه لی الجیش العراق (فرماندهی کل ارتش عراق)، منظمات التحریر العراقیه (سازمان آزادی عراق)، کتائب صلاح الدین (گردان های صلاح الدین)، و غیره را زیر یک پرچم گرد آورده است. به رغم لحن و محتوای رادیکال، اساس گفتمان رسمی و علنی گروه های مذکور را همان عناصری تشکیل می دهد که صدام استفاده می کرد.
نمای کلی بحران عراق، امروز نسبت به یک سال پیش بسیار روشن تر است و دلیل عمده آن نیز امتناع دولت سابق بغداد از پذیرش مطالبات سنی هاست. این مساله، به ظهور داعش و شکل گیری یک ائتلاف استراتژیک بین گروه های شبه نظامی سنی منجر شده است.
این ائتلاف، در اساس، منافع اعضای سابق حزب بعث و قبایل بزرگ سنی مذهب را نمایندگی می کند. رویکرد آنها نسبت به شیعیان، بسیار منفی است و این رویکرد را می توان در ادعاهای خصمانه آنها تمیز داد. دستگاه تبلیغاتی آنها از شیعیان با عباراتی همچون “شعوبیه و صفویه” نام می برد. (این عبارتی است که صدام حسین برای اشاره به حکومت ایران استفاده می کرد.)
اگرچه در اینجا قصد نداریم اپوزیسیون عراق و داعش را یکی بدانیم، اما به نظر می رسد آنها هرچند به صورت موقت برای پیگیری یک هدف مشترک (براندازی رژیم بغداد) با یکدیگر متحد شده اند. این ائتلاف که با اختلاف و چند دستگی نخبگان سیاسی عراق همراه شده، کشور را در یک بزنگاه تاریخی قرار داده است. انتظار می رفت دولت جدید عراق با یک ایدئولوژی جدید برای آشتی ملی، با اسلامگرایی افراطی و فرصت طلبی نخبگان سابق سیاسی و نظامی مقابله کند اما در عمل هنوز چنین رویکردی را اتخاذ نکرده است. چنانکه یکی از نمایندگان بلندپایه عراق در جامعه بین الملل اخیرا عنوان کرده، امروز دغدغه بزرگی که در ذهن مردم عراق ایجاد شده، این پرسش است: آیا آنها می توانند کماکان در مرزهای یک کشور واحد به زندگی خود ادامه دهند؟
منبع: الجزیره
ترجمه: فرهاد فرجاد- شفقنا
انتهای پیام
