شفقنا افغانستان- همزمان با رحلت رسول اعظم، محمد مصطفی(ص) نیک است که در سیره آخرین پیامبر خداوند بر روی زمین تدبر و تعمق داشته باشیم.
سید شفیق هدایتی، پژوهشگر علوم اسلامی در یک گفتگوی مشروح با خبرگزاری شفقنا افغانستان، به بررسی سیره نبی اکرم(ص) در سالهای صدر اسلام پرداخته است :
سید شفیق هدایتی : فترتی که از ماموریت پیامبران پیشین در زمین تا ظهور پیامبر اسلام پدید آماده بود باعث از هم گسستگی زندگی بشر واز بین رفتن صفا و دوستی شده بود تا آنجا که: [خون را جز خون نمی شویید].
خون ریزی عرصه گیتی را بر ساکنین آن تنگ کرده بود. زندگی تنها در سایه شمشیر معنی می داد. تنها قدرت و زور بود که قانونی جلوه می نمود. غارت از راههای رسمی امرار معاش بود. جهان در آتش جنگهای تفوق طلبانه و حیوانی می سوخت.
علی ابن ابیطالب اوضاع جهان را در این فترت طولانی اینگونه توصیف می کند:
…وتلظ من الحروب. .. و شعارهاالخوف ودثارهاالسیف
جنگ همه جا شعله ور بود، ترس دلهای مردم را فرا گرفته بود و پناهگاهی جز شمشیر نداشتند.
در چنین روزگاری بود که چراغ پرفروغ وحی الهی بر شبستان سرد و تاریک جهان آویخته شد. و پیامبراسلام طبق فرمان خداوندی آیین بی همتای خود را اعلام کرد و صلح و همزیستی مسالمت آمیز را که ندای وجدانی تمام ملل دنیا بود برای پایان زندگی خونین بشر به جهانیان عرضه کرد و همزیستی مسالمت آمیز را از اصول اساسی حکومت جهانی خویش قرار داد و سیاست خارجی و بین المللی دولت اسلامی را بر آن استوار ساخت و به پیروان خود دستور مراعات و عمل به آن را داد.
صلح جهانی ازاهداف اصلی و استراتژیک پیامبران الهی است زیرا آنها موقعی موفق به اجرای برنامه ها و قوانین الهی و پیاده کردن قسط و عدل در جامعه واز بین بردن کینه و آز خواهند شده که همه انسانها در صلح و آرامش زندگی کنند.از طرفی در ادیان الهی ملاک روابط با دیگر ملل دنیا به فرموده علی بن ابیطالب (ع) [همانندی در آفرینش] است. به همین علت مسلمانان نباید بگذارند عواطف انسانی پایمال تعصبات عقیدتی بشود که قرآن به رعایت این اصل مهم وانسانی فرا خوانده است:
لاینهیکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین ولم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطواالیهم ان الله یحب المقسطین.
خداوند نهیتان نکرده است ازاینکه با آن کسانی که با شما در دین پیکار نکرده و نه از دیارتان آواره کرده اند نیک رفتاری و دادگری کنید چه خدا دادگران را دوست می دارد.
در جامعه ای که روابط براساس عواطف انسانی و دادگری باشد محیط مناسبی است برای تبادل افکار و عرضه منطقی دین و رشداستعدادها که این خود زمینه یک دولت جهانی را براساس مبانی الهی بوجود می آورد. به همین علت است که خداوند به پیامبرش امر می کند:
وان جنحوا للسلم فاجنح لها.
اگر دشمن تمایل به صلح نشان داد تو هم تمایل نشان بده و صلح را بپذیر.
خداوند به پیامبرش دستور می دهد که تشنج زدائی کند و جنگ را که یک بیماری مسری است از صحنه جامعه بزداید و به انسانها شیرینی و گوارائی صلح و آرامش را بچشاند و موظف است که به این امر مهم جامعه عمل بپوشاند بویژه آنگاه که دشمن هم بدان تمایل نشان می دهد.
با نگرش به سیره پیامبر به این مطلب پی می بریم که آن حضرت در طول زندگی سیاسی خود به این اصل استراتژیک در روابط دیپلماسی پایبند بوده است و در هر فرصتی که پیش می آمده است روابط [حسنه] را پی می ریخته است. اینک به چند مورد دراینجااشاره می کنیم:
1- منشور مدینه
در فرازهائی از منشور مدینه که نمایانگر تلاش پیغمبر[ ص] در راه برقراری روابط حسنه با یهودیان مدینه است می خوانیم:
الف – یهود مدینه (بنی عوف ) با مومنان در حکم یک امت شناخته می شوند بااین تفاوت که یهود مطابق دستور دین خود عمل می کند و مسلمانان هم مطابق دین خود هم پیمانان یهود در حکم خود یهودند مگر کسانی که ستم و تجاوز کنند.
ب – مسلمانان ویهودیان در انجام مراسم دینی خود آزاد خواهند بود.
ج – در موقع پیشامد و جنگ هر کدام ازاین دو دیگری را در صورتی که متجاوز نباشند علیه دشمن کمک خواهد کرد.
د- هرگاه مدینه مورد حمله و تاخت و تاز دشمن قرار گیرد هر دو با هم در دفاع از آن تشریک مساعی خواهند کرد.
صلح جهانی از اهداف اصلی و استراتژیک پیامبران الهی است.
2- جنگ بدر
ستم پیشه گان فریش بعداز 13 سال آزار واذیت پیامبر و یاران او اینک با تمام نیرو برای درهم کوباندن حکومت کوچک مدینه که به همت والای پیامبر[ ص] و یاران مظلوم او پا گرفته است بسیج شده اند دو لشگر روبروی هم قرار گرفته اند پیامبر[ ص] باز دست به شمشیر نمی برد (بااینکه آنها عرصه گیتی را براو ویارانش تنگ کرده اند) بلکه تلاش پی گیر و مخلصانه خود را برای عدم درگیری و خون ریزی آغاز می کند. واقدی این واقعه رااینگونه می نگارد:
از محمد بن جبیرین مطعم برایم نقل کردند که می گفت چون قریش در بدر فرود آمدند پیامبر[ ص] عمر بن خطاب را پیش ایشان فرستاد و فرمود: برگردید و نجنگید دست به شمشیر نبرد خون نریزند غیراز شما دیگران بیایند با من درگیر بشوند و بجنگند و مزاحمت کنند برای من آسان تر و محبوتر از آنست که
شماها با من بجنگید و من با غیر از شما درگیر شوم بهتراست ازاینکه با شما درگیر شوم .
3- صلح حدیبیه
پیامبر (ص ) و یاران آهنگ خانه خدا کردند برای زیارت و طواف برگرد خانه و بیعت با خدای یکتا بدون ابزار و آلات جنگی بلکه با شتران و گوسفندان قربانی براه افتادنداما مشرکین ماجراجو و جنگ افزوز مانع فرود کاروان خداجوی پیامبر به حریم امن خدائی شدند. پیامبر خراش ابن امیه کعبی را پیش قریش فرستاد که هدف پیامبر را به آنهااعلان کند و بگوید که ما برای عمره آمده ایم و همراه ما قربانی است و می خواهیم بر خانه طواف کنیم وازاحرام بیرون آییم و برگردیم ولی آنها که جنگ را پیشه ساخته بودند شتر خراش بن امیه کعبی را پی کردند و قصد داشتند که او را بکشند که عده ای از خویشان او مانع شدند. پیامبر[ ص] عثمان را فرا خواند و فرمود: پیش قریش برو و به آنها خبربده که ما برای جنگ با هیچ کس نیامده ایم ما برای زیارت آمده ایم و حرمت آن را بزرگ می شمریم و همراه خود قربانی آورده ایم.
عثمان نزد قریش رفت و هدف پیامبر[ ص] را تشریح کرد و آنها را به آرامش دعوت کرد ولی آنها در جواب گفتند:امکان ندارد که بگذاریم محمد و یارانش به مکه در آیند تااینکه پیامبر[ ص] یاران را به تجدید بیعت فرا خواند.
یاران استقبال با شکوهی ازاین پیشنهاد کردند و تا حد مرگ با پیامبر بیعت کردند این رفراندم عظیم به گوش قریش رسید به شور نشتند و خردمندان آنها پیشنهاد مصالحه کردند.این پیشنهاد تصویب شد و نماینده ای نزد پیامبر فرستادند که قرار داد صلحی به امضاء رسد نماینده قریش پیش پیامبر آمد وایشان رااز تصمیم قریش مطلع کرد. پیامبر به گرمی دست خویش را برای ترک مخاصمه و برقراری صلح بسوی آنها دراز کرد و قرارداد صلح بسوی آنها دراز کرد و قرارداد صلح با توافق طرفین تنظیم گردید.
4- فتح مکه
پیامبر با قدرت و همینه خاصی بطور غافلگیرانه برای جلوگیری از خون ریزی خانه خدا را با بانگ روح بخش[ الله اکبر] فتح کرد. بر خلاف دیگر فاتحان بزرگ تاریخ با قدرت تمام از خون ریزی و توهین به افراد جلوگیری کرد و صلای صلح و آرامش واحترام به یکدیگر را در داد:
الیوم یوم المرحمه الیوم اعزالله فیه قریشا
امروز روز رحمت و مهربانی است روزی است که خداوند قریش را عزیز و گرامی خواهد داشت.
آیااین چند نمونه که بر شمردیم گواه محکمی نیست براینکه اسلام جنگ را یک بیماری می داند و به صلح و همزیستی مسالمت آمیز اصالت می دهد؟ بر خلاف پندار مستشرقین: دین اسلام دین شمشیر نیست بلکه دین صلح و آرامش است و جنگهای پیامبر و یاران در راه برقراری امنیت و صلح و آرامش و داع از کیان اسلام بوده است. گواه براین مطلب سریه و جنگهای پیامبر (ص) در دوران حکومت آن حضرت است.
1 . دفاع
دفاع از مقدس ترین واژه هائی است که در فرهنگ انسانی جای گرفته است و همه انسانها با دیداحترام به آن می نگرند و زندگی خود را در پناه آن برافراشته اند.
قانون دفاع بر تمام ابعاد زندگی انسان سایه افکنده است و جزء لاینفک زندگی او شده است. فطری بودن این قانون را تاریخ انسان ثابت می کند که انسان در گذر زمان در برابر حوادث ناگوار و هجوم تبهکاران هستی سوز به دفاع از خویش پرداخته است. این امر برخاسته از عشقی است که او را به زندگی جمعی کشانده است تا بتواند در پرتو جامعه از خطرات مرگ زا مصون ماند.
انسانها در طول فراز و نشیب تاریخ زندگی به این نتیجه رسیده اند که سلامت جامعه و رشدافکار و پیشرفت علم و صنعت و پایمال نشدن حقوق انسانی بستگی کامل به رابطه عمیق با سیستم دفاع دارد که بطور هوشیارانه از جامعه حراست کند و در مقابل کوچکترین هجمه ای عکس العمل مناسب و معقول را انجام دهد وادیان الهی که قوانین و مقرارتشان سازگار با روح انسانی است در راه استحکام و تقویت این امر کوشیده اند. حرکت دفاعی پیامبران گواه این مطلب است. علی بن ابیطالب (ع) پیامبراسلام (ص) رااینگونه وصف می کند:
والمعلمن الحق والدافع جبیشات الاباطیل
دین حق را بحق آشکار کرد از نادرستیها و باطلها جلوگیری نمود.
علی بن ابیطالب که ادامه دهنده راه انبیای توحیدی است فلسفه پذیرش جکومت بر مردم را در جکله ای کوتاه و زیبا چنین بیان می کند:
والله لهی احب الی من امرتکم الاان اقیم حقااوادفع باطلا.
ابن عباس بخدا سوگنداین کفش بی ارزش برایم از حکومت بر شما محبوب تراست مگر بااین حکومت حقی را به پا دارم و یا باطلی را دفع کنم.
با مطالعه تاریخ انسان به این مطلب دست می یابیم که اگر دفاع در نهاد و سرشت انسان جای نگرفته بود و عقل او را به این امر راهنمائی نمی کرد کره زمین که برای بهره وری سالم انسان خلق شده توسط غارتگران به فساد کشانده می شد: [لعولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض]
البته دفاعی که عقل به آن حکم می کند واسلام هم آنرا پذیرفته واز ارکان حکومتش قرار داده است. تنها در قوه قهریه متجلی نمی شود بلکه آخرین راه علاج آنگاه که تمام راههای مسالمت آمیز به بن بست رسید باید به آخرین چاره اندیشید بگفته حکیم طوس:
گنه کرده را پند پیش آوریم چو دیگر کند پیش آوریم
این حرکت موافق سنت تدافع است که بااین حرکت از حس زورگوئی و فزون طلبی که عامل تحریک و تضییع حقوق است جلوگیری کند تا توازن اجتماعی محفوظ بماند که در پرتو آن صلاح و آزادی دست افشاند و فساد و خرابی و بندگی بال و پر ریزد.
این بخش از بحث را بخاطراهمیتی که دارد تحت عناوینی چند بیان می کنیم:
2- دفاع از مظلوم
مظلوم و دفاع از آن از دیر باز عمق روح بشریت را بخود مشغول داشته است. صحنه گرفتاری مظلوم در چنگ ظالم از غم انگیزترین صحنه های زندگی انسان بشمار می رود که روح انسان را به تلاطم و عصیان وا داشته است. ناله اندوهناک مظلوم از جگر خراشترین ناله هائی است که بشر تا کنون شنیده است.
این غم گران او را وادشته است که به دفاع از مظلوم برخیزد و کینه درونی خویش را نسبت به ظالم بنمایاند. فریاد دردمندانه علی بن ابیطالب: [کن للمظلم عونا و لظالم خصما] یک فریاد وجدانی است که پیامبراسلام[ ص] را وامی دارد که در سن بیست سالگی در پیمان دفاع از مظلوم شرکت بجوید و با تمام وجود به آن عشق بورزد. قصه ازاین قراراست: [ در عصر جاهلیت مردی از بنی زبید] کالائی به[عاص بن وائل] فروخت. [عاص] کالا را تحویل گرفته بود و بهای آن را نمی پرداخت. تلاش مرد غریب بی اثر ماند تااینکه ناامیدانه بالای کوه [ابو قبیس] رفت و فریاد برآورد: ای مردان قریش بداد ستمدیده ای دوراز طایفه و کسان خویش برسید که در داخل شهر مکه کالای او را به ستم می برند. زبیربن عبدالمطلب این فریاد را شنیده غم سراپای وجودش را فرا گرفت که چطور می شود هر کس قدرت داشته باشد مصون باشد اما حقوق افراد ضعیف و غریب پایمال بشود.
چاره ای اندیشید، قریش را در جریان گذاشت واز آنها خواست که از مظلوم دفاع کنند. یعضی از طوایف حرف او را شنیدند واز پیشنهاداواستقبال کردند و لذا نمایندگان طوایف، بنی هاشم، بنی عبدالمطلب، [ بنی زهره بن کلاب] و[ بنب تیم مره] و[ بنی حارث بن فهر] در خانه عبدالله بن جدعان تیمی جمع شدند.
پیامبراسلام از طرف [بنی هاشم] در آن جمع شرکت جسته بود.این گروه پیمان بستند که برای یاری هر ستمدیده و گرفتن حق وی همداستان باشند واجازه ندهند که در مکه به احدی ستم شود. دراولین اقدام حق [زبیدی] را از [عاص بن وائل] گرفتند و نیز دختری را که نبیه بن حجاج از مرد خثعمی با زور گرفته بود از وی پس گرفتند.
رسول خدا پس ازبعثت درباره حلف الفضول ( پیمان دفاع از مظلومین ) می فرماید:
لقد شهدت حلفا دار عبدالله بن جدعات لودیت الی مثبه لاجببت و مازاده الاسلام الا تشدیدا.
در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی حضور یافتم که اگر دراسلام خم به مانند آن دعوت می شدم اجابت می کردم و اسلام جزاستحکام چیزی بر آن نیفزوده است.
این حرکت انسانی در عصر جاهلیت و بی حکومتی گواهی است روشن بر اینکه دفاع از مظلوم یک امر وجدانی و فطری است که در بین ملل عقب افتاده و بدوراز تمدن و فرهنگ که زندگی را در سایه شمشیر سپری می کردند مقبول افتاده و دارای مرتبه ای بلند بوده است.
این مساله آنقدراهمیت دارد که علی بن ابیطالب ( ع)[ دفاع از مظلوم] را برنامه حکومت خود می داند واز مردم برای تحقق این امر مهم کمک می طلبد:
ایهاالناس اعینونی علی انفسکم وایم ا الله لا ثصفن اصفن المظلوم من ظالمه ولاقودن الظالم بخزامته حتی اورده منهل الحق و ان کان کارها.
ای مردم بمن برای اصلاح خودتان کمک کنید. سوگند بخدا داد مظلوم رااز ظالم می گیرم وافسار ظالم را می کشم تا وی را به آبخورگاه حق وارد سازم اگر چه مایل به این کار نباشد.
براین اساس دفاع از مظلوم نشات گرفته از وجدان بیدارانسانها است که اسلام این امر وجدانی را تایید وانسانها را به زدودن ظلم از پیکر جامعه و دفاع از مظلوم تشویق کرده است و مسلمانان را موظف کرده است که دراین راه بکوشند.
3- دفاع از وطن
روحیه اسانها بگونه ای است که به زادگاهشان عشق می ورزند و حق طبیعی خود. می دانند که از حد و مرز آن پاس بدارند و در برابر هجوم غارتگران کینه توز پایمردی کنند. به همین انگیزه دست به تشکیل حکومت می زنند تا بوسیله آن از محدوده کشور دفاع کنند که مبادا دشمن خاک آنان را مورد تاخت قرار دهد که موجب سرافکندگی آنان شود زیرا بتجربه دریافته اند که ستاره بخت ملتی آنگاه افول می کند که دشمن کینه توز به موطن آنها راه یابد و نایره جنگ را در داخل خاک آنان یبفروزد که علی بن ابیطالب (ع) در این رابطه چنین می گوید:
فواالله ما عزی قوم قط فی عقر دارهم الا ذلوا.
سوگند بخدای هر ملتی در درون خانه اش مورد هجوم دشمن قرار گیرد حتما ذلیل خواهدشد.
این حقیقتی است که ملتها با تمام وجود آن را حس کرده اند برای پایمال نشدن عزت و شوکت خویش در برابر هجوم بیگانه مردانه ایستاده اند.گواه این مدعی تاریخ ملتها و فرهنگ آنهاست.
فرهنگ ملل دنیا که در گسترده خاصی حد و مرز جغرافیائی نمی شناسد صفات مشترکی دارند که یک یاز آن صفات مشترک که منزلت والائی در فرهنگ هر قوم دارد[پایمردی در برابر هجوم ستمگران و دفاع از مرز و بوم] است. بیگانه زدایان در میان اقوام گوناگون جهان مقام برجسته ای دارند و آنها را بعنوان قهرمانان آن مرز و بوم می شناسند و نسل های بعدی از آنها بنام قهرمانان وطن یاد می کنند.
اسلام که قوانینش مانا جاودانه و هماهنگ با فطرت و سرشت انسان است این اصل انسانی را پذیرفته و در صدر برنامه های دفاعی خود قرار داده است. دراسلام حفظ مرزها و ثغور کشور از فرائض است و تخلف از آن یک جرم بزرگ محسوب می شود شاهد براین مدعی سیره حکومتی علی بن ابیطالب (ع) است.
علی بن ابیطالب (ع) رهبر حکومت اسلامی که در قلمرو خاصی حکم می راند وقتی که می بیند سیستم دفاعی کشورش از کارائی لازم برخوردار نیست و حساسیت خود را در مقابل حوادث از دست داده است و مردمی که ستون فقرات این سیستم دفاعی را تشکیل می دهند به سستی و تجمل پرستی رو آورده اند و بجای تلاش در راه حفظ مرزها و کشور همانند عروسان حجله نشین شده اند به بهانه زمستان و یا تابستان به دفع غارتگران نمی پردازند تا آنجا که نیروهایمعاویه بدون مانع و رادعی به شهر مرزی انبار یورش می برند فرماندار شهر را به فجیع ترین وضع می کشند و مرزبانان رااز آن سرززمین بیرون می کنند و به خانه زن مسلمان و غیر مسلمان (که در پناه اسلام زندگی می کند) وارد می شوند دستبند گردن بند و گوشواره های آنان را بزوراز تنشان بیرون می آورند و شهر را غارت می کنند در حالیکه یک قطره خون هم از آنها ریخته نمی شود. »
بااندوهی فراوان و فلبی مملواز درد و خشمگین از سیستم دفاعی کشور فریاد می زند:
فلوامرا مسلما مات من بعد هذااسفا ما کان به ملوما بل کان به عندی جدیرا 20.
اگر به خاطراین حادثه غم انگیز و دردناک مسلمانی از روی تاسف بمیرد نه تنها ملامت نخواهد شد بلکه چنین چیزی به نظر من سزاوراست.
علی بن ابیطالب (ع) می خواهد بگوید:اگر کشوری نتوانداز مرزهای خود محافظت کند دشمن باغی بر آن کشور بتازد و به غارت بپردازد مرگ ازاین چنین زندگی ذلیلانه بهتراست. اگرانسانی به این غم بمیرد براو ملامتی نیست.
شاهدی دیگر:امام علی[ ع] کمیل بن زیاد نخعی فرماندار[ هیت] را بخاطر ناتوانیش در شکستن شوکت دشمن و حفظ مرز حوزه ماموریتش مورد ملامت و سرزنش شدید قرار می دهد.
با توجه به این نمونه هائی که ذکرش رفت به این نتیجه می رسیم که حفظ کشور از دست یازی دشمن به آن از ضروری ترین وظایف هر مسلمانی است واختصاص به زمان حکومت معصوم هم ندارد که با قاعده[ الغاء خصوصیت] واستمرار و جهان شمولی قوانین الهی در همه عصرها قابل اجرا است و مسلمانان موظف به انجام آن هستند. به همین جهت است که امام سجاد[ ع] بااینکه در عصری زندگی می کند که دیکتاتورترین و ستمگرترین چهره ها حکم می رانند اما توجه خاصی به مرزهای کشوراسلامی دارد و درباره مرزداران دعا می کند.
و حصن ثغورالمسلمین بعزتک واید حماتها بقوتک واسبغ عطایاهم من جدتک …
ولذاست که پیامبر گرامی اسلام به ما می آموزاند که زندگی اجتماعی بشر بر اساس صلح و همزیستی مسالمت آمیز و محترم شمردن پیمان ها و میثاق ها و قرار داد ها و وفای به عهد هاست . همزیستی مسالمت آمیز و احترام به عهد و پیمان یکی از ارکان جنبه انسانی تمدن بشری است .
سالروز رحلت پیغمبر اکرم، حضرت محمد(ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باشد.
سید شفیق هدایتی
انتهای پیام
