شفقنا افغانستان-مرجعيت دينی و داعش . . . آنگاه که پردههای وحشیگری برافتاد
اسراء الفاس
پايگاه خبری المنار
“هر کس به خلافت ايمان نياورَد، کافر است!” اين سخن داعش نيست… بلکه گفتمانی است که پيشينهای به درازای عمر تکفير دارد. روزگاری، ترکان سلجوقی اين جمله را برای تکفير کسانی به کار گرفته بودند که با روشهای آنان در بغداد و خارج از آن، مخالف يا ناهمسو بودند. آنان فضای مشترک مدرسهها و همگرايی ميان گرايشهای کلامی و فقهی و مذهبی بغداد را به تباهی کشاندند و جای آن فضای باز را با مدارس نظاميه پر کردند و علمای شيعه بهناچار بغداد را با حلقههای فکریاش که همه ديدگاههای مذاهب اسلامی را فرا گرفته بودند، رها کردند و به نجف اشرف منتقل شدند.
در ادبياتِ گروههای تکفيری، “بغداد الرشيد” به دو دليلِ فرقهای و سياسی، يک “کانون” قلمداد میشود؛ ريشه اين برداشت را بايد در شعار تکفيریها با عنوان “تلاش برای بازيابی عظمت خلافت اسلامی” جستوجو کرد. يکی از عناصر گروه موسوم به دولت اسلامی عراق در سال 2007 گفته بود: “بغداد پايتخت خلافتی است که اسلاف ما آن را بنيان نهادهاند. ما آن را نه با دستان خود، که با پيکرها و جمجمههای خويش باز میستانيم… و روزی خواهد رسيد که پرچم خلافت را در آن برافرازيم”. در ايدههای سياسی اين گروه آن چه بيشتر از اشاره آنان به روزگار خلفای راشدين به چشم میآيد، نام بردن از “تجربه عباسيان” است.
مرکز پژوهشی بروکينگز به تناقضهای موجود در “بغداد الرشيد” در مقايسه با ايدئولوژی تکفيریها اشاره میکند. اين مرکز آمريکايی يادآور میشود که هارون الرشيد هرگز به تقوی و پرهيزکاری شهرت نداشته، بلکه روش و رفتار او از يک سو آکنده از شبنشينیها و شعرهايی در وصف شراب بوده است و از سوی ديگر گفته میشود که بغداد در روزگار وی، به نمادی برای شکوفايی علمی تبديل شده و جايی برای بحثهای علمی فارغ از هر مرز و محدوديتی شمرده میشده است و مدارس پايتخت آن روز خلافت عباسی به تدريس “فلسفه يونان” هم مجاز بودهاند که از نظر اين گروهها، افکاری الحادی و کافرانه تلقی میشود.
ترکان سلجوقی در سال 447هـ/ 1055م. وارد بغداد شدند، مذهب خود را در آن شهر رسميت بخشيدند و مدارس نظاميه که ديگران را تکفير میکردند، جای مدارس بينامذهبی را گرفتند. اينان به پيگرد علما پرداختند، کتابخانهها را آتش زدند، مسجدها را بستند، مناطق آباد بغداد را به ويرانی کشاندند، برای تثبيت حکومت خود به شعارهای طايفهگرايانه روی آوردند و برای تحکيم پايههای سلطنت و تکفير ديگران، عالمانی را فراخواندند. همين سياستها بود که در سال 448هـ/ 1056م. يکی از برجستهترين عالمان شيعه يعنی شيخ طوسی را به ترک بغداد به سوی نجف اشرف واداشت و به دنبال وی، حوزه علميه هم به آن شهر منتقل شد… هر چند اين کار مراجع دينی را از ايفای مسئوليتهای خود در برابر واقعيتهای سياسی جامعه بازنداشت.
به رغم رنجهايی که علمای حوزه علميه در سايه حکومت عثمانی تحمل کردند، آنان در جنگ اول جهانی به وجوب حمايت از دولت عثمانی فتوا دادند و در پی آن، تودههای شيعه برای جلوگيری از فروپاشی سلطنت به مبارزه پرداختند. در سال 1920م. هم حوزه به پشتيبانی از انقلاب مردمی در رويارويی با استعمار بريتانيا اقدام کرد و خود برای آن مبارزه بسيج شد. با اشغال فلسطين، مراجع بزرگ فتوا دادند که جهاد بر ضد اسرائيل دوشادوش فلسطينیها همانند جهاد در رکاب پيامبر خدا(ص) است. پس از سقوط صدام هم مرجعيت نقش مهمی در تدوين قانون اساسی و تأسيس دولتی فراگير برای تمام عراقیها داشت.
شب فروريختن ترس
با اشغال موصل و گسترش نيروهای داعش در استان نينوی در 10 ژوئن، مرجعيت دينی با صدور بيانيهای، نگرانی خود از تحولات امنيتی را ابراز کرد و همه عراقیها را به اتحاد و يکپارچگی فراخواند و از پشتيبانی خود از نيروهای عراقی سخن گفت.
با انتشار نوار صوتی منسوب به ابومحمد عدنانی سخنگوی داعش، آن شب بغداد چهره ديگری به خود گرفت. وی اعضای گروه خود را چنين خطاب کرد: “به سوی بغداد الرشيد، بغداد خلافت يورش آوريد که ما در آن جا حسابهای خود را تسويه خواهيم کرد. صبحگاه، بر فراز ديوارهای بغداد باشيد و فرصت نفس کشيدن به آنها ندهيد!” عدنانی به اين اندازه بسنده نکرد و با به کار بردن تعبيراتی زشت و ناروا، رسيدن به کربلا و نجف را وعده داد.
محافل نزديک به مرجعيت دينی در نجف اشرف، درگفتوگو با شبکه المنار از ترس و بيمی سخن گفتند که مناطق بسياری از کشور را فرا گرفته بود. نمايندگان مرجعيت دينی در نجف اشرف از رو آوردن مردم عادی عراق به اسلحه حکايت کردند و برخی به گونهای جدی در انديشه مهاجرت افتادند. به مرجعيت خبر رسيد که در بغداد، اين وضعيت ترس و وحشت، چندين برابر ديگر شهرها است. کسانی در پايتخت بودند که چشمانشان هرگز به خواب نرفت و بيشتر آنان شب را با اسلحه سر کردند.
به گفته اين منابع، تماس رهبران سياسی و نظامی با مرجعيت قطع نمیشد. سقوط نظامی موصل خوراک تبليغاتی کسانی شد که میخواستند با عراق تسويه حساب کنند و گزارشهای خبری، به خصوص خبرهای حضور نيروهای داعش در آستانه پايتخت، همه در راستای خدمت به اهداف داعش بود.
شب جمعه 12 ژوئن که نوار صوتی عدنانی منتشر شد، از نجف اشرف نامه حکيمانهای به دست شيخ عبدالمهدی کربلائی رسيد. روز بعد، آن نامه به عنوان خطبه سياسی نماز جمعه کربلا به امامت شيخ عبدالمهدی در حرم حسينی خوانده شد. مرجعيت در صدد جبران حوادث نينوی برآمده بود، فاجعهای که با آوازه وحشيگریهای ميدانی داعش، سبب شده بود که مردم، برخی از مناطق را در برابر گروهی که بدون شليک يک تير بر آن چيره شده بودند، رها کنند.
شيخ کربلائی موضع مرجعيت را به گونهای اعلام کرد که بعداً تيتر همه رسانهها شد: “همميهنانی که برای دفاع از کشور، ملت و مقدسات خود توانايی حمل اسلحه و نبرد با تروريستها را دارند، بايد برای پيوستن به نيروهای امنيتی داوطلب شوند”. وی ادامه داد: هر يک از شما که در راه دفاع از کشور و خانواده و آبروی آنان کشته شود، شهيد است”، و افزود: ” شايسته نيست که بيم و نوميدی به دل همميهنانی راه يابد که ما آنان را به صبر و دلاوری و پايمردی در چنين شرايطی میشناسيم”
با پايان نماز جمعه، داوطلبان به مراکز نامنويسی هجوم آوردند و تصاويری از علما و پيرمردان و جوانان عراقی در لباسهای نظامی پخش شد که سلاح بر دوش، به ندای مرجعيت لبيک گفته بودند. در راه ثبات کشور عراق و به منظور جلوگيری از پيدايش گروههای مسلح غيرقانونی، سيد احمد صافی نماينده مرجعيت در کربلا و يکی ديگر از خطبای جمعه اين شهر فتوای مرجعيت را چنين تبيين کرد: “فراخوان مرجعيت، نه برای شکلگيری گروههای شبهنظامی خارج از چارچوب قانون، بلکه برای پيوستن نيروهای مردمی به نيروهای رسمی امنيتی بوده است.”
موضعگيری مرجعيت دينی سبب تقويت روحيه تودههای عراقی شد و مدت چندانی نگذشته بود که گزارشهايی مبنی بر پيشروی ارتش عراق با پشتيبانی نيروهای مردمی به گوش رسيد. چندی بعد، مرجعيت اعلای دينی در نجف يکی از برجستهترين فرماندهان نظامی عمليات را به حضور پذيرفت که ايشان را در جريان پيشرفتهای ميدانی قرار داد. وی تأکيد کرد که “فراخوان مرجعيت مهمترين عامل در رسيدن به اين پيروزیها بوده است.”
اين گونه بود که موضعگيریهای مرجعيت، بغداد را از سقوط نجات داد و بدين سان، وحشیگریهايی که رسانهها آن را بزرگ کرده بودند، از پرده بيرون افتاد.
ترجمه: رضا مرواريد
شفقنا
انتهای پیام
