شفقنا افغانستان-کارل آیکن بیری، سفیر پیشین ایالات متحده در افغانستان در فارین پالیسی نوشت:
در این اواخر ناکامی بزرگ دخالت ایالات متحده در عراق آشکار شد و سبب شد که ناظران بیرونی تصور کنند که کاهش سریع نیروهای نظامی بینالمللی در افغانستان، آشفتگی مشابهی را در این کشور در پی خواهد داشت.
احمد رشید، صاحبنظر شناختهشده در بارهی مسایل امنیتی افغانستان و نویسندهی کتاب مشهور طالبان، در این اواخر در صفحهی دیدگاه نیویورک تایمز نوشت که طرح خروج نیروهای ایالات متحده که در سال 2009 ریخته شد، «اکنون به شکل فاجعهباری اشتباه ثابت میشود.» سناتور جان مککین و لیندزی گراهام دو ماه پیش هشدار دادند: «اگر رییس جمهور اشتباهی را که در عراق مرتکب شد، تکرار کند و تمام سربازان را بر اساس یک تقویم و تاریخ معین از افغانستان بیرون کند، ترس ما آن است که اشتباهی مشابه آنچه ما در عراق دیدهایم، رخ بدهد.»
اما سروی 2014 بنیاد آسیا از مردم افغانستان که بهتازگی نشر شده است، نشان میدهد که با آنکه مردم افغانستان نگران آیندهی کشورشان هستند، به هیچوجه با بدبینی عمیقی که پیشگویان خارجی از روز پایانی افغانستان دارند، همنوا نیستند. این پیشگویان خارجی با قطعیت اظهار نظر میکنند که تنها با تفاوت زمانی، فاجعهای که در امتداد رودخانهی فرات اتفاق افتاده، در امتداد رودخانهی کابل نیز اتفاق خواهد افتاد. با مقایسهی نگرش مردم افغانستان و عراق روی مسایل کلیدی سیاسی، امنیتی و اقتصادی، میتوان توضیح داد که چرا مردم افغانستان با صاحبنظران خارجی همنوا نیستند.
سروی سالانهی بنیاد آسیا، نخست در سال 2004 و کمتر از سه سال پس از سرنگونی طالبان انجام شد. سروی این بنیاد، گستردهترین و از نگاه زمانی طولانیترین سروی نگرشها و دیدگاههای مردم افغانستان است که امسال شامل مصاحبه با بیشتر از 9000 شهروند از 34 ولایت این کشور میشود. با آنکه نظرسنجی واحد بهطور مشابه از مردم عراق وجود ندارد، سرویهای متعددی که از سال 2003 به اینسو انجام شده، به ما زمینهی تحلیل قابل اعتماد از آن کشور را فراهم میکنند. با مقایسهی نتایج، سه تفاوت در این دو کشور برجسته میشوند.
نخست، اعتماد مردم افغانستان به نیروهای امنیتی (ارتش و پولیس) این کشور خیلی بالاتر از اعتماد مردم عراق به نیروهای امنیتیشان است. 86 درصد مردم افغانستان که در نظرسنجی امسال بنیاد آسیا با آنها مصاحبه شده است، گفتهاند که به نیروهای ارتش ملی اعتماد دارند و 73 درصد دیگر به نیروهای پولیس این کشور اعتماد نشان داده است. درجهی اعتماد مردم مرتبط به سطح خشونت در محل زندگیشان است؛ اما بهصورت عموم، مطلوب و در حال بهبود در سراسر کشور است.
در سوی دیگر در عراق، یک نظرسنجی که در ماه می 2014 توسط شرکت تحقیقاتی دی سه ( D3 Systems) انجام و در ماه جون نشر شد، نشان میدهد که فقط 40 درصد مصاحبهشوندگان گفتهاند که کار نیروهای ارتش و پولیس آن کشور در تأمین امنیت آنان، خوب است. برعلاوهی آن، در پاسخ گروههای قومی آن کشور تفاوتهای فاحشی وجود دارند: عربهای شیعه 57 درصد، کردها 38 درصد و عربهای سنی 14 درصد.
حکومت افغانستان، ایالات متحده و ائتلاف نظامی جامعهی بینالمللی از اوایل سال 2001 تا کنون به ساختن نیروهای ملی امنیتی افغانستان که متشکل از تمام اقوام افغانستان باشد، متعهد ماندهاند، بر حسابدهی تأکید داشتهاند و در مقابل خواستهای سیاسی مقطعی برای ساختن شبهنظامیان محلی بزرگتر مقاومت کردهاند. در عراق این امر خطیر، به شکل کُشندهای با غفلت مواجه و ارتش عراق پیش از وقت تنها گذاشته شد. گروه به اصطلاح بیداری الانبار دهها هزار شبهنظامی سنی را بیرون از ارتش عراق بسیج کرد و نیروهای امنیتی پیشمرگهی کُرد که از زمان سرنگونی صدام حسین نیمهخودمختار بودند، قدرت گرفتند. پیامد این تصور که نیروهای ارتش عراق ملی اند، در ماه جون گذشته وقتی آشکار شد که کمتر از 1000 تن نیروی دولت اسلامی (داعش) نیروی ارتش عراق را که سی برابر آنها بود، شکست داد.
مردم وقتی احساس امنیت میکنند که به نیروی گماشته شده به منظور حفظ امنیتشان اعتماد داشته باشند. نیروهای ارتش و پولیس افغانستان تا کنون بخش کمی از این اعتماد را بهدست آوردهاند. اما قاطعانه میتوان گفت که نیروهای عراق نتوانستهاند.
دوم، در حالی که تقریبا تمام مردم افغاستان قربانی فساد دولتی و اجتماعی اند (62 درصد مردم افغانستان این را مشکل اصلی زندگی روزانهیشان میدانند)، در سال جاری، 75 درصد آنان گفتهاند که حکومت ملیشان خوب یا خیلی خوب کار میکند و در حدود دو-سوم آنان اظهار کردهاند که ادارههای حکومتی ولایتشان خوب کار (67 درصد) میکنند. این دیدگاه در مورد شهرداریها 58 درصد و در بارهی شهرستانها/ ولسوالیها به 56 درصد خوب گزارش شده است.
بار دیگر، نگرش مردم عراق نسبت به حکومتشان خیلی فرق دارد. نظرسنجیای که پیشتر از آن نام برده شد، گزارش میدهد که 42 درصد مردم عراق تصمیمهای گرفته شده توسط حکومت عراق را غیرمشروع میدانند و بنابراین، احتمال دارد شهروندان آن را نادیده بگیرند. بار دیگر این دیدگاه در میان اقوام تفاوت پیدا میکند: عربهای شیعه 31 درصد، کردها 39 درصد و عربهای سنی 66 درصد به این نظر اند.
استاد دانشگاه استنفورد، فرانسیس فوکویاما، نوشته است که قدرت سیاسی تنها نتیجهی منابع و شمار شهروندانی که بر آنها حکم رانده میشود، نیست، بلکه نتیجهی درجهی مشروعیت رهبران و نهادهاست. با وجود ضعف و شکنندگی، ساختار حکومت افغانستان از مشروعیت بنیادین برخوردار است. در این مقایسه، حکومت عراق بر ریگ روان ایستاده است.
تفاوت سوم و آخری این است که شهروندان افغانستان بهطور شگفتآوری خوشبین هستند. 54 درصد آنان میگویند که کشورشان در جهت درست روان است؛ با اینکه این رقم از سال گذشته پایینتر است و هر سال نوسان دارد، از سال 2006 بدینسو بهصورت کل، آمار خوشبینی مردم افغانستان رو به افزایش بوده است. نظرسنجی ماه می 2014 که توسط شرکت تحقیقاتی دی سه (D3 Systems) در عراق انجام شد، عجیب بود: 62 درصد پاسخدهندگان اظهار کرده بودند که کشورشان به جهت اشتباه در حرکت است (50 درصد عربهای شیعه، 61 درصد کردها و 83 درصد عربهای سنی که نیمشان گفته بودند که احتمال میرود جنگ داخلی در سال آینده آغاز شود.) بدبینی عراقیها از نظرسنجی بیبیسی که در سال 2007 انجام شد، آشکار بود. در آن نظرسنجی فقط 30 تا 35 درصد اشتراک کنندگان وضع بهتری را برای آیندهی عراق پیشبینی کرده بودند، باقی همه بدبین بودند.
مردم افغانستان هنوز هم باور دارند که آیندهی کشورشان از نگاه سرمایهگذاری سیاسی و اقتصادی مثبت است؛ اما در عراق، افقهای زمانی کوتاه و برنامهریزیها در بهترین حالت، تاکتیکی اند.
سرنوشت پس از طالبان افغانستان و پس از صدام عراق، هردو بیثبات اند. ما میدانیم که بدون ادامهی سطح بلندی از کمکهای توسعهای خارجی و کمکهای امنیتی، دولت افغانستان سرنگون خواهد شد. حتا با ادامهی کمکهای خارجی، آیندهی افغانستان گیجکننده و پیچیده است. اما باز هم، این کشور، حکومتش و نیروهای امنیتیاش خیلی منسجمتر از آن است که بیرونیها فکر میکنند.
ما نیز میدانیم که کمک بیرونی به هر شکلش، نمیتواند تضمین کند که افغانستان مانند عراق گرفتار بینظمی و خونریزی داخلی نمیشود. با آنکه ما میپذیریم که نمیتوان آیندهی هیچ یک از این دو کشور را پیشبینی کرد، نباید بهخاطر درماندگی خود با پیامدهای دو جنگ دشوار و طولانیمدت، نتیجهگیری کنیم که وضعیت در هردو کشور مشابه است و هردو نشان دهندهی حماقت دخالت امریکای صنعتی.
بدون پرسش، آشفتگی امروزی در عراق تا حدود زیادی نتیجهی دخالت امریکاست.
اما در افغانستان، کارهای ما کمک کردهاند که جنگ وحشیانهی داخلی چندین ساله در این کشور پایان یابد و رژیم فیودالی را که نصف جمعیت خود را زندانی و یادگیری علم را منع کرده بود، سرنگون کند. در دهههای آینده، تاریخنگارانی که دسترسی کامل به بایگانیها داشته باشند و بیطرفانه بنویسند، نتیجهگیری خواهند کرد که ایالات متحده بعد از یازده سپتامبر خزانهی خیلی بزرگی را در افغانستان مصرف کرد و هزینههای ایجاد فرصتهای استراتژیک خیلی بالا بود.
به هرحال، مردم افغانستان تا هنوز میگویند که آنان به دولتشان، نهادهای امنیتیشان و آیندهای که به کمک و قربانیهای زیاد ایالات متحده ساخته میشود، باور دارند.
منبع اطلاعات روز
انتهای پیام
