شفقنا افغانستان- hamdi baala در لوهیوفینگتون پست،درباره نخستین زن هنرمند خیابانی افغانستان نوشت:
یک بانوی افغانستانی، هنرپیشهی گرافیتی؟ شنیدن این حرف باعث تعجب میشود. با این حال، شمسیه حسنی، از چندین سال به اینسو همین کار را انجام میدهد؛ در حالی که طالبان هنر نقاشی را مردود میدانستند و موجودیت این هنر بدور از تصور بود. کارهای این هنرمند، از معدود مثالهایی است که تغییر وضعیت در افغانستان را نشان میدهند.
شمسیه حسنی در سال 1988 از پدر و مادر اهل افغانستان در ایران متولد شده است. در حال حاضر وی در دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه کابل تدریس میکند. او یک بانوی هنرمند «گرافیت» در افغانستان است. محیط دانشکده و جادههای کابل، با آثار هنریِ وی تزیین داده شدهاند. همچنان وی در چندین فیستیوال هنری در کشورهای آلمان، سویس و دانمارک شرکت نموده است.
افغانستان بیشتر بهخاطر جنگها و بمبگذاریهایش در جهان شناخته شده است؛ هنر، در معرفی افغانستان، نقش کمتری را بازی کرده است. اکنون، شمسیه میکوشد که با آفرینشهای هنریِ خویش، دیدگاههای مردم دنیا را در مورد افغانستان، تغییر دهد. او در مجلهی هنری آرت رادار «Art Radar» در مورد کارهای هنریاش میگوید که وی آثار هنری خویش را برای آوردن یک تغییر مثبت طراحی میکند و خاطرات بدِ جنگ را به تصویر میکشد.
برقع
در آثار هنری شمسیه، بیشتر زنان برقعپوش بازتاب یافتهاند. برقع، یک پوشش سنتی و یکی از ویژگیهای زنان افغانستان است که اکثرا در رسانههای غربی به عنوان یک ظلم و خفقان آشکار علیه زنان انعکاس داده شده است. اما شمسیه خود برقع نمیپوشد، ولی با انجام کارهای هنری خویش، از آن حکایت میکند. وی در این مورد چنین میگوید: «من با سبک مدرنیست، زنان برقعپوش را روی دیوارها به تصویر میکشم. من میخواهم زندگی آنها را روایت کنم، میخواهم وسیلهای برای نجات آنها از این تاریکی را بیابم و میخواهم دریچهای بهروی آرزوهای زندگی آنها بگشایم». این هنرمند همچنان میافزاید: «مردم دنیا اکثرا به این باور اند که [تنها] برقع یک مشکل است. به باور آنها، زنان اگر برقع را بردارند، دیگر برای آنها مشکلی وجود ندارد. در حالی که این باور واقعیت ندارد. وقتی که زنان به تحصیل دسترسی نداشته باشند، این مسئله یک مشکل بزرگ در مقابل برداشتن برقع است. ما باید خود را روی یک مشکل بزرگ متمرکز کنیم».
رویاهای گرافیتی
در کارهای شمسیه، شوق و رغبت موج میزند؛ اما انجام چنین کاری در جادههای کابل دشوار است. در افغانستان، بهخصوص برای یک دختر که همواره با دیدگاههای سنتی برمیخورد و محیط کار را برایشان تنگتر و دشوارتر میسازد. باورهای مردم در قبال کارهای هنری شمسیه متفاوت اند. بعضیها به آثار وی با دید تخریبگری و ویرانگری میبینند و تعدادی هم میگویند که جای زنان در خانه است. خود وی نیز در مجلهی هنری «Art Radar» در این باره چنین گفته است: «من برای انجام کارهای گرافیتیام همیشه، فرصت مناسب و موقعیت مناسب یابیده نمیتوانم. کارهایم را بهصورت پیهم در تمام دو ماه یا سه ماه انجام میدهم. گاهی به دلایل امنیتی و گاهی هم بهخاطر موانعی که مردم برایم خلق میکنند، در ساحه رفته نمیتوانم».

وی تمام این موانع را نادیده میگیرد و راه دیگری را برای نمایش طرحهای خود پیدا کرده است، آنچه که وی آن را «رویاهای گرافیتی» (Rêves de graffiti) میخواند. بر این اساس، او پیشطرحهای خود را روی یک تصویر میکشد و در جاهای مختلف کابل نصب میکند. او در این مورد با لحن آرام میگوید: «من این پیشطرحهای گرافیتی را میتوانم در استدیوی خودم روی این تصاویر با قلم نازک (pinceau) انجام دهم. برای من، این فقط یک رویای گرافیتی است، آنچه در باورهایم وجود دارد، به این شیوه عینیت نمییابد.
اگر شمسیه شور هیجانات خود را آنطور که خود وی میخواهد، تمرین نماید، پیشرفت میکند و به عنوان یک هنرمند شناخته شده در افغانستان و بیرون از افغانستان تجلی مییابد. در سال 2009، وی برای دریافت جایزهی هنر معاصر افغانستان، از میان 10 هنرمند برتر افغانستان برگزیده شده بود. در ماه سپتامبر سال جاری، وی برای دریافت جایزهی «Artraker Award» نیز نامزد شده بود. این جایزه، جایزهای است که از طرف یک مجتمع انگلیسی برای صاحبان آثار هنری دیداری داده میشود، برای هنرمندانی که در آثار خویش جنگ و خشونتهای مسلحانه را بازتاب دهند و به وسیلهی آن، اشخاص و سازمانهای در حال منازعه را در پی بردن به اهمیت صلح و آرامش ترغیب نمایند و به یک زندگی آرام دعوت نمایند.
ترجمه از اطلاعات روز
انتهای پیام
