شفقنا افغانستان-حضرت آیهالله العظمی مکارم شیرازی در درس خارج فقه خود بیان کرد: برنامههای نظامی و سیاسی بر علیه تکفیریهای داعش هم خوب و هم لازم است اما کافی نسیت، چرا که تا زمانی که ریشه اعتقادات مذهبی آنها خشکانده نشود این مشکل به پایان نخواهد رسید.
به گزارش خبرنگار شفقنا،حضرت آیهالله مکارم در ادامه سلسله جلسات در خارج خود روز سه شنبه 4 آذر ماه چنین بیان کرد: به حمد الله کنگره خطر تکفیریها به موفقیت برگزار شد و علمای بیش از 80 کشور در این کنگره حضور پیدا کردند و همه متفق القول بودند که تکفیریها در خطا بوده و از اسلام نیستند. نکته جالب این است که بعد از این کنگره در الازهر مصر و در عربستان سعودی نیز قرار شده دو کنگره در رابطه با این مسئله برگزار شود، آنها میخواهند مسائلی در این کنگرهها تصویب کنند که هر کسی آزاد است اعتقادات مذهبی خود را داشته باشد. هدف اصلی ما از این کنگره این بود که اجماعی از تمام علمای اسلام بر نفی عقاید تکفیریها صورت بگیرد تا دیگر کسی فریب این گروه را نخورد، برنامههای نظامی و سیاسی هم خوب و هم لازم است اما تا زمانی که برنامه فرهنگی برای این مسئله تدارک دیده نشود، این مشکل ادامه پیدا خواهد کرد. و وظیفه حوزههای علمیه و علما است که ریشه اعتقادات اینها در مسئله توحید، شفاعت، توسل، زیارت قبور و بدعت بخشکانند.
وی ادامه داد: بحث ما در مسئله 28 بود، گذشت که در این مسئله 5 فرع وجود دارد، فرع اول این بود که امام فرمود در صدق عنوان تقصیر کوتاه کردن بخشی از مو و یا بخشی از ناخن کفایت میکند، گفتیم که دلیلی بر کفایت یکی از این دو نداریم، و تنها میتوانیم بگوییم که میتواند احتیاط کرده و هر دو را انجام دهد، چرا که آیه شریفه در مورد موی سر بود و روایات هم به تخییر میان حلق سر و تقصیر موی سر اشاره میکرد، و در هیچ جایی اشاره به ناخن نشده بود، اگر کوتاه کردن ناخن به عنوان یکی از افراد تخییر مطرح بود باید در روایات به آن اشاره میشد، روایاتی نیز که در آن به ناخن اشاره کرده بود، همه قابل حمل بر استحباب بود و اشاره به تفث داشت و از آنها استفاده نمیشد که کوتاه کردن ناخن به تنهایی کفایت میکند، روایتی که در آن به زنی اشاره میکرد که قبل از خروج از احرام شوهرش قصد نزدیکی با او کرده بود به دو صورت نقل شده است، در یک صورت آن اصلاً ناخن وجود ندارد و تنها میگوید، موی خود را با دندان کوتاه کرد، یعنی این روایت نیز دلالتی ندارد، گذشته از آن که در روایات زیادی داریم که اگر کسی قبلاً سر خود را حلق کرده و یا اصلع است، روز عید قربان تیغ را از روی سر او عبور میدهد، در حالی که اگر کوتاه کردن ناخن به تنهایی کفایت میکرد باید در این روایات میگفت، ناخن خود را کوتاه کند، نه این که تیغ را از روی سر خود بکشاند، اینها شاهدی بر مسئله استحباب کوتاه کردن ناخن بود که در روزهای گذشته به آنها اشاره شد، اما امروز نیز تعدادی روایت میخوانیم که نشانههای استحباب در آنها نمایان است.
وی ادامه داد: روایت اول، روایت عمر بن یزید است که میفرماید: «محمد بن الحسن بإسناده عن موسی بن القاسم، عن محمد ابن عمر، عن محمد بن عذافر، عن عمر بن یزید، عن أبی عبدالله علیه السلام قال: إذا ذبحت أضحیتک فاحلق رأسک، واغتسل، وقلم أظفارک، وخذ من شاربک.» یعنی زمانی که قربانی را انجام دادی سر خود را بتراش و غسل کن و ناخنهای خود را کوتاه کن و مقداری از سبیل خود را نیز کوتاه کن، از کنار هم قرار گرفتن این چهار مورد که سه مورد آن مستحب است، استفاده میشود که کوتاه کردن ناخن از مستحبات است. فعل امری نیز که در این روایت آمده دلالت بر وجوب کوتاه کردن ناخن ندارد چرا که فعل امر هم در واجب میآید و هم در مستحب و هم در مرکب از واجب و مستحب، که این مورد از مصادیق مرکب است و اولی واجب و مابقی مستحب است. روایت بعد از محمد بن مسلم است که میفرماید: «محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن ربعی، عن محمد بن مسلم، عن أبی جعفر علیه السلام فی قول الله عزّ وجلّ: ثم لیقضوا تفثهم قال: قص الشارب والاظفار.» همانگونه که مشخص است امام در این روایت تفث را به کوتاه کردن شارب و ناخن تفسیر کرده است، از سویی دیگر در فرمایش امام کوتاه کردن ناخن در کنار کوتاه کردن سبیل قرار گرفته که قطعاً مستحب است. روایت بعد روایت بزنظی است که میفرماید: «وبإسناده عن البزنطی، عن الرضا علیه السلام قال: التفث تقلیم الاظفار، وطرح الوسخ، وطرح الاحرام عنه.» یعنی امام در این روایت نیز امام تفث را به کوتاه کردن ناخن و زدودن چرکها از بدن تفسیر کرده و در ادامه فرمایشی دارد که به دو صورت تفسیر میشود، یکی این که لباس احرامت که کثیف شده است را نیز از بدن در بیاور و دیگری این که کثیفیها را از لباس احرام خود نیز بزدا، که هر کدام از این دو معنی نیز صحیح باشد، از واجبات حج نیست و مستحب است، گذشته از این که در این روایات و روایت اول امام از کلمه تقصیر برای کوتاه کردن ناخن استفاده نکرده است. روایت بعد، روایت عبد الرحمن است که میفرماید: «محمد بن یعقوب، عن حمید بن زیاد، عن ابن سماعة، عن غیر واحد، عن أبان بن عثمان، عن عبد الرحمن بن أبی عبدالله، عن أبی عبدالله علیه السلام قال: کان رسول الله صلی الله علیه وآله یوم النحر یحلق رأسه ویقلم أظفاره، ویأخذ من شاربه ومن أطراف لحیته. أقول: وتقدم ما یدل علی ذلک» یعنی پیامبر صلی الله علیه وآله در روز عید، سر خود را میتراشید، و ناخنهای خود را کوتاه میکرد و مقداری از سبیل و اطراف محاسن خود را نیز کوتاه میکرد، همانگونه که مشخص است این اعمال از واجبات نیستند و دال بر استحباباند، گذشته از این که در این روایت نیز برای ناخن از کلمه قصر استفاده نشده و بجای آن قلم آمده است. این روایت شاهدی بود بر این که کوتاه کردن ناخن مربوط به مستحبات تقصیر در حج است.
آیه الله مکارم افزود: صاحب جواهر در بحث حج تمتع به سراغ بحث تقلیم اظفار نمیرود، اما در بحث عمره متعرض این بحث شده و ادعا میکند که اطلاقات کلمات شامل تقصیر ناخن هم میشود، چرا که به عنوان مثال گفته شده که قصر، و توضیح ندادهاند که چه چیز باید کوتاه شود، این گفته صحیح نیست، چرا که اطلاقات تقصیر منصرف به موی سر است.
وی ادامه داد: در باره کوتاه کردن لحیه در کلام امام چیزی وجود ندارد، برخی میگویند که بجای موی سر کافی است موی لحیه را کوتاه کند و برخی نیز گفتهاند موی ابرو را هم کوتاه کند کافی است که فردا به آن میپردازیم.
انتهای پیام
