شفقنا افغانستان-صلاحالدین ربانی سرپرست وزارت خارجهی کشور که همزمان با آن، عنوان رییس «جمعیت» را هم حمل میکند، سخت در تلاش است تا بحران ناشی از استعفا/برکناری جنرال عطامحمد نور والی بلخ، ختم به خیر شود. صلاحالدین ربانی پسر برهانالدین ربانی رییس جمهور پیشین است، کسی که بنیانگذار و رهبر «جمعیت» بود. نسل اول بنیانگذاران «جمعیت» ادعا میکنند که برهانالدین ربانی و عبدالرحیم نیازی جریان اسلامگرایی طرفدار اخوانالمسلمون را در دههی چهل در دانشگاه کابل به وجود آوردند و بعد آن را «جمعیت» نام گذاشتند و از همان زمان رهبری آن را برهانالدین ربانی به دوش گرفت. با آنکه حکمتیار و طرفدارانش این روایت را قبول ندارند، اما در منابع اکادمیک و ژورنالستیک همان روایت جمعیت به گونهای تأیید شده است.
جمعیت در دورانی که جنگ بر ضد شوروی یک تنظیم پیشتاز بود، با ترور برهانالدین ربانی ضعفهایش آشکار شد. صلاحالدین ربانی هم که پسر برهانالدین ربانی است، کل هویت سیاسیاش را با «جمعیت» گره زده است. او تلاش کرد تا «جمعیت» را از یک برند به یک حزب سیاسی بدل کند اما تا حال این تلاشها به موفقیت نانجامیده است. «جمعیت» در حال حاضر برندی است که همه رهبران حوزهی نفوذ جبههی متحد سابق تلاش دارند آن را یدک بکشند، اما واقعیت این است که سازمانی به اسم جمعیت که دارای تشکیلات منظم، ایدیولوژی واحد و برنامهی سیاسی روشن باشد، وجود بیرونی ندارد. کسانی که خود را «جمعیتی» میدانند طیف وسیعی از سیاستمداران اسلامگرا، هویتطلب و دارای نظرات لیبرال را در بر میگیرد. هر سازمان ورشکسته برای بازسازیاش نیاز به پول دارد. یکی از تمویلکنندهگان تلاشهای صلاحالدین ربانی برای بازسازی سازمانی «جمعیت» جنرال عطامحمد نور است.
در انتخاباتی که اخیراً در شوراهای ولایتی برگزار شد، نمایندهگانی که خودشان را «جمعیتی» میدانند در بسیاری از ولایات به کرسی ریاست شوراهای ولایتی تکیه میزنند. گفته میشود که پول این انتخاباتهای درونی را هم در برخی از موارد جنرال عطامحمد نور پرداخته بود. گزارشهای دقیق هم میرساند که برخی از دفترهای ولایتی جمعیت با پول عطامحمد نور باز است و از طرف او تمویل میشود. عطامحمد نور یکی از سیاستمداران پول دار افغانستان شناخته میشود. رسانههای خارجی هم در گزارشهایی که در مورد او مینویسند، همیشه به این فاکت اشاره میکنند که جنرال نور به منابع فراوان مالی دسترسی دارد. او را یکی از تمویلکنندهگان اردوگاه انتخاباتی عبدالله عبدالله هم میدانند.
صلاحالدین ربانی از جایگاه وزیر خارجه به خوبی میداند که افغانستان به کمکهای جهانی نیاز دارد و بین ایجابات وابستهگی به کمکهای جهانی و ریاست «جمعیت» تلاش میکند به گونهای موضع بگیرد که نه سیخ بسوزد و نه کباب. او به خوبی میداند که جامعهی جهانی از حکومت وحدت ملی حمایت میکند.
حکومت وحدت ملی با رهبرانش غنی و عبدالله نمود بیرونی یافته است. هر تصمیمی که این دو رهبر بگیرند، طبعاً مورد حمایت جهان قرار میگیرد. صلاحالدین ربانی از آنجایی که وزیر خارجه است، به خوبی میداند که حیات سازمان دولت در جغرافیای افغانستان، چقدر به کمکهای جهانی وابسته است. سخنرانی سال گذشتهی او در شورای روابط خارجی امریکا، نشان داد که به روابط افغانستان با جامعهی جهانی اهمیت قایل است و نگاه ایدیولوژیک به کشورهای حامی افغانستان ندارد.
اما ناگزیریهای سازمانی و حمایت مالی عطامحمد نور از «جمعیت» صلاحالدین ربانی را که هویت خودش را با نام «جمعیت» گره زده است، واداشته تا با اعلام استعفای عطامحمد نور از ریاست جمهوری مخالف کند. در کنار این، صلاحالدین ربانی تلاش کرده است که صداهایی را که از او میخواستند در واکنش به برکناری عطامحمد نور، خودش هم استعفا دهد کنترول کند. صلاحالدین ربانی زیر بار فشارهای برخی از طرفدارانش که از او میخواهند مقاطعهی «جمعیت» را با رهبران حکومت وحدت ملی اعلام کند، نرفته است. او تلاش دارد که بین ایجابات وابستهگی کل سازمان دولت به جامعهی جهانی، واقعیت حمایت جامعهی جهانی از رهبران حکومت و نیاز مالی سازمانش به عطامحمد نور، راه برون رفت برای مشکل ولایت بلخ پیدا کند.
وزیر خارجه میداند که مانورهای رسانهای و تبلیغاتی جنرال عطامحمد نور، توقع طرفداران آقای نور را بالا برده است. طرفداران او تصور میکنند که عطامحمد نور قدرتی بیحد و حصر دارد و میتواند ارگ را به عقبنشینی وادارد. شخص عطامحمد نور هم که در گذشته از طریق مانورهای سیاسی و نمایش زور ارگ را زیر فشار قرار میداد، روشن بود که به سادهگی زیر بار استعفایش نمیرفت. کینههای هویتی، قومی و زبانی یک عده از نزدیکان رییس جمهور غنی در برابر جناح عبدالله و مجموع سیاستمداران حوزهی نفوذ جبههی متحد سابق، طرفداران عطامحمد نور را حساس ساخته است و از او انتظار دارند که به همان روش اعمال فشار بر ارگ ادامه دهد و از روشهای عقلانی و مسالمتآمیز عبدالله عبدالله و صلاحالدین ربانی بپرهیزد.
آن عده از هواداران و رأیدهندهگان کمپ رییس اجرایی که نسبت به ماجراهای پس از انتخابات ریاست جمهوری به نحوی احساس حقارت میکردند، از مانورهای تبلیغاتی جنرال عطامحمد نور لذت میبرند.
به همین دلیل است که صلاحالدین ربانی میان دو سنگ آسیا آرد است. او تلاشهای سختی را برای خاتمه دادن به این وضعیت آغاز کرده است. ارگ به عنوان مظهر قدرت مرکزی، وقتی از حاشیهی قدرت در مزار تهدید شد، سخت احساس حقارت و بیحیثیتی کرد و به همین دلیل بود که به منظوری استعفای عطامحمد نور قدم برداشت. ارگ نمیتوانست تهدید از حاشیهی قدرت را تحمل کند و با مشروعیت قومی و اتوریتهی سیاسیاش وداع بگوید.
محمداشرف غنی مثل حامد کرزی زیاد به اجماع سیاسی در داخل باور ندارد. رییسجمهور غنی اجماع سیاسی را تا وقتی حفظ میکند که به اتوریتهی سیاسی و مشروعیت قومی ارگ زیانی وارد نشود. او برای نگاه داشتن مشروعیت قومی ارگ حتا به امضای خودش پای قانون ثبت احوال نفوس پشت پا زد. روشن است که رییس جمهور غنی عقبنشینی نمیکند.
به همین دلیل مأموریت دشوار قانع ساختن عطامحمد نور و جلوگیری از چاقشدن بحران به عهدهی صلاحالدین ربانی گذاشته شده است. از آنجایی که روابط بین رییس اجرایی و جنرال عطامحمد نور خوب نیست، وساطت صلاحالدین ربانی تنها گزینه است. صلاحالدین ربانی با دشواری تلاش میکند تا از فروپاشی بیشتر برند ورشکستهی جمعیت و مصلحتهای کلان حفظ انسجام دولت و نیازهای مالی فعالیتهای سیاسی سازمانش راهحلی برای مشکل استعفای عطامحمد نور پیدا کند.
صلاحالدین ربانی در شرایط سخت انتخاب؛ عطا یا اشرف غنی؟
