شفقناافغانستان-بیایید با منطق سیاسی خود جناب عطا بر جنگ چوکی او قضاوت کنیم.
به گزارش شفقناافغانستان، میگویند یک حلقۀ شوونیست پشتون برای منافع انگلیس و امریکا در ارگ، از بیخردی ملی سعی دارند شمال کشور را تختهخیزِ داعش برای زمینگیر کردن روسیه در آسیای میانه سازند.
و برای آغاز این جنگ منطقوی از شمال افغانستان، پاککردن حکومت از «جنگسالاران» ازبیک و تاجیک و هزاره را «دولتسازی» نام داده اند. و از طرفی دیگر همین حلقۀ انحصارگر از جاهلیت قبیلهای در سیاست ملی، به جناب حکمتیار بچهخوانده ISI میدان مانور داده تا با پول سعودی، جنگ مذهبی با ایران را آغاز کند.
یعنی، حالا جناب حکمتیار در سن هفتاد سالهگی با دو سلاح قومی و مذهبی از کوهِ جنگ به شهر سیاست آمده تا در بازی نوی منطقه، زعیم جنگ و سیاست در پشتون باشد.
یعنی، آقای حکمتیار در صورتی به گفتۀ خودش نفع ایران و زیان پاکستان در جنگ افغانستان را پایان داده میتواند که رهبری سیاسی او در قوم فقیر و به خون نشستۀ پشتون، بیرقیب باشد.
اما، چرا در اقوام فقیر تاجیک و ازبیک و هزاره، جناب عطا مثل آقایان دوستم و خلیلی و محقق برای دزدی چوکی ملت، در سیاست ملی بیخاصیت شدند.
اگر میگویید که مشکل شوونیزم قومی ارگ است، آیا فساد برای ثروت اندوزی در قدرت فردی، مشکل سیاسیون بیخردِ تاجیک و ازبیک و هزاره نیست.
به طور مثال، اگر جناب عطا منافع فردی در چوکی ولایت بلخ ندارد، پس کجایش به سود منافع ملی است که به چوکی ملت، حیثیت قومی و جمعیتی دهد.
یعنی چرا یک ترکمن شایسته حق ندارد والی ملت در بلخ باشد؟ یعنی به کدام عقل و خرد و حق، سِکۀ ولایت بلخ باید در تاجیک به نام جمعیت ضرب بخورد.
یا وقتی صلح در جنگ دیورند با پاکستان در اختیار غنی و امریکا نیست، بودن جناب خلیلی در رأس ریاست شورای صلح، جز امتیاز و بستن دهن برای منافع فردی چه سودی برای مردم دارد؟ آیا شایسته است که آقای دوستم بیوروکرات باشد.
مُلا محقق با کدام دانش در چوکی، بازیگری انگشتش در سیاست ملی است؟
مگر حق است که معاون رئیس جمهور، سرورِ دانش، انگلیسی نفهمد؟ اگر این عالیجنابان در دهۀ اخیر به امر نفْس برای ثروت نوکر قدرت نمیشدند و با شایستهسالاری، به حکم حق برای عدالت (اعْدِلُوا) متحدانه برای رفاه اقوام خدمت میکردند، آیا امروز در سیاست ملی چنین سیّلی بیحیثیتی میخوردند؟ پس از گور چه نالید اگر از خانه ناپاک آمده اید!
