شفقنا افغانستان-بهتازگی سیگار یا ادارهی بازرسی عمومی امریکا برای بازسازی افغانستان گزارش کرده که امریکا از سال 2002 تا 2013 حدود 104 میلیارد دالر را در بخشهای نظامی، حکومتداری خوب، توسعهی اقتصادی و اجتماعی هزینه نموده است.
آنچه در این گزارش مهم به نظر میرسد، این است که کمکهای سرازیر شدهی امریکا به افغانستان طی بیش از یک دههی گذشته، در مقایسه به کمکهای داده شده به شانزده کشور اروپای غربی بعد از جنگ دوم جهانی، نظر به وضعیت مقایسی اقتصاد جهان، مشابه بوده است؛ اما این کمکها کشورهای اروپای غربی را به کدام پلههای ترقی و پیشرفت سوق دادهاند و یگانه کشور منطقه، افغانستان را.
مسئولان حکومت افغانستان روی چگونگی و مقدار این کمکها نظریات خود را داشته و آن را رد میکنند. این مقامها میگویند که مقدار کمکهای داده شده به افغانستان 73 میلیارد بوده که از جمله بالاتر از هشتاد درصد آن توسط کشورهای بیرونی هزینه شده و به مصرف رسیده که دولت افغانستان در آن دخل و تصرفی نداشته است. اما آنچه که معلوم و نکتهی غیرقابل تردید و چشمپوشی است، این است که افغانستان طی چند سال گذشته کمکهای خوب جامعهی جهانی را به همرا داشت، اما تا جایی که دیده شده، این کمکها به شکل درست آن مدیریت نشدهاند.
یافتههای سیگار یا ادارهی بازرسی عمومی امریکا نشان میدهند که بیشتر این پولها به اهداف درست و تعیین شدهی آن استفاده نشده، بل فساد گستردهای که دامنگیر جامعهی افغانی بوده، بیشتر کمکها را بلعیده است. این یک حقیقت غیر قابل انکار است که کمکهای سرازیر شده به نام افغانستان که از مجراهای مختلف به مصرف رسیده، درصدی بالای آن اختلاس شده و مدیریت سالم برای استفادهی نیک و بهینه از آن وجود نداشته است.
حال سوال اینجاست که در قسمت هدر رفتن و ضایع شدن این مقدار کمکها، کدام افراد یا نهادهای داخلی یا خارجی مقصرند؟
از آنجایی که قوانین حکم میکنند و تا جایی که عقل بشر قد میدهد، کشور میزبان یا دولتهایی که برایشان از جانب کشورهای بزرگ جهان کمک صورت میگیرد، باید در تبانی و همکاری مشترک از کمکهای داده شده استفاده نمایند و در این قسمت مسئولیت عمده و نقش سازنده برای مدیریت و بالاخره راههای مصرف پولهای کمک شده را باید دولت میزبان به آدرس کشورهای کمک کننده نشانی کند.
در افغانستان بعد از فروپاشی رژیم سیاه طالبان، کشورهای جهان به منظور اینکه یکبار دیگر این کشور به لانهی تروریستان تبدیل نشود، وعدهی کمک و همکاری مالی و جانی نمودند. نظامیان، مشاوران و هر آنچه که از قوای بشری ضرورت پنداشته میشد را به افغانستان فرستادند تا باشد که کشتی متلاشی شدهای به نام افغانستان را ترمیم مجدد نموده و به ساحل نجات برسانند.
در پهلوی کمکهای بشری، کشورهای جهان پولهای هنگفتی را نیز بهخاطر آبادانی افغانستان متعهد شدند که همواره از رقم پولهای به مصرف رسیده گزارشهایی به نشر رسیدهاند. تا جایی که دیده میشود، یگانه دلیل عمده در به هدر رفتن بیشتر پولهای سرازیر شده در افغانستان و عدم استفادهی مطلوب از متخصصان و نیروی بشری بیرونی، نبود مدیریت سالم در دولت افغانستان، بهخصوص درقوهی اجرایی یا حکومت بوده است.
همه به یاد دارند که گزارشهای نشر شده از شرکتهای بزرگ ساختمانی، امنیتی، اقتصادی و… حکایت از این دارند که فعالیتهای آنان مخالف معیارها و قوانین نافذهی افغانستان بوده، اما اینکه کیها رهبری و مالکیت این شرکتها را به عهده داشتهاند نیز معلوم و هویداست. بیشتر صاحبان شرکتهای غولپیکر و اژدهایی، اقارب مسئولان دولتی بودهاند.
این افراد (اقارب مسئولان حکومتی) در تبانی با شرکتها و افراد خارجی از صد درصد کمکهای داده شده به افغانها، بیشترین سودجویی را نمودهاند و توجه کمتری به مسئولیتهای ایمانی و وجدانی خود داشتهاند. آنان بیشتر پولهای کمک شده را به حسابهای بانکی خود در خارج انتقال دادند. به گفتهی شهروندان افغان، سالهای گذشته هوای کشور با پول کشورهای خارجی مملو بود و هرکس چنگ انداخت، چیزی بهدست آورد؛ اما هیچگاهی مسئولان حکومت افغانستان تلاش نکردند این پولها را با متقاعد ساختن کمک کنندگان مدیریت نمایند تا باشد که حالا ما حداقل افغانستانی همانند کشورهای منطقه میداشتیم.
یکی از علتهای عمدهی این چنین برخورد با پولهای خیراتی و قرض کشورهای جهانی این بود که اگر رییس جمهور، معاونان ریاست جمهوری یا وزیران کابینه میخواستند کمکهای داده شده درست مدیریت شوند، حال این افراد در کشورهای بیرونی بلندمنزل، حسابهای بانکی و سرمایهگذاری میلیارد دالری نمیداشتند.
پرواضح است که در قسمت کمکهای مصرف شده توسط نهادها و کشورهای بیرونی در افغانستان، حکومت میتوانست با بحث و صحت منطقی و عملی طرف مقابل را قناعت دهد و مطابق به برنامهها و طرزالعملهای ایجاد شده، از پولهای کمک شده هزینه نماید؛ اما مشکل دولت افغانستانی طی سالهای گذشته این بود که هیچگاهی مسئولان نتوانستند با چشمان باز به سوی کشورهای کمک کننده مشاهده نمایند؛ چون وقت و ناوقت تشت رسوایی اختلاس و فساد مالی آنان از بام به زمین فرود میآمد و نمیتوانستند که فعالیتهای مافیایی و اختلاسهای کلان شده در پیکر نظام را پنهان نمایند.
در خاتمه، میتوان گفت که مقصر اصلی بحرانهای کنونی در بیشتر ابعاد، چه در بخش نظامی که هنوز دارای نیروهای امنیتی مجهز و باانگیزه نیستیم، چه در بخش اقتصادی که هنوز اقتصاد ورشکسته و نیازمند کمک و خیرات کشورهای بیرونی داریم و به همین منوال، همهی سکتورها و زیربناهای کشور که برای بهپا ایستادن، نیاز به حمایت بیرونیها دارند، مقصر اصلی مسئولان دولت و در رأس، رییس جمهور افغانستان میباشد و امیدواریم که تاریخ در این باره درست قضاوت نماید.
منبع اطلاعات روز
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
