شفقنا افغانستان- چندی پیش تعدادی از سادات افغانستان خواهان ثبت قوم سادات بعنوان یک قوم مستقل در تذکره های الکترونیکی شدند و سرور دانش معاون دوم رییس جمهور قول داد تا این خواست آنها مورد توجه قرار بگیرد.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، رولا غنی همسر رییس جمهور در یک گفتگوی تلویزیونی گفت که سادات یک قوم نیست، بلکه یک طبقه اجتماعی است، این سخنان بانوی اول جنجالی را در شبکه های اجتماعی به پا کرد.
صبح امروز تعدادی از شهروندان سادات بامیان در مرکز این ولایت دست به تظاهرات زدند و عکس رولا غنی را نیز آتش زدند.
آصف حسینی، استاد دانشگاه در یک یادداشت کوتاه در این باره نوشته است : سخن نخست اینکه، هم صدایی زیباست و تک صدایی محکوم به شکست است. هرجنبش عدالت خواهی که به تک صدایی رو آوردند، مصادره شدند و متوقف گردیدند.
صدای هویتخواهی شماری از سادات، چون حق شهروندی شان است، محترم است. اما در این مسئله، اکثریت نخبگان سادات، ساکت اند. این سکوت نیز محترم است و زیباست. اخلاق دموکراتیک هم حکم میکند، آنکسکه حرف میزند حرف خودش را بزند و تنها از جانب خودش حرف بزند و باید محترم شمرده شود.
سیرۀ بزرگان سادات در خیمه لویه جرگه قانون اساسی نیز سکوت معنادار و بر مبنای یک خرد سنجشگر بوده است. من تداوم این خرد سنجشگر را مایهی قوت سادات میپندارم. سادات بعنوان یک اقلیت اجتماعی، با همین خرد استراتژیک، اکثریت مردم را در جغرافیای زیست شان با خود همسو کرده بوده اند. اکنون نیز اگر از مردم شان جدا شوند جز همان اقلیت مهاجر بیش نخواهند ماند. ازین رو، سخن منتسب به شهیدکاظمی که در تسوید قانون اساسی گفته بود «بگذارید سادات در میان مردم خویش باشد» سخن نیکو مینماید.
در فضای دموکراسی اکنون، اقلیت تنها از حق حرف زدن و فریاد کردن برخوردار شده است ولی آنکس که همه چیز را به دست میآورد، اکثریت است. این یک واقعیت مسلط است.
من خودم، چون بحث قومیت را یک مقولۀ فرهنگی میپندارم، تاکنون تنها از جانب خودم حرف زده ام و بر این عقیده هستم که هر آنکس که با یک ترانه شاد میشود و با یک لهجه سخن میگوید و با یک مخته غمهای مشترک شان را می سراید، هزاره است.! دیگران نیز تا اکنون در برابر این برداشت و رویکرد فکری ام، به من احترام روا داشته اند و جانب اخلاق را برگزیده اند. با برگزیدگان محشور بادا!
اکنون نیز با حفظ احترام همه، معتقدم که سیاسی ساختن صدای شهروندی و حیثیتی کردن آن، اصل خواست شهروندی را مسخ میکند. جدا از آن، در بحث هویت خواهی سادات، می بایست از تک صدایی پرهیز شود و به سکوت دیگر نخبگان سادات نیز احترام گذاشته شود. در پندار هرکس ممکنست حقیقتی نهفته باشد.
باید گفت که هویت اجتماعی، صرف یک شناسه است. هیچ هویتی بر هویت دیگر برتری و قداست ندارد. سیرۀ سیدالمرسلین (ص) نیز همین بوده است و آن سید گرامی در سرزمین آبایی اش نیز قومی به نام سادات را به میراث نگذاشته است. بلکه آن چه به میراث مانده، شرف و جلال آن سرور است که هر مسلمانی به نام او می نازد و او را متعلق به خویش می پندارد. چنین بادا!
انتهای پیام
