شفقنا افغانستان-اوضاع ناهنجاری که هر وقت و در این ایام بیشتر بر کشوری با تلقین و ترکیب افغان ( فغان متناقض آرام ) و ستان ناشی از هزارها رنج و درد بی درمان سایه افگنده روزگار مردم بینوای آنرا تیره و تار ساخته است ، نیازی به توضیح ندارد چون کسی از خود و بیگانه نه این واقعیت را میپذیرد و نه به آن تن میدهد و نه شناخت دقیقی از دوست و دشمن اصلی وجود دارد .
معاندان و مغرضان تا توانسته اند حسب دلخواه از ملت نا آگاهی با شهرت ساده پتان بهره کشی مطلوب خود را کرده اند . اعتراض نشود بدون تردید اشخاصی هم در میان شان هست که تعلیم سواد ، تحصیل داخل و تخصص خارج را دارند ولی از تفهیم ، تحلیل و تعقیب درست آنها معذورند . چه بسا علمای دینی ، مفسران سیاسی و خبرنگاران حرفه ای اوقات گرانبهایی را در گیرو دار رسانه ها ضایع نموده ، مشغولیت هایی را بار می آورند در حالیکه اینها هیچ چیزی را عوض نکرده هر چه را زمامداران و بادارانشان بخواهند طرح و تطبیق مینمایند.
خیلی دور نمیرویم ، از زمان ظاهراً استرداد استقلال افغانستان به استفاده از جو مساعد ملاهایی در این جهت استخدام و تحمیل گردیده اند که جز نگونساری و انزجار ارمغانی با خود نداشته اند. ابتدا ” ملای لنگی ” با هویت مجهول را به صحنه آوردند که از سوی وی تجدد طلبی ، کفر و حکم تکفیر امیر امان الله خان صادر شد و با تشدید تحریکات و شورش ها او را مجبور به ترک وطن کردند و با روی کار آوردن مزدوران شان برای مدت طولانی اختناق و استبداد را حاکم ساختند . بعد از تجاوز قشون سرخ و اذناب شان اختلافات عمیق و آشتی نا پذیری را در میان مجاهدین ایجاد و دامن زدند که با شکست و خروج متجاوزان زمینه تداخل سزاوار آنان میسر گردید. با علم کردن “ملای کوری” بنام ملا عمر کشور را با نیروی وحشی صفت و ستمگر آن مورد هجوم قرار دادند که تحقیر ها و ضرب کابل های ضخیم برق آنان هرگز فراموش داغدیدگان و مشاهدان آنها نخواهد شد. جهت دفع آن آشوب ها باز ” ملای کری ” به اسم با مسمای کرزی را به میدان آوردند که به ادعای تحول عده ای را با خود همراه و گوش کرش را به سوی مردم گرفته ، انگار نمیشنود و کار خود را انجام میدهد . حالا هم خواهی نخواهی ” ملای علیلی ” را زیر چتر آن روی کار خواهند آورد که جز دستک پرانی و اکت مخصوص توأم با خشم چیز دیگری در چنته ندارد و به عنوان تداوم یعنی پیگیری همان مقاصد و عزایم شوم از پیش تعیین شده حریفان در صدد خواهند بود از وی و تیم نا متجانس آن حد اعظمی بهره را بگیرند.
در بیوگرافی اش نوشته اند که وی الحمدلله مسلمان است و یک سال درس سیرت نبوی را در کراچی و لاهور خوانده است. آیا مسلمان واقعی ضرورتی به این تظاهر دارد ؟ منحرفان دوره دیموکراتیک خلق هم میگفتند ما مسلمان هستیم و به چشم مردم نماز عیدین و جنازه اقارب و آشنایان خود را حتی بی وضو بجا میاوردند چنانچه داکتر نجیب الله میپرسید به کجای پیشانی ام کافر نوشته شده ؟ حال از این شخصیت هایی که در این مدت به دولت ایتلافی سهم گرفته اند باید سوال کرد چرا با آنان میجنگیدند ؟ آیا این را به لحاظ شرعی و ایمانی انجام دادند یا به ادعای مخالفین دستور قطب مقابل بالاخص امریکا بوده است. هر چند از مجاهدین مخلص و شهدای فی سبیل الله که صادقانه و خالصانه در راه خدا و نجات میهن جان فشانی کردند و به فکر کدام امتیازی نبودند صف شان جدا بوده و ایثارشان قابل اغماض نیست ولی بازماندگان قدرت طلب و وسوسه حب جاه و دنیا باید پاسخ بدهند که چه تفاوتی بمیان آمد و کدام کسی میتواند از وجوب جهاد و مقابله علیه همه دشمنان اسلام ستیز انکار کند مگر آنکه جهل و گمراهی را پیشه کرده باشد و توجیه ننگین و استدلال چوبین را ارائه دهد .
در آن زمان ملحدان با دعوت وابستگان و نیرنگ بیگانگان به اشغال این کشور پرداختند در حال حاضر مشرکان کوشیده اند بوسیله گماشتگان خود بر سرنوشت این ملت مظلوم مداخله کنند . بنا به قول معروف از آب به دم شرشره نشستن بوده و این خطرش از آن بیشتر است ولو در اینجا به لباس دوست صلاح کاری جلوه گر شده بنام کمک های کذایی خواسته است قدرت نظامی و سیاسی اش را به رخ طماعان و بیخبران بکشد در حالیکه به مردم فقیر و حقیر به اصطلاح دود کبابی هم نبوده و نخواهد بود . چرا افغانها این قدر خوار و ذلیل شده اند و نمیتوانند خود مشکلات شان را حل نمایند ؟
جای نهایت تأسف و تألم است انتخابات طراحی و مهندسی شده اخیر اجیران شان باز هم چنان با جنجالها و دردسر ها مواجه گردید که لازم شد جان کری وزیر خارجه امریکا ( شیطان بزرگ ) خود بیاید و از نزدیک پا درمیانی کند و نشان دهد که ما هستیم که شما را رهبری میکنیم و درگیری های تانرا با وعده و وعید رفع میسازیم . به خدا قسم وقتی سران هر دو تیم انتخاباتی را به پهلوی او در تلویزیونها دیدم و با نوعی افتخار تلقی و تبلیغ میشد ، بسیار شرمنده و متأثر شدم و به الله پناه بردم . گفتم خدایا ! این چه مصیبتی است که مسلمانها را به این اندازه وابسته و درمانده ساخته است. آنهمه اصالت ، عظمت و مناعت اسلامی کجا رفته که زرق و برق کفار و مشرکین اینقدر اینان را فریفته است تا مجبور گشته اند خدا را از یاد ببرند و آنان را حامی و ناجی خود تصور کنند. باز هم بی شرمانه خود را مستقل و افغانستان را دارای استقلال ادعا نمایند. بنده به گفتگو ها و بررسی های سخنگویان ، خبرنگاران و سایر دست اندر کاران در مورد رفتارها و عملکردهای مالامال از تخلف و تقلب کمیسیون های نام نهاد مستقل انتخابات و رسیدگی به شکایات بحث چندانی ندارم. چون خودشان به احترام نهاد و قانون خودساخته رژیم از اول خواسته اند که چنین شود و الا ماهیت تشکیلاتی و وابستگی آنها از اول برای من و امثال من واضح و برملا بود و با اینکه خود تجربه داشتند که آزموده را آزمودن خطاست باز هم زیر بار آنها رفتند و به اجراءات آنان موافقت کردند.بنده در نوشته ای تحت عنوان ” زلزله انتخابات افغانستان و پس لرزه های آن ” به تفصیل این برداشتها را کرده بودم که متأسفانه هیچ یک از رسانه ها نشرش نکردند . میدانم که همه دست به دست هم داده اند تا این وضعیت جاری و موقعیت جا افتاده را رعایت کنند و از مسائلی که عمیقاً مردم را به بیداری سوق میدهد دوری گزینند . مبادا به آزادی و دیموکراسی مختص و یکجانبه شان خلل وارد شود و جیره و مواجبی که از حامیان شان میگیرند ، قطع گردد.
به هر تقدیر، آیا گاهی از خود پرسیدند و یا پرسیده شدند که آنهمه مخارج اسراف در کمپاین ها برای چه بود و هزینه آنها از کجا تأمین شد ؟ اگر ایشان شناخته شده نبودند چرا خود را نامزد کردند و اگر بودند پخش وسیع انواع این عکسها ، پوسترها و تبلیغات شان به شکل مرسوم جز اتلاف اوقات و امکانات چه چیزی را توانست تازه کند ؟ تعجب آور اینکه در شرح زندگی کاندیدای بیشتر مطرح و انگشت نمای این دوره آمده که وی ” در جریان تمامی وظایف ، سمت های بلند دولتی و خدمتگزاری به ملت نجیب افغانستان از هیچگونه امتیاز مالی و مادی استفاده نکرده و بصورت افتخاری و صادقانه و بدون امتیاز و معاش در خدمت وطن و مردم خویش ایفای وظیفه نموده است ” . این مسأله با ابهام مواجه است که گزاره و معیشتش از چه منبعی صورت گرفته ، اگر مصارف کمپاین مذکور از سوی حامی خارجی اش بوده بنا بر منافعی که در این کشور و منطقه ادعا دارد و یا به طریقی سرمایه ملی را هدر داده است ، به هر شکل جفای بزرگی خواهد بود.
روی سخنم به ملت داغدیده و ستم کشیده ای است که در طول تاریخ در حق آن ظلم بی حد و حصر شده و به نحوی ازانحا تحت تأثیر دولت ها و گروه های مربوط قرار گرفته و در تعمیل پلانهای آنها شریک و سهیم بوده اند و با القای مقوله ” الناس علی دین ملوکهم ” به اهداف و برنامه های حکام تن داده اند . امیدوارم با درس انتباه از حالات تلخ و ناگوار موجود بخود آیند و بیشتر از این زیر بار شعارها و حرکتهای عوام فریبانه آنها نروند ، برعکس سعی و تلاش ورزند خلاف تعبیر مذکور ( الملوک علی دین ناسهم ) را تحقق بخشند. در غیر اینصورت اگر به چنین حکومت های ناجایز و غیر مشروع تأسی نمایند ، خصلت استکبار و در واقع جور اهل ظلمه را بر خود مستولی خواهند کرد چنانچه قرآن عظیم الشأن درباره سلطه فرعون ( نماد کبر و ستم ) میفرماید : ” فاستخف قومه فاطاعوه انهم کانوا قوماً فاسقین ” . (فرعون ) قومش را به خواری و خفت کشانید تا از او فرمان برند و قوم او نیز فاسق بودند.
بدون شک در راستای نجات ملت مستضعف علمای دلسوز و اندیشمندان با درد میتوانند نقش بسیار مهم و موثری را ایفا کنند به شرط اینکه مسولیت سنگین خود را به درستی درک و انجام دهند و الا بازخواست و عقوبت سختی را در دنیا و آخرت بدوش خواهند داشت . ( و ما علینا الا البلاغ المبین )
عبدالرحیم ( مباحث )
