شفقناافغانستان- حاکمان و اداره کننده گان دنیای امروز افراد برونگرا هستند؛ شاید این یکی از تلخ ترین حقایق زندگی بشر باشد که به گزاره ذهنی غالب انسان ها بدل شده است. اما آیا چنین حقیقتی بدین معناست که درونگراها نمی توانند یک مدیر خوب باشند؟ جواب صریح روانشناسان به این سؤال منفی است. چنین برداشتی تنها از عدم فهم و شناخت ما نسبت به افراد درونگرا ناشی می شود، همین درک نادرست باعث می شود آنها بی جهت و در اکثر مواقع به خاطر غیراجتماعی بودن و فعال نبودن از دیگران عذرخواهی کنند. اما آیا به راستی برای یک رهبر خوب بودن بلند صحبت کردن با مردم و فعال اجتماعی بودن امری ضروری است؟
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، متخصصان عقیده دارند که درونگراها از تمام ویژگی های یک مدیر خوب برخوردارند. آنها آرام هستند، با دقت به دیگران گوش می دهند و قدرت تجزیه و تحلیل بالایی دارند. اما آنچه باعث می شود آنها از کسب برخی موقعیت های اجتماعی باز بمانند، خجالت ناشی از فشار اطرافیان است .اگر آنها به دیگران اجازه دهند تا روی پنهان شان را ببیند، مشخص می شود که در یک موقعیت رقابتی قدرتشان حتی بیش از برونگراهاست. در همین راستا، روانشناسان چند راه حل ساده برای بازیابی قدرت فرو خورده این گروه مطرح کرده اند:
نوشتن
اینکه درونگرها عقایدشان را به سختی با دیگران در میان می گذارند دلیل بر آن نیست که آنها ایدهایی ندارند، بلکه در عوض آنها از قدرت برخوردارند که آنچه فکر میکنند را بر روی کاغذ بیاورند. بنابراین نوشتن آن چیزی است که به این گروه کمک می کند تا ایده های جدیدشان را به اشتراک بگذارند.
علاوه بر این درونگرها به دلیل قدرت تجزیه و تحلیلی که دارند اغلب می توانند سؤالات مخاطبان خود را پیش بینی کنند. پس بهتر است پیش از هر جلسه ای سؤالات ممکن را برای خود بنویسند و جواب آنها را بدهد تا زمان مواجه با سؤال دچار مشکل نشوند.
گوش کردن
خوب گوش کردن پیش از حرف زدن یکی از توانایی های افراد درونگراست. این ویژگی در موقعیت های کاری حساس، زمانی که شما احتیاج دارید با همکاری دیگران چالشی را حل کنید راه گشاست. چنین توانایی فرد را قادر می سازد پس از شنیدن درست صحبت های دیگران و تجزیه و تحلیل آنها بهترین تصمیم را اتخاذ کند.
صحبت کردن
درونگرها قادر هستند بر یک موضوع تمرکز کنند و با موقعیت های دشوار به خوبی مواجه شوند، موقعیت هایی که شاید برای سایر مردم هراس آور باشد. این ویژگی به آنها کمک می کند تا در زمانی که هیچ کس قدرت عمل و تصمیم گیری ندارد، آنها وارد عرصه شوند و زمام امور را در دست بگیرند. بنابراین سخت اما به موقع صحبت کردن این افراد ویژگی است که در شرایط حساس باعث برتری آنها می شود.
خداحافظی با نقطه آسایش
این یک واقعیت است که درونگرها کار کردن با دیگران را دوست ندارند. این موضوع باعث می شود تا آنها در تنهایی کارها را با فراغ بال بیشتری انجام دهند، اما واضح است در چنین حالتی آنها هیچ گاه در موقعیت رهبری قرار نمی گیرند. طبیعی است که هر یک از ما یک نطقه آسایش در زندگی داریم؛ اما اگر درونگراها دوست دارند در شرایط رهبری قرار بگیرند باید گاهی با این نقطه آسایش که برای آنها تنهایی است خداحافظی کنند.
این موضوع به معنی فراموش کردن لحظات تنهایی نیست. زیرا یک مدیر جدا از لحظاتی که باید با سایر همکارانش همکاری و گفتگو داشته باشد، می تواند اوقاتی را هم به خودش اختصاص دهد. شاید در ابتدا انجام چنین کاری دشوار به نظر برسد، اما اگر فرد درونگرا با تمرین های 30 دقیقه ای در هر روز شروع به همکاری با دیگران کند با توجه به ویژگی هایی که دارد میتواند به یک مدیر قابل بدل شود.
منبع:سایکو سنتر
انتهای پیام
