شفقناافغانستان- در مقابل یک لشکر رهبر مخالفی که تنها در رسانه ها مشغول فریاد زدن و تهدید حکومت هستند، مقام هایی همچون اتمر بدون حاشیه از بالاترین مقام در ارگ استعفا می دهد و در سکوت، اهداف قومی و منافع حامیان خارجی را تامین می کند
رهبران سیاسی در افغانستان دوران جدید همواره در دو سوی جبهه با یکدگیر در نبرد سخت به سر می برند، در یک سو، سیاستمداران تحصیلکرده غرب با پشتوانه حمایتی امریکا و عمدتا از قومیت پشتون که کارنامه ای فارغ از جنگ های گذشته و یا مبهم دارند و در جانب دیگر، رهبران جهادی که مشروعیت و قدرت خود را از جنگ با شوروی سابق و طالبان وام می گیرند که به نوعی تداعی کننده جنایت های جنگی دهه هفتاد نیز می باشند.
سقوط طالبان زمینه حکومتی مشروع با اشتراک تمامی اقوام در قدرت را فراهم کرد اما کنفرانس بن با اعمال سیاست خلیلزاد و روی کارآمدن قدرت ریاستی و ریاست جمهوری کرزی تمامی نشانه های مدرنیته و دمکراسی را تنها در ظاهر نمایان کرد و در باطن جنگ برای رسیدن به کشور پشتونیزم در جریان بود.
و آنچه شکل گرفت حکومتی معطوف به ترور، حذف و خانه نشینی رهبران قومی و سیاسی غیرپشتون حتی با ابزار تروریست و در مقابل، شکل گیری اتحادهای کوتاه مدت میان رهبران طرد شده بود.
قدرت و بقای اشرف غنی که مدیون تیم استانکزی و اتمر در ارگ می باشد با استعفای رییس جمهور در سایه با خلا قدرت مواجه شده و از سوی دیگر در آستانه انتخابات پارلمان و ریاست جمهوری در تیرس انتقاد و تهدید جریان و شخصت های سیاسی مخالف که در راس آنان، جنرال دوستم، عطا محمد و محقق قرار دارد.
اتمر که به عنوان مغز متفکر ارگ و رییس جمهور در سایه خوانده می شود بدون جنجال های رسانه ای، سخنرانی های تهدید آمیز و افشاگری تنها با یک استعفانامه و صراحت در اختلاف با رهبری حکومت اقدام به کناره گیری کرد.
در حالی که نزدیک به گذشت دودهه از حکومت پسا طالبان، برکناری و حذف رهبران قومی و سیاسی غیرپشتون با جنجال های بزرگ سیاسی و تهدید حکومت بوده تا جایی که در برخی مواقع، کشور را در آستانه جنگ داخلی قرار دادند و حال سوال این است که چگونه اتمر بدون حاشیه از بالاترین مقام امنیتی استعفا می دهد اما عطا محمد و جنرال دوستم از قومیت گرفته تا زور نظامی برای ماندن آنهم در مقام های محدود به ولایت و تهی از اختیار معاونت ریاست جمهوری چنگ می زنند و عاقبت با رسوایی مجبور به سکوت می شوند؟
شکاف در روش سیاستمداری که نمود بارز تفاوت میان قدرت پشتون و باقی اقوام است، سیاستمداران پشتون به پشتوانه قرن ها حاکمیت اگرچه در درون اختلاف های عمیق دارند اما هیچ گاه راس قدرت خود را قربانی نبردهای داخلی نمی کنند و از جانب دیگر با سیاستمداری همواره برخوردار از حامی قدرتمند خارجی بوده و هستند اما دیگر رهبران حتی قادر به حفظ امنیت قوم خود نمی باشند چه رسد به اتحاد میان اقوام.
جریان و شخصیت های سیاسی از ابتدای ماه سنبله با اعتراض مدنی، حکومت و کمیسیون انتخابات را در عدم توجه به خواسته های آنان، تهدید به تحریم کردند که تاکنون تنها در حد و اندازه رسانه ای و سخنرانی های تهی از اراده بوده است.
عطا محمد که در میان تهدید و تنش های بسیار مجبور به کنار رفتن از امپراطوری بلخ پس از یک و نیم دهه شد در پیام عید قربان هشدار داد که اگر نظام انتخاباتی اصلاح نشود دست به تحریم انتخابات و ایجاد حکومت موقت خواهد زد در حالی که مهلت دو هفته ای ایتلاف بزرگ ملی، شورای حراست و ثبات، جریان و شخصیت های سیاسی در سوم سنبله به پایان رسید و هیچ اتفاقی رخ نداد.
انتخابات همزمان با برقراری حکومت ریاستی بر افغانستان از چالش برانگیزترین های کشور بوده است که فساد و معامله، پای ثابت آن می باشد و اگر رهبران پشتون در تقلب دست دارند به همان نسبت هم، مقام های غیرپشتون نیز به واسطه معامله به قدرت رسیدند اما تهدید های پوچ و عمدتا تبلیغات رسانه ای جریان و شخصت های مخالف حکومت تنها ضعف و بی کفایتی آنان را نمایان می کند نه اراده ای برای اصلاحات در انتخابات و شفافیت در قدرت.
اگر اشرف غنی نماینده امریکا و حنیف اتمر مهره انگلیس در کشور اما از یک قومیت می باشند چنان حساب شده و براساس اهداف حامیان خود در قدرت عمل می کنند که نه با رسیدن به مقام در قدرت ابدی و نه در زمان عزل از صحنه سیاسی حذف می شوند و برهمین اساس، نیازمند حاشیه سازی و استفاده ابزاری از قومیت نبوده و نیستند.
در حالی که رهبران غیرپشتون که همواره بازیچه قدرت های غربی و منطقه ای بوده و تنها هدف آنان رسیدن به مقام و ثروت بیشتر می باشند بدل به سنبل خیانت در اتحادها شدند و هیچ گاه طرف اطمینان کشورهای منطقه ای و همسایه برای حمایت نبودند.
زمانی که دیگر امنیتی برای مناطق شرق و شمال باقی نمانده و هر روز دامنه حاکمیت رهبران غیرپشتون تنگ تر می شود، دوستم، عطا، محقق و باقی مقام های مخالف حکومت همچنان چشم به معامله و بازگشت به مقام های دیگر دوخته اند و برهمین مبنا، در رسانه ها فریاد می زنند و در خفا به قومیت خود پشت کرده و بدل به ابزاری برای حکومت می شوند.
و مقام های چون اتمر بدون وارد شدن به حواشی و جنگ قومی و رسانه ای، حکومت های تک قومی می سازند، منافع حامیان خود را تامین می کنند و همگام با طالب به هدف افغانستان پشتونیزم نزدیک تر می شوند.
شبکه اطلاع رسانی افغانستان
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
