یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

روایت دیلی‌میل از زندگی یک زن افغان؛ از شکنجه در گذشته تا بازگشت دوباره طالبان

شفقنا افغانستان - رسانه بریتانیایی «دیلی‌میل» در گزارشی اختصاصی،...

علی بلال در رقابت‌های پرورش‌اندام «پتسبورگ پرو» نایب‌قهرمان شد

شفقنا افغانستان - علی بلال، ورزشکار پرورش‌اندام اهل افغانستان،...

ذکیه خدادادی پس از قهرمانی در پاراتکواندو اروپا: «این یک افتخار بزرگ است»

شفقنا افغانستان - ذکیه خدادادی، ورزشکار افغانستانی-فرانسوی، با غلبه...

آغاز استخراج بیروج در پنجشیر؛ طالبان از توسعه فعالیت‌های معدنی خبر داد

شفقنا افغانستان - مقام‌های محلی طالبان در پنجشیر اعلام...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی به کشور در ۲۴ ساعت گذشته

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

هزاره‌ها در حاکمیت طالبان؛ بازگشت تدریجی به عصر عبدالرحمن

شفقنا افغانستان - وضعیت کنونی هزاره‌ها در حاکمیت طالبان،...

بحران رهبری در بریتانیا: فشار برای استعفای استارمر پس از خروج وزیر بهداشت و سقوط محبوبیت

شفقنا افغانستان– در بحبوحه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، نخست‌وزیر...

شیوع هانتاویروس در کشتی هوندیوس؛ کانادا مورد جدید را تأیید کرد

شفقنا افغانستان – بانی هنری، مسئول بهداشت بریتیش کلمبیا،...

سازمان جهانی بهداشت: شیوع ابولا در آفریقا وضعیت اضطراری بین‌المللی دارد

شفقنا افغانستان – سازمان بهداشت جهانی (WHO) به دلیل...

میراث حکمت امام جواد(ع)؛ گنجینه‌ای از توصیه‌های اخلاقی که هنوز راهگشاست

شفقنا افغانستان– چنان ‌که ‌لقب ‌جواد حاکی ‌از آن‌...

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

فایق: گزارش‌ها از دایکندی نشان‌دهنده گسترش سرکوب و فشار بر زنان در افغانستان است

شفقنا افغانستان؛ نصیراحمد فایق، نماینده دایمی افغانستان در سازمان...

تصادف مرگبار در شاهراه کابل–قندهار؛ پنج نفر جان باختند

شفقنا افغانستان - مقام‌های طالبان در میدان وردک اعلام...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ یکشنبه 27 ثور 1405

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

خاورشناسان و ديدگاه شيعه درباره جانشينی حضرت علی(ع)

خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)

از آن جا که دین مقدس اسلام آخرین و فراگیرترین دین الهی و پیامبر اسلام  (صلی الله علیه و آله) نیز آخرین سفیر و خاتم انبیاست چگونه امکان دارد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای استمرار وگسترش فرهنگ دینی و دست آوردهای رسالتش کسی را پس از خود برنگزیند؟ از طرفی هم دشمنان داخلی اسلام (منافقان) و دشمنان خارجی آن (روم و ایران) در پی فرصت بودند تا با به وجود آوردن روی   کرد جدید در حوزه رهبری اسلام، به اهداف خود جامه عمل بپوشانند. بنابراین از شخصیت همانند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که در پی ایجاد جامعه ایده آل مبتنی بر ارزش های انسانی الهی و تداوم آن بود، بعید است که برای خود جانشین و خلیفه تعیین نکند و امت اسلام را به حال خود رها سازد. از این روی، تاریخ نگاران شیعه معتقدند که پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مثل پیامبران گذشته برای خود جانشین تعیین فرمود. آن حضرت در جاهای مختلف به ویژه در غدیر خم، امیرمؤمنان علی (علیه السلام)  را به جهت لیاقت و شایستگی و از همه مهم   تر به جهت تعیین خداوند برگزید، اما پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی رغم نص قرآن و تأکید پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)،… برخی از فرصت   طلبان این جانشینی را نادیده گرفتتد که درجای خود باید بررسی و نقد شود. بنابراین، شیعیان عقیده دارند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام)  را جانشین خود معرفی فرموده است.

شیعه از منظر خاورشناسان و اندیشه   وزان اسلامی :
خاورشناسان و متفکران اسلامی، هرکدام درباره شیعه تفسیری دارند که ابتدا به دیدگاه آنان پرداخته می   شود:
1.    شیعه فرقه‌ای است که حضرت علی (علیه السلام) را در مقام جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پذیرفته‌‌اند و معتقدند که رهبری جامعه‌ اسلامی پس از رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) باید در اختیار نزدیک   ترین فرد خاندان او باقی بماند. به اعتقاد این گروه، پیامبر (صلی الله علیه و آله)  قبل از رحلت در حجه الوداع، علی (صلی الله علیه و آله)را به عنوان جانشین خود تعیین فرمود.
2.   شیعیان، تنها علی (علیه السلام)  را خلیفه و جانشین برحق رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می   شناسند و عنوان امیرالمؤمنان را به علی   بن  ابی طالب (علیه السلام)  منحصر می‌دانند و دوران حکومت نسبتاً کوتاه او را مشروع می‌   شمارند. و حکومت خلفای پیش از او را نامشروع و غاصب خلافت می‌نامند. هم چنین این فرقه اعتقاد دارند که خداوند تعدادی از امامان را برای رهبری جامعه  اسلامی برگزیده و آنها را از علم و نور ویژه‌ای برخوردار نموده است که دیگران از چنین علمی محروم و بی   بهره‌اند.  آنان معتقدند که امامت باید درخاندان علی (علیه السلام) و زهرا(سلام الله علیه )  تا روز قیامت استمرار یابد و هر امام جانشین بعد از خود را تعیین می‌کند.
3. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) تعیین خلیفه را به مردم  واگذار نکرد؛ زیرا شاهدی بر این مدعا وجود ندارد. بلکه آن حضرت از ابتدای {انذار عشیره}  تا پایان عمر خویش که قلم و دوات خواست تا علی (علیه السلام)  را به جانشینی بعد از خود برگزیند، به خلافت علی (علیه السلام)  تصریح فرموده است. کسانی که ادعا می‌کنند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خلافت را بر عهده امت گذاشت باید دلیل بیاورند.
آیا تازه مسلمان   ها به این کار رضایت می‌دادند  و یا خود مسلمانان و صحابه به آن بلوغ فکری رسیده بودند؟ اگر به رشد فکری لازم رسیده بودند، چرا در جریان سقیفه میان آنها نزاع پیش آمد؟ پس می‌توان به این نتیجه رسید که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) جانشین خود را تعیین کرد و آن هم علی (علیه السلام)  بود.
4.    اهل سنت، مدرک و نصی بر خلافت ابوبکر از طرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) ندارند. اگر چنین چیزی می‌دانستند؛ این همه به اجماع تأکید و اصرار نمی‌ورزیدند. از آن گذشته، ابوبکر در سقیفه به مهاجر و انصار حاضر گفت: { با یکی از این دو نفر(عمر و ابوعبیده) بیعت کنید.}  اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را خلیفه خویش تعیین کرده و خلافت حق مسلم او بود، لازم نبود به کسی دیگر تعارف کند. روزی عباس عموی رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  از ابوبکر پرسید: {آیا پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) تو را وصی خود قرارداده}  جواب داد: {نه!}  اما شیعیان با ادله عقلی و نقلی حقانیت علی (علیه السلام)  را برای  خلافت ثابت می‌کنند.  
5.    جانشینی و خلافت، از اساسی ترین و ضروری ترین امر در فرآیند رسالت جامع رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حساب می‌آمد. از این رو، آن حضرت سعی می‌کردند تا با تعیین زعیم فکری و سیاسی پس از خود، اسلام را از سقوط و انحراف در امان نگه دارند. ایشان در آخرین روزهای حیات پربار خود نیز به این امر خطیر توجه داشتند. به گفته همه دانش مندان و تاریخ نگاران، پیامبر (صلی الله علیه و آله)در روزهای پایانی عمر خود به اطرافیانش فرمود: {برایم قلم و دوات بیاورید تا وصیت نامه بنویسم که پس از من گم   راه نشوید.}  ولی عمر جلوگیری کرد. عده‌ای دیگر از کار عمر حمایت کردند. آیا این جلوگیری بدون دلیل و برنامه   ریزی قبلی صورت گرفت و یا این   که برنامه  ریزی از پیش تعیین شده بود؟ از گفته   های خود عمر که بعد از جریان سقیفه به آن اعتراف کرده، به دست می‌آید که آنها برای حذف امام علی (علیه السلام)  از خلافت، نقشه از پیش تعیین شده داشتند؛ چنان   که میگوید: {پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)درآن روز که قلم و دوات طلبید، می‌خواست علی (علیه السلام)  را به جانشینی خود برگزیند، اما من نگذاشتم این کار صورت گیرد.}  
6.    وقتی آیه {انذار عشیره}  بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نازل شد، به علی (علیه السلام)  دستور داد که سران بنی   هاشم را دعوت نماید و او هم دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را اجرا کرد. در آغاز بعثت، چالش   های زیادی فراروی رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داشت و سران گردن  کش و ستم کار قریش، به شیوه های مختلف سدّ راه آن حضرت می‌شدند. ‌امام علی (علیه السلام)  که در سن نوجوانی بود، بدون توجه و هراس از خطرهای پیرامون، با جان و دل به پیام آسمانی لبیک گفت و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) را در سختی ها تنها نگذاشت و پروانه وار گرد شمع وجود آن حضرت می‌چرخید. که در روز اول رسول خدا (صلی الله علیه و آله) موفق به صحبت کردن نشدند، ولی در روز بعد فرمودند: {چه کسی از شما مرا در امر تبلیغ و رسالتم یاری می‌کند؟}  جز علی (علیه السلام)  کسی پاسخ نداد. در همان   جا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره او فرمود: {این وصی و خلیفه من در میان شماست. حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در روز هجدهم ذی   الحجه سال دهم هجری، در غدیر خم در حضور هزاران زائر خانه خدا نیز علی (علیه السلام)  را خلیفه خود معرفی کردند، و از همان   جا ابوبکر، عمر، ابوعبیده و سالم (مولای حذیفه) ، هم پیمان شدند که درباره علی (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)پیروی نکنند که این كار پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)آشکار گردید.
7. جایگاه علمی و ارزشی امام علی (علیه السلام)  به میزانی بود که کسی نمی توانست آن را انکار کند؛ حتی کسانی که وی را از رهبری امت اسلامی کنار زدند، به شأن و منزلت آن حضرت اعتراف کردند. عمر بارها در زمان خلافت خود اعتراف کرد که حکومت و خلافت متعلق به علی بن ابیطالب (علیه السلام) است. او روزی به اطرافیان خود گفت: {ای مردم ای مهاجرین و انصار! درباره خلافت چه فکر می‌کنید و چه می‌گویید؟}  گفتند: {تو حاکم مؤمنان و خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستی و امر حکومت در دست توست.}  عمر با شنیدن این سخن، خشمگین شد و گفت: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلا سَدِیدًا.  ای کسانی که ایمان آورده   اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید.  سپس ادامه داد: {به خدا قسم شما خوب می‌دانید که صاحب آن (خلافت) کیست و چه کسی آگاه  تر به آن است.}  اطرافیان گفتند: {ای امیر گویا مرادت فرزند ابوطالب است.}  عمر گفته آنها را تأیید و تصدیق کرد. در هر حال، آنان خلافت را متعلق به علی (علیه السلام)  میدانستند و معترف بودند، ولی حب دنیا و ریاست   طلبی، اجازه نمی‌داد که حق را به صاحبش بازگردانند.
8.    کلمه شیعه را خود خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله) برای امیرالمؤمنان (علیه السلام)  و پیروان آن حضرت بیان فرموده؛ مانند: {یا علی فاستغفرت لک و لشعیتک الی یوم القیامه.}   برخی نیز گفته   اند که شیعه، واژه   ای عربی است به معنای حزب یا فرقه که در آغاز به جای آن از واژه شیعه علی (علیه السلام)  یا حزب او یاد می‌شد و به اصطلاح امروزی، طرف   داران نامزد یک منصب سیاسی را می‌گویند.
9. شیعه فرقه‌ای است که حضرت علی (علیه السلام)  را در مقام جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پذیرفتند و استدلال می‌کردند که رهبری جامعه پس از رحلت خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله)باید در اختیار نزدیک ترین فرد خاندان او باقی بماند. هم   چنین این گروه اعتقاد داشتند که خداوند، تعدادی از امامان را برای رهبری جامعه برگزیده و آنها را از علم و یا نور ویژه‌ای برخوردار نموده که دیگران از آن بی بهره   اند.
10. شیعیان نام خود را از وجه تسمیه شیعه علی (علیه السلام)  پسرعمو و داماد خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله)گرفته   اند. تشیع و یا شیعه، یک صورت نهضت سیاسی است که در جریان انتخاب خلفای بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به وجود آمد. آنان علی (علیه السلام)  و اولاد او از نسل فاطمه(سلام الله علیه )  را تنها جانشینان مشروع حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در مقام رئیس امت اسلامی می‌شناختند.  پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، مسلمانان به دو دسته و گروه متضاد تقسیم شدند: شیعه و سنی. به مسلمانانی که  پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)حضرت علی (علیه السلام)  را  مناسب   ترین و شایسته   ترین فرد برای رهبری و اداره جامعه می‌دانستند، شیعه می‌گفتند. به اعتقاد این گروه، پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) قبل از رحلت خویش در حجه   الوداع، حضرت علی (علیه السلام)  را به عنوان جانشینی خود تعیین فرموده است.

فضایل حضرت علی   (علیه السلام) :

1. آیات :
از آن   جایی   که قرآن دستورالعمل زندگی سعادت آفرین است، مقررات و اوامر آن تمام حوزه   های زندگی انسان را شامل می   گردد. خداوند هیچ گاه سرنوشت انسان را نادیده نمی‌گیرد و آیات متعدد قرآن، امامت و پشوایی را در طول رسالت دانسته، به اطاعت از پروردگار، رسول و ولی و سرپرست پس ازپیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور می‌دهد. در برخی از آیات، از واژه امام استفاده شده که همان پیشوایی پس از ابراهیم (علیه السلام)  را می‌رساند و گفتنی است که شایسته  ترین فرد را امام و پیشوا می‌داند. هم   چنین کسی را مصداق واقعی پیشوایی می‌   شمارد که هم به عبادت پروردگار مشغول است و هم از کمک به فرودستان غافل نیست؛ یعنی هم رکوع می‌کند و هم به نیازمند می‌بخشد و این کسی نیست مگر علی (علیه السلام) . برای تبیین موضوع، به برخی از آیات اشاره می‌گردد:
الف) یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأمْرِ مِنْكُمْ؛
ای کسانی که ایمان آورده   اید! خدا را، اطاعت کنید و پیامبر خدا و اولولامر[و صی] او را.
ب) وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیتِی قَالَ لا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ؛
به خاطر آورید، هنگامی که خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگون آزمود و او به خوبی از عهده این آزمایش   ها برآمد. خداوند به او فرمود: من تورا امام و پیشوای مردم قرار دادم. ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانی قرار بدی) خداوند فرمود: پیمان من به ستم   کاران نمی‌رسد (و تنها آن   دسته از فرزندان توکه پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند).
د) آیه ولایت: إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
بسیاری از مفسران در شأن نزول این آیه گفته   اند که شخصی در مسجد آمد و درخواست کمک کرد. حضرت علی (علیه السلام)  که در نماز و حالت رکوع بود، به انگشتر خود اشاره فرمود که بیا این را بگیر. در آن   حال، پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) از خداوند خواست که جانشینی مانند موسی (علیه السلام)  داشته باشد و خداوند بزرگ این آیه را نازل فرمود.
آیات زیادی دلالت دارد که جانشین رسول خد (صلی الله علیه و آله)ا، باید فردی شایسته و آگاه به مسائل اسلامی و دارای سابقه دیرینه باشد. پس بی   تردید، شخصیت دارای ویژگیهای منحصر به فرد بعد از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) غیر از علی (علیه السلام)  کسی نمی   تواند باشد.
د)  وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأقْرَبِینَ
این آیه به خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله) خطاب می‌کند که رسالت خود را از بین اقوام نزدیک خویش آغاز نماید؛ چون اگر افراد نزدیک انسان به او ایمان داشته باشند، برای دیگران هم مؤثر خواهد افتاد؛ زیرا فردی که به شخص نزدیک باشد، از همه اسرار او با خبراست.

2.  احادیث :
الف) حدیث منزلت: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای سرکوبی رومیان که حمله به مدینه را قصد داشتند، حدود سی هزار نیرو جمع کرد، در حالی   که هوا گرم و موقع برداشت محصول بود. هم   زمان به رسول خدا گزارش رسید که منافقان مدینه قصد دارند در غیاب آن حضرت، به کودتا دست بزنند و از این خلأ پیش آمده استفاده کنند. پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) برای جلوگیری از توطئه آنها، علی (علیه السلام)  را به جای خود در مدینه گذاشت؛ زیرا شخصیت علی (علیه السلام)  از نظر جایگاه همانند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود و با بودن امیرالمؤمنان، منافقان جرأت نمی‌کردند، کاری انجام دهند. وقتی منافقان از موضوع باخبر شدند، توطئه‌ای دیگر چیدند و گفتند: {میان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام)  اختلاف شده؛ زیرا علی (علیه السلام)  را هم   راه خود به جهاد نبرده است.}  لذا وقتی علی (علیه السلام)  از شایعات منافقان آگاه شد، نزد پیامبر رفت و ایشان را از این موضوع باخبر ساخت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله)فرمود:
اما ترضی ان تکون منّی بمنزلة هارون من موسی الاّ انّه لانبیّ بعدی، انّه لا ینبغی ان اذهب الاّ و انت خلفتی.
ب) حدیث غدیر: این حدیث دلالت می‌کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام)  را از میان هزاران حاجی برگزید و در آن هوای گرم اعلام کرد: من کنت مولاه فهذا علی مولاه.  پس از حرف‌های رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همه حاضران با علی (علیه السلام) بیعت کردند و این منصب را به ایشان تبریک گفتند. گوستاولوبون می‌گوید:
پیامبر (صلی الله علیه و آله) هر وقت مدینه را ترک می‌کرد، کسی را به جای خود می‌گذاشت، ولی این جمله را که درباره علی (علیه السلام)  گفته است، درباره هیچ کس نگفته است.
آن   چه از حدیث منزلت و حدیث غدیر به دست می‌آید، جایگاه امام علی (علیه السلام)  در پیش صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. زمانی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) تازه به رسالت مبعوث گردیده بود و موانع فراوانی در سر راه تبلیغ رسالتش قرار داشت و در انجام دادن وظیفه خطیر پیامبری پشتبانی نداشت، امام علی (علیه السلام)  تنها کسی بود که در هنگام {انذار عشیره}  پشتبانی خود را اعلام کرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم وی را وصی پس از خود خواند.

دیدگاه خاورشناسان درباره جانشینی علی   (علیه السلام) :
خاورشناسان درباره جانشینی امیرمؤمنان علی (علیه السلام)  دیدگاه   های متفاوتی دارند؛ از جمله:
1.  پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر سر جانشینی ایشان تنش و اختلاف نظری جدی به وجود آمد و دسته   های مهاجر و انصار، به فکر خلافت افتادند و برحقانیت خود دلایلی آوردند؛ از جمله: مهاجران قریش، که هم   راه پیامبراسلام در مکه بودند و پس از آن به مدینه هجرت کردند، به دست   آویز قرابت خونی وسابقه در اسلام، حق جانشینی را از آن خود می‌دانستند. انصار مدینه ادعا می‌کردند که اگر آنها به پیامبر (صلی الله علیه و آله)و مسلمانان پناه نمی‌دادند، اسلام در عهد خود تباه شده بود، لذا ادعای مهاجران را رد ‌کردند و ‌گفتند: خلافت باید از آن ما باشد. گروهی دیگر هم مدعی بودند که محمد (صلی الله علیه و آله) پسرعموی خود علی (علیه السلام) را به جانشینی خویش تعیین فرموده است. احتجاج این گروه این بود که می‌گفتند: خدا و پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ممکن نیست چنین مسأله مهمی را به اختیار و تصمیم مردم واگذار نمایند.
2. مسلمانان هرگز پس از رحلت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) – چه در مسائل مذهبی و چه سیاسی- یک پارچه نبودند و این اختلاف بر سر جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آغاز شد.
3. هنگامی که علی (علیه السلام)  در کوفه به خلافت رسید( 36ق/656م) از نظر شیعیان آن   حضرت، اجرای این امر بسیار دیرهنگام بود؛ زیرا پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) به موضوع جانشینی حضرت علی (علیه السلام)  بارها سفارش فرموده بود، ولی نوبت حکومت پس ازسه نفر به ایشان رسید که این کار در اصل یک حق   کشی و زیر پا گذاشتن امر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به   شمار می   آمد.
4. شیعیان از همان اول، براین باور بودند که علی (علیه السلام)  تنها خلیفه برحق است. آنها از قبول سه خلیفه دیگر و به   ویژه عثمان سر باز زدند و این سه نفر را با سخنان کمابیش صریح، به باد انتقاد گرفتند. با این و صف به عقیده شیعیان، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در آخرین سال زندگی خود (هجدهم ذی   الحجه سال دهم قمری) در اجتماعی که در کنار غدیر خم بر پا شده بود، علی (علیه السلام)  را به جانشینی خود معرفی فرمود.

خطبه غدیر در آثار خاورشناسان :
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در غدیرخم خطبه   ای طولانی ایراد فرمودند که برخی منابع تاریخی به آن اشاره کرده   اند:
الحمدلله و نستعینه ونؤمن به ونتوکّل علیه، ونعوذ بالله من شرور انفسنا، و من سیآت اعمالنا الذی لاهادی لمن ضلّ ولا مضّل لمن هدی، و اشهد ان لا اله الاّالله و انّ محمداً عبده ورسوله، امّا بعد… ایها النّاس الستم تعلمون انّی اولی باالمؤمنین من انفسهم؟ قال المجموع: بلی یا رسول الله. قال الستم تعلمون انّی اولی بکلّ مؤمن من نفسه؟ فاجابت الجماهر: بلی یا رسول الله. قال (صلی الله علیه و آله) : من کنت مولاه فعلی مولاه، اللّهم وال من والاه و عاد من عاده وانصر من نصره و اخذل من خذله.
حمد و سپاس مخصوص خداوند است. از او یاری می‌جویم و به او ایمان می‌آوریم و بر او توکل می‌کنیم و از شر نفس های بدکردارمان به خداوند پنا می‌بریم؛ آن که چون کسی را بی راه گذارد، هدایت کننده‌ای ندارد و چون کسی را به راه آورد، گمراه کنند‌ای ندارد؛ و گواهی می‌دهم که معبودی جز خداوند نیست؛ و آن که محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده‌ اوست. اما بعد …  ای مردم! آیا نمی‌دانید که من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارترم؟ همگی گفتند: {آری ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)}  فرمودند: {آیا نمی‌دانید که من به هر مؤمن از خود او سزاوارترم؟}  توده مردم عرض کردند: {آری ای رسول خدا.}  ایشان فرمود: {هر آن   کس که من مولای اویم، علی (علیه السلام)  هم مولای اوست؛ خداوندا هرکسی که او را دوست بدارد، دوست بدار و هر کس که او را دشمن بدارد، دشمن بدار و کسی که او را یاری کند، یاری فرما و کسی را که او را خوار بدارد، خوار فرما.}  
همان   طور که ملاحظه می‌شود، این خطبه آشکارا دلالت می‌کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیر خم، علی (علیه السلام)  را به جانشینی خویش برگزیدند و فقط او را تأیید فرمودند. اما بعضی از خاورشناسان، از این امر خطیر به سادگی گذشته، در کتاب   هایشان به آن اشاره  ای نکرده   اند. این نشان می   دهد که آنها بیشتر مطالب خود را از کتب اهل سنت گرفته-اند و به کتاب  های مرجع شیعه مراجعه نکرده  اند و یا در دست   رس آنها نبوده است، وگرنه مسأله به این مهمی را که به سرنوشت امت اسلامی بستگی دارد، به این سادگی نمی   توان نادیده گرفت.
اکنون به دیدگاه خاورشناسان در این زمینه اشاره می   شود:
1. شیعیان زیدیه معتقدند که سه امام نخست شیعه را پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نصب کرده و این انتخاب‌ها کاملاً به   جا بوده است، آنها سعی کردند از این طریق، گناهی را که جامعه اسلامی در مخالفت با پیامبر اسلام (علیه السلام)  و انتخاب ابوبکر، عمر و عثمان به جانشینی او مرتکب شده بودند، تخفیف دهند. آنان معتقدند که امام برحق، بهترین و برترین انسان، پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که علیر و فرزندانش هستند.
2. پیروان علی (علیه السلام)  بر این باورند که علی (علیه السلام)  تنها جانشین برحق و مشروع خاتم   الانبیاست و امامت بعد از او، در خاندان و فرزندان علی (علیه السلام)  استمرار دارد.
3. ریشه اختلاف در بین مسلمانان که آنها را به سه شاخه متضاد فکری می‌توان تقسیم کرد، به مسأله مشروعیت خلافت و جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برمی‌گردد؛ زیرا پس از رحلت خاتم الانبیا، کسی که شایسته رهبری بود باید برگزیده می‌شد تا امت اسلامی را اداره کند. در این میان، اهل سنت این لیاقت و مشروعیت را در یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌دیدند، لذا جانشینان پیامبر (صلی الله علیه و آله) یکی پس از دیگری برگزیده شدند تا آنجا که به خلافت مورثی انجامید.  شیعیان شایستگی و مشروعیت خلافت را منحصراً در علی (علیه السلام)  و فرزندان آن   حضرت می‌دانستند، ولی برای خوارج فرقی نداشت؛ فقط خلیفه باید پرهیزکار باشد و همه او را برگزینند؛ این   که از چه تباری ‌باشد فرقی نمی‌کرد.
4. دیدگاه اهل سنت درباره خلافت که پیوند تاریخی نزدیکی با خلافت موجود داشت، مقبولیت عام نیافت. بلکه شیعیان که شاخه دیگر دین اسلام را تشکیل می‌دادند، براین باور بودند که فقط حضرت علی (علیه السلام)  داماد و عموزاده رسول خدا، (صلی الله علیه و آله) جانشین به حق پیامبر است و هدایت و امامت باید به او سپرده شود. از این رو، خاندان علوی با ادعای وراثت خانوادگی و تعیین حضرت علی (علیه السلام)  توسط پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) و نیز اعتراف به فضیلت معنوی خاندان علی (علیه السلام)  استدلال می کردند.فرقه های شیعه با استدلالات گوناگون، معتقدند که معرفت باطنی به اسلام حقیقی در دوران امام به  ودیعه نهاده شده که جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و امام مرجع نهایی در باب معنای حقیقی اسلام به  شمار می   آید.
5. شیعیان که بزرگ  ترین فرقه مخالف اعتقاد عامه و اهل سنت هستند، تاریخشان آمیخته از مصائب و اندوه و غم است، ولی نهضت آنها از بدو تاریخ اسلام آغاز شده و از طرفی هم مدعی اموری هستند که بر قاعدة حق و عدالت مبتنی است که با طغیان و سرکشی هم  راه بوده است. مخالفان و منتقدان آنها، عقایدشان را جالب و جاذب افکار می‌دانند که این خود می‌تواند دلیل برحقانیت شیعیان باشد.
6. آرزوی دیرین تشیع در طول تاریخ برآورده نشد؛ زیرا آنها پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حکومت علی (علیه السلام)  و فرزندان آن   حضرت را در سر می‌پروراندند و ادعا داشتند که خلافت حق علی (علیه السلام)  و اعضای خانواده اوست؛ زیرا خداوند، این خانواده را برای تعلیم احکام اسلام و اداره جامعة اسلامی برگزید. این گروه در طول تاریخ با اظهار ادعای خود مبنی بر ظهور حضرت مهدی از این خانواده، امید بسیاری از مسلمانان ناراضی را برای رهایی از ستم رژیم حاکم افزایش دادند. لذا هیچ بعید نیست همان گونه که از طایفه بنی هاشم پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و حضرت علی (علیه السلام)  را پرورش دادند، چنین فردی را نیز در خود بپروراندند و گفتار آنها تحقق یابد.
7. شیعیان کوفه از زمان خلافت علی (علیه السلام)  مدعی شدند که پیامبر اسلام علی (علیه السلام)  را وصی خود قرار داده است.
8. با رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) جامعة اسلامی با خلأ رهبری مواجه شد و دربارة این که رهبری و زمام امور را چه کسی باید اداره نماید و چه کسی می‌تواند تعالیم قرآن و آرمان   ها و اهداف پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به بهترین وجه اجرا کند، اختلاف نظرهایی به   وجود آمد:
– بعضی مسلمانان،  تصور کردند که ابوبکر مناسب   ترین فرد برای این کار است. او از مسلمانان و صحابة قدیمی و پدر همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود.
– گروهی دیگر از مسلمانان، پسرعمو و داماد پیامبر، (صلی الله علیه و آله) یعنی حضرت علی (علیه السلام)  را ترجیح می‌دادند که خلیفه و جانشین حضرت باشد، اما سرانجام ابوبکر مسئولیت این امر را به عهده گرفت و خود را خلیفه رسول الله (صلی الله علیه و آله) معرفی کرد.

خاورشناسان و دیدگاه شیعه در مورد نص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر خلافت علی   (علیه السلام) :
1. وقتی ابوبکر برای جانشینی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) مطرح شد، چهره   های انصار و خاندان پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، طبق گفته حسان(شاعر آن زمان)، سیاه شد؛ زیرا حق مسلم آنها برای جانشینی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) غصب شده بود.
2. حضرت علی (علیه السلام)  در نزد شیعیان احترام ویژه‌ای داشت و آنها مدعی بودند که آن حضرت، جانشین به   حق حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) است و پسرانش حسن و حسین (علیه السلام)  دو امامی   اند که می‌بایست جانشین وی می‌شدند.
3. مکاتب شیعه و سنی در همان اوایل تاریخ اسلام، ازهم   دیگر جدا گردیدند و هر کدام دارای عقاید و افکار متضاد هم شدند. شیعیان براین باورند كه حضرت علی (علیه السلام)  خلیفه واقعی و برحق پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است. چون او از خانواده حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و نزدیک   ترین فرد به او بود، بیشتر و بهتر از همه دارای صلاحیت جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و لیاقت رهبری جامعة مسلمانان را دارد.
4. شیعیان امیرمؤمنان را تنها به حضرت علی (علیه السلام)  نسبت می   دهند و دوران حکومت چهار سال و اندی امام علی (علیه السلام)  را حکومت مشروع پس از حکومت خاتم   الانبیا می‌دانند، و خلفای دیگر را غاصب می‌نامند.
5. امامت باید در خاندان آل علی (علیه السلام)  و فاطمه(سلام الله علیه )  تا روز قیامت استمرار یابد و هر امام جانشین خود را تعیین نماید و این کار هم انجام گرفته است.  خداوند پس از انتخاب علی (علیه السلام) به جانشینی پیامبر اسلام، آیه اکمال را نازل فرمود:
]الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإسْلامَ دِینًا [
امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را  به عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم.
6. شیعیان عقیده دارند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌خواست حضرت علی (علیه السلام) را جانشین خویش و حاکم مسلمانان معرفی نماید، اما موفق به این کار نشد. از طرفی خداوند به پیامبرش دستور داده بود كه علی (علیه السلام)  باید ولایت داشته باشد:
]إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ [
سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده   اند؛ همان   ها که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)فرمود:
{یا علی انت خلیفتی علی امتی فی حیوتی و بعد موتی وانت منی کشیث من آدم (علیه السلام)  وکسام من نوح (علیه السلام)  } ؛ ای علی، تو جانشین من در بین امت من هستی در زندگی و پس از زندگی   ام، و تو مثل شیث نسبت به آدم و مثل سام نسبت به نوح هستی.
7. نگرش اهل تشیع بر این است که از حق خلافت امامان باید دفاع شود. امام صادق (علیه السلام)  می‌فرماید:
خلافت و فرمان   روای حقیقی جامعه اسلامی بنابرنص رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) از آن خاندان علی (علیه السلام)  است و طبق همین نص، امام از دانش باطنی و اقتدار منحصر به فرد برخوردار است.
لذا شیعیان بر این امید بودند که خاندان امام علی (علیه السلام)  زمام امور مسلمانان را به دست گیرند. وآنها مدعی بودند که خلافت، حق خاندان آن   حضرت است که برای تعلیم اسلام و حکومت بر امت اسلامی توسط خداوند برگزیده شده   اند.
8. شیعه عقیده دارد که پیغمبر اسلام، (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام)  را آشکارا به جانشینی خویش در رهبری ملت وحکومت و پیش   برد کارهایشان برگزیده است. پس از او نیز فرزندان آن حضرت وصی بعد از خود را معرفی و تعیین می‌کردند که این کار به ترتیبی بوده که خدا خواسته است؛ زیرا شیعیان امامت و خلافت را امر الهی می‌دانند. لذا خداوند این ترتیب را از قبل برای هر دورانی مقرر فرموده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز بر آن سنت الهی در برقراری مقام حکومت و ولایت امور مردم، اقدام کرده است.  طرف   داران حضرت علی (علیه السلام)  فرصت نیافتند، تا حرف خود را به گوش مردم برسانند و علی (علیه السلام)  را خلیفه بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله) معرفی کنند تا این   که عثمان خلیفه سوم، به دست مخالفان خود کشته شد و علی (علیه السلام)  به عنوان خلیفه چهارم انتخاب گشت. ایشان پس از خلیفه شدن، با مشکلات و جنگ   هایی روبه   رو گردید؛ از جمله معاویه، قاتلان عثمان را از ایشان طلب کرد.
9. خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله) از طریق نص حضرت علی (علیه السلام)  را وصی و خلیفه خود تعیین فرمود و مردم با روی   گردانی از او و پذیرفتن ابوبکر به عنوان خلیفه، به ارتداد گراییدند.
10. شیعیان، علی (علیه السلام)  را تنها جانشین مشروع و برحق پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)تلقی می‌کردند؛ زیرا بر مبنای نص، او از طرف رسول خدا (صلی الله علیه و آله) انتخاب شده بود. از دید آنان، امامت که ادامه   دهنده رسالت است، به هریک از اولاد مستقیم پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) تعلق دارد که از صلب حسین (علیه السلام) به وسیله سلف خود تعیین شده باشد.
11. علی (علیه السلام)  پسرعمو و داماد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بود و نیز از اولین مسلمانان به حساب می‌آمد. خود حضرت با اشاره به نزدیکی و خویشاوندی   ای نزدیکی كه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داشت، خلافت را پذیرفت و با استناد به علاقه   مندی و دل   بستگی ویژه خود به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و اسلام، خود را شایسته خلافت می‌دانست.
12. مخالفت شیعیان با خلافت خلفای سه   گانه، جنبه و ریشه مذهبی دارد. و آنها می‌گفتند: یگانه رهبر قانونی مسلمانان از نظر دینی و دنیایی پس از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) باید امام معصوم باشد که این سمت را خداوند به او تفویض کرده، نه هر کسی که به کرسی خلافت نشیند و قدرت را از راه انتخاب مسلمانان به دست آورد؛ در حالی که انتخاب هم نبوده است. شیعیان معتقد بودند که در هر زمانی، باید از بزرگ خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) که با امام ملقب است، پیروی کرد، نه ازدیگران. علی (علیه السلام)  اولین آن امامان است و پس از او، جانشینان    قانونی   اش که به عنوان امامت، حق فرمان   روای بر دیگر مسلمانان را دارند. آنها نیز از نسل فاطمه(سلام الله علیه )  و نوادگان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) حسن و حسین (علیه السلام)  هستند.
13. امامیه عقیده دارند که امامت را خداوند واجب فرموده، لذا انتخاب آن از طرف گروه و شورا ممکن نیست. از طرفی هم نیاز به امام و پیشوا، همیشگی است، چون او فقط رهبر معصوم و هدایت   یافته است، – چه در بین پیروان خود باشد و چه در غیبت به سر برد- به هر حال او وصی خاتم   الانبیاست؛ زیرا فقط امام در همه گفتار و اعمال معصومیت دارد. تنها فرق بین پیامبر و امام این است که امام  حامل وحی الهی نیست، ولی بدون کم وکاست ادامه   دهنده راه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است. به همین جهت، بی توجهی به امام و یا مخالفت با او که از طرف خدا به وسیله رسولش منصوب شده، بی   توجهی به رسول خدا و موجب کفر است.
14. شیعیان ادله‌ فراوانی برحقانیت علی (علیه السلام)  در امر خلافت ایشان اقامه می‌کنند؛ از جمله این   که خدا و پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ممکن نیست که چنین مسأله مهمی را به اختیار و تصمیم امت بگذارند. علاوه برآن، بعد از علی (علیه السلام) ، جانشینی ‌باید به دست فرزندان آن حضرت، از بطن فاطمه(سلام الله علیه )  ادامه یابد که حسن وحسین  (علیه السلام)  هسته مرکزی حکومت الهی و خلیفه رسول خدا در روی زمین هستند.
15.پس از قتل عثمان علی (علیه السلام)  به خلافت رسید آن هم نه به دلیل نص و نه به دلیل هیچ اصل مورثی، بلکه به عنوان نامزد آندسته ازمسلمانان که خواستار حکومت اصیل اسلامی به منظور دستیابی دو باره به قدرت برتر، در مقابل نفوذ طبقه اشراف مکه و شرکای شامی آن بود.
16. از نظر شیعیان، علی (علیه السلام)  به ادله مختلف، خلیفه و جانشین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) است؛ زیرا پسرعمو، داماد و اولین فرد از مردان بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در امر دین تصدیق کرد. او از کودکی در کنار حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) بود و پیامبر در تربیت علی (علیه السلام)  نقش مستقیم و اساسی داشت. از این رو، او را جانشین خود برگزید. ابوبکر که در سقیفه با حمایت اکثر صحابه خلیفه گردید، در واقع مقام برحق علی (علیه السلام)  را غصب نمود.
17. عثمان به سبب کارهای خلاف خود، در سال 35هجری، به دست ناراضیان مسلمان و مصریان کشته شد. بعد از او، علی (علیه السلام)  به خلافت رسید که به اعتقاد شیعیان، وی جانشین برحق پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بود.
18. شیعه به عنوان یک جنبش سیاسی، در میان خود اعراب پیدا شد که حمایت خود را از علی (علیه السلام)  اعلام کردند. خلیفه چهارم اسلام، مرکز خلافت خود را در کوفه واقع در عراق فعلی قرار داد. پس از شهادت علی (علیه السلام) ، مرکز سیاسی اسلام به سوریه منتقل شد و مخالفت ناراضیان سوریه، رنگ آشوب و شورش هواداران حق موروثی خلافت را به خود گرفت که هدفشان بازگشت خاندان علی (علیه السلام)  به خلافت بود. به تدریج این سازمان سیاسی، برای خود پایه‌ای اعتقادی به وجود آورد که مخالف عقاید مورد قبول عامه (اهل سنت) بود؛ یعنی حق انحصاری خاندان علی (علیه السلام)  در مورد خلافت.
19. شیعیان خلافت سه خلیفه اول را قانونی نمی‌دانستند، بلکه عقیده داشتند که حضرت علی (علیه السلام)  تنها جانشین قانونی پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) است که توسط ایشان به عنوان امام و خلیفه برگزیده شده بود.  حضرت علی (علیه السلام)  از خاندان قریش، از نخستین ایمان آورندگان به پیامبر و دین اسلام و نیز پسرعمو و شوهر یگانه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیه )  بود که خلافت را حق خویش می‌دانست، گرچه ایشان هنگامی که خلافت را به دست گرفت در این زمینه با مخالفت دو گروه روبه   رو شد: گروه اول خویشاوندان عثمان و گروه دوم کسانی بودند که ایشان را شایسته مقام خلافت نمی‌دانستند. تلاش برای کسب قدرت به نقاط مختلف کشیده شد و علی (علیه السلام)  مخالفان خلافت را شکست داد، ولی بعداً با مخالفت معاویه روبه   رو گردید.
20. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در سال دهم هجری، علی (علیه السلام)  را به نمایندگی از طرف خود به یمن فرستاد. رفتار حضرت در آن جا نارضایتی عده‌ای از سربازان  را باعث گردید. آنها پس از بازگشت به محضر رسول خدا  (صلی الله علیه و آله)شکایت کردند، اما پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) بر خلاف تصور آنها، درست سه ماه قبل از رحلت خویش، لازم دید که در اجتماع عظیمی به حمایت از پسرعموی خود علی، سخن بگوید. ظاهراً آن هنگام وقت مناسبی نبود که علی (علیه السلام)  را به جانشین خود منصوب کند.
21.  هنگامی که پیامبر خدا قلم و دوات خواست تا چیزی بنویسد، عمر مانع آن شد. تصور می‌شود پیامبر (صلی الله علیه و آله) قصد داشت علی (علیه السلام)  را به جانشینی خود تعیین فرماید. تعبیر شیعیان از این روایت همیشه این چنین بوده است، یعنی این   که محمد (صلی الله علیه و آله) می خواست علی (علیه السلام) را خلیفه معرفی نماید.
22. کسانی که به علی (علیه السلام)  علاقه مند بودند، ادعا داشتند که او باید نخستین خلیفه مسلمانان و جانشین پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) باشد؛ زیرا علی (علیه السلام)  و فاطمه (علیه السلام)  و فرزندان آنها حسن وحسین (علیه السلام)  در کنار رسول خدا، (صلی الله علیه و آله){پنج تن آل عبا}  را تشکیل می‌دهند. از روایات اسلامی به دست می‌آید که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) روزی آنان را زیر ردای خود قرار داد تا نشان دهد که دل در گرو مهرشان دارد و آنها اهل   بیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) گفته می‌شوند. این مطلب از قرآن از سوره احزاب آیه 33 گرفته شده است.عارف بزرگ اهل تسنن، حلاج(حسین  بن منصور بیضاوی از بزرگان عرفای صوفیه می   گوید:
خداوند هیچ خلقی  دوست   داشتنی   تر از محمد (صلی الله علیه و آله) و عترت او- صلوات   الله علیهم اجمعین- نیافرید.
23. طبق عقاید شیعه، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) پیش از رحلت، علی   بن   ابی   طالب (علیه السلام)  پسرعمو و داماد خویش را امام به   حق(منصوص) از جانب خداوند به ولایت و جانشینی خود برای مسلمانان برگزید و او را مولای متقیان و امیرمؤمنان لقب داد. او می‌دانست که تنها حضرت علی (علیه السلام)  می‌تواند از دین محافظت كند و آن را گسترش دهد. شیعیان معتقدند که خلافت، امری الهی است  و خلیفه پیامبر را باید خداوند انتخاب و معرفی فرماید.  اما اهل سنت، خلافت را امری دنیوی می‌دانند و بر این باورند که هر کس می‌تواند خلیفه شود، به شرط این   که عده‌ای او را برگزینند.
24. شیعیان عقیده دارند که  پس از رحلت پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) علی   بن   ابی   طالب (علیه السلام)  تنها خلیفه بر حق و جانشین بلافصل رسول خدا است.  به باور آنها، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در آخرین سال زندگی خود در روز هجدهم ذی-الحجه سال دهم هجری، در اجتماعی بزرگ که در کنار برکه غدیر به دستور پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) برپاشد، علی (علیه السلام)  را جانشین خویش معرفی فرمود.  به عقیده این فرقه از مسلمانان، جانشینان واقعی پیامبر اسلام علی (علیه السلام)  و اولاد آنحضرت هستند.
25. شیعیان بی  شک حضرت علی (علیه السلام)  را جانشین منحصربه فرد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌دانند. در نظر این فرقه، حضرت علی (علیه السلام)  مظهر و نمونه قدرت ربانی و رسول اکرمش (صلی الله علیه و آله) بود.
26. به عقیده شیعیان، پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) قصد داشت جانشین خود را به داماد و پسرعمویش علی   بن   ابی   طالب (علیه السلام)  واگذار نماید که این کار در آخرین بیماری حضرت انجام نشد.
27. شیعیان علاوه بر این   که جانشینی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) را منصبی الهی می‌دانند، عقیده دارند که تنها علی (علیه السلام)  و فرزندانش می‌توانند امامت و رهبری جامعه را عهده   دار شوند. از طرفی هم پسران پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در کودکی از دنیا رفته بودند، پس خلافت وجانشینی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) و اولاد او منتقل می‌شود که از آن خود حضرت شروع و به امام دوازدهم(عج) ختم می‌گردد.
28. علی بن ابی طالب (علیه السلام)  آخرین فرد از خلفای راشدین بود که از سه جهت با پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نسبت داشت: پسرعموی رسول خدا، داماد او و از طرفی هم برادر رضاعی وی بود. بنابراین برخی افراد پرهیزکار که بعداً هسته شیعه علی (علیه السلام)  را به وجود آوردند؛ وی را شایسته   ترین جانشین و وارث، پیامبر می‌دانستند.
29. مساحق   بن   عبدالله مخرم عامری قریشی نقل می‌کند که او و گروهی از قریشیان، از جمله مروان   بن   حکم، تصمیم گرفتند تا به محضر مبارک علی (علیه السلام)  رفته، و برای شورشی که علیه آن حضرت ترتیب داده بودند، عذرخواهی نمایند؛ زیرا پی برده بودند که او شریف ترین و بخشنده   ترین مردم پس از رسول خداست. آنان قبول داشتند که به علی (علیه السلام)  ظلم کرده اند، حضرت علی (علیه السلام)  نیز آنها را به حضور خود پذیرفت و از آنها سؤال کرد: {آیا من نزدیک  ترین مردان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و پس از رسول (صلی الله علیه و آله)خدا شایسته  ترین آن   ها در حکومت بر مردم نبودم؟}  همه گفتند: {بلی همان   گونه است که شما می‌فرمایید.}  حضرت فرمود: {پس چرا از من روی   گرداندید و با ابوبکر و پس از او با عمر و عثمان و در آخر با من بیعت کردید؟}  مساحق می‌گوید: چون جواب نداشتیم، از حضرت خواستیم که با ما مثل یوسف در مقابل برادرانش، رفتار کند و او هم چنین کرد و ما را بخشید و ما با او بیعت کردیم.

شیعه، یك نهضت فكری و سیاسی :
تشیع و شیعه در روزگار خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) وجود داشته است، البته نه به شكل فعلی ‌آن. و آن هنگامی بوده که گروهی از افراد از جمله سلمان فارسی، مقداد، ابوذر غفاری و عماریاسر، به شیعیان آن   حضرت و یا به شیعه علی (علیه السلام)  معروف بودند، گرچه ریشه شیعه پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیشتر متجلی ش؛ زیرا عده‌ای از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در سقیفه بنی ساعده گرد هم آمدند و ابوبکر را به عنوان جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) انتخاب کردند. این انتخاب خیلی شتاب زده صورت گرفت چون رقابت شدیدی بین انصار و مهارجران، بر سر خلافت وجود داشت و از طرفی هم علی (علیه السلام)  که نزدیک ترین فامیل پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بود، در این انتخاب حضور نداشت، بلکه او در خانه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و در کنار جسد آن حضرت بود. چرا کسی را دنبال علی (علیه السلام)  نفرستادند تا ایشان نیز در سقیفه حاضر شود و اظهارنظر نماید؟ دلیل آن وا ضح است، چون در همان جمع عده‌ای گفتند که ما به جز علی (علیه السلام)  با کسی دیگر بیعت نمی‌کنیم.
برخی از تاریخ   نگاران و دانش مندان نوشته اند که پیدایش شیعه و لفظ شیعه به زمان خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) برمی‌گردد؛ زیرا کسانی چون سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد، عمار یاسر و… به این نام شناخته می‌شدند. روایات متعددی از اهل سنت نقل شده که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) تعبیر شیعه علی (علیه السلام)  را به کار برده است. یکی از نویسندگان برجسته اهل سنت در این باره تصریح می‌کند که گروهی از بزرگان صحابه در زمان خود خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله)به ولایت و دوستی علی (علیه السلام)  معروف بودند.  لذا قرآن کریم می‌فرماید:
]إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ [
کسانی   که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات خدایند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام)  فرمود:
منظور از {خیرالبریه}  تو و شیعیانت هستید.
شیعه در آغاز پیدایش خود، تنها یک حرکت و نهضتی سیاسی به طرف داری از اجرای درست قانون اسلامی بود و رهبری جامعه مسلمانان را حق علی (علیه السلام)  و فرزندان او می‌پنداشت.

دیدگاه خاورشناسان درباره برتری علی (علیه السلام)  :
1. مأمون عباسی با سپردن ولی   عهدی خود به حضرت امام رضا (علیه السلام)  نشان داد كه رهبری امت مسلمان پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بدوش علی (علیه السلام) بود كه شایستگی خلافت را داشت؛ زیرا مأمون تأکید می‌کرد که علی (علیه السلام)  بهترین امام بو. لازمه این حرف آن  است که او بهترین خلیفه نیز بوده است. این خلیفه عباسی در سال 212قمری، برتری علی (علیه السلام)  را بر خلفا و اصحاب دیگر پس از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)رسماً اعلام کرد.
علی (علیه السلام)  تنها کسی بود که دوش به دوش پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در همه عرصه‌ها از جمله در عرصه‌های جنگی شجاعانه می‌جنگید و ، کارهای فوق العاده از خود نشان ‌می‌داد. او یکه   تاز میدان کارزار به حساب‌ می‌آمد در جنگ بدر، درحالی که حضرت بیست سال بیشتر نداشت، قهرمانان قریش را با یک ضربت دو نیم می‌کرد؛ در هجوم به قلعه خیبر که یهودیان عهدشکن در آن به   سر می‌بردند، درب آهنین معروف را از جا کنده، با یک   دست مثل سپر از آن استفاده ‌کرد. پیغمبر اسلام او را به سبب شایستگی و اخلاصش خیلی دوست می‌داشت و اطمینان کامل به او داشت.
ما نمی‌توانیم درباره فضایل علی (علیه السلام)  چیزی بگویم، جز آن   که او را دوست بداریم و به او عشق بورزیم؛ زیرا او جوان   مردی بس عالی   قدر و بزرگ نفس بود. از سرچشمه وجدانش خیر و نیکی می‌جوشید؛ از دلش شعله   های شور و حماسه زبانه می‌زد؛ شجاع تر از شیر ژیان بود، ولی شجاعتش ممزوج با لطف و رحمت بود؛ او با عواطف و رأفت بود؛ در کوفه غافل گیر و کشته شد؛ شدت عدلش موجب این جنایت گردید، چنان   که او هر کسی را مانند خود عادل می‌دید.
خیبر نام ناحیه‌ای است برسرراه مدینه که دارای هفت قلعه ومزارع و نخلستان بوده و در سال هفتم هجری به دست پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گشوده شد و دارای در بزرگی بود که طبق قول مشهور، علی   بن   ابی   طالب (علیه السلام)  آن را از جا كند و بر روی خندق گذاشت كه همه لشکر از خندق بگذشتند.
2. فتح قلعه یهودی نشین خیبر که علی (علیه السلام)  نقشی اصلی را ایفا کرد، موضوعی را به وجود آورد که پس از آن در اشعار مذهبی مکرر آمده و درزمینه های دیگر نیز اغلب به آن اشاره شده است.

درباره فضایل علی (علیه السلام)   زیاد بحث شده و تقریباً مخالفان و موافقان حضرت همه بر فضل حضرت اعتراف کرده   اند. در ادامه، به چند نمونه از شایستگی و برتری علی (علیه السلام) اشاره میشود:

الف) سابقه ایمان علی (علیه السلام)  :
1. سابقه ایمان یکی از فضایل امیرمؤمنان علی (علیه السلام)  بر دیگران است. در این   که حضرت علی (علیه السلام)  در آن   وقت چند ساله بوده، اختلاف نظر وجود دارد و از ده تا شانزده سال ذکر کرده   اند. این خود نیز می‌تواند جزو فضایل علی (علیه السلام)  به حساب آید. آن حضرت هرگز به سنت   های جاهلی تمایل نداشت و مثل دیگران بت نپرستید. پس از حضرت خدیجه همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام)  از بین مردان، اولین کسی بود که به پیامبرگرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد و بعد از او زید بن حارثه و دختران خاتم الانبیا، دین اسلام را پذیرفتند.
2. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی بن ابیطالب (علیه السلام) پسر عموی خود را که از مؤمنان نخستین به شمار می‌آید، درسال قحطی به فرزندی قبول کرده بود.
3. همه مسلمانان برای علی (علیه السلام)  نقش مهم و خطیری در تاریخ اسلام قائل هستند و او را صاحب فضل و بزرگ واری می‌دانند و هیچ کس منکر این موضوع نیست. برادران اهل سنت که علی را خلیفه چهارم می‌دانند، آن حضرت را قهرمان بزرگ اسلام در جنگ‌های صدر اسلام به حساب می‌آورند؛ كه برای بقا و استحکام دین اسلام تلاش ورزید و علاوه بر آن، او را سرچشمه علم باطنی و دانش مکنون الهی می   دانند و نیز تدوین نحو عربی را به علی (علیه السلام)  نسبت می‌دهند. از این رو، او را صاحب همه فضایل می‌دانند.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پس از این   که ابوطالب دچار فقر و تنگ   دستی شد، علی (علیه السلام)  را به خانه خود برد و در کنار فرزندان و فرزندخوانده خویش زید، به تربیت حضرت پرداخت و با او همانند فرزند خود رفتار می‌کرد. گفتنی است که شخصیت علی (علیه السلام)  در سایه مهر و محبت و کانون باصفای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تکوین یافت و او هم   راه زید تا پایان عمر رسول خدا  (صلی الله علیه و آله) با کمال صداقت و صفا در کنار ایشان ماند و از بزرگ   ترین و برجسته   ترین شخصیت   های اسلامی به حساب می‌آمد.
4. حضرت علی (علیه السلام)  نخستین مردی بود که به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  ایمان آورد و با وی نماز خواند و آن   چه را که برای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)  از طرف خدا نازل شده بود، تصدیق کرد، درحالی   که ده ساله بود (دراین مورد اقوال مختلف است).  

ب) علی (علیه السلام) همواره در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله) :
1. امام  علی (علیه السلام)  از همان ایام کودکی  همواره در کنار رسول خدا  (صلی الله علیه و آله) بود و روزبه  روز جایگاه وی در نزد خاتم-الانبیا  (صلی الله علیه و آله) بیشتر می‌شد. گفتنی است که یکی از نعمت های خداوند بر حضرت علی (علیه السلام)  این بود که قبل از این   که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پیامبری مبعوث شود و دین اسلام را معرفی نماید، در دامن پاک خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله) بزرگ شده بود.
2. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در حجه   الوداع هنگامی که به قربانگاه رفت، 63 شتر را به دست خود قربانی کرد. سپس باقی مانده آن  ها را برای قربانی، به حضرت علی (علیه السلام)  سپرد و ایشان را در قربانی های خود شریک ساخت. بعد تکه‌ای از قربانی را بریدند و در ظرفی پختند و هر دو از آن میل کردند.
3. پیامبر بزرگ وار اسلام (صلی الله علیه و آله) در سال 590میلادی با خدیجه ازدواج کرد و نتیجه این ازدواج چهار دختر و پسری به نام قاسم بود که در کودکی از دنیا رفت. پس از وفات قاسم،‌ پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) از عموی بزرگ   وار خویش درخواست کرد که علی (علیه السلام)  را به او بسپارد و عمویش نیز این درخواست را پذیرفت و از همان زمان نه   سالگی، شریک زندگانی خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله)‌شد، و خود را برای مأموریت خطیر اسلامی که از جانب خداوند به دوش پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گذاشته شده بود، آماده ساخت، تا حضرت را در تمام قضایا یاری رساند.
4.  معتقدان به کعبه روزی دیدند که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) به هم راه همسرش و علی (علیه السلام)  وارد خانه خدا شدند و در برابر حجرالاسود سر تعظیم فرود آوردند و با کمال بی احترامی در مقابل بت ها به ذکر: لااله الاالله والله اکبر، مشغول شدند. همه از گفتن این اذکار درحیرت ماندند. اذکار مذکور به   طور عجیبی در مکه طنین انداز گردید.
5. برخی از تاریخ نویسان خاورشناس گفته اند: در این که از بین یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه کسی اول به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد، اختلاف نظر وجود دارد. که بعضی عقیده دارند، علی (علیه السلام)  و پس از او زید و در مرتبه بعدی ابوبکر ایمان آوردند، ولی بعضی دیگر ادعا کرده اند که ابوبکر اول ایمان آورد، این عقیده از جهات مختلف بعید به نظر می‌رسد؛ زیرا در {انذار عشیره}  ابوبکر وجود نداشت و حضرت علی (علیه السلام)  به عنوان فردی که اول به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایمان آورده، از بین سران قبیله به   عنوان جانشین حضرت برگزیده شد.
6. درباره این  که اولین بار از مردان چه کسی به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) ایمان آورده، از زمان قدیم اختلاف نظر بوده است.  بعضی عقیده دارند نخستین مردی که به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد، علی (علیه السلام)  عموزاده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. در زمان خشک سالی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) او را به خانه خود برد و از او نگه   داری می‌کرد. این ادعا ممکن است حقیقت داشته باشد، ولی دارای اهمیت چندانی نیست، چون در آن  وقت علی (علیه السلام)  بیش از نه یا ده سال نداشته است.
7. عده‌ای دیگر نیز به یکی از اعضای خانواده رسول خدا نظر دارند. او زیدبن حارثه غلام خدیجه و آزاد شده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و پسر خوانده حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) است.
8. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دعوت مخفیانه داشت، اولین کسی که به خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد، همسرش خدیجه بود و بعد از او پسرعمویش علی (علیه السلام)   ایمان آورد که  رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را چون فرزند خود می‌دانست  مسلمان بعدی و یا سومین مسلمان از حیث ردیف ایمان آوردن به پیامبر اسلام (علیه السلام)  زید، غلام حضرت است. پس از این   که خدیجه، علی و زید به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ایمان آوردند، دیگر کسی حاضر نشد که دین اسلام را بپذیرد.
ابوبکر را که عده‌ای ادعا می‌کنند اولین شخص از مردان بوده که به   دین اسلام گروید، در سال613میلادی ایمان آورد؛ یعنی حدود سه سال بعد از ایمان آوردن علیر و تعداد مسلمانان به چهار نفر رسید.
9. علی (علیه السلام) فضایلی داشت که دیگران از آن بی   بهره بودند و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نیز با داشتن آنها علی (علیه السلام)  را بر دیگران ترجیح می‌داد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام)  حق رهبری و امامت مسلمانان را از طریق نص عطا فرمود که پس از حضرت علی (علیه السلام)  به فرزندانش رسید که ازنسل فاطمه هستند. اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام)  عشق می‌ورزید و او را دوست می‌داشت، بر کسی پوشیده نبود؛ زیرا اولین فرد از مردان بود که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد و از طرفی هم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای انجام دادن بخشی از کارهای مهم، او را فقط برمی‌گزید و انجام  دادن آن کارها را به دیگران نمی‌سپرد؛ زیرا آن قدر اطمینانی که به علی (علیه السلام)  داشت، به دیگران نداشت.
10. اولین فردی که به پیامبر اسلام  (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد، همسرش خدیجه بود که محرم و رازدار و نیز مطمئن   ترین پشتیبان آن   حضرت بود و پس از او علی، (علیه السلام)  ابوبکر، زید و دیگران ایمان آوردند.
بنابراین از ادله وشواهد این   گونه استنباط می‌شود که حضرت علی (علیه السلام)  از نظر ایمان آوردن، نفر اول بوده و شبهه ایجاد کردن در این موضوع، سرپوش گذاشتن بر حقانیت جانشینی اوست.

ج) علی و لیله   المبیت :
1. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در تبلیغ دین اسلام هرگز احساس خستگی نمی‌کرد، زیرا به آینده خود امیدوار بود. بدین-جهت، پس از برگشتن از طایف، نخستین جرقه امید و نوری که در تاریکی به پیامبر (صلی الله علیه و آله) تابید، واقعه‌ای بود که در فصل زیارت خانه خدا (در تابستان 620م) رخ داد و حضرت محمد  (علیه السلام)  با بعضی از زایرین کعبه ملاقات و زمینه رفتن خود و دیگر مسلمانان را به مدینه فراهم ساخت. یکی از علت   هایی كه اهل مدینه مسلمانان را پذیرفتند، جنگ های طولانی بود که بین دو قوم اوس و خزرج به وجود آمده بود. از طرفی هم کفار مکه از هر قبیله یک تن، هم  پیمان شده بودند تا پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) را ترور کنند، ولی این نقشه عقیم ماند؛ چون پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از طرف خداوند آگاهی یافت و شبانه مکه را به قصد مدینه ترک گفت و علی (علیه السلام)  را سر جای خود خوابانید. هنگامی که کفار، علی (علیه السلام)  را در بستر پیامبر دیدند، متحیر شدند.
2. پس از آن   که تمام نیرنگ‌ها و فریب‌های سران کفر نقش برآب شد و نتوانستند پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) را از تبلیغ رسالت بازدارند، در دارالندوه(محل اجتماع) گرد هم آمدند تا درباره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تصمیم نهایی و جدی بگیرند. ابوجهل پیشنهاد داد که از هرقبیله، یک جوان برومند و قهرمان انتخاب شود تا شبانه و دسته   جمعی به خانه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) هجوم آورند و او را به قتل برسانند تا از خون ریزی قبیلگی جلوگیری گردد و از طرفی هم خانواده پیامبر (صلی الله علیه و آله) (بنی هاشم) چاره ای جز گرفتن خون بها نداشته باشند؛ زیرا آن   ها نمی‌توانستند با تمام قبایل درگیر شوند و بجنگند. اما این گروه غافل از این بودند که خداوند رسولش را به وسیله پیک خویش از این توطئه آگاه کرده است. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام)  مأموریت داد که در بستر او بخوابد و لباسش را بر تن کند تا دشمن متوجه غیبت رسول خدا …نگردد. علی (علیه السلام)  فرمود: {اگر این کار من جان شما را نجات می‌دهد، به این   کار تن می‌دهم.}  در حقیقت، جان   فشانی علی (علیه السلام)  باعث نجات جان پیامبر (صلی الله علیه و آله) گردید.
مفسران شیعه معتقدند، پس از این   که آن حضرت (علیه السلام)  در بستر رسول خدا خوابید و جان فشانی کرد، خداوند متعال این آیه را در شأن امیرمؤمنان علی (علیه السلام)  نازل فرمود:
] وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ  [
بعضی از مردم [با ایمان و فداکار، هم   چون علی (علیه السلام)  به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر] جان خود را برای خشنودی خدا می‌فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
3. پس از کشته شدن عثمان به دست شورشیان و مخالفانش، امیرمؤمنان علی (علیه السلام)  به خلافت رسید، در حالی   که ایشان داماد و پسرعموی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و از نزدیک   ترین افراد خانواده حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به   شمار می   رفت. او نخستین کسی بود که به خاتم   الانبیا…ایمان آورد و رسالت او را تصدیق و اعلام جان   فشانی کرد. علی (علیه السلام)  مدعی بود که خلافت او بر اساس نزدیکی ایشان از نظر خانوادگی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. از طرفی هم علی (علیه السلام)  طی چند دهه که خلفای قبل از آن حضرت بر سرکار بودند می‌فرمود: به جهت فدارکاری   ها و رشادت   هایی که من در راه گسترش و حفظ دین کرده‌ام، خلافت باید مال من باشد به علاوه، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم بر این امر تأکید کرده و خلافت را برای او تعیین فرموده بود.
4. در زمان خلفای سه گانه، قانون مدونی برای قضاوت وجود نداشت و قاضی از روی آیات قرآن و طبق رسوم و سنن حکم صادر می‌کرد، ولی در زمان خلافت علی (علیه السلام)  علم فقه و قانون مدونی به وجود آمد. در حوزه حقوق جزا در شرق، علی (علیه السلام)  نخستین کسی بود که در محاکمات، شهود را از هم جدا کرد و از هر یک جداگانه شهود گرفت.

د) مباهله :
قضیه مباهله پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) و اهل   بیت ایشان، یکی از ادله ای است که می‌شود توسط آن حقانیت علی (علیه السلام)  را برای خلافت و جانشینی اثبات کرد، پس از این که نجرانیان حاضر به مباهله نشدند، قرارداد سیاسی میان آن ها و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امضا رسید، ولی این قرارداد مخصوص دوران خود پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نبود، بلکه کسانی دیگر نیز مثل امام علی (علیه السلام) ، امام حسن (علیه السلام) ، ‌امام حسین  (علیه السلام)  و فاطمه زهرا(سلام الله علیه )  که جانشینان واقعی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند، از قرارداد محافظت می‌کردند.

هـ)  شجاعت حضرت علی (علیه السلام)  :
شجاعت علی (علیه السلام) درجنگ   ها زبان   زد همگان است. مثلاً در احد که ابتدا جنگ تن به تن شروع شد، حضرت علی (علیه السلام)  طلحه را که از پهلوانان کفار بود، به زمین انداخت و در ادامه جنگ، به دنبال سران کفر می‌گشت تا آنها را از پا درآورد.
یکی از فضایل دیگر علی (علیه السلام)  که شیعه و سنی، مسلمان و غیرمسلمان و غربی و شرقی، به آن اعتراف دارند، این    است که آن   حضرت در جنگ های اسلام مانند یک فرد دلاور، سلحشور، و قدرت   مند جنگی بوده و به آن اوصاف شناخته می‌شده است که حتی حالت افسانه‌ای به خود گرفته بود. آن حضرت در جنگ های مختلف مثل احد، بدر، خندق و یمن، دفاع شجاعانه‌ای از اسلام کرد و در جنگ خیبر، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرچم را به او سپرد و آن خود نیز فضل بزرگی برای هر جنگ   جو به حساب می‌آمد. در همان جنگ بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: {فردا پرچم را کسی حمل می‌نماید که خدا و پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را دوست دارد و خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم او را دوست دارند و مسلمانان به وسیله او پیروز خواهند گشت.}  و چنین هم شد؛ در اندک زمان تمام قلعه های خیبر به   دست علی (علیه السلام)  فتح گردید.
3. جنگ بدر نخستین جنگی بود که بین مسلمانان و کفار قریش اتفاق افتاد و مسلمانان در آن پیروز شدند. وقتی دو سپاه در مقابل هم قرار گرفتند، سه مبارز از کفار به   نام   های عتبه، شعبه و ولید در وسط میدان آمده، مبارز طلبیدند. سه نفر از مسلمانان مدینه آمدند تا با کفار نامبرده بجنگند، ولی آنها نپذیرفتند، و گفتند: باید از طرف شما مسلمانان  مهاجر سرشناس باشند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) ، حمزه، و عبیده بن حارث را فراخواند و در مقابل مشرکان فرستاد. هر کدام پس از معرفی خویش و خواندن اشعاری، جنگ تن به تن را شروع کردند علی (علیه السلام)  پسرعموی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) که بهترین شمشیر زن بود، حریف ولید را ظرف چند دقیقه از پای درآورد و شاه رگ حلقوم او را برید. حمزه و عبیده نیز رقبای مبارز خود را کشتند که پس از آن جنگ عمومی آغاز گردید.
و ) جایگاه علی (علیه السلام)  نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله)
پیوند عقد اخوت میان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام)  در مجموعه اصحاب آن حضرت، بیان   گر جایگاه و شخصیت امام علی (علیه السلام)  است. خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله) علاوه بر مسأله ایجاد پیوند برادری، وی را شخص مورد اعتماد خود می‌دانست که به آن اشاره می‌گردد.

عقد اخوت :
یکی از کارهایی که خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله) پس از رسیدن به مدینه انجام داد، عقد اخوت بین مهاجران و انصار بود. خود پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام)  را برای برادری خویش برگزید. این کار حضرت یکی از نشانه   های محبت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام)  بود.  این حرف معروف و مسلم است که پیامبر اعظم  (صلی الله علیه و آله) فرمود:
یا علی انت بمنزله هارون من موسی الاّ انّه لانبی بعدی.
اطمینان کامل
1. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام)  دستور داد که سوره برائت را از ابوبکر بگیرد و به دستور خداوند در بین زائران خانه خدا بخواند که چنین نیز شد. از همه مهم   تر مسأله مباهله است که عظمت اهل   بیت پیغمبر را نشان می‌دهد که خداوند چنین کاری را فقط از آنان خواسته بود.
2. درجنگ احد كه دومین جنگ بین مسلمانان و کفار قریش بود، علی (علیه السلام)  به عنوان بهترین مدافع اسلام و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) شناخته می‌شد. طبق برخی گفته ها هنگامی که سربازان قریش فرار کردند و از احد رفتند، حضرت زهرا و ام کلثوم خود را به پدرشان حضرت محمد (علیه السلام)  رساندند. حضرت زهرا خواست زخم   های پدر را ببندد، ولی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: {به سوی علی (علیه السلام)  برو و از او مراقبت کن، چون زخم   های علی (علیه السلام)  بیشتر از زخم-های من است.}  هم چنین ابوعبیده جراح وقتی علی (علیه السلام)  را معاینه کرد گفت: {یا علی من باید از سر تا پای شما را ببندم و به وسیله تخت روانه مدینه کنم؛ زیرا در دوره طبابت خود ندیدم كسی را كه در میدان جنگ این همه زخم بردارد و حیرانم که شما با این همه زخم و جراحت، چگونه توانستید پایداری کنید و به جنگ ادامه دهید؟ چون حضرت بیش از هشتاد زخم برداشته بود.
3. پس از آن   که یهودیان خیبر شکست خوردند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم راه تعداد زیادی از مسلمانان برای زیارت خانه خدا راهی مکه شدند، ولی در سرزمین حدیبیه متوقف گشتند و از پیش روی آن ها جلوگیری شد. مدت چند روز هیأت های مختلف از طرف کفار مکه به محضر رسول خدا رسیدند. که در آخر سهل بن عمر آمد و حاضر شد که صلح نامه حدیبیه را به امضا برساند. در این هنگام پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) حضرت علی (علیه السلام)  را فراخواندند و به او فرمان دادند که پیمان را با نام خدا آغاز نماید. علی (علیه السلام)  قلم به دست گرفته، چنین نوشت: {بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ} . سهل گفت: {من رحمان و رحیم را نمی شناسم.}  علی (علیه السلام)  به دستور رسول خدا عبارت (صلی الله علیه و آله) {باسمک اللهم}  را نوشت. وقتی سهل به کلمه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ( اللهم) اعتراض کرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: {یا علی همان   گونه بنویس که سهل می‌خواهد.}  علی (علیه السلام) چون مردی دانش   مند و خوش نویس و از بزرگان و ارکان اسلام به شمار می‌آمد، صلح   نامه را نوشت و طرفین آن را امضا کردند.
4. در این  که برخی مدعی هستند که پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) خواندن و نوشتن بلد بوده، هیچ سند تاریخی و دقیقی وجود ندارد، بلکه برعکس تاریخ گویای این مسأله است که او هرگاه می‌خواست نامه‌ای بنویسد، آن را برای علی (علیه السلام)  می‌گفت و حضرت علی (علیه السلام)  می‌نوشت. این که بگوییم او خواندن و نوشتن را می‌دانست و بلد بود ولی آن را پنهان می‌کرد، این حرف به شعبده بازی بیشتر شباهت دارد تا به واقعیت.خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله) وقتی می‌خواست پیمان صلح حدیبیه را با سهل بن عمر بنویسد و به امضا برساند، علی (علیه السلام)  را برای نوشتن آن طلب کرد و از او ‌خواست تا بنویسد.
5. در سال هشتم هجرت هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مکه را بدون خون   ریزی فتح کرد، اولین دسته‌ای که وارد مکه شدند، تحت فرماندهی علی   بن   ابی   طالب (علیه السلام)  قرار داشتند و علی (علیه السلام)  پرچم پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را حمل کرد و به طرف خانه خدا یعنی جایی که به دنیا آمده بود رفت. در آن    روز فقط پنج نفر وارد خانه کعبه شدند: خاتم   الانبیا (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام)  ، عثمان   بن   زید، بلال حبشی و عثمان   بن   طلحه. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از اتمام حج، یکی از بت   ها را بر زمین انداخت و آن را شکست و تخریب دیگر بت   ها را به علی (علیه السلام)  واگذار نمود و فرمود: {تمام بت ها و هر نوع صورت دیگر را که در خانه خدا هستند، معدوم ساز و از بین ببر.}  بنابراین علی (علیه السلام)  را سومین بت شکن تاریخ می توان دانست: اولی حضرت ابراهیم، دومی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و سومی حضرت علی (علیه السلام) .
6. در جنگ احزاب(خندق) که قشون و سربازان کفر دو هفته در مقابل خندق مسلمانان معطل ماندند، چندین بار جنگ تن به تن بین برخی از کفار و مسلمین رخ داد. از جمله این   که دو فرمانده مشهور و برجسته مشرکان در جنگ تن به تن به دست حضرت علی  بن ابی طالب (علیه السلام)  کشته شدند: یکی از آن ها عمروبن عبدود بود. وقتی علی (علیه السلام)  روی سینه او نشست، عمرو بر روی حضرت آب دهان انداخت. آن حضرت از جا بلند شد و چند قدم زد. عمرو صدا زد: {من مسلمان نمی‌شوم، پس چرا مرا نمی‌کشی؟}  علی (علیه السلام)  فرمود: {چون تو به صورتم آب دهان انداختی، من خشمگین شدم و نخواستم که تو را به سبب خشم خود بکشم، چون ما برای رضای خدا می‌جنگیم. پس حالا که مسلمان نمی‌شوی، تو را می‌کشم.}  عمرو مسلمان نشد و حضرت او را کشت و زره   اش را برای خواهرش فرستاد، فرد دیگر نوفل مخزومی بود که به دست علی (علیه السلام)  کشته شد.

ز)  نقش حضرت علی (علیه السلام)  در گسترش اسلام :
1. حضرت علی (علیه السلام)  به دستور پیامبر  (صلی الله علیه و آله) و در جهت گسترش اسلام، جان  فشانی های زیادی کرد. هنگامی که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) از طرف خداوند به تبلیغ علنی دین اسلام مأمور شد، به علی (علیه السلام)  دستور داد که اقوام و بزرگان و خویشاوندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را جهت صرف غذا به خانه   اش دعوت نماید و علی (علیه السلام)  بیش از چهل نفر را دعوت کرد و غذا تهیه نمود. پس از صرف طعام، برخی از مدعوین که در رأس آنها  ابوجهل قرار داشت، به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اجازه صحبت نداد. و روز بعد نیز این دعوت تکرار شد و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) پس از خوردن غذا، رشته صحبت را به دست گرفت و چنین فرمود: {ای رؤسای قریش! خدا به من امرکرده است که شما را به سوی او بخوانم. کیست از میان شما که برادری و هم کاری و جانشینی مرا قبول نماید؟}  حاضران به سؤال پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)جز سکوت، جوابی ندادند فقط علی (علیه السلام)  پاسخ داد: {من برادری شما را قبول می‌کنم.}  پس از آن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: {این برادر و وصی من است، حرف او را گوش کنید.}  
2. در دنیا تقریباً رسم بر این است که برای دختر دم   بخت  معمولاً خواستگارهای متعدد می   آید و دختر نصیب یکی از آنان  می   شود. در مورد حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیه ) نیز قضیه چنین بود. ابوبکر و عمر هر دو برای ازدواج با فاطمه(سلام الله علیه ) پیش قدم شده بودند، ولی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) فکر دیگری را در سر می‌پروراند. او فاطمه(سلام الله علیه )   را برای علی (علیه السلام)  در نظر گرفته بود که او را نیز همانند فرزند و پسر خود تربیت کرده بود و دوست می‌داشت و از دوران کودکی درکنار فاطمه(سلام الله علیه )  بزرگ شده بود، علی (علیه السلام)  از نظر مالی چیزی جز شمشیر نداشت، ولی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را به سبب شایستگی های دیگرش بر دیگران ترجیح داد و حضرت زهرا(سلام الله علیه )   را به همسری علی (علیه السلام)  درآورد.  بنابراین، یاری امیرمؤمنان  (علیه السلام)  در انذارعشیره و ازدواج آن حضرت با فاطمه زهرا(سلام الله علیه )  باعث تقویت و گسترش اسلام گردید.
3. پس از آن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر اثر فشار و آزار کفار قریش، مکه را ترک و در مدینه ساکن شد، مشرکان در سال دوم هجرت، جنگ بدر را علیه مسلمانان به راه انداختند. چون رسم  و عادت عرب بر این بود که تن به تن بجنگند، در بدر هم جنگ تن به تن آغاز گردید. سه نفر از مسلمانان (علی (علیه السلام) ، حمزه و عبیده  بن حارث) انتخاب گشتند و از کفار هم (عتبه، شیبه و ولیدبن عتبه) برگزیده شدند. و قهرمان مسلمانان، جنگ جویان کفر را یکی پس از دیگری از پای درآورد که سرانجام این جنگ به نفع مسلمانان خاتمه یافت.
4. طایفه قریش به ده قبیله کوچک تر تقسیم می‌شدند که در کارهای حساس در دارالندوه جمع شده، برنامه-ریزی می   کردند و تصمیم می‌گرفتند. پس از هجرت مسلمانان به مدینه، آنان برای این   که از دست پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) راحت شوند و منافعشان به خطر نیفتد، در همان مکان عمومی جمع شدند و تصمیم گرفتند که شبانه از هر قبیله یک جنگ   جو به خانه پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله)هجوم آورند و او را ترور کنند. ولی پیامبر از طرف خداوند به وسیله جبرئیل از این تصمیم شوم آگاهی یافت. به گفته برخی از خاورشناسان، رقیه دختر ابی   سیف عمه پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیامبر را از این نقشه آگاه ساخت. رسول خدا پس از آگاهی از تصمیم سران قریش در دارالندوه، علی (علیه السلام)  را در بستر خویش خواباند و شبانه راهی مدینه شد.
5. وفاداری علی (علیه السلام)  در پیمان صلح با معاویه، کار خلاف عقل و منطق نبود، زیرا علی (علیه السلام)  با شیطان(معاویه) پیمان بسته بود و نمی‌خواست این پیمان را نقض کند.  به   راستی علی (علیه السلام)  از حق خود و جهاد با معاویه و عثمان گذشت تا وفای به عهد در میان بنی   آدم به صورت یک فرهنگ درآید. خوارج به این علت علی (علیه السلام)  را به رهبری برگزیده بودند که برایشان کاملاً روشن شده بود که علی (علیه السلام)  برترین صحابه اولیه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است و خلیفه، از میان همین اصحاب اولیه انتخاب می‌شد. عایشه دشمن دیرینه علی (علیه السلام)  پس از جنگ جمل اعتراف کرد که علی (علیه السلام)  از بهترین خویشاوندان پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) است.
6. حقانیت و شخصیت علی (علیه السلام)  بعد از شهادت، بهتر از زمانی که زنده بود، جلوه   گر شد. طرف   داران او، وی را مرشد، شاه اولیا و ولی خدا می‌دانستند و علی (علیه السلام)  نزد بعضی از شیعیان، معصوم و خطاناپذیر معرفی شده بود؛ حتی نزد اهل سنت، به عنوان نمونه کامل سیادت عربی و مروت اسلامی شناخته شد.
7. معاویه وقتی در خلافت خود عرصه را بدون منازع دید، به بنای تشكیلات حکومتی جدید در چارچوب و ساختار بیزانس قدیم پرداخت، ولی طرز حکومت عرب را از بسیاری از مشخصات عتیق آن بیرون کرد. او در جنگ   جویی از علی (علیه السلام)  نازل   تر بود، ولی در مقابل دیگران چیزی کم نداشت.
8. بی   شک علی (علیه السلام)  انسانی کامل، بی نظیر و بی   مانند. برخی خاورشناسان درباره آن حضرت گفته   اند: علی (علیه السلام)  در فن نطق و خطابه، فردی مبتکر است. در خطبه   ها و سخنرانی   های او هرگز جمله   های پیچیده‌ای که شنونده را خسته کند، وجود ندارد؛ گویی کلام را مانند جواهر تراش می‌د‌هد.  علی (علیه السلام)  یک   سره به سوی هدف می‌رود و جمله   های او که موجز و مختصر است، هرگز شنونده را خسته نمی‌کند. به اتفاق آرای عمومی علی (علیه السلام)  بی شک فصیح ترین و بلیغ  ترین خطیب است.
خیبر نام ناحیه‌ای در هشت منزلی مدینه است. در این ناحیه در زمان قدیم، هفت قلعه و مزارع و نخلستان وجود داشت كه در سال هفتم قمری به دست پیغمبراسلام گشوده شد. و لفظ خیبر عبری و به معنای قلعه است.قلعه‌ای در نزدیكی مدینه كه مقر یهودیان بود و در آغاز ظهور اسلام (سال هفتم هجری قمری)، به-دست علی بن ابی‌طالب (علیه السلام)  گشوده شد.
10. پس از امضای صلح حدیبیه بین پیامبراعظم و مشركان، پیمان سكنه خیبر لغو گردید. بدین علت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای جنگ با آنها 1500 مرد جنگ جو را هم   راه خود به طرف خیبر حركت داد. در مرحله اول، فرماندهی لشكر به عهده خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود اما به واسطه هوای نامساعد آن جا، حضرت مریض شد و فرماندهی را به ابوبكر واگذار كرد. ابوبكر بیش از دو روز نتوانست فرماندهی را به عهده گیرد. پس از آن فرماندهی سپاه اسلام را عمر عهده   دار گردید. و او نیز كاری از پیش نبرد. او رؤسای لشكر را جمع كرد و گفت: {فرماندهی ارتش را در این جنگ باید به علی (علیه السلام) داد؛ زیرا هیچ كس را لایق   تر از او نمی‌دانم. چون مردی با استقامت، صبور و شجاع است كه اگر صد مرد جنگی را در مقابل خود ببیند و خودش تنها باشد، پشت به دشمن نخواهد كرد.}  
در جنگ خیبر هنگامی که ابوبکر و عمر نتوانستند قلعه   های یهودیان را فتح نمایند، علی (علیه السلام)  از طرف رسول خدا  (صلی الله علیه و آله) به فرماندهی لشکریان اسلام منصوب و معرفی شد. وقتی آخرین قلعه خیبر به دست حضرت علی فتح گردید، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تازه از بیماری برخاسته بود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله)در حضور مسلمانان علی (علیه السلام)  را در برگرفت و بوسید و گفت: {یا علی تو اسدالله هستی.}  یعنی با این پیروزی که نصیب مسلمانان کرده‌ای، تو شیر خدا هستی. این عنوان برای علی (علیه السلام)  برای همیشه باقی ماند و هیچ   کس به این لقب مفتخر نشد. بغوی و ابن   ابی‌الحدید نقل می‌کنند:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درزمان جنگ با یهودیان خیبر مریض شد. ابوبکر فرمانده سپاه گردید و به حمله مبادرت کرد ولی با تلفاتی که برای لشکر کوچک اسلام سنگین بود، عقب نشینی کرد و گفت که از عهده غلبه بر دژهای خیبر برنمی‌آید. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) عمر را به سمت فرماندهی انتخاب کرد. او نیز به حمله مبادرت کرد ولی در مقابل مقاومت شدید یهودیان عقب نشست و گفت: {نمی‌توانم از عهدة تسخیر خیبر برآیم.}

پس از عقب   نشینی ابوبکر و عمر فرمود: {فرماندهی را به پسرعموی خود علی (علیه السلام)  واگذار خواهم کرد و یقین دارم که از فرماندهی عذر نخواهد خواست.}  و قضیه چنین شد و علی (علیه السلام)  هم دژهای خیبر را یکی پس از دیگری فتح کرد و از آن درب معروف مانند سپر استفاده نمود.

خاورشناسان و اعلمیت علی (علیه السلام)  :
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره اعلمیت حضرت علی (علیه السلام)  می‌فرماید: {علی اعلم امت من و قضاوت کننده   ترین آنها در مسائل اختلافی پس از من است.}  و هم   چنین می   فرماید:{ انا مدینه   العلم وعلی بابها} .
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حضرت زهرا (سلام الله علیه )  فرمود: {علی (علیه السلام)  دارای علم گذشتگان و آیندگان است. او وصی و جانشین من و سایر انبیاست.}   
1. خداوند به امامان دانشی عطا کرده که از آینده خبر دارند و افکار مردم را می‌خوانند. لذا آنها می‌توانند رهبری جامعه را عهده   دارشوند. خود علی نیز فرمود: {سلونی قبل ان تفقدونی} .
2. شیعیان در طول تاریخ پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اذیت می   شدند و حتی در دوران خلفای عباسی نیز زیر فشار بودند و به آنان ظلم می شد، ولی از عقیده خود دفاع کرده، می‌گفتند: {اعقاب  حسن  و حسین (علیه السلام)  همه برگزیده   اند. میان ایشان چند تن دارای نور امامت هستند که به ظهور رسیده   اند و همه آنها نور امامت را از علی (علیه السلام)  به میراث برده   اند و دارای دو صفت مخصوص و متمایز هستند: یکی عصمت از خطا و گناه، دوم علم بر کتاب و سنت نبی. این سلسله تا حضرت مهدی (علیه السلام)  ادامه یافته ولی او از دیدگان همه غایب است و هرگاه خدا بخواهد، ظهور خواهد کرد و سلطنت حق و عدالت را در جهان برقرار خواهد ساخت.}   
3. این   که امامت نهادی است که وظیفه پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) را تکمیل می   نماید و آن را از تحریف و دست   برد، مخالفان حفظ می‌کند، از عقاید مسلم شیعی است. شیعیان بر این باورند که شخص امام  (علیه السلام)  حامل علم الهی است و ظرفیت و توان رهبری روحانی جامعه را به عهده دارد و هیچ کسی غیر از امام معصوم که خداوند وظیفه او را توسط پیامبرش (صلی الله علیه و آله) تنفیذ کرده، چنین کاری را نمی‌تواند انجام دهد؛ زیرا فقط امام در همه امور آگاهی لازم را دارد.
4. علم یکی از ویژ گی های منحصر به فرد امامان (علیه السلام)  به  شمار می آید؛ زیرا علم آنها با علم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) یکی است. علی (علیه السلام)  تنها شخصیتی به شمار می آید که در بین متقدمان شیعه، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. با وجود این، جهانیان او را نه به عنوان بنیان گذار تشیع، بلکه بیش از هرچیزی به عنوان یک عالم و ادیب عالی قدر و شخصیت سیاسی صدر اسلام، می شناسند. برخی از پیشگامان مطالعات عربی در هلند مثل ژاکو بوسی، قسمتی از کلمات قصار حضرت را درآثار خود منتشر کرده اند. آنها فضیلت و کمال انسانی را در وجود علی (علیه السلام)  متبلور می‌دیدند و ویژگی های برجسته او را با هیچ شخصیت دیگری در دنیا قابل مقایسه نمی‌دانستند؛ چون او دارای همه خوبی  ها بود.
5.  همه شیعیان بر این باورند که ائمه برگزیدگان خدا برروی زمین هستند که نور خود را از علی  (علیه السلام) گرفته   اند و دو ویژگی دارند که بقیه افراد فاقد آن دو صفتند: یکی عصمت از خطا و دیگری علم برکتاب خدا و سنت پیامبر.
6. علی (علیه السلام)  در زمینه های مختلف آگاهی داشت و مسائل را  به روش خودش حل و فصل می‌نمود به همین سبب، بابی را  در قضاوت باز کرد که سرمشق همگان گردید. علی (علیه السلام)  دریچه‌ای جدید و عهد تازه   ای افتتاح کرد که در زمان خلفای سه گانه در تمام مسائل پیچیده که خلفای مذکور از حل آنها عاجز بودند، خلفا و دیگران از آن استفاده می کردند و هر مسأله غامضی که برای امت اسلامی پیش می‌آمد، با تدبیر علی (علیه السلام)  حل می‌شد و این جمله به صورت ضرب المثل در آمده بود: { حل آن را باید از تدبیر علی (علیه السلام)  خواست}  (چاره این مشکل را فقط از ابوالحسن باید خواست). حقاً که چنین هم بوده است.
7. یگانه علم مطلوب نزد ائمه است؛ زیرا آنها وارثان انبیا در روی زمین هستند. هم   چنین گفته شده است که ائمه به چگونگی وفات خود نیز علم دارند و هر امامی امامت را از جانب پیامبر (صلی الله علیه و آله) به امام پس از خود واگذار می‌کند.
بعضی از خاورشناسان یادآور شده   اند که در پایان روزگار اموی، برخی از شیعیان به این جا رسیدند که علم معتبر و با ارزش، فقط در نزد علی (علیه السلام)  و یک شاخه ازخاندان او حفظ شده است و مسلمانان کسی را که خداوند به نام امام واقعی امت بر می‌گزیند، تنها در این خاندان می‌توانند بیابند، خواه او دارای قدرت و در رأس حکومت باشد یا نباشد، رهبری اش ضروری و اطاعتش بر هر مسلمان واجب است که باید او را پیدا و شناسایی نمود و به اوامر و نواهی   ش گردن نهاد.
8.  چون شیعیان به فرقه های مختلف تقسیم شدند، تنها شیعیان دوازده امامی، علی (علیه السلام)  و یازده فرزند او را که از نسل حسین (علیه السلام)  هستند، به عنوان خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)و امام معصوم (علیه السلام)  قبول دارند و می‌گویند: آنها دارای علم لدنی هستند که افراد دیگر از چنین فضلی بی   بهره   اند.
9. علی (علیه السلام) نخستین امام شیعیان است. آنها می‌گویند که پیغمبر اسلام، دانش های خود را  به او سپرده، زیرا دیگران شایستگی آن را نداشتند. خاندان علوی این علوم را یکی پس از دیگری به ارث برده اند. حتی اهل سنت نیز در این مورد نظر موافق دارند و می‌گویند: علی (علیه السلام)  مردی فاضل است و علمی بیش از اندازه دارد، و حسن بصری او را ربانی این ملت خوانده است. این گفتار، علم و اعلمیت علی (علیه السلام)  را نشان می   دهد که دیگران فاقد آن بودند.
10. علی (علیه السلام)  در اثر همراهی با پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) از زمان طفولیت تا رحلت رسول خدا، (صلی الله علیه و آله) به مسائل میراث و قضایای مشکل، دانا و عالم بود. خلیفه دوم عمر می‌گفت: {از مسائل مشکلی که علی (علیه السلام)  برای آن راه   حل و راه چاره‌ای پیدا نکند، به خدا پناه می‌برم.}  این حرف نشان از اعلمیت آن حضرت در مقایسه با بقیه افراد عصر خویش دارد. خود حضرت علی (علیه السلام)  هم می‌فرمود: {درباره کتاب خدا از من بپرسید، به خدا قسم! از هر آیه‌ای بپرسید، می‌دانم که آن آیه شب نازل شده یا روز، در دشت نازل شده یا کوه.}  
11. امامان شیعه و در رأس آنها علی (علیه السلام)  اضافه بر علم همگانی،‌ دانش درونی نیز دارند که یکی پس از دیگری آن را به ارث برده   اند. علی (علیه السلام)  نه   تنها معنای حقیقی قرآن را می   فهمید که از درک همگانی پنهان است بلکه همه رخ دادهای جهان را تا روز رستاخیز می‌دانست.

نتیجه :
آن  چه به طور فشرده گفته شد، جایگاه ارزش علمی و نقش چشم   گیر امام علی (علیه السلام)  در فرآیند بسترسازی فرهنگی اسلام در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و دفاع از حوزه باورهای دینی و دست آوردهای فكری قلمرو جغرافیای امت اسلامی است که از منظر خاورشناسان و شیعه ارزیابی شده است. امام علی (علیه السلام)  که همواره در کنار رسول خدا حضور داشته و از حوزه ارزش های مکتبی خالصانه دفاع می‌کرده و در عرصه   های گوناگون نظامی نقش چشم گیری داشته به صورت شخصیت ماندگاری در آمده که فراموش ناشدنی است. خاورشناسان در آثار خود، به آن دسته از فضایل پرداخته‌اند که با توجه به مطالب گفته شده، برتری و شایستگی امام علی (علیه السلام)  را در منصب زعامت امت اسلامی به اثبات می‌رساند، گرچه منابعی شیعی در این قسمت غنی   تر و پربارتر است.

منابع :
1.    آرلالانی آرزینا، نخستین اندیشه های شیعی تعالیم امام محمد باقر (علیه السلام)  ترجمه بدره ای، تهران: انتشارات فروزان، چاپ اول، 1381.
2.    ابن هشام، زندگانی محمد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، ترجمه، سیدهاشم رسولی، تهران: اسلامیه، [بی تا].
3.  اسماعیل بن كثیر، البدایه والنهایه، ‌لبنان، بیروت، داراحیاء التراث العربیه، الطبعه الاولی1422ق2001م.
4.  امیری فر امیرعلی، امام علی (علیه السلام)  و قرآن و نهج البلاغه از منظر علی  دوستان جهان، تهران: انتشارات طاووس بهشت، چاپ اول، 1379.
5.    اشپولر برتولد، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه جواد فلاطوری، تهران: انتشارات علمی فرهنگی، چاپ چهارم، 1373.
6.    آرنولد سرتوماس، تاریخ گسترش اسلام، ترجمه ابوالفضل عزتی، تهران: انتشارات دانشگاه، چاپ اول، 1385.
7.    ابن اثیر عزالدین، تاریخ كامل، ترجمه سیدمحمدحسین روحانی، تهران: اساطیر، چاپ دوم، 1371.
8.    آرمسترانگ کارل، خداشناسی از ابراهیم تاکنون، ترجمه محسن سپهر، تهران: نشر مرکز، چاپ چهارم، 1385.
9.    ادموندباسورث کلیفورد، سلسله های اسلام جدید، ترجمه دکتر فریدون بدره‌ای، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1381، چاپ اول.
10.    ابن اسحاق محمد ، السیره   النبویه، لبنان: بیروت، دارالكتب العلمیه، چاپ اول، 1424ق2004م.
11.    ابن سعد محمد، طبقات الکبری، لبنان بیروت، چاپ اول، 1414ق،1994م.
12.    آندره میکل، اسلام و تمدن اسلام، ترجمه حسن فروغی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، چاپ اول، 1381.
13.    اندروجی نیومن، دوره شکل گیری تشیع دوازده امامی، ترجمه مهدی ابوطالبی و دیگران، قم: شیعه-شناسی، چاپ اول، 1386.
14.   بلک آنتونی، تاریخ اندیشه سیاسی اسلام از عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله) تا امروز، ترجمه محمدحسین وقار، تهران: انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1381.
15.   بایرناس جان، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، تهران: چاپ شانزدهم، انتشارات علمی – فرهنگی، 1385.
16.    بوش ریچارد، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، تهران: انتشارات، علمی و فرهنگی، چاپ شانزدهم، 1385.
17.    بوش ریچارد و دیگران، جهان مذهبی،‌ ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران،‌ نشر فرهنگی اسلامی،‌ چاپ دوم،‌ 1378.
18.    پیترز اف. ای، یهودیت، مسیحیت و اسلام، ترجمه حسین توفیقی، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،‌ چاپ اول، 1384.
19.    تقی   زاده داوری محمود ، تصویر شیعه  در دائره   المعارف آمریکانا، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، 1382.
20.   تقی زاده داوری محمود و دیگران، تصویر امامان شیعه به نقل از دایره   المعارف اسلام، قم، انتشارات شیعه   شناسی، چاپ اول، 1385.
21.   ترمذی، جامع الصحیح، لبنان بیروت، چاپ اول، 1408ه، 1987م.
22.    توسی ابی جعفر محمدبن   الحسن، امالی، قم، انتشارات دارالثقافه، چاپ اول، 1414ه.
23.    حتی فیلیپ   خوری ، شرق نزدیک در تاریخ، ترجمه قمر آریان، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1382.
24.    حورانی  آلبرت، تاریخ مردمان عرب، ترجمه فرید جواهرکلام، تهران: سپهر، چاپ اول، 1384.
25.    خسروپناه عبدالحسین، دانش   نامه امام علی (علیه السلام) ،(قلمرو دین).
26.    دهخدا علی   اكبر، لغت   نامه، تهران: شركت چاپ،‌ چاپ1، سال1347.
27.    ذهبی، سیر اعلام   النبلاء، لبنان: بیروت، چاپ اول1417ق1997م.
28.    رنان کالین. ا، تاریخ علم کمبریج، ترجمه حسن افشار، تهران: نشر مرکز، چاپ پنجم، 1385.
29.       سیوطی جلال الدین، التوشیح علی الجامع   الصحیح،(صحیح بخاری)، لبنان، بیروت، دارالعلم، چاپ اول 1420ق، 2000م.
30.    شیمل آنه ماری، محمد رسول خدا، ترجمه حسن لاهوتی، تهران: انتشارات علمی- فرهنگی، چاپ اول، 1383.
31.    شیخ طبرسی امین  الاسلام، زندگانی چهارده معصوم،‌ ترجمه عزیزالله عطاردی، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم، 1377.
32.    __________، زندگانی چهارده14 معصوم (علیه السلام) ، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران: چاپ اسلامیه، چاپ دوم1377.
33.    شهیدی سیدجعفر، دانش نامه امام علی (علیه السلام) ( زیست نامه امام علی (علیه السلام) )، زیر نظر علی   اکبر رشاد، تهران، پژوهش   گاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1380.
34.    شیخ صدوق، امالی، ترجمه سیدمحمدباقر کمره‌ای، تهران: انتشارات اسلامیه،  چاپ چهارم، 1362.
35.    ____________، خصال، مترجم: محمدباقر كمره‌ای، تهران، كتابچی، چاپ دهم1384.
36.    ____________ صفات شیعه ، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبت، چاپ سوم، 1384.
37.    ____________، كمال   الدین و اتمام   النعمه، ترجمه منصور پهلوان، قم: دارالحدیث، چاپ اول 1380.
38.    شیخ مفید، الجمل، قم، مكتب الاعلام الاسلامی، چاپ دوم، 1416.
39.    ______________، ارشاد، قم: مهر، چاپ اول، 1413.
40.    شیخ توسی محمدبن  حسن ، امالی، قم، دارالثقافه، الطبعه الاولی، 1414ق.
41.    صمیمی مینو، محمد در اروپا، ترجمه عباس مهرپویا، تهران ، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1382.
42.    طبری محمدبن جریر، تاریخ طبری، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ ششم، 1385.
43.    علامه حلی، ‌اثبات   الوصیه   للامام علی  بن ابی   طالب (علیه السلام) ، عراق، نجف اشرف، [بی تا].
44.    کلبرگ اتان، مطالعات غرب در خصوص اسلام، مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی تل آویو، 1984، تهران، فاروس ایران ، 1386.
45.    کلینی محمدبن یعقوب، اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمره‌ای، تهران: انتشارات اسوه، چاپ پنچم، 1383.
46.    گلدزیهر، درس هایی درباره اسلام، ترجمه علی  نقی منزوی، تهران، انتشارات ردیاب، چاپ دوم، 1357.
47.    گیورگیو ویرژیل، محمد پیغمبری که از نو باید شناخت، ترجمه ذبیح   الله منصوری، تهران، قیام، چاپ اول، 1376.
48.    گیپ همیلتون، اسلام بررسی تاریخی، ترجمه منوچهر امیری، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، 1367.
49.    لمبتون آن.کی.اس، دولت و حکومت در اسلام، ترجمه دکتر محمدمهدی فقیهی، تهران: شفیعی، چاپ سوم، 1385.
50.    لاپیدوس ایرام، تاریخ جوامع اسلامی، ترجمه علی بختیاری زاده، تهران: انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1381.
51.    لوئیس برنارد،‌ تشیع و مقاومت،( شیعه در تاریخ)، مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی دانشگاه تل آویو، 1984، تاریخ انتشار در ایران، 1368، تهران، فاروس.
52.    لوبون گوستاو، تمدن اسلام و عرب، ترجمه، هادی خاتمی بروجردی، تهران: صدر، چاپ اول، 1350.
53.    _____، زندگی   نامه پیامبر اسلام محمد (صلی الله علیه و آله)، ترجمه کیانوش حشمتی، تهران، انتشارات حکمت، چاپ اول، 1383.
54.    ماسینیون لویی، مباهله در مدینه، ترجمه محمودرضا افتخارزاده، تهران: انتشارات قلم، چاپ اول، 1378.
55.    مکدرموت مارتین، اندیشه های کلامی، شیخ مفید، ص 144.
56.    میشل مالرب ، انسان و ادیان، ترجمه مهران توکلی، تهران: نشرنی، چاپ پنجم، 1385.
57.    منهاج سراج قاضی، طبقات ناصری، تهران، دنیای كتاب، چاپ اول، 1363.
58.    محمودی محمدجواد، ترتیب   الآمال، قم: بنیاد و معارف اسلامی،  چاپ اول، 1420ه، 1376ش.
59.    معین محمد، فرهنگ فارسی، تهران: سپهر، چاپ8، سال1371.
60.    مجلسی محمدباقر، مرآه   العقول، تهران،  انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1379.
61.    مسعودی، مروج   الذهب، لبنان، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422ه، 2002م.
62.    مهریزی مهدی و هادی ربانی،امام علی (علیه السلام)  از نگاه دانش وران، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1380.
63.    مادلونگ ویلفرد، جانشینی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، ترجمه احمد نمایی و دیگران، مشهد: انتشارات استان قدس رضوی، 1377.
64.    نیشابوری ابوالحسن مسلم بن حجاج ، صحیح مسلم، ج 5، لبنان، بیروت، چاپ اول، 1407، 1987م.
65.    __________، جهان اسلام، ترجمه دکتر قمر آریان، تهران: سپهر، چاپ دوم، 1384.
66.    ویر رابرت، جهان مذهبی ادیان در جوامع امروز، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1378.
67.    _______، جهان، ادیان در جوامع امروز، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران،  نشر فرهنگ اسلامی، 1378.
68.    وات مونتگمری، محمد پیامبر و سیاست   مدار، زیر نظر اسماعیل والی   زاده، تهران، چاپ اسلامیه، 1344.
69.    ولهاوزن یولیوس، تاریخ سیاسی صدر اسلام، ترجمه دکتر محمودرضا افتخارزاده، تهران، انتشارات دفتر نشر معارف اسلامی، چاپ اول، 1375.
70.    هنلز جان، راه   نمای ادیان زنده، ترجمه عبدالرحیم گواهی، قم: بوستان کتاب، ‌چاپ اول، 1383.
71.    ____________________، تاریخ الخلفاء، لبنان، بیروت، صیدا، عصریه، چاپ اول 1426، ق2005م.
72.    هیوم رابرت، ادیان زنده جهان، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، تهران: دفتر نشر و فرهنگ اسلامی چاپ پنجم، 1376.
73.    هلالی سلیم بن قیس، اسرار آل محمد، ترجمه، اسماعیل انصاری، قم: دلیل ما، چا پ سوم، 1381.
74.    هالم هاینس، تشیع، ترجمه محمدتقی اکبری، قم ، نشر ادیان، چاپ اول،‌1385.

منبع : سخن تاریخ

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط