شفقناافغانستان-محمد امین جوادی استاد دانشگاه و روزنامه نگار در تحلیلی در مورد لیست های متعددی که در روزهای اخیر از جانب کمیسیون انتخابات مطرح شده است که کمیسیون آن را تکذیب کرد وی به چگونگی حذف هزاره ها در این پروسه دموکراتیک پرداخته که به شرح زیر می باشد:
این عنوان را بدین جهت انتخاب کردم که هرگاه کسی به تبعیض ساختاری حکومت علیه هزارهها اعتراض کند، از سوی عدهای متهم به نفرتپراکنی میشود.
آنان سکوت خود در برابر این وضعیت و همکاری برای تشدید تبعیض را دوراندیشی و ملیگرایی توصیف میکنند. رویه معمول برای ملیسازی نهادها در حکومت وحدت ملی تصفیه هزارهها از راس و قاعده نهادهای دولتی بوده و طبعا پارلمان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
استراتژی حلقه فاشیست حاکم برای ملیسازی نمایندگان حوزه انتخاباتی کابل در سه مرحله قابل ارزیابی است.
۱. پیش از انتخابات
هزارهها معمولا در هجده سال گذشته بیشترین مشارکت را در روندهای دموکراتیک در پایتخت و ولایات ثبت کردهاند. درد آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی، مردم غرب کابل دسته دسته برای ثبت نام به مراکز ثبت نام تذکره میشتافتند تا با اخذ تذکره موفق به ثبت نام برای رایدهی شوند. درحالیکه در ولسوالیهای کابل این مراکز به دلیل عدم استقبال مردم تقریبا تعطیل بود. اگر این وضعیت تا روز انتخابات ادامه مییافت و آرای مردم نیز مورد دستبرد قرار نمیگرفت؛ طبعا تعداد نمایندگان هزاره در این دوره از دورههای پیشین نیز بیشتر بود.
این روند باید متوقف میشد و با انفجار مشکوک مرکز ثبت نام تذکره در برچی که دهها قربانی برجای گذاشت، متوقف شد. مردم شوکه شدند و تامدتها از ترس جان به مراکز ثبت تذکره و ثبت نام رایدهی مراجعه نمیکردند. تا اینکه پس از یکماه این روند با تشویق و ترغیب کاندیداهای انتخابات پارلمانی بار دیگر جان گرفت و مردم کم کم به این مراکز روی آوردند. تاثیر انفجار بر کاهش میزان ثبت نام برای رایدهی اما برجای ماند.
۲. زمان برگزاری انتخابات
در روز اول برگزاری انتخابات، بخش اندکی از مراکز اخذی رای در غرب کابل باز شدند. مردم در صفهای رایدهی ساعتها منتظر ماندند اما خسته و مایوس به خانههای شان رفتند. بسیاری از آنها برای روز دوم به مراکز رایدهی مراجعه نکردند و رای ندادند. تعداد مراکزی که باز بودند نیز به دلیل بازشدن دیرهنگام، ناآشنایی کارمندان با پروسه انتخابات، نبود دستگاههای بایومتریک و یا خرابی آنها، نبود فهرست رایدهندگان، تعویض فهرست رایدهندگان و…. موفق نشدند به صورت کامل رای مردم را اخذ کنند. بدین ترتیب تاکتیک دوم در راستای ملیسازی نمایندگان کابل نیز موفق از کار بدرآمد.
۳. پس از انتخابات
رسوایی انتخابات پارلمانی بویژه در حوزه انتخاباتی کابل باعث شد تا کمیسیون شکایات انتخاباتی، به ابطال انتخابات در این حوزه انتخاباتی رای دهد اما وجود عنصر دوراندیشی و ملیگرایی، معاون دوم ریاست جمهوری را واداشت تا با مداخله مستقیم، مانع ابطال انتخابات پارلمانی کابل گردد.
اکنون گفته میشود که ۲۰% آرای انتخابات کابل مفقود است و تصادفا این ۲۰% نیز شامل مراکز اخذ رای در حوزههای ۶ و ۱۳ در غرب کابل میگردد. در مقابل به صدها صندوق اخذ رای متعلق به حوزههای دیگر و ولسوالیهای کابل که فاقد ریزالتشیت(ثبت نتایج) هستند، تحت فشار ارگ اعتبار داده شده است.
دور روز است که آقای غنی در جلسات ارگ دیده نمیشود و حتی ریاست جلسه کمیسیون تدارکات ملی را نیز به رئیس اجرائیه سپرده است. معاون سخنگوی رئیس جمهور گفته است که وی به کارهای مهمی که نتایج آن به نفع مردم افغانستان است، مشغول میباشد؛ احتمالا چانهزنی بر سر ملیسازی بیشتر نتایج نهایی انتخابات پارلمانی کابل با کمیسیونهای انتخاباتی!
تعویق انتخابات پارلمانی ولایت غزنی نیز در چارچوب ملیسازی نمایندگان آن ولایت قابل بررسی است.

