شفقنا افغانستان- باراک اوباما رییس جمهور آمریکا در اظهاراتی که به نوعی طعنه به تخیلات بلند پروازانه ولادیمیر پوتین بود روسیه را یک «قدرت منطقه ای» توصیف کرد اما این توصیف درعین حال به منظور توجیه عدم دخالت دولت آمریکا در بحران رو به گسترش اوکراین بود. در فاصله سه هفته بعد از این اظهارات بود که پوتین درمرزهای خود با اوکراین دست به برگزاری مانورهایی زد و از شورشیان شرق اوکراین حمایت به عمل آورد. حمایتی که با انتقاد شدید شورای امنیت سازمان ملل متحد مواجه شد و سران ناتو نیز نسبت به وقوع یک جنگ جدید هشدار دادند. همچنین شبح یک « جنگ گازی » جدید نیز در طول اروپا مشاهده شد و از این رو غرب هشدار داد که دراین باره گفت وگوهایی را ترتیب داده است.
به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا)، به نقل از الاتحاد، ادیلا لیندنمیر که یک تاریخ نگار روسی در دانشگاه ویلانووای آمریکاست و طی دهه 90 میلادی با آژانس توسعه بین المللی آمریکا در زمینه توسعه طرح های جامعه مدنی در روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی همکاری داشت می گوید: «این توصیف حکیمانه نیست و از جهات متعددی گمراه کننده است ». البته کسانی هستند که با این نظر لیندنمیر مخالف هستند. کارشناسان امور روسیه تقریبا به دو گروه تقسیم می شوند. گروهی که یک توصیف منطقه ای از قدرت روسیه ارایه می دهند و گروهی دیگر که به تاثیر و جایگاه مسکو در جهان اشاره می کنند. دراین میان برخی می پرسند مادام که پوتین هم پیمانان آمریکا و ناتو در منطقه را تهدید نکرده است آیا باید مورد بی توجهی قرار گیرد؟ یا اینکه باید پاسخی قاطع از آمریکا دریافت کند تا جلوی نزاع های گسترده تر در آینده که می تواند بر اقتصاد کشورهای غربی و منافع ملی آنان اثری سوء بگذارد گرفته شود؟
به نظر می رسد روسیه کنونی درحال حاضر به یکی از بزرگ ترین چالش های سیاست خارجی دولت اوباما تبدیل شده باشد بخصوص که آمریکا در شرایط کنونی نمی خواهد وارد مسایلی شود که هنوز به سطح یک تهدید روشن برای منافع آمریکا تبدیل نشده است. بسیاری از ناظران امور روسیه می گویند حتی اگر اوباما بتواند از مساله اوکراین خود را کنار بکشد، زمان مناسب رسیده است تا تصمیم سازان در آمریکا نسبت به روابط خود با مسکو تجدیدنظر کنند. باید دراین مساله که پوتین را به صورت یک شریک به حساب می آورد به صورتی جدی تجدیدنظر شود. استفان لارابی کارشناس امور امنیت اروپا در موسسه راند که در دوران جیمی کارتر با شورای امنیت ملی آمریکا نیز همکاری داشت و کارشناس امور اروپا و شرق اتحاد جماهیر شوروی بود می گوید: «بعد از تحرکات اخیر روسیه بسیاری از این برداشت ها در معرض تردید قرار گرفتند».
برخی از تحلیل گران می گویند شیوه دیپلماسی باراک اوبا بهتر است و او هم اکنون مشغول ارزیابی نشست های اخیر ژنو است که در آن هیات هایی از اوکراین ، روسیه ، آمریکا و اتحادیه اروپا شرکت داشتند. تحلیل گران می گویند آمریکا تمایل دارد نیت صادقانه روسیه را در این گفت وگو ها آزموده و روسیه را بر آن دارد که نیروهایش را از اوکراین خارج کند. زیرا اگر پوتین بخواهد همچنان با غرب چالش کند اوباما چاره ای جز تقویت تحریم ها یا اتخاذ سیاست های دیگری که ترجیح می دهد از آنها پرهیز کند نخواهد داشت. تا الان دولت اوباما به همان شیوه سه وجهی خود دربرابر بحران اوکراین ادامه داده است که از یک سو از دولت انتقالی اوکراین حمایت و از سوی دیگر می کوشد به هم پیمانان اروپایی اش اطمینان خاطر دهد و در عین حال به صورت تدریجی تحریم ها علیه روسیه را افزایش دهد. اما کارشناسان هشدار می دهند که اگر روسیه نخواهد نرمشی نشان دهد این فرمول به صورت قهر آمیز به سمت تحریم های شدیدتر پیش می رود و در آینده می تواند مشت ایالات متحده را هم باز کند که تصور داشت اوکراین یک بحران منطقه ای بوده و می شود آن را حل کرد.
الکسی مالاچینکو ، که تحلیل گر مرکز کارنگی در مسکو است طی یک تماس تلفنی می گوید : « روسیه بزرگ تر از آن است که یک دولت منطقه ای به شمار رود درعین حال اهمیت روسیه در سطح بین المللی نیز درحال فروکاستن است… برای مثال در افغانستان و یا خاورمیانه و حتی دراروپا ». تنها عده معدودی هستند که قبول ندارند روسیه یک قدرت منطقه ای بوده و در سطح جهانی به پای ایالات متحده آمریکا نمی رسد. حتی اگر روسیه به همین سیاست ها نیز ادامه دهد دیگر به دوران گذشته که دولتی در سطح اتحاد جماهیر شوروی بود نخواهد رسید. با این حال برخی نیز دراین برداشت آمریکایی تردید کرده و می گویند مساله امنیت اروپا چیزی نیست که دولت باراک اوباما بتواند در این باره نقش روسیه را فروکاسته و به آن اهمیت لازم را ندهد. این ها می گویند نفوذ روسیه فراتر از همسایگان منطقه ای این کشور است. به گفته آنان روسیه مساحتی تقریبا یک هفتم مساحت خشکی های کره زمین را دارد و به 12 هزار مایل می رسد. این کشور از یک زرادخانه اتمی برخوردار است ، در شورای امنیت یک کرسی دایمی دارد و منبع اصلی صدور گاز به اروپا به شمار می رود.
همچنین ایالات متحده در چند بحران دیگر نیز به روسیه متکی است از جمله سوریه ، ایران و افغانستان. لیندنمیر استاد دانشگاه ویلانووا در فلادیلفیای آمریکا می گوید : « قدرت منطقه ای برای کدام منطقه؟ شرق آسیا؟ بله. وسط آسیا؟ بله. آیا روسیه یک قدرت منطقه ای برای شرق اروپاست؟ بله. یک بعلاوه یک بعلاوه یک می شود سه قدرت منطقه ای و این با یک قدرت بین المللی برابر است ». اما کسانی در پاسخ به استدلال او می گویند زرادخانه اتمی روسیه بسیار کوچک تر از آمریکاست. همچنین اقتصاد روسیه نیز در برابر اقتصاد آمریکا و کشورهای اروپایی حالتی شکننده دارد.
روسیه ای که از کرسی دایمی خود در شورای امنیت برای جلوگیری از دخالت های نظامی استفاده می کرد ، با تصرف کریمه خشم جهانی را علیه خود برانگیخت. از همین رو طرفداران این نظر می گویند هنوز زود است که معلوم شود تحریک های پوتین چه هزینه هایی را برای این کشور داشته و در آینده چگونه موجب انزوای بین المللی مسکو می شود. شاید پوتین بخواهد دوباره بخشی از عظمت و قدرت اتحاد جماهیر شوروی سابق را بازگرداند یا یک قدرت امپریالیستی جدید را به نمایش بگذارد اما هنوز روشن نیست که آیا نخبگان روسی نیز از این بلند پروازی ها استقبال می کنند. بخصوص که اقتصاد روسیه در آستانه ورشکستگی است و از بحران های مالی جهانی آسیب خواهد دید. تحریم های آمریکا و اروپا و فرار سرمایه گذاران از روسیه زمینه این نارضایتی ها را گسترش خواهد داد و آن وقت است که بلند پروازی های پوتین قادر به پاسخ گویی نخواهد بود.
منبع : الاتحاد
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
