شفقنا افغانستان-یک مرد در محاکم مربوط به ولایت بلخ در شمال کشور، به جرم تجاوز به دو دخترش به اعدام محکوم شده است. نشر خبر در خصوص تجاوز یک پدر به دو دختر در جامعهای مثل افغانستان میتواند واقعا شوکآور باشد. یکی از خصلتهایی که در مردم افغانستان از دیر زمان وجود داشته است، تعصب نسبت به ناموس بوده است. اگر به تاریخ دیرپای جامعه افغانستان نگاهی بیندازیم و اگر به افسانههایی که از دیر زمان سینه به سینه در میان مردم نقل شده است، نظری بیفکنیم، یک حقیقت آشکار را نیز در این تاریخ و در این افسانهها میبینیم و آن حقیقت این است که مردم افغانستان به بسیار سادگی و آسانی حاضراند جان خویش را در راه حفاظت از ناموس خود فدا کنند.
در چنین جامعهای و در چنین کشوری و با چنین تاریخی وقتی از تجاوز یک پدر به دو دخترش خبر منتشر میشود، بدیهی است که افکار عامه را متاثر میکند و یک شوک بسیار کلان را بر مردم وارد میکند. بهنظر میرسد اگر تدابیر جدی برای مقابله با چنین رویدادهایی از سوی دولت بهعنوان نماینده ذیصلاح و در عین زمان مقتدر جامعه روی دست گرفته نشود، این نگرانی وجود دارد که چنین حوادثی کمکم به یک امر معمول تبدیل شود.
اساسا در خصوص فلسفه جزا و مجازات و ضرورت موجودیت آن در جامعه گفته شده است که موجودیت و اجرای مجازات در برابر جرایمی که جامعه را متاثر میکند، به این لحاظ ضرورت است که میتواند بهعنوان نیروی مقابلهکننده با مجرمان نقش بازی کند. از همینرو است که با وصف تلاشهایی که در خصوص از بین رفتن برخی از مجازاتهای سنگین مانند اعدام در برخی از جوامع تلاش زیادی صورت گرفته است، اما نفس موجودیت مجازات و پیشگیری و اجرای عدالت در خصوص افراد و اشخاصی که با تبادر به جنایت، اذهان عمومی را جریحهدار میکنند، همچنان بهعنوان یکی از خواستههای قبول شده جامعه انسانی محسوب میشود.
خبرهای منتشر شده از شمال کشور حکایت دارد که محکمهی استیناف این ولایت مردی را به جرم سوءاستفاده جنسی و تجاوز به دو دخترش به اعدام محکوم کرده است. اعدام در نظام جزایی افغانستان شدیدترین مجازات ممکنه پیشبینی شده است که با اجرای آن، به حیات فرد پایان داده میشود. که اگر ثابت شود که فرد مرتکب جرم، بهصورت اختیاری و بدون اکراه و اجبار و یا در حالت عادی و بدون سکر و جنون این کار را انجام داده است، صدور حکم اعدام و اجرای آن میتواند باعث ترمیم صدمه روانی شود.
آنچه باعث میشود تا شدت جنایت معلوم شود، این است که گفته شده است قربانیان تجاوز نیز اطفال بودهاند. براساس گزارشها گفته شده است که دخترانی که از سوی این فرد مورد تجاوز قرار گرفته است، چهارساله و هشتساله بودهاند. تجاوز جنسی و بهویژه تجاوز به اطفال و تجاوز به محارم از شرمآورترین جنایتهایی است که در جامعه بشری مورد نفرت عموم میباشد. زیرا این کار بر خلاف آداب و اخلاق انسانی میباشد. از سوی دیگر اینگونه تجاوز میتواند صبغه جنایت علیه بشریت را نیز داشته باشد. زیرا با اینگونه تجاوز کرامت انسانی قربانی خدشهدار میشود و فرد باید تحت تعقیب عدلی و قضایی قرار گیرد.
از سوی دیگر آنچه تاسفبرانگیز است، اینکه تجاوز بر این قربانیان از سوی فردی که به اعدام محکوم شده، به یک امر تکراری تبدیل شده بود. در گزارشها گفته شده است که خانم این مرد مدعی شده که شوهرش بارها دخترانش را مورد تجاوز و سوءاستفاده جنسی قرار داده است. این میتواند یک خبر تکاندهنده برای جامعه باشد.
نکته تاسفبرانگیز دیگری که این قضیه دارد این است که گویا براساس ادعای خانم متهم، دادخواهی وی به دفتر محلی کمیسیون حقوق بشر نیز با بیتوجهی روبهرو شده است. گفته شده که خانم این مرد به دفتر محلی کمیسیون حقوق بشر شکایت کرده اما یک مامور حقوق بشری، بهجای اینکه به دادخواهی این زن توجه کند، وی را تشویق کرده است که قضیه را مخفی نگهدارد. همین موضوع سبب شده است که این مامور حقوق بشر از سوی پولیس تحت تعقیب قرار گیرد. گفته شده است که این مامور حقوق بشر از این جهت تحت تعقیب پولیس قرار دارد که در انجام مسوولیت خود کوتاهی کرده و قضیه مطرح شده از سوی این خانم را به دفتر کارش گزارش نداده است.
با توجه به اینکه بسیاری از کارشناسان تاکید دارند که اگر با اینگونه حوادث و قضایا مقابله صورت نگیرد و نهادهای عدلی و قضایی کشور عاملان اینگونه رخدادها را با پیگرد عدلی و قضایی روبهرو نسازند، ترس و نگرانی عمیقی در خصوص امنیت اجتماعی بهوجود میآید.
منبع روزنامه هشت صبح
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
