شفقنا افغانستان-فاجعهای که عدهای آن را بهار عرب و عدهی دیگر بیداری اسلامی نامیدند، در تونس، مصر و سوریه با پخش یک خبر آغاز شد. فاجعهای که شیرازهی زندهگی عادی مردم آن کشورها را گسیخت و به قدرتهای خارجی فرصت داد، برای «کاشتن دموکراسی» در ریگزار شمال افریقا و غرب آسیا یا ریختن آب سرد اسلامی بر سر و صورت خفتگان آن سرزمینها برای مردمان آنجا برنامهریزی کنند. بهار عرب، با همان سناریو که عدهای بیداری اسلامیاش خواندند، در اوکراین نیز در حال تکرار شدن است. مسلم این است که اوکراین، سوریه، مصر، لیبیا و تونس در آن مسیر رشد تکاملی که قبلا قرار داشتند، هرگز قرار نخواهند گرفت. یقین کامل وجود دارد که مسیر کنونی رشد این کشورها، به سود شرکتهای بزرگ فراملی است.
سود مردم این کشور؟ چه کسی نگران آن است؟ حداقل تا آنجا که میتوان بدبختیهای ملتی را به عنوان قربانی ناگزیر در مبارزه علیه استبداد، استثمار، یا در راستای بیداری اسلامی توجیه کرد، دلیلی نیست، کسی از کارگردانهای واقعی صحنههای سیاسی کشورهای کوچک نگران شود. … و ذهنهای خلاقی که در بهترین دانشگاههای دنیا تحصیل کردهاند، هر روز بهترین فکرها را که میارزد به خاطرش آدم کشت، تدوین میکنند و چند دانشگاه آنسوتر، ذهنهای دیگری، کشندهترین نوع سلاح را طراحی میکنند تا به دست آنانی برسد که حاضرند به خاطر آن فکرها بکشند و کشته شوند.
حالا چرا این قدر دور میروم؟ نوعی گرایش نفرتپراکنی نسبت به یکی و بتسازی آن دیگر، به عنوان یک مکانیزم فعال در افغانستان از طرف نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، مخصوصا دو نامزد پیشتاز به صورت نگران کنندهای در جریان است. ادبیاتی که امروز در مبارزات دو جانب مشاهده میشود، تفاوت چندانی با ادبیات دو گروه متخاصم ندارد. امروز با این شدتی که در مورد همدیگر مینویسند، در مورد طالبان کسی نمینویسد. کشتن آدم بد است. زشت است. قبیح است. این را دین ما هم منع کرده است و در فرهنگ ما نیز کشتن یک انسان، امر مذموم است. برای روا ساختن کشتن آدمی، کافی است جانب مقابل را از منزلت آدمی پایین آورد. باقی کار آسان است. وقتی جانب مقابل را آدم تلقی نکنی، دیگر تفاوتی میان کشتن انسان و حیوان باقی نمیماند. ما ویدیوهای فجیع فراوانی را شاهدیم که در آن با کارد(!) گردن آدمی را الله اکبرگویان میبرند و این کار را با همان خونسردی انجام میدهند که گوسفندی را یا گاوی را… چه اتفاقی با ذهن این آدم افتاده است که میتواند بهراحتی کارد را بر گلویی بلغزاند؟ طرف مقابل را از مرتبت انسان در این ذهن پایین آوردهاند.
افغانستان به انبار باروت شبیه است. هر دو نامزد توانایی بالقوهی فراوانی دارند تا مردم افغانستان را در یک جنگ کثیف دیگر وارد کنند و این نفرتپراکنی انترنتی و فیسبوکی و رسانهای را مانند دههی ۹۰ در کوچههای شهر کابل و شاهراههای افغانستان اجرا کنند. اما آنها به اندازهی تواناییشان مسئولیت دارند. امروز، در حضور این همه رسانه و این همه شاهد، نمیتوانند مانند گذشتهها ادعا کنند که دست خارجی بود و…
از اینها گذشته، این خوشبین اندوهگین به صورت خودخواهانهای- صرف نظر از اینکه کدام یک از دو نامزد رییس جمهور میشود- در تداوم ثبات ذینفع است. نمیخواهد فرزند شش سالهاش و آنی که امروز نه ساله میشود، روزهای تلخ جنگ و کشتار و هجرت و فراق را ببیند که در دههی ۹۰ کاکا سیلبین دیده است.
منبع اطلاعات روز
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
