شفقنا افغانستان- حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر قرآن خود بیان کرد: نفس مادر متوجه همه شئون و مراحلی است که در کودک انجام میگیرد منتها مادرها به جز وجود مبارک صدیقه طاهره (س) علم به این علم ندارند. در حقیقت در همین مراحل است که احسن الخالقین خداوند جلوه میکند و نفس مادر است که احسن المخلوقین را تحویل میدهد.
به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا)، حضرت آیتالله جوادی آملی در ادامه سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 125 تا 144 سوره مبارکه صافات بیان کرد: قرآن کریم بعد از بیان براهین و اصول کلی داستان انبیاء را به عنوان شواهدی اجرایی برای این براهین و اصول مطرح میکند. در جریان ذبح اسماعیل توسط حضرت ابراهیم شاید گفته شود که این جریان نمادی بوده است برای تقبیح فرزند کشی و برای اینکه جاهلیت بفهمد که فرزند کشی صحیح نیست و نباید فرزند را برای رضایت معبود قربانی کرد، این قصه طرح شد تا جاهلیت از این کار ناصواب دست بردارد. این سخن ناصواب است چرا که قرآن کریم مکررا از خود این جریان یاد کرده و تحریم و تقبیح کرده است. ثانیا آن روز در مکه جاهلیتی نبود، بت پرستی نبود، فرزند کشی نبود و اینگونه مسائل اصلا مطرح نبود.
وی افزود: داستان حضرت لوط یکی دیگر از داستانهای پیامبران الهی است که خداوند در این سوره بیان میکند. حضرت لوط از پیامبران اولوالعزم نبود و از پیامبرانی بود که به حضرت ابراهیم (ع) ایمان آورده بود و به همراه آن حضرت به سرزمین شام مهاجرت کردند. جریان لوط چندمین بار است که در قرآن کریم مطرح میشود. اولین بار در سوره اعراف در آیه 80 به بعد مطرح شد و دومین بار در سوره مبارکه شعرا از ایه 160 به بعد است.
این مفسر قرآن اظهار کرد: در اولین باری که خداوند از لوط و قومش یاد میکند میفرماید « وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ؛ و از لوط که او را به رسالت فرستاديم ياد کن، آن گاه که به قوم خود گفت: آيا به اين کار زشت و پليد مىپردازيد که از ميان همه آدميان هيچ کس در آن بر شما سبقت نگرفته است؟» برخی از گناهان سابقه ندارد و در آن زمان گناه قوم لوط سابقه نداشت و اولین بار این گروه مبتلا شدند. مبتلای گناهی شده بودند که زشتی آن روشن و ظاهر بود و فطرت و ساختار خلقت آن را تقبیح میکند و تا کنون هم کسی آلوده به آن گناه نشده بود. «إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ؛ آيا شما از روى شهوت، به جاى زنان به سوى مردان مىرويد و با آنان درمىآميزيد؟ ! بلکه شما مردمى تجاوزکاريد»جواب آنها این بود «وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ؛ ولى پاسخ قومش جز اين نبود که گفتند: لوط و پيروانش را از شهرتان بيرون کنيد؛ آنان مردمى هستند که از کردار شما دورى مىکنند و پاکى مىورزند» آنها به این آلودگی مبتلا شدند و در برابر لوط و همفکران لوط قرار گرفتند و آنها را تبعید کردند. لذا خداوند آنها را نجات داد و فرمود: « فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ؛ پس او و خانوادهاش را که تنها ايمان آورندگان به او بودند نجات داديم، بجز همسرش را که از ماندگاران در عذاب بود. و بر آنان عذابى سخت بارانديم؛ پس بنگر که فرجام گنهکاران چگونه بود».
وی ادامه داد: در آیه 160 سوره شعرا خداوند در بیان داستان حضرت لوط میفرماید: « كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ» همانطور که میدانید گاهی چند پیامبر در یک منطقه حضور دارند و کافران همه آنها را تکذیب میکنند، اما در بسیاری موارد اینطور نیست یعنی فقط یک پیامبر برای یک قوم میرود و فقط همان را تکذیب میکنند، اصحاب حجر و قوم لوط از این نمونه هستند. چون حرف یک پیامبر حرف همه انبیاء است لذا «مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ» بین اینها رائج است تنها کتاب و دینی که گذشته از تصدیق هیمنه، سیطره و سلطنت نسبت به کتابهای دیگر دارد قرآن کریم است و همچنین وجود مبارک پیامبر (ص) نسبت به انبیاء دیگر است. از همین رو درباره انبیاء میفرماید: «مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ» اما در مورد پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرماید: «مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ؛» قرآن هیمنه و سلطنت بر سایر کتابها دارد. آن کتابهاتحریف شدهاند و آخرین و ماندگارترین کتاب قرآن کریم است که آنها را باید امضا کند. آنطور نیست که انبیاء دیگر بیش از حد تصدیق، سمت داشته باشند و مهیمن هم باشند، اما وجود مبارک پیامبر اسلام (ص) به برکتی که در قرآن هست و قرآن همراه آن حضرت است هم حرفهای انبیاء و کتب آسمانی دیگر را تصدیق میکند و هم قرآن نسبت به صحف قبلی و هم وجود مبارک حضرت (ص) نسبت به انبیاء پیشین مهیمن است. ولی بالاخره حرف همه پیامبران یکی است و اگر کسی حرف یکی از انبیائ را قبول کرد حرف همه را قبول کرده است و اگر حرف یکی از انبیاء را تکذیب کرد حرف همه انبیاء را تکذیب کرده است چرا که حرف همه آنها توحید است و وحی است و نبوت است و اسرار الهی. بر همین اساس است که در این آیه مرسلین و پیامبران جمع آمده است در حالی که قوم لوط فقط پیامبر خودشان را تکذیب کردند.
آیت الله العظمی جوادی گفت: حضرت لوط به آنها فرمود: « إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ قوم لوط نيز پيامبران را تکذيب کردند، آن گاه که برادرشان لوط به آنان گفت: آيا از عذاب الهى پروا نمىکنيد؟ من براى هدايت شما فرستاده شدهام و در ابلاغ پيام خدا امين و درستکارم. پس از خدا بترسيد و مرا فرمان بريد. من از شما هيچ مزدى بر ابلاغ رسالت خود نمى خواهم؛ مزد من جز برعهده پروردگار جهانها نيست» بدترین آنها را که ذکر میکند این است « أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ» این کار تنها مال شماست در جهان، نه در شرق، نه در غرب و نه در گذشته. هیچ کلب مذکری نیست که با مذکر دیگر جمع شود. وقتی بشر رها شود همین میشود. همین میشود که انسان از حیوان هم بدتر میشود.
وی افزود: زنها، خواهرها، دخترها باید عظمت مقام مادری را بدانند. مکرر خدای سبحان از عظمت خلقت یاد کرد. جایی فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» جای دیگر فرمود: « فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» اینها را کجا انجام داد آیا این نظیر سلولهای بنیادی است که در شیشه و ظرف خاصی که ادراک ندارد خدا احسن الخالقین میشود؟ یا در حوزه نفس مادر این احسن الخالقین را انجام میدهد. اما زن چون علم به علم ندارد این احسن الخالقین را نمیفهمد اما اگر صدیقه طاهره (س) باشد میداند که چه میکند و فرق حضرت با دیگران این است. اینکه از یک نشئهای یک حقیقتی را در مجری فیض خالقیت خودش به نام مادر به کودک میدهد مادر اگر مثل زهرا (س) باشد میفهمد چه خبر است و این نظیر سلول بنیادی نیست که در شیشهای که هیچ ادراک و حسی ندارد، انجام شود. همه شئون و مراحلی که در کودک انجام میگیرد نفس مادر متوجه است منتها مادر علم به علم ندارد. در همین مراحل است که احسن الخالقین خداوند جلوه میکند و نفس مادر است که احسن المخلوقین را تحویل میدهد. این مقام مادر است، این مقام زن است. این قرآن ماست این چنین کتابی است و این طور نیست که ما فقط یک شب قرآن را روی سر ببریم بلکه باید هر شب این کار را بکنیم. این قرآن ماست که عظمت مادر را نشان میدهد.
این مرجع تقلید بیان کرد: این تبارک الله درباره مردها نیست و دلیل اینکه آداب و اخلاق مادر در کودک اثر دارد این است که همه اینها از راه نفس مادر این فیوضات به کودک میرسد. اگر مادر طیب و طاهر باشد، خوش اخلاق باشد در زمان بارداری بد نگوید، بد نبیند، عصبانی نشود و غذای حرام نخورد فرزند صالح به دنیا خواهد آمد. درست است که همه این کارها را خداوند انجام میدهد اما همه اینها با وسایل انجام میگیرد. اگر وقتی به پیامبر فرمود: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ» به هر مادری هم میگوید تو به بار نیاوردی من به بار آوردم اما از راه هستی و دستگاه تو منتها از راه نفس تو، اراده تو، کمالات تو این کار را کردم لذا تمام کمالات مادر در کودک اثر دارد، یعنی فیض الهی به مادر میرسد و در ظرفیت خاص به کودک میدهد و آن مادر هر کمالاتی دارد به فرزند میرسد.
انتهای پیام
