شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

کاهش بودجه‌های بشردوستانه؛ زنگ خطر برای آینده زنان در کشورهای بحران‌زده

شفقنا افغانستان _ سازمان بشردوستانه هالندی «CARE» هشدار داده...

کشته شدن ۳ نفر در پی حادثه ترافیکی در سمنگان

شفقنا افغانستان- یک حادثه رانندگی در ولایت سمنگان شمال...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز از کشورهای همسایه

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

نتیجه مطالعه در بریتانیا: رشد نگران‌کننده استفاده از چت‌بات‌های هوش مصنوعی برای مشاوره پزشکی

شفقنا افغانستان- پزشکان می‌گویند نظرسنجی «بسیار نگران‌کننده» خطر مراجعه...

ندا محمد ندیم: طالبان تحت فرمان هیچ کشوری نیستند

شفقنا افغانستان _ در حالی‌ که نزدیک به پنج...

اداره مبارزه با حوادث از خطر سیلاب و گرمای شدید در افغانستان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ اداره آمادگی مبارزه با حوادث افغانستان...

کشف اجساد دو دختر در کابل؛ افزایش نگرانی‌ها از ناامنی در پایتخت

شفقنا افغانستان- منابع محلی از کشف اجساد دو دختر...

قانون جدید طالبان؛ مشروعیت‌بخشی به ازدواج کودکان

شفقنا افغانستان _ وزارت عدلیه طالبان با نشر مقررات...

استخبارات طالبان در جست‌وجوی اطلاعات مخالفان؛ بازرسی تلفن مهاجران در مرز هرات

شفقنا افغانستان _ منابع محلی می‌گویند نیروهای استخبارات طالبان...

کاخ سفید: ترامپ و شی بر جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران و باز ماندن تنگه هرمز توافق کردند

شفقنا افغانستان- کاخ سفید دیدار روسای‌جمهوری آمریکا و چین...

نگاهی به زندگی مسلمانان روسیه در گفت وگوی شفقنا با دکتر امیراحمدیان: مسلمانان روس تبار به دنبال بازیابی هویت جدید هستند/ روسیه ظرفیت تبدیل به قدرت برتر را ندارد

شفقنا- اسلام دومین دین بزرگ روسیه محسوب می شود و مسلمانان با جمعیتی بین 20 تا 23 میلیون نفر، حدود 10-14 درصد از کل جمعیت این کشور را شامل می شوند. مساجد و سازمان های مخصوص مسلمانان در نقاط مختلف روسیه فعال هستند و مسلمانان اعیاد بزرگ مذهبی را برپا می کنند. حال باید پرسید مسلمانان با این جمعیت قابل توجه، چه نقشی در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روسیه ایفا می کنند؟ آیا مساجد از نهادهای کارکردی و فعال جامعه مسلمانان به شمار می روند یا صرفا جنبه توریستی و نمایشی دارند؟ دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسایل اوراسیا در گفت وگو با شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان) می گوید: دولت روسیه نمی خواهد به مسلمانان قدرت بدهد و نگاه آنها هر چند احترام آمیز ولی تبعیض آلود است. آنها نه تنها پست های مهم و کلیدی، بلکه حتی پست های غیر سیاسی را هم به مسلمانان نمی دهند. او در عین حال معتقد است مسلمانان روسیه با کمک یکدیگر جان گرفته اند و آینده اسلام در روسیه روشن و شفاف است؛ مسلمانان قدرت می گیرند و در ساختار سیاسی و اقتصادی روسیه تاثیر خواهند گذاشت. در زیر مشروح گفت وگوی شفقنا با این پژوهشگر و قفقازشناس را می خوانید:

*پس از فروپاشی شوروی مسلمانان روسیه از فضای خفقان و بسته آن زمان رهایی یافتند و مساجد دوباره فعالیت های خود را از سر گرفتند. اکنون بیش از 7000 مسجد در روسیه وجود دارد و مسلمانان جمعیتی حدود 20 میلیون را به خود اختصاص دادند. با این اوصاف می توان گفت محدودیت فعالیت مسلمانان به عنوان یک اقلیت بزرگ دینی در روسیه کم شده است؟

امیراحمدیان: اجازه بدهید ابتدا اطلاعاتی کلی درباره مسلمانان روسیه خدمتتان عرض کنم. اسلام در روسیه بیش از 1400 سال قدمت دارد. در منطقه «پاولژیه» (سواحل رودخانه ولگا) اسلام تقریبا صد سال جلوتر از گرایش روسیه به شاخه ارتدوکس مسیحیت به عنوان مذهب رسمی وجود داشته است. در حال حاضر اسلام از لحاظ تعداد پیروان، دومین مذهب رسمی روسیه  بعد از ارتدوکس بشمار می آید.

پیروان اسلام شامل تاتارها؛ باشقیرها؛ چچن ها؛ آوارها؛ قزاق ها؛ آذربایجانی ها؛ کاباردین ها؛ دارگین ها؛ کومیک ها؛ اینگوش ها؛ لزگی ها و دیگر اقوام می شود.این در حالیست که بنا به ارزیابی شورای مفتیان روسیه در کشور بیش از 23 میلیون مسلمان از 38 قوم مختلف وجود دارند.

مناطقی که به طور مرسوم اسلام در آنها رواج دارد، مناطق مرکزی و جنوبی «پریولژیه»(پيرامون ولگا)، قفقاز شمالی و سیبری هستند. علاوه بر این مسلمانان در مسکو، سن پترزبورگ و دیگر شهر های بزرگ نیز سکونت دارند. بنا به گزارش اداره دینی مسلمانان در بخش اروپایی روسیه، در استان مسکو بیش از 3 میلیون مسلمان و در خود شهر مسکو در حدود یک و نیم تا دو میلیون نفر مسلمان سکونت دارند.

مسلمانان روسیه اکثرا از اهل تسنن (شاخه های حنفی و شافعی) هستند. در «پریولژیه» داخل روسیه و سیبری اکثر مسلمانان از شاخه حنفی و در قفقاز (به غیر از آذربایجانی ها) شافعی هستند. پیروان شاخه های حنبلی بسیار کم و از شاخه مالکی تقریبا وجود ندارد. اکثر شیعه های جعفری را آذربایجانی ها (در حدود دو میلیون نفر) تشکیل می دهند. به غیر از این در شمال قفقاز چندین مسلک صوفیه نیز وجود دارد.

اداره دینی مسلمانان روسیه که وظیفه رهبری امت مسلمان روسیه را بر عهده دارد، برای اولین بار در زمان امپراتوری کاترین دوم در قرن 18 میلادی تاسیس شد. اولین آن توسط حکم عالی کاترین در تاریخ 22 سپتامبر سال 1788 میلادی تحت عنوان «مجمع دینی قوانین محمدی» شهر «اوفا»، صادر شد. مراسم افتتاح این مجمع در تاریخ 4 دسامبر سال 1789 انجام شد.

طی ده سال گذشته احیای اسلام در روسیه با احداث مساجدی (در سال 2001 تعداد آنها بیش از 4 هزار مسجد بوده است) به صورت فعالی جریان داشته است. در شهر مسکو شش مسجد فعال هستند که طی سال های آینده قرار است 11 مسجد دیگر نیز احداث شوند.

تعداد متقاضیان سفر حج نیز رو به افزایش است.

اما بازگردیم به پرسش شما. تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی اصطلاحی به نام «مسلمانان شوروی» وجود داشت. اکنون این ساختار فروپاشیده است و حالا باید از «مسلمانان روسیه» نام ببریم. یعنی بیشتر مسلمانانی که در قلمرو شوروی زندگی می کردند، خارج از روسیه قرار گرفتند. این نشان می دهد قلمروی مسلمانان در شوروی آن زمان، عمدتا قلمروهایی بوده است که روس ها آن سرزمین را اشغال کرده بودند. یعنی تصرفات روسیه در آسیای مرکزی (یا همان ماوراء النهر اسلامی) و قفقاز بوده است که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی این متصرفات مستقل شدند. مثلا آن زمان تاشکند به ویژه ازبکستان، بخارا و مدرسه میر عرب، مرکز آموزش دینی مسلمانان شوروی بوده است. بسیاری از رهبران مذهبی اسلامی در اين مراکز آموزش دیده بودند. به روسیه برگردیم، روسیه بعد از فروپاشی شوروی نیز با جمعیت قابل توجهی از مسلمانان مواجه شده است که در درون فدراسیون روسیه زندگی می کنند و شهروند روسیه هستند. در درون فدراسیون روسیه این مسلمانان دارای ویژگی هایی هستند که منحصر به خود سرزمین روسیه است. یعنی مردمانی زندگی می کنند که زمانی امپراتور روسیه ایوان مخوف دو قسمت از این سرزمین را به زور و با سرکوب وحشیانه تصرف کرد. یکی خانات قازان در تاتارستان (که در سال 1556 تصرف شد) و دیگری خانات آستاراخان(که در سال 1554 به تصرف روسها درآمد) و سپس روسها با خشونتی که علیه مسلمانان قفقاز شمالی روا داشتند، در قرن اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 میلادی، سرزمینهای اسلامی را تصرف کردند و قفقاز را از پیکره ایران جدا کردند. آنها این سرزمین ها را با تحمیل معاهدات تحمیلی گلستان(1813) و ترکمنچای(سال 1828 میلادی) با دسیسه امپراتوری بریتانیا، متصرف شدند.

در روسیه مسلمانان هم به صورت پراکنده در بین روس ها زندگی می کنند و هم به طور مجتمع در جایی که فقط مسلمان هستند. در سیبری در قلمروی بسیار وسیعی که حدود 9 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد (البته در سیبری غربی) تعداد زیادی از مسلمانان روسیه در بین دیگر اقوام ساکن در این سرزمین زندگی می کنند. البته روس ها این سرزمین آسیایی را طی سده ها تصرف و در آنجا ساکن شده اند. مسلمانان سیبری عمدتا ترک زبان و از تاتارها  هستند و برای خودشان قلمروهایی دارند. سیبری، منطقه ولگا و قفقاز سه مرکز عمده مسلمانان روسیه است. اصولا در دوره شوروی تبلیغ می کردند تا انسانی به نام «انسان سویِتی»، با ایدئولوژی کمونیستی بسازند. این انسان سویِتی فارغ از نژاد و مذهب و فقط تحت ایدئولوژی کمونیسم می خواست زندگی کند بنابراین روس ها را جوامع غیرروس ادغام کردند و مکان های مختلف را از یکدست بودن بیرون آوردند تا بتوانند اعمال نفوذ کنند بنابراین مسلمانان با مسیحیان ازدواج کردند، هم مرد مسلمان با زن روس و هم زن مسلمان با مرد روس یعنی در خانواده ها دیده می شد که زن و شوهر هرکدام دین جداگانه دارند. نکته اساسی اینجاست که در سرشماری های جمعیتی روسیه دین و مذهب شهروندان پرسش نمی شود. بنابراین آمار دقیقی از تعداد شهروندان مسلمان روسیه در دست نیست. با بهره گیری از آمار تعداد جمعیت های ساکن در مناطق مسلمان و ترکیب قومی مردم، تخمین می زنند که در کل روسیه حدود 25-30 میلیون نفر مسلمان زندگی می کند.

*یعنی اکنون در سرشماری ها مذهب مسلمانان و در نتیجه تعداد آنها در نظر گرفته نمی شود؟

امیراحمدیان: خیر. دین و مذهب را نمی پرسند، زیرا کشوری که غیردینی و لاییک است و دین از سیاست جداست، نمی خواهد بگوید چه مقدار جمعیت و از چه دینی دارد، زیرا تبلیغ دینی به هر صورت ممنوع است. مانند جمهوری آذربایجان. بنابراین آمار واقعی از تعداد مسلمانان روسیه وجود ندارد، ولی آمار از ملیت ها یا قومیت ها موجود است. مثلا اینکه چند نفر چچن یا تاتار هستند، هر چند همه تاتارها مسلمان نیستند ولی همه چچن ها مسلمان هستند. اگر اینها را روی هم بگذاریم می گویند بین 15 تا 25 میلیون نفر، جمعیت مسلمانان روسیه است. ولی آیا می شود 10 میلیون اختلاف وجود داشته باشد؟ پس این آمارهایی که راجع به مسلمانان می دهند براساس قومیت ها می دهند. غیراسلاویی هایی که فکر می کنیم مسلمان باشند و دینی غیر از مسیحیت داشته باشند تا 23 میلیون تخمین زده می شود. یک مشکلی که برای مردم هست هویت آنهاست. بالاخره آنها بگویند که روس هستند یا مسلمان یا تاتار؟

*منظورتان این است که شهروندان در ابراز هویت خود مشکل دارند؟

امیراحمدیان: خیر. در ابراز هویت مشکل ندارند. در روسیه وقتی می پرسند تو کیستی؟ بستگی به ماهیت و هویت قومی و سرزمینی فردی دارد که مورد سوال قرار گرفته است. اصولا مسلمانان دوست دارند که بگویند مسلمان هستند. هر چند اگر در خارج از روسیه مورد سوال قرار گیرند خواهند گفت که شهروند روسیه هستند، ولی در داخل مرزهای فدراسیون روسیه، همان طور که گفتم، مسلمان بودن بر دیگر شاخص های هویتی، برای مسلمانان ارزشمندتر است. علامت این هویت گفتن «سلام علیکم» است.

*در ابراز هویت دینی چطور ؟

امیراحمدیان: برای ابراز دین خود هم مشکلی ندارند. البته فقط مسلمان بودن شرط نیست، اینکه فرد پایبند باشد که مسجد برود هم مهم است. در آمارها مشخص شده است، بسیاری با آنکه مسلمان هستند ولی ماهی یک بار هم مسجد نمی روند. در روسیه شاخصه مسلمان بودن رفتن به مسجد است. اینکه فرد به این نهاد سر بزند و با ساختارها آشنا شود، سوال کند و جواب بگیرد و با دیگر مسلمانان مراوده داشته باشد. این نکته اساسی است. حال که تعداد جمعیت مسلمان در حال افزایش است، نوعی «مسلمان هراسی» در دولت روسیه پیش می آید. هر نوع انفجار و حمله انتحاری را به مسلمانان نسبت می دهند. از آنجا که جمعیت مسلمان رشد بسیار بیشتری نسبت به  جمعیت اسلاو دارد و جمعیت اسلاو رشد منفی دارد، آنها از رشد مسلمانان واهمه دارند. در بین روس ها نرخ ازدواج پایین است ازدواج غیرقانونی و غیردینی و بدون ثبت شدن نیز در حال رشد است. اگر فرزند نامشروعی زاده می شود او را رها می کنند. بنابراین جمعیت اسلاوها رشد منفی دارد، اما جمعیت مسلمانان با نرخ بسیار بالایی رشد می کند. از بین 140 میلیون نفری که در روسیه زندگی می کنند، می توان گفت 25 میلیون مسلمان هستند.

*مسلمانان روسیه هیچ وقت پیگیری نکردند چرا در سرشماری ها، دین آنها را حساب نمی کنند تا تعداد واقعی آنها معلوم شود؟ آیا پیگیری از طریق سازمان های اسلامی روسیه انجام می شود؟

امیراحمدیان: این مشکل در بسیاری کشورها مشاهده می شود. در ایران وقتی دین پرسیده می شود از مذهب شیعه و سنی سوالی نمی شود. در برابر، مسیحی، زرتشتی و یهودی نیز پرسش می شود و این جزو سرشماری هاست. در روسیه قومیت پرسیده می شود. وقتی از ملیت می گوییم به داخل مرزهای کشور برمی گردد، با توجه به تعداد قومیت های مسلمان مانند تاتارها، چچن ها، اینگوشتی ها، داغستانی ها و . . . می توان حدس زد که چه تعداد مسلمان وجود دارد، مهم آن هویت است. در آرم دولتی روسیه قسمتی که عقاب و کُره است، در دست عقاب دوسر و سمبل ها، صلیب است که نشان دهنده کشور مسیحی است و مسلمانان به این اعتراض دارند و می گویند اینجا یک کشور صرفا مسیحی نیست. اگر 25میلیون از 140 میلیون را در نظر بگیرید حدود 18 درصد مسلمان هستند. به تنهایی این تعداد مسلمان به اندازه جمعیت چند کشور مسلمان کوچک است. در هندوستان نیز حدود 12درصد از جمعیت، مسلمان است و این حدود 150 میلیون جمعیت می شود. یعنی بزرگترین جمعیت مسلمان جهان در یک کشور غیر مسلمان، یعنی هندوستان است، ولی کشور اسلامی نیست. بنابراین در روسیه هم تعداد زیادی جمعیت مسلمان زندگی می کنند ولی کشور اسلامی نیست. بنابراین آنها دنبال هویت هستند. حالا در روسیه این جمعیت بعد از فروپاشی اتحاد شوروی فضایی یافته است و کوشش دارد به هویت خویشتن خویش بازگشته و رشد کند. مناطقی که مسلمانان در آن سکونت دارند، مناطق بسیار مستعد و ثروتمند روسیه است. مسلمانان زیادی در سیبری هستند که نفت و گاز تمام روسیه و اروپا از آنجا تامین می شود، قفقاز شمالی در داخل فدراسیون روسیه هم از مناطق توریستی، کوهستانی و نفت خیز است مانند چچن، و آدیغه و این مناطق ثروتمند هستند؛ ولی نکته اساسی در این است که دولت روسیه نمی خواهد به مسلمانان قدرت بدهد. یعنی به عنوان اینکه آنها هم شهروند روس هستند به آنها نگاه نمی کند. اصولا نگاه آنها هر چند احترام آمیز است ولی تبعیض آلود است. در بین مقامات روسیه فرد مسلمان بسیار کم است، با اینکه مسلمانان هم مستعد هستند. به نوعی روسها مسلمانان را شهروند درجه دو می دانند. نه تنها پستهای مهم و کلیدی، بلکه حتی پستهای غیر سیاسی را هم به مسلمانان نمی دهند. اقلیت بودن مسلمانان، که هم از نظر جمعیتی و هم فرهنگی است، آنها را ناخرسند می سازد.

*همانطور که اشاره کردید در ظاهر رفتار دولت روسیه در قبال مسلمانان رفتار خوبی است و مسلمانان روسیه فضای خوبی برای فعالیت دارند. آنها اعیاد بزرگ عید قربان و فطر را برگزار می کنند آقای پوتین و مدودف به مساجد مسلمانان می روند و با علما صحبت می کنند اما به نظر می رسد مسلمانان هنوز به جایگاه های سیاسی در روسیه دست پیدا نکردند. در بین سال‌های ۱۹۹۹-۲۰۰۳ از میان  ۴۵۰ نماینده مجلس دوما تنها ۳۳ نفر از آنان مسلمان بودند. این تناقض به چه علت است؟

امیراحمدیان: طبیعی است که تعداد نمایندگان مسلمان از نظر ترکیب و نسبت کم باشند. همان طور که گفتم مسلمانان از قدرت لازم برخوردار نیستند. اگر چه مسلمانان تقریبا 18 درصد از جمعیت را تشکیل می دهند ولی سهم نمایندگان مسلمان از تعداد کرسی ها بر اساس آماری که شما می دهید می شود 7 درصد و این رقم ناچیزی است اگر بر اساس تعداد جمعیت و نسبت آن بود باید در این مجلس 80 نفر نماینده مسلمان در مجلس دوما عضویت داشته باشد و کرسی های قانونگذاری را در اختیار داشته باشد.

روسيه دارای دو مجلس قانونگذاری است یکی به نام دومای دولتی که همان مجلس سفلی است و دیگری شورای فدراسیون که همان مجلس سناست. دومای دولتی دارای 450 کرسی است. شورای فدراسیون مرکب است از 170 کرسی که از هر واحد سیاسی دو نفر نماینده در آن حضور دارد. از هر یک از جمهوری های خودمختار و واحدهای منطقه فدرال دو نفر نماینده از سوی دولت فدرال به شورای فدراسیون مامور می شود. یکی رییس اجرایی آن شهر و منطقه است، یکی هم رییس دستگاه قضا. این دو نفر آنجا می روند، یعنی اگر آن منطقه مسلمان باشد، آنها می روند در شورای فدراسیون ولی به عنوان مسلمان نمی روند، چون دین از سیاست جداست. نمایندگان دومای دولتی توسط مردم انتخاب می شوند. در شورای فدراسیون که از هر واحد سیاسی دو نفر منصوب می شوند در مقام اجرایی هستند و چون مسلمانان در پست های کلیدی قرار ندارند، بنابراین در شورای فدراسیون نیز تعداد آنها کم است و نسبت آنها به روسها اندک خواهد بود. بنابراین به نظر می رسد دولت روسیه از مسلمانان واهمه دارد.

جمهوری داغستان در قفقاز شمالی در ترکیب فدراسیون روسیه با جمهوری آذربایجان هم مرز است. یعنی جنوب غربی روسیه متصل به آذربایجان است که از آنجا راه زمینی به ایران دارد. یعنی اگر از داخل خاک آذربایجان عبور کنیم می توانیم وارد فدراسیون روسیه شویم. اما این مرز را برای ایرانیان بسته اند، این مورد از آغاز جنگ چچن از سال 1993 اعمال می شود. یعنی از ایران واهمه دارند و در صدور ویزا به ایرانیان هم سخت می گیرند و بدون دعوتنامه رسمی ویزا صادر نمی کنند. در حالی که ادعا دارند دوست نزدیک ایران هستند.

مسلمانان روسیه عمدتا در مناطقی مثل تاتارستان متمرکز شده اند که ثروتمند است، دشت های وسیع، رود بزرگ ولگا، منابع نفت و گاز، در این منطقه است. البته در مناطقی هم مسلمانان ضعیف هستند و از ثروت دور افتادند. علاوه بر مناطقی در کنار ولگا، در قفقاز شمالی مثل داغستان، چچن، اینگوشتیا، اوستیای شمالی، قره چای- چرکس، آدیغه و بطور کلی در هفت جمهوری خودمختار روسیه در قفقاز شمالی نیز مسلمانان حضور دارند. روس ها هم آنجا هستند، در برخی واحدهای سیاسی تعداد جمعیت مسلمانان نسبت به روس ها کمتر است، اما بهرحال جمعیت مسلمانان چشمگیر است. مناطقی که در قلمروی اسلامی هستند، چون با جمهوری آذربایجان ارتباط دارند، از آنجا هم می توانند با ایران ارتباط داشته باشند. مناطق دیگری در ولگا و در سیبری هست که مسلمانان از قلمروهای اسلامی دور افتاده اند زیرا مسافت دور است. در مناطقی مسلمانان در کنار مسیحیان زندگی می کنند. من به این مناطق سفر کردم و در سیبری در نماز جمعه شرکت کردم. مسلمانان در آنجا عمدتا حنفی هستند و وقتی نماز خواندیم من رفتم و با امام جمعه صحبت کردم، گفتم ایرانی هستم و هیچ عکس العملی نداشتند. در صورتی که اگر در ازبکستان یا جای دیگر بگویید ایرانی هستید، متقابلا ابراز احساسات می کنند ولی در سیبری بی تفاوت بودند. البته خود روس ها هم انسان های سردی هستند، حال به خاطر سرزمین یا هر چیز دیگر. بنابراین روس ها در برابر مسلمانان در خوف و رجا زندگی می کنند. در خوف اینکه با مسلمانان چگونه برخورد کنند. راوی عین الدین رهبر مسلمانان روسیه سوال کرده است، اگر ما هستیم پس مسلمانیم. ما در کشوری زندگی می کنیم که سرزمین ماست، پس چرا علایمی از مسلمانی ما در آرم دولتی روسیه نیست؟ حتی ایشان ادعا می کرده که بایستی در سمبل دولتی و هم در سرود ملی نامی از مسلمانان برده شود. بنابراین مسلمانان برای خود تشکیلات منسجمی درست می کنند که نوعی وحدت به آنها می دهد. در شهر های مسکو و سن پترزبورگ و برخی دیگر از شهرها جمعتی قابل توجهی از  مسلمانان زندگی می کنند. در مسکو بیش از 1.5 میلیون نفر مسلمان زندگی می کند. هم مسلمانان روس تبار و هم مسلمانانی که از جمهوری های مسلمان نشین اتحاد شوروی سابق و بویژه از تاجیکستان آمده اند. مسلمانان هم مساجد زیادی دارند، در مسکو قرار شده است تعداد مساجد به بیش از 10 باب برسد. بنابراین دولت روسیه به قدرت مسلمانان هم به عنوان یک فرصت و هم یک تهدید می نگرد. فرصت از این لحاظ که بگوید من جمعیت مسلمان دارم و در سازمان همکاری های اسلامی به عنوان عضو ناظر پذیرفته شود. کشوری مانند بحرین که 2 میلیون جمعیت دارد عضو سازمان کنفرانس اسلامی است و روسیه با 25 میلیون جمعیت مسلمان عضو ناظر، پس طبیعتا آن کشور هم باید عضو باشد، اما چون دین اکثریت مسیحی است و اسلام دین اقلیت است عضو ناظر است ولی بهرحال از آن استفاده می کند. حال این مسلمانان برای اعمال حج به عربستان می روند. آنها در مکه به عنوان یک شهروند روس معرفی می شوند. یعنی توجه مسلمانان را جلب می کنند که در روسیه هم به مسلمانان اجازه دینداری می دهند. سالی حدود 25 هزار نفر به مکه می روند، در اثنای این سفرها می توانند خود و روسیه را مطرح و تبلیغ کنند و روسیه با وجود مسلمانان کمی که دارد می تواند با کشورهای مسلمان رابطه برقرار کند. اینکه آقای پوتین به کشورهای اسلامی سفر می کند و رابطه اش را با ایران به عنوان کشور مسلمان تاثیرگذار تقویت می کند و افزایش می دهد و می تواند از مسلمانان خودش از این جهت استفاده کند.

*آقای دکتر این تعداد زیاد مساجد در روسیه چه کارکردهایی دارد؟ آیا صرفا کارکرد توریستی دارند یا در نشر معلومات دینی نقش ایفا می کنند؟

امیراحمدیان: بله سوال بسیار خوبی است. در روسیه به جهت اینکه یک کشور مسلمان نیست، مساجد برای ایفای نقش و عمدتا از طرف مردم ساخته می شوند. یعنی فقط کارکردی هستند و نمی توانند نمایشی باشند. البته دولت روسیه کمک کرده است و مساجد باشکوهی در چچن در گروزنی است. البته ترک های ترکیه کمک زیادی کردند و مسجد قل شریف در قازان تاتارستان بزرگترین مسجد اروپاست. ساخت آن در 1964 شروع شد و در 2005 بهره برداری شد، یعنی 10 سال ساخت آن طول کشیده است. در مسکو هم مساجد زیبایی است که جنبه کارکردی دارد ولی در عین حال با شکوه و زیباست. در مساجد درس می خوانند، طلبه ها حضور دارند، سازمان ها و صندوق های خیریه وجود دارند. کارکرد مساجد روسیه بیشتر از مساجدی است که در درون خود کشورهای اسلامی است و به عنوان یک پایگاه محسوب می شود. برای نمونه عرض می کنم من در مسجدی به زاگرب در کرواسی رفتم. آن مسجد مرکز تجمع مسلمانان بود و فعالیت های اجتماعی و سیاسی و مذهبی و فرهنگی داشت. در روسیه هم همینطور، مساجد کارکرد وسیعی دارند و هر چه هم افزوده می شوند؛ مسلمانان بیشتری جذب می شوند.

*این تعداد مسجد با سرعت رشد اسلام در روسیه انطباق دارد؟ اگر سرعت رشد اسلام در اروپا را با توجه به تعداد مساجد مقایسه کنیم به این نتیجه می رسیم. نظر شما؟

امیراحمدیان: در آنجا مسجد برای رشد اسلام نیست. بلکه برای برآورده کردن نیازهای دینی و فرهنگی و هم اقتصادی مسلمانان است. رشد تعداد مساجد سبب رشد تعداد مسلمانان نمی شود. بلکه رشد تعداد مسلمانان است که سبب افزایش تعداد مساجد می شود.

* منظورم صرفا مسلمان شدن نیست، بلکه افزایش آگاهی دینی هم هست…

امیراحمدیان: با افزایش جمعیت مسلمانان طبیعی است که این مساجد ساخته شده کفاف نخواهد داد. مثلا برای نمازهای جمعه، اعیاد قربان و فطر چندین گزارش مستند از مسکو است که به سبب تعداد زیاد مسلمانان شرکت کننده، سرریز نمازگزاران مساجد به خیابانها کشیده شده است. البته در اندیشه های اسلامی آمده است که این نمازها در فضای باز خوانده شود. در آنجا که مسلمانان تعدادشان رشد می کند؛ مسجد هم رشد می کند. یعنی برای نیاز مسلمانان مسجد می سازند نه اینکه اول مسجد بسازند بعد ببینند مردم به آنجا می آیند یا نه. پس مساجد ارتباط مستقیم پیدا می کنند با رشد مسلمانان، یعنی رشد مسلمانان موجب رشد مساجد می شود نه رشد مساجد، موجب رشد مسلمانان. در جاهایی هست که کسی به مسجد نمی رود. در جایی مساجد تزیینی است و زیبایی دارد، ولی در کشورهای اهل تسنن مانند ترکیه، وقتی به استانبول بروید مساجد همیشه مملو از جمعیت نمازگزار در 5 وعده نماز است. در روسیه هم اینطور است، مساجد کارکرد خوبی دارند. وقتی من به اطراف ولگا رفتم دیدم مساجد خیلی حرمت داشتند. البته در مناطق دورافتاده مساجد فقیر هستند که تعداد مسلمانان اندک است، ولی در شهرهای صنعتی و ثروتمند مثل قازان مساجد امکانات خوبی دارند.

*عده ای معتقدند به خاطر وقفه 70 ساله ای که از سال 1917 تا اوایل 1980 پس از فروپاشی تزارها و انقلاب سوسیالیستی در جامعه مسلمانان روس در فعالیت های دینی به وجود آمد و همین موجب عقب ماندن مسلمانان روسیه از افزایش دانش و معرفت دینی و از طرف دیگر حقوق آنها شد. اکنون سازمان هایی مانند «شوراي مفتيان روسيه»، «اداره ديني مرکزي مسلمانان» و تعداد دیگری گروه ها مدعی دفاع از حقوق مسلمانان هستند. این سازمان ها چقدر توانستند در افزایش معلومات دینی و احقاق حقوق مسلمانان روسیه موفق عمل کنند؟ آیا با محدودیت روبرو هستند؟

امیراحمدیان: بله بعد از فروپاشی اتحاد شوروی برای مسلمانان نهادسازی شده است. در دوره شوروی آنها که مسلمان بودند تقیه می کردند و نمی توانستند بگویند مسلمان هستند و تنها دین خود را حفظ کرده بودند. اسلام در روسیه و دیگر کشورهای اتحاد شوروی سابق، کاملا با آنچه در کشورهای مسلمان بوده، متفاوت است. اینطور نیست که همه مسلمانان، مقید به رعایت تمام شعائر دینی باشند. مثلا برخی مسلمانان مشروب می خورند و شعائر دینی را انجام نمی دهند، ولی اسما مسلمان هستند. ببینید مسلمان بودن با مومن بودن متفاوت است. در روسیه حکما این دو بر هم منطبق نیستند. در کشورهای اسلامی هم همینطور. بعضی ها از پدر و مادر مسلمان زاده شدند و خودشان برای دین تحقیق نکردند. یعنی به مصداق آیه « فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» نبودند. چون پدر مسلمان بوده، او هم مسلمان شده است و از رفتار پدر الگو گرفته. حالا اتحاد شوروی فروپاشیده و نسل جدید سابقه دین زدایی را ندیده است. در فضایی است که دین بالنده است بسیار بهتر از پدران خود می توانند دینداری کنند، اما تحت تاثیر جامعه قرار گرفته اند. زیرا آن پدر است که به فرزندش بگوید چطور دین را نگه دارد و نماز را چگونه بخواند و شعایر را چگونه انجام دهد. اگر پدر نماز نمی خوانده، فرزندش هم مانند خودش می شود. بنابراین ما هیچ اطلاعی در دست نداریم، ولی می دانیم مسلمانان در حال گذراندن یک بازیابی هویت جدید هستند و با سربلندی هم می گویند مسلمان هستند. همین که می گویند مسلمان  هستند، همین که می گویند پدرشان هم مسلمان بوده است و خودشان هم پایبند به شعائر دینی هستند، همه اینها جنبه های مثبتی است. همه کسانی هم که در مورد مسایل دینی کار کردند، ولو آدم هایی که ما از آنها انتقاد می کنیم بر این نکته واقفند. مثلا در ایران از شیخ الاسلام الله شکور پاشازاده رهبر مسلمانان جمهوری آذربایجان و شیعیان قفقاز انتقاد می کنند، او می گوید من در شوروی اسلام را نگه داشتم همینکه آنجا اسلام زنده مانده است، مساجد پابرجاست و مسلمانان پایبند دین هستند، اعیاد برگزار می کنند، روزه می گیرند، افطاری می دهند و قربانی می کنند ارزشمند است. به نظرمن اگر دولتهای دیگر مانند عربستان، ترکیه و ایران که قدرتهای منطقه ای هستند بخواهند در روسیه و در بین مسلمانان ورود کنند؛ رو در روی هم قرار می گیرند. چون ایران شیعی است می خواهد در آنجا تشیع را تبلیغ کند، آنها حنفی یا شافعی و حنبلی هستند و تشیع هم فقط در بخشی از داغستان در شهر دربند است. به همین سبب است که اگر مسلمانان روسیه به حال خودشان باشند، ما باید در روسیه در بین مسلمانان با فرهنگ، ادبیات فارسی، هنر، موسیقی، نقاشی، صنایع دستی و خاتم کاری و علوم و معرفی موسسات علمی و پیشرفتهای فناوری و علمی ایران وارد شویم و در نتیجه آنها را به سمت خود جلب کنیم. وقتی جلب کردیم و به ما نزدیک شدند آرام آرام با ما همفکری پیدا می کنند. به نظر من می رسد اگر آنها را به حال خودشان بگذاریم نفوذ ما بیشتر است تا اینکه بخواهیم تبلیغ دینی بکنیم، چون آنوقت در تضاد با آنها قرار می گیریم و با اهل تسنن رقابت می کنیم. گفتم که آنها شافعی هستند و ترکیه هم شافعی هستند.

*به نظر می رسد مسلمانان روسیه اعم از شیعه و اهل تسنن توانستند در کنار یکدیگر بدون اختلافات شدید مانند آنچه در برخی کشورهای اسلامی دیده می شود زندگی کنند. چرا و چگونه این دو جریان مذهبی در روسیه توانستند در کنار یکدیگر همزیستی به دور از اختلافات مذهبی داشته باشند؟

امیراحمدیان: شیعیان عموما در داغستان و در شهر دربند که آذری هم هستند و بخشی از فرهنگ آذربایجانی شمرده می شود، متمرکز هستند. در بین اهل تسنن بین شافعی ها و حنفی ها اختلافاتی وجود دارد. شافعی ها به شیعه نزدیک هستند، ولی حنفی ها نیستند. بنابراین به نوعی بر سر باورهای دینی با هم اختلاف دارند، اما این اختلافات دینی به آن شدت نیست و به هرحال اختلاف بین مذاهب اسلامی وجود دارد و مرکز تقریب مذاهب اسلامی برای نزدیک کردن مذاهب است و البته هر سال هم یک کنفرانس وحدت اسلامی برپا می شود اما بین مسلمانان وحدت ایجاد نمی شود. به نظرم وقتی یکسال کنفرانس برپا می شود و نتیجه نمی دهد برپا کردن آن در سال بعد بی فایده است و تنها هزینه ایجاد می کند. شاید وقتی ایران خود را به عنوان ام القرای اسلامی مطرح می کند بیشتر دافعه ایجاد می کند و از این مقوله نمی توانیم منافع ملی خودمان را دنبال کنیم. بهترین راه این است که سکوت کنیم. وقتی اعلام می کنیم ما ام القرای اسلام هستیم این برای آنها بدین معنی است که شما نروید مکه یا نجف، شما نروید به الازهر، بیایید ایران. زیرا وقتی اینها می خواهند در مراتب عالی علوم اسلامی تحصیل کنند یا به مدرسه میرعرب در بخارا می روند که مرکز اسلامی بزرگی است یا بیشتر به الازهر در قاهره مصر یا در عربستان می روند بنابراین اگر می خواهیم جمعیت مسلمان در حال افزایش روسیه از ما تاثیر بگیرد، باید با درایت کار شود. با توجه به اینکه جمعیت اسلاو رشد منفی دارد و جمعیت مسلمانان رشد فزاینده دارد، احتمال دارد در 50-60 سال آینده روسیه یک کشور با اکثریت جمعیت مسلمان شود و روسیه این تهدید را می فهمد و به همین سبب در سیاست های جمعیتی خود ازدواج را تشویق کرده است و برای هر زایمان دولت تا 1000دلار پول می دهد تا تعداد اسلاوها و مسیحیان ارتدوکس زیاد شود. شاید ترس دولت از جمعیت مسلمان نباشد، بلکه ترسش از تهدید دیگر ادیان است که در روسیه کلیسای ارتدوکس را متوجه می کند و کلیسای ارتدوکس قبلا یک کلیسای وابسته به دربار بود و حالا وابسته به کرملین است.

*اکنون موج افراط گرایی و وهابی گری به جمهوری های خودمختار روسیه، مانند داغستان و چچن رسیده است. چه اتفاقی افتاد که این مناطق نیز درگیر پدیده افراط گرایی شدند و روسیه چقدر در سرکوب این گروه ها موفق عمل کرده است؟

امیراحمدیان: آنجا مسلمانان در اقلیت قرار گرفتند. در این واحدهای سیاسی روس ها را اسکان دادند تا ترکیب جمعیتی و دینی را تغییر دهند. طبیعی است که روس ها به مسلمانان به عنوان اقلیت دینی نگاه می کنند. روس ها بسیار مغرور، خودبین، خودمحور و خودشیفته هستند. بنابراین نمی توانند ببینند که جمعیت غیرروس برتری داشته باشند. در نتیجه جمعیت اقلیت دینی تحت فشار و سرکوب قرار می گیرد و راه نجاتی می خواهد که آن را بعضا افراط گرایی می یابد. آن جمعیت وقتی ببیند کسانی تبلیغ می کنند و می گویند شما مسلمانان موقعیت خود را از دست داده اید، جذب گروه های تندرو می شوند. نکته اساسی هم قلمروخواهی است. روس ها در اصل ساکنان و باشندگان این سرزمین ها نبوده اند، برای مثال اکنون روس ها در سرزمین های اسلامی در قفقاز شمالی یا در در سیبری در بخش آسیایی روسیه هستند. آنها با اشغال سرزمین های مسلمانان در آسیای و سرکوب و کشتار مسلمانان حضور داشتند، که اکنون این سرزمین ها مستقل شده اند. در قفقاز نیز همه این سرزمین ها، قلمرو اسلامی بودند که روس ها با سرکوب مسلمانان آن سرزمین ها را اشغال کردند و در آنجا اسکان یافتند؛ مثلا داستانی که تولستوی به نام «حاجی مراد»، نوشته است و داستان «قزاقان» در این زمینه هاست که در تمام مناطق قفقاز و ولگا، روس ها می خواهند پیشروی کنند و با مسلمانان برخورد می کنند و بعد آنها را مقهور خود کردند و به عنوان برده خود در نظر گرفتند. به همین سبب یک تنفر در بین مسلمانان نسبت به روس ها موجود است و هنوز هم ریشه دارد. در قرن 16 میلادی همزمان با صفویه در ایران، ایوان گروزنی- ایوان مخوف حمله کرد و سرزمین های اسلامی، خانات قازان و آستاراخان را گرفت و مردم را به شدت سرکوب کرد و مسلمانان را به زور مسیحی کرد. روس ها علاقه مند نیستند که مسلمانان جان بگیرند و در جامعه نقش داشته باشند و این یک مشی سیاسی است. اگر هم در ظاهر بگویند اینطور نیست، اما عملکردشان این را نشان می دهد. کدام وزیر، نخست وزیر و رییس جمهور از بین مسلمانان انتخاب شد؟ در این بین گروه های نفوذی در داخل می آیند تا این خلا را پر کنند و آن مسلمانان افراطی هستند و به آنها کمک می کنند و می گویند برو بجنگ اینجا سرزمین تو را اشغال کرده اند. دولت عربستان ادعا می کند، در این زمینه پولی هزینه نمی کند و اینها خودشان تبلیغ می کنند و مسلمانان خودشان از ساختارهای اسلامی مانند خمس و زکات اینجا خرج می کنند. آقای پوتین در جریان حملات تروریستی اوایل سال 2014 میلادی در ولگاگراد که قبل از المپیک سوچی اتفاق افتاد، تهدید کرده بود که عربستان را سرکوب نظامی خواهد کرد و من نوشتم که این تهدید یک طبل توخالی است. او نمی تواند کشوری را به اتهام واهی تهدید کند زیرا این بمب گذاران، ادعا می کنند بیوه های سیاه پوش هستند. بیوه هایی که شوهران آنها در چچن کشته شدند و لباس سیاه می پوشند و این جنایت را انجام می دهند و از طرف عربستان حمایت می شوند و این موجب خشم روسیه شده است بنابراین رشد افراط گرایی در مناطقی اتفاق افتاد که جمعیت روس یا دولت روسیه فشار بیشتری بر مردم وارد آورده بود؛ مثلا چچن راه حل نظامی نداشت اگر راه حل نظامی نداشت چرا یک دهه جنگ کردند؟ در جمهوری داغستان هم افراط گرایی رشد کرده است. قفقاز شمالی هیچگاه آرام نبوده است. چچن خواهان استقلال است ولی روس ها آنها را سرکوب می کنند. چون مسلمان هستند، در حالی که روسیه از اسقلال آبخازیا، اوستیای جنوبی(در ترکیب حاکمیتی جمهوری گرجستان) و قره باغ(در ترکیب حاکمیتی جمهوری آذربایجان) حمایت می کند، چون آنها مسیحی هستند.

*اگر روسیه به همین قدرت خواهی در جهان ادامه دهد رویکردش به مسلمان ها چگونه خواهد بود؟ چون از یک طرف مسلمانان را در چچن می کشد و از طرف دیگر در کشور خود به آنها فضای فعالیت می دهد.

امیراحمدیان: بزرگترین اشتباه تاریخ در دوره جنگ سرد این بود که شوروی را به عنوان ابرقدرت مطرح کردند. آنها یک قدرت نبودند، وقتی شوروی فروپاشید، معلوم شد که چقدر بنیان های ضعیفی دارد. در حال حاضر روسیه با 140 میلیون جمعیت تولید ناخالص داخلی این کشور 1800میلیارد دلار است، در مقابل امریکا که تولید ناخالص داخلی آن که سالانه 15000میلیارد دلار است خیلی ناچیز است. چین با 8000 میلیارد چندین برابر روسیه تولید ناخالص دارد و اتحادیه اروپا و ژاپن هم همینطور. روسیه هیچ گاه ظرفیت تبدیل شدن به قدرت برتر را ندارد. روسیه به دنبال این است که جهان چندقطبی ایجاد شود و با جهان یک قطبی که امریکاست، مخالف است. هم چنین اگر جهان بسوی جهان چند قطبی مانند دوره جنگ سرد هم حرکت کند، قطب دوم روسیه نخواهد بود. روسیه خواهان جهان چندقطبی است که در آن یک قطب هم روسیه باشد. بنابراین روسیه وقتی قدرت بگیرد قدرت گیری آن سبب کاهش نفوذ مسلمانان روسیه خواهد بود، چون مسلمانان برنمی تابند دولت مقتدری بخواهد سرنوشت آنان را دگرگون کند. روسیه هرقدر قدرت بگیرد در داخل هم اعمال قدرت می کند و فضاها را می بندد. اینکه اکنون هم این کار را کرده است و مسلمانانی را که در آن زندگی می کنند مانند شهروند درجه دو در نظر می گیرد. در نگرش تئوریک دولتها به اقوامی که این چنین ساکن هستند آنها را به عنوان تهدید می بینند. هرچند حضور آنها را به فرصت تبدیل می کنند اما عمدتا آنها را به عنوان تهدید می بینند. مسلمانان روسیه می گویند به تعداد جمعیت باید به ما سهم دهید، در آرم دولتی، در صفوف دولتی و در پرچم دولتی. آرام آرام این شرایط برای مسلمانان در روسیه آماده می شود که قدرت بگیرند و بعد سهم خود را از قدرت بگیرند اما حالا این شرایط فراهم نیست. بنابراین این فرصتی که می توان گفت یک نوع تحقیر، کم اهمیت دادن به آنها و درجه دوم شمردن آنهاست منجر به در پیش گرفتن راه افراط می شود. دیگر اینکه گفته می شود «پدر کشتی و تخم کین کاشتی/ پدر کشته را کی بود آشتی؟» روسیه ده ها هزار نفر را در چچن کشته است و با قدرت تمام سرکوب کرده. آنهایی که پدر خود را ندیدند و می دانند روسیه پدرانشان را کشته. در نتیجه نسلی در حال پرورش در میان چچن ها و دیگر مسلمانان قفقاز پا به عرصه وجود گذاشته اند که نسبت به دولت مرکزی روسیه بدبین هستند. این نوع دیدگاه منفی نسبت به روس ها در بین مسلمانان دیگر مناطق نیز وجود دارد.

*آینده مسلمانان روسیه را به لحاظ پیشرفت در ساختارهای فرهنگی اجتماعی سیاسی روسیه چطور می بینید؟

امیراحمدیان: ببینید آن قدرتی که ما در نظرمان است، سهیم شدن در قدرت مرکزی است که این امکان را فراهم نخواهند کرد. طبیعی است که اقلیت ها در کشورها اینطورند و جریان های افراطی مانع می شوند. در روسیه مسلمانان به این باور رسیدند که نیازهای خود را خودشان باید تامین کنند و منتظر دولت مرکزی نباشند که ساختار بسازد. البته خواستار این هستند که در چارچوب قوانین و مقررات کشوری فعالیت کنند. مسلمانان اجازه آزادی را گرفتند و آزادی مذهب دارند. در یک حکومت لاییک دین مقوله ای نیست که کسی جلویش را بگیرد، هر کس می تواند هر دینی داشته یا نداشته باشد. مثل کشورهای مسلمان نیست که اگر کسی از دین برگشت باید با مجازات اعدام روبرو شود که البته در بین علمای اسلامی محل مباحثه است. برخی می گویند مجازات دنیایی ندارد و مجازات اخروی دارد. بهرحال مسلمانان به این باور رسیده اند که با کمک هم سعی می کنند در ساختارسازی کمک کنند. یکی از اینها مساجد است، آنها به ساخت مساجد کمک می کنند. من دیدم مساجد اگر دولتی باشند مثل ایران مفروش است، ولی در بیرون از شهرهای بزرگ، مسجد محقر است و با حصیر و موکت های کم قیمت فرش شده است و این ساختار می سازد. آرام آرام این ساختارها تقویت می شود و با افزایش جمعیت که عامل ثروت هم هست ساختار مستحکم می شود. ببینید 100نفر به ساخت یک مسجد کمک می کنند. حال این 100نفر وقتی ده هزار نفر می شود ساختار بیشتری تولید می شود. این ساختارها را مسلمانان می سازند، در روسیه آرم «حلال فود» رشد می کند و علاوه براینکه مسلمانان می خرند، مسیحیان هم می خرند زیرا می گویند تمیز درست می شود و بهداشتی تر است. یعنی آرام آرام هویت پیدا می کنند و بعد اگر برگردیم به ادبیات روسی مسلمانان به خوبی تصویر شده اند. حتی تولستوی در پایان عمر به اسلام گرایش پیدا کرده بود، یعنی اسلام در روسیه، اسلام معتدل است و اسلام شمشیر نیست؛ اسلام تبشیری است. وقتی تبشیری است به عرفان روی می آورد در نتیجه ما شاهد شاخه های عرفان هستیم. به ویژه در قفقاز و در مناطق کوهستانی تصوف نقش پیدا می کند. علاوه بر نقشبندیه که طریقت غالب است، قادریه و شاذلیه هم در آنجا رشد پیدا کرده است. مهمترین گرایش نسبت به نقشبندیه است که تاثیر دارد. شاید این ترتیباتی که در چچن با سرکوب زیادی همراه شد آرام آرام به این باور رسید که از طریق اسلام تکفیری به جایی نمی رسد و رشد جریان تکفیری آرام آرام کند شده است. البته در قفقاز شمالی شاهد آن هستیم ولی نه به آن سرعتی که پیشتر بوده است، به اضافه اینکه تعدادی از جوانان درتاتارستان و مسکو تحصیل کردند و به معارف دینی روی آوردند و جامعه را متعادل کردند. به نظر من آینده اسلام در روسیه روشن و شفاف است و مسلمانان قدرت می گیرند و در ساختار سیاسی و اقتصادی روسیه تاثیر خواهند گذاشت و این قدرت اسلام است که به نظر می رسد در میانه های قرن بیست و یکم نقش اساسی در روسیه خواهد داشت و مسلمانان با کمک خودشان جان گرفتند. البته اگر رقابت کشورهای قدرتمند اسلامی مانند ترکیه، عربستان و ایران آنجا شکل نگیرد و اگر این رقابت نباشد آن جریان عادی که گفتم اتفاق خواهد افتاد و شکوفایی و بالندگی اسلامی خواهد بود، ولی در رقابت این چند کشور همه شان بازنده می شوند و اسلام هم آنجا نقش  اساسی نخواهد داشت.

گفت وگو از مریم گرجی- شفقنا

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

شفقنا- اسلام دومین دین بزرگ روسیه محسوب می شود و مسلمانان با جمعیتی بین 20 تا 23 میلیون نفر، حدود 10-14 درصد از کل جمعیت این کشور را شامل می شوند. مساجد و سازمان های مخصوص مسلمانان در نقاط مختلف روسیه فعال هستند و مسلمانان اعیاد بزرگ مذهبی را برپا می کنند. حال باید پرسید مسلمانان با این جمعیت قابل توجه، چه نقشی در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روسیه ایفا می کنند؟ آیا مساجد از نهادهای کارکردی و فعال جامعه مسلمانان به شمار می روند یا صرفا جنبه توریستی و نمایشی دارند؟ دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسایل اوراسیا در گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) می گوید: دولت روسیه نمی خواهد به مسلمانان قدرت بدهد و نگاه آنها هر چند احترام آمیز ولی تبعیض آلود است. آنها نه تنها پست های مهم و کلیدی، بلکه حتی پست های غیر سیاسی را هم به مسلمانان نمی دهند. او در عین حال معتقد است مسلمانان روسیه با کمک یکدیگر جان گرفته اند و آینده اسلام در روسیه روشن و شفاف است؛ مسلمانان قدرت می گیرند و در ساختار سیاسی و اقتصادی روسیه تاثیر خواهند گذاشت. در زیر مشروح گفت وگوی شفقنا با این پژوهشگر و قفقازشناس را می خوانید:

*پس از فروپاشی شوروی مسلمانان روسیه از فضای خفقان و بسته آن زمان رهایی یافتند و مساجد دوباره فعالیت های خود را از سر گرفتند. اکنون بیش از 7000 مسجد در روسیه وجود دارد و مسلمانان جمعیتی حدود 20 میلیون را به خود اختصاص دادند. با این اوصاف می توان گفت محدودیت فعالیت مسلمانان به عنوان یک اقلیت بزرگ دینی در روسیه کم شده است؟

امیراحمدیان: اجازه بدهید ابتدا اطلاعاتی کلی درباره مسلمانان روسیه خدمتتان عرض کنم. اسلام در روسیه بیش از 1400 سال قدمت دارد. در منطقه «پاولژیه» (سواحل رودخانه ولگا) اسلام تقریبا صد سال جلوتر از گرایش روسیه به شاخه ارتدوکس مسیحیت به عنوان مذهب رسمی وجود داشته است. در حال حاضر اسلام از لحاظ تعداد پیروان، دومین مذهب رسمی روسیه  بعد از ارتدوکس بشمار می آید.

پیروان اسلام شامل تاتارها؛ باشقیرها؛ چچن ها؛ آوارها؛ قزاق ها؛ آذربایجانی ها؛ کاباردین ها؛ دارگین ها؛ کومیک ها؛ اینگوش ها؛ لزگی ها و دیگر اقوام می شود.این در حالیست که بنا به ارزیابی شورای مفتیان روسیه در کشور بیش از 23 میلیون مسلمان از 38 قوم مختلف وجود دارند.

مناطقی که به طور مرسوم اسلام در آنها رواج دارد، مناطق مرکزی و جنوبی «پریولژیه»(پيرامون ولگا)، قفقاز شمالی و سیبری هستند. علاوه بر این مسلمانان در مسکو، سن پترزبورگ و دیگر شهر های بزرگ نیز سکونت دارند. بنا به گزارش اداره دینی مسلمانان در بخش اروپایی روسیه، در استان مسکو بیش از 3 میلیون مسلمان و در خود شهر مسکو در حدود یک و نیم تا دو میلیون نفر مسلمان سکونت دارند.

مسلمانان روسیه اکثرا از اهل تسنن (شاخه های حنفی و شافعی) هستند. در «پریولژیه» داخل روسیه و سیبری اکثر مسلمانان از شاخه حنفی و در قفقاز (به غیر از آذربایجانی ها) شافعی هستند. پیروان شاخه های حنبلی بسیار کم و از شاخه مالکی تقریبا وجود ندارد. اکثر شیعه های جعفری را آذربایجانی ها (در حدود دو میلیون نفر) تشکیل می دهند. به غیر از این در شمال قفقاز چندین مسلک صوفیه نیز وجود دارد.

اداره دینی مسلمانان روسیه که وظیفه رهبری امت مسلمان روسیه را بر عهده دارد، برای اولین بار در زمان امپراتوری کاترین دوم در قرن 18 میلادی تاسیس شد. اولین آن توسط حکم عالی کاترین در تاریخ 22 سپتامبر سال 1788 میلادی تحت عنوان «مجمع دینی قوانین محمدی» شهر «اوفا»، صادر شد. مراسم افتتاح این مجمع در تاریخ 4 دسامبر سال 1789 انجام شد.

طی ده سال گذشته احیای اسلام در روسیه با احداث مساجدی (در سال 2001 تعداد آنها بیش از 4 هزار مسجد بوده است) به صورت فعالی جریان داشته است. در شهر مسکو شش مسجد فعال هستند که طی سال های آینده قرار است 11 مسجد دیگر نیز احداث شوند.

تعداد متقاضیان سفر حج نیز رو به افزایش است.

اما بازگردیم به پرسش شما. تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی اصطلاحی به نام «مسلمانان شوروی» وجود داشت. اکنون این ساختار فروپاشیده است و حالا باید از «مسلمانان روسیه» نام ببریم. یعنی بیشتر مسلمانانی که در قلمرو شوروی زندگی می کردند، خارج از روسیه قرار گرفتند. این نشان می دهد قلمروی مسلمانان در شوروی آن زمان، عمدتا قلمروهایی بوده است که روس ها آن سرزمین را اشغال کرده بودند. یعنی تصرفات روسیه در آسیای مرکزی (یا همان ماوراء النهر اسلامی) و قفقاز بوده است که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی این متصرفات مستقل شدند. مثلا آن زمان تاشکند به ویژه ازبکستان، بخارا و مدرسه میر عرب، مرکز آموزش دینی مسلمانان شوروی بوده است. بسیاری از رهبران مذهبی اسلامی در اين مراکز آموزش دیده بودند. به روسیه برگردیم، روسیه بعد از فروپاشی شوروی نیز با جمعیت قابل توجهی از مسلمانان مواجه شده است که در درون فدراسیون روسیه زندگی می کنند و شهروند روسیه هستند. در درون فدراسیون روسیه این مسلمانان دارای ویژگی هایی هستند که منحصر به خود سرزمین روسیه است. یعنی مردمانی زندگی می کنند که زمانی امپراتور روسیه ایوان مخوف دو قسمت از این سرزمین را به زور و با سرکوب وحشیانه تصرف کرد. یکی خانات قازان در تاتارستان (که در سال 1556 تصرف شد) و دیگری خانات آستاراخان(که در سال 1554 به تصرف روسها درآمد) و سپس روسها با خشونتی که علیه مسلمانان قفقاز شمالی روا داشتند، در قرن اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 میلادی، سرزمینهای اسلامی را تصرف کردند و قفقاز را از پیکره ایران جدا کردند. آنها این سرزمین ها را با تحمیل معاهدات تحمیلی گلستان(1813) و ترکمنچای(سال 1828 میلادی) با دسیسه امپراتوری بریتانیا، متصرف شدند.

در روسیه مسلمانان هم به صورت پراکنده در بین روس ها زندگی می کنند و هم به طور مجتمع در جایی که فقط مسلمان هستند. در سیبری در قلمروی بسیار وسیعی که حدود 9 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد (البته در سیبری غربی) تعداد زیادی از مسلمانان روسیه در بین دیگر اقوام ساکن در این سرزمین زندگی می کنند. البته روس ها این سرزمین آسیایی را طی سده ها تصرف و در آنجا ساکن شده اند. مسلمانان سیبری عمدتا ترک زبان و از تاتارها  هستند و برای خودشان قلمروهایی دارند. سیبری، منطقه ولگا و قفقاز سه مرکز عمده مسلمانان روسیه است. اصولا در دوره شوروی تبلیغ می کردند تا انسانی به نام «انسان سویِتی»، با ایدئولوژی کمونیستی بسازند. این انسان سویِتی فارغ از نژاد و مذهب و فقط تحت ایدئولوژی کمونیسم می خواست زندگی کند بنابراین روس ها را جوامع غیرروس ادغام کردند و مکان های مختلف را از یکدست بودن بیرون آوردند تا بتوانند اعمال نفوذ کنند بنابراین مسلمانان با مسیحیان ازدواج کردند، هم مرد مسلمان با زن روس و هم زن مسلمان با مرد روس یعنی در خانواده ها دیده می شد که زن و شوهر هرکدام دین جداگانه دارند. نکته اساسی اینجاست که در سرشماری های جمعیتی روسیه دین و مذهب شهروندان پرسش نمی شود. بنابراین آمار دقیقی از تعداد شهروندان مسلمان روسیه در دست نیست. با بهره گیری از آمار تعداد جمعیت های ساکن در مناطق مسلمان و ترکیب قومی مردم، تخمین می زنند که در کل روسیه حدود 25-30 میلیون نفر مسلمان زندگی می کند.

*یعنی اکنون در سرشماری ها مذهب مسلمانان و در نتیجه تعداد آنها در نظر گرفته نمی شود؟

امیراحمدیان: خیر. دین و مذهب را نمی پرسند، زیرا کشوری که غیردینی و لاییک است و دین از سیاست جداست، نمی خواهد بگوید چه مقدار جمعیت و از چه دینی دارد، زیرا تبلیغ دینی به هر صورت ممنوع است. مانند جمهوری آذربایجان. بنابراین آمار واقعی از تعداد مسلمانان روسیه وجود ندارد، ولی آمار از ملیت ها یا قومیت ها موجود است. مثلا اینکه چند نفر چچن یا تاتار هستند، هر چند همه تاتارها مسلمان نیستند ولی همه چچن ها مسلمان هستند. اگر اینها را روی هم بگذاریم می گویند بین 15 تا 25 میلیون نفر، جمعیت مسلمانان روسیه است. ولی آیا می شود 10 میلیون اختلاف وجود داشته باشد؟ پس این آمارهایی که راجع به مسلمانان می دهند براساس قومیت ها می دهند. غیراسلاویی هایی که فکر می کنیم مسلمان باشند و دینی غیر از مسیحیت داشته باشند تا 23 میلیون تخمین زده می شود. یک مشکلی که برای مردم هست هویت آنهاست. بالاخره آنها بگویند که روس هستند یا مسلمان یا تاتار؟

*منظورتان این است که شهروندان در ابراز هویت خود مشکل دارند؟

امیراحمدیان: خیر. در ابراز هویت مشکل ندارند. در روسیه وقتی می پرسند تو کیستی؟ بستگی به ماهیت و هویت قومی و سرزمینی فردی دارد که مورد سوال قرار گرفته است. اصولا مسلمانان دوست دارند که بگویند مسلمان هستند. هر چند اگر در خارج از روسیه مورد سوال قرار گیرند خواهند گفت که شهروند روسیه هستند، ولی در داخل مرزهای فدراسیون روسیه، همان طور که گفتم، مسلمان بودن بر دیگر شاخص های هویتی، برای مسلمانان ارزشمندتر است. علامت این هویت گفتن «سلام علیکم» است.

*در ابراز هویت دینی چطور ؟

امیراحمدیان: برای ابراز دین خود هم مشکلی ندارند. البته فقط مسلمان بودن شرط نیست، اینکه فرد پایبند باشد که مسجد برود هم مهم است. در آمارها مشخص شده است، بسیاری با آنکه مسلمان هستند ولی ماهی یک بار هم مسجد نمی روند. در روسیه شاخصه مسلمان بودن رفتن به مسجد است. اینکه فرد به این نهاد سر بزند و با ساختارها آشنا شود، سوال کند و جواب بگیرد و با دیگر مسلمانان مراوده داشته باشد. این نکته اساسی است. حال که تعداد جمعیت مسلمان در حال افزایش است، نوعی «مسلمان هراسی» در دولت روسیه پیش می آید. هر نوع انفجار و حمله انتحاری را به مسلمانان نسبت می دهند. از آنجا که جمعیت مسلمان رشد بسیار بیشتری نسبت به  جمعیت اسلاو دارد و جمعیت اسلاو رشد منفی دارد، آنها از رشد مسلمانان واهمه دارند. در بین روس ها نرخ ازدواج پایین است ازدواج غیرقانونی و غیردینی و بدون ثبت شدن نیز در حال رشد است. اگر فرزند نامشروعی زاده می شود او را رها می کنند. بنابراین جمعیت اسلاوها رشد منفی دارد، اما جمعیت مسلمانان با نرخ بسیار بالایی رشد می کند. از بین 140 میلیون نفری که در روسیه زندگی می کنند، می توان گفت 25 میلیون مسلمان هستند.

*مسلمانان روسیه هیچ وقت پیگیری نکردند چرا در سرشماری ها، دین آنها را حساب نمی کنند تا تعداد واقعی آنها معلوم شود؟ آیا پیگیری از طریق سازمان های اسلامی روسیه انجام می شود؟

امیراحمدیان: این مشکل در بسیاری کشورها مشاهده می شود. در ایران وقتی دین پرسیده می شود از مذهب شیعه و سنی سوالی نمی شود. در برابر، مسیحی، زرتشتی و یهودی نیز پرسش می شود و این جزو سرشماری هاست. در روسیه قومیت پرسیده می شود. وقتی از ملیت می گوییم به داخل مرزهای کشور برمی گردد، با توجه به تعداد قومیت های مسلمان مانند تاتارها، چچن ها، اینگوشتی ها، داغستانی ها و . . . می توان حدس زد که چه تعداد مسلمان وجود دارد، مهم آن هویت است. در آرم دولتی روسیه قسمتی که عقاب و کُره است، در دست عقاب دوسر و سمبل ها، صلیب است که نشان دهنده کشور مسیحی است و مسلمانان به این اعتراض دارند و می گویند اینجا یک کشور صرفا مسیحی نیست. اگر 25میلیون از 140 میلیون را در نظر بگیرید حدود 18 درصد مسلمان هستند. به تنهایی این تعداد مسلمان به اندازه جمعیت چند کشور مسلمان کوچک است. در هندوستان نیز حدود 12درصد از جمعیت، مسلمان است و این حدود 150 میلیون جمعیت می شود. یعنی بزرگترین جمعیت مسلمان جهان در یک کشور غیر مسلمان، یعنی هندوستان است، ولی کشور اسلامی نیست. بنابراین در روسیه هم تعداد زیادی جمعیت مسلمان زندگی می کنند ولی کشور اسلامی نیست. بنابراین آنها دنبال هویت هستند. حالا در روسیه این جمعیت بعد از فروپاشی اتحاد شوروی فضایی یافته است و کوشش دارد به هویت خویشتن خویش بازگشته و رشد کند. مناطقی که مسلمانان در آن سکونت دارند، مناطق بسیار مستعد و ثروتمند روسیه است. مسلمانان زیادی در سیبری هستند که نفت و گاز تمام روسیه و اروپا از آنجا تامین می شود، قفقاز شمالی در داخل فدراسیون روسیه هم از مناطق توریستی، کوهستانی و نفت خیز است مانند چچن، و آدیغه و این مناطق ثروتمند هستند؛ ولی نکته اساسی در این است که دولت روسیه نمی خواهد به مسلمانان قدرت بدهد. یعنی به عنوان اینکه آنها هم شهروند روس هستند به آنها نگاه نمی کند. اصولا نگاه آنها هر چند احترام آمیز است ولی تبعیض آلود است. در بین مقامات روسیه فرد مسلمان بسیار کم است، با اینکه مسلمانان هم مستعد هستند. به نوعی روسها مسلمانان را شهروند درجه دو می دانند. نه تنها پستهای مهم و کلیدی، بلکه حتی پستهای غیر سیاسی را هم به مسلمانان نمی دهند. اقلیت بودن مسلمانان، که هم از نظر جمعیتی و هم فرهنگی است، آنها را ناخرسند می سازد.

*همانطور که اشاره کردید در ظاهر رفتار دولت روسیه در قبال مسلمانان رفتار خوبی است و مسلمانان روسیه فضای خوبی برای فعالیت دارند. آنها اعیاد بزرگ عید قربان و فطر را برگزار می کنند آقای پوتین و مدودف به مساجد مسلمانان می روند و با علما صحبت می کنند اما به نظر می رسد مسلمانان هنوز به جایگاه های سیاسی در روسیه دست پیدا نکردند. در بین سال‌های ۱۹۹۹-۲۰۰۳ از میان  ۴۵۰ نماینده مجلس دوما تنها ۳۳ نفر از آنان مسلمان بودند. این تناقض به چه علت است؟

امیراحمدیان: طبیعی است که تعداد نمایندگان مسلمان از نظر ترکیب و نسبت کم باشند. همان طور که گفتم مسلمانان از قدرت لازم برخوردار نیستند. اگر چه مسلمانان تقریبا 18 درصد از جمعیت را تشکیل می دهند ولی سهم نمایندگان مسلمان از تعداد کرسی ها بر اساس آماری که شما می دهید می شود 7 درصد و این رقم ناچیزی است اگر بر اساس تعداد جمعیت و نسبت آن بود باید در این مجلس 80 نفر نماینده مسلمان در مجلس دوما عضویت داشته باشد و کرسی های قانونگذاری را در اختیار داشته باشد.

روسيه دارای دو مجلس قانونگذاری است یکی به نام دومای دولتی که همان مجلس سفلی است و دیگری شورای فدراسیون که همان مجلس سناست. دومای دولتی دارای 450 کرسی است. شورای فدراسیون مرکب است از 170 کرسی که از هر واحد سیاسی دو نفر نماینده در آن حضور دارد. از هر یک از جمهوری های خودمختار و واحدهای منطقه فدرال دو نفر نماینده از سوی دولت فدرال به شورای فدراسیون مامور می شود. یکی رییس اجرایی آن شهر و منطقه است، یکی هم رییس دستگاه قضا. این دو نفر آنجا می روند، یعنی اگر آن منطقه مسلمان باشد، آنها می روند در شورای فدراسیون ولی به عنوان مسلمان نمی روند، چون دین از سیاست جداست. نمایندگان دومای دولتی توسط مردم انتخاب می شوند. در شورای فدراسیون که از هر واحد سیاسی دو نفر منصوب می شوند در مقام اجرایی هستند و چون مسلمانان در پست های کلیدی قرار ندارند، بنابراین در شورای فدراسیون نیز تعداد آنها کم است و نسبت آنها به روسها اندک خواهد بود. بنابراین به نظر می رسد دولت روسیه از مسلمانان واهمه دارد.

جمهوری داغستان در قفقاز شمالی در ترکیب فدراسیون روسیه با جمهوری آذربایجان هم مرز است. یعنی جنوب غربی روسیه متصل به آذربایجان است که از آنجا راه زمینی به ایران دارد. یعنی اگر از داخل خاک آذربایجان عبور کنیم می توانیم وارد فدراسیون روسیه شویم. اما این مرز را برای ایرانیان بسته اند، این مورد از آغاز جنگ چچن از سال 1993 اعمال می شود. یعنی از ایران واهمه دارند و در صدور ویزا به ایرانیان هم سخت می گیرند و بدون دعوتنامه رسمی ویزا صادر نمی کنند. در حالی که ادعا دارند دوست نزدیک ایران هستند.

مسلمانان روسیه عمدتا در مناطقی مثل تاتارستان متمرکز شده اند که ثروتمند است، دشت های وسیع، رود بزرگ ولگا، منابع نفت و گاز، در این منطقه است. البته در مناطقی هم مسلمانان ضعیف هستند و از ثروت دور افتادند. علاوه بر مناطقی در کنار ولگا، در قفقاز شمالی مثل داغستان، چچن، اینگوشتیا، اوستیای شمالی، قره چای- چرکس، آدیغه و بطور کلی در هفت جمهوری خودمختار روسیه در قفقاز شمالی نیز مسلمانان حضور دارند. روس ها هم آنجا هستند، در برخی واحدهای سیاسی تعداد جمعیت مسلمانان نسبت به روس ها کمتر است، اما بهرحال جمعیت مسلمانان چشمگیر است. مناطقی که در قلمروی اسلامی هستند، چون با جمهوری آذربایجان ارتباط دارند، از آنجا هم می توانند با ایران ارتباط داشته باشند. مناطق دیگری در ولگا و در سیبری هست که مسلمانان از قلمروهای اسلامی دور افتاده اند زیرا مسافت دور است. در مناطقی مسلمانان در کنار مسیحیان زندگی می کنند. من به این مناطق سفر کردم و در سیبری در نماز جمعه شرکت کردم. مسلمانان در آنجا عمدتا حنفی هستند و وقتی نماز خواندیم من رفتم و با امام جمعه صحبت کردم، گفتم ایرانی هستم و هیچ عکس العملی نداشتند. در صورتی که اگر در ازبکستان یا جای دیگر بگویید ایرانی هستید، متقابلا ابراز احساسات می کنند ولی در سیبری بی تفاوت بودند. البته خود روس ها هم انسان های سردی هستند، حال به خاطر سرزمین یا هر چیز دیگر. بنابراین روس ها در برابر مسلمانان در خوف و رجا زندگی می کنند. در خوف اینکه با مسلمانان چگونه برخورد کنند. راوی عین الدین رهبر مسلمانان روسیه سوال کرده است، اگر ما هستیم پس مسلمانیم. ما در کشوری زندگی می کنیم که سرزمین ماست، پس چرا علایمی از مسلمانی ما در آرم دولتی روسیه نیست؟ حتی ایشان ادعا می کرده که بایستی در سمبل دولتی و هم در سرود ملی نامی از مسلمانان برده شود. بنابراین مسلمانان برای خود تشکیلات منسجمی درست می کنند که نوعی وحدت به آنها می دهد. در شهر های مسکو و سن پترزبورگ و برخی دیگر از شهرها جمعتی قابل توجهی از  مسلمانان زندگی می کنند. در مسکو بیش از 1.5 میلیون نفر مسلمان زندگی می کند. هم مسلمانان روس تبار و هم مسلمانانی که از جمهوری های مسلمان نشین اتحاد شوروی سابق و بویژه از تاجیکستان آمده اند. مسلمانان هم مساجد زیادی دارند، در مسکو قرار شده است تعداد مساجد به بیش از 10 باب برسد. بنابراین دولت روسیه به قدرت مسلمانان هم به عنوان یک فرصت و هم یک تهدید می نگرد. فرصت از این لحاظ که بگوید من جمعیت مسلمان دارم و در سازمان همکاری های اسلامی به عنوان عضو ناظر پذیرفته شود. کشوری مانند بحرین که 2 میلیون جمعیت دارد عضو سازمان کنفرانس اسلامی است و روسیه با 25 میلیون جمعیت مسلمان عضو ناظر، پس طبیعتا آن کشور هم باید عضو باشد، اما چون دین اکثریت مسیحی است و اسلام دین اقلیت است عضو ناظر است ولی بهرحال از آن استفاده می کند. حال این مسلمانان برای اعمال حج به عربستان می روند. آنها در مکه به عنوان یک شهروند روس معرفی می شوند. یعنی توجه مسلمانان را جلب می کنند که در روسیه هم به مسلمانان اجازه دینداری می دهند. سالی حدود 25 هزار نفر به مکه می روند، در اثنای این سفرها می توانند خود و روسیه را مطرح و تبلیغ کنند و روسیه با وجود مسلمانان کمی که دارد می تواند با کشورهای مسلمان رابطه برقرار کند. اینکه آقای پوتین به کشورهای اسلامی سفر می کند و رابطه اش را با ایران به عنوان کشور مسلمان تاثیرگذار تقویت می کند و افزایش می دهد و می تواند از مسلمانان خودش از این جهت استفاده کند.

*آقای دکتر این تعداد زیاد مساجد در روسیه چه کارکردهایی دارد؟ آیا صرفا کارکرد توریستی دارند یا در نشر معلومات دینی نقش ایفا می کنند؟

امیراحمدیان: بله سوال بسیار خوبی است. در روسیه به جهت اینکه یک کشور مسلمان نیست، مساجد برای ایفای نقش و عمدتا از طرف مردم ساخته می شوند. یعنی فقط کارکردی هستند و نمی توانند نمایشی باشند. البته دولت روسیه کمک کرده است و مساجد باشکوهی در چچن در گروزنی است. البته ترک های ترکیه کمک زیادی کردند و مسجد قل شریف در قازان تاتارستان بزرگترین مسجد اروپاست. ساخت آن در 1964 شروع شد و در 2005 بهره برداری شد، یعنی 10 سال ساخت آن طول کشیده است. در مسکو هم مساجد زیبایی است که جنبه کارکردی دارد ولی در عین حال با شکوه و زیباست. در مساجد درس می خوانند، طلبه ها حضور دارند، سازمان ها و صندوق های خیریه وجود دارند. کارکرد مساجد روسیه بیشتر از مساجدی است که در درون خود کشورهای اسلامی است و به عنوان یک پایگاه محسوب می شود. برای نمونه عرض می کنم من در مسجدی به زاگرب در کرواسی رفتم. آن مسجد مرکز تجمع مسلمانان بود و فعالیت های اجتماعی و سیاسی و مذهبی و فرهنگی داشت. در روسیه هم همینطور، مساجد کارکرد وسیعی دارند و هر چه هم افزوده می شوند؛ مسلمانان بیشتری جذب می شوند.

*این تعداد مسجد با سرعت رشد اسلام در روسیه انطباق دارد؟ اگر سرعت رشد اسلام در اروپا را با توجه به تعداد مساجد مقایسه کنیم به این نتیجه می رسیم. نظر شما؟

امیراحمدیان: در آنجا مسجد برای رشد اسلام نیست. بلکه برای برآورده کردن نیازهای دینی و فرهنگی و هم اقتصادی مسلمانان است. رشد تعداد مساجد سبب رشد تعداد مسلمانان نمی شود. بلکه رشد تعداد مسلمانان است که سبب افزایش تعداد مساجد می شود.

* منظورم صرفا مسلمان شدن نیست، بلکه افزایش آگاهی دینی هم هست…

امیراحمدیان: با افزایش جمعیت مسلمانان طبیعی است که این مساجد ساخته شده کفاف نخواهد داد. مثلا برای نمازهای جمعه، اعیاد قربان و فطر چندین گزارش مستند از مسکو است که به سبب تعداد زیاد مسلمانان شرکت کننده، سرریز نمازگزاران مساجد به خیابانها کشیده شده است. البته در اندیشه های اسلامی آمده است که این نمازها در فضای باز خوانده شود. در آنجا که مسلمانان تعدادشان رشد می کند؛ مسجد هم رشد می کند. یعنی برای نیاز مسلمانان مسجد می سازند نه اینکه اول مسجد بسازند بعد ببینند مردم به آنجا می آیند یا نه. پس مساجد ارتباط مستقیم پیدا می کنند با رشد مسلمانان، یعنی رشد مسلمانان موجب رشد مساجد می شود نه رشد مساجد، موجب رشد مسلمانان. در جاهایی هست که کسی به مسجد نمی رود. در جایی مساجد تزیینی است و زیبایی دارد، ولی در کشورهای اهل تسنن مانند ترکیه، وقتی به استانبول بروید مساجد همیشه مملو از جمعیت نمازگزار در 5 وعده نماز است. در روسیه هم اینطور است، مساجد کارکرد خوبی دارند. وقتی من به اطراف ولگا رفتم دیدم مساجد خیلی حرمت داشتند. البته در مناطق دورافتاده مساجد فقیر هستند که تعداد مسلمانان اندک است، ولی در شهرهای صنعتی و ثروتمند مثل قازان مساجد امکانات خوبی دارند.

*عده ای معتقدند به خاطر وقفه 70 ساله ای که از سال 1917 تا اوایل 1980 پس از فروپاشی تزارها و انقلاب سوسیالیستی در جامعه مسلمانان روس در فعالیت های دینی به وجود آمد و همین موجب عقب ماندن مسلمانان روسیه از افزایش دانش و معرفت دینی و از طرف دیگر حقوق آنها شد. اکنون سازمان هایی مانند «شوراي مفتيان روسيه»، «اداره ديني مرکزي مسلمانان» و تعداد دیگری گروه ها مدعی دفاع از حقوق مسلمانان هستند. این سازمان ها چقدر توانستند در افزایش معلومات دینی و احقاق حقوق مسلمانان روسیه موفق عمل کنند؟ آیا با محدودیت روبرو هستند؟

امیراحمدیان: بله بعد از فروپاشی اتحاد شوروی برای مسلمانان نهادسازی شده است. در دوره شوروی آنها که مسلمان بودند تقیه می کردند و نمی توانستند بگویند مسلمان هستند و تنها دین خود را حفظ کرده بودند. اسلام در روسیه و دیگر کشورهای اتحاد شوروی سابق، کاملا با آنچه در کشورهای مسلمان بوده، متفاوت است. اینطور نیست که همه مسلمانان، مقید به رعایت تمام شعائر دینی باشند. مثلا برخی مسلمانان مشروب می خورند و شعائر دینی را انجام نمی دهند، ولی اسما مسلمان هستند. ببینید مسلمان بودن با مومن بودن متفاوت است. در روسیه حکما این دو بر هم منطبق نیستند. در کشورهای اسلامی هم همینطور. بعضی ها از پدر و مادر مسلمان زاده شدند و خودشان برای دین تحقیق نکردند. یعنی به مصداق آیه « فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» نبودند. چون پدر مسلمان بوده، او هم مسلمان شده است و از رفتار پدر الگو گرفته. حالا اتحاد شوروی فروپاشیده و نسل جدید سابقه دین زدایی را ندیده است. در فضایی است که دین بالنده است بسیار بهتر از پدران خود می توانند دینداری کنند، اما تحت تاثیر جامعه قرار گرفته اند. زیرا آن پدر است که به فرزندش بگوید چطور دین را نگه دارد و نماز را چگونه بخواند و شعایر را چگونه انجام دهد. اگر پدر نماز نمی خوانده، فرزندش هم مانند خودش می شود. بنابراین ما هیچ اطلاعی در دست نداریم، ولی می دانیم مسلمانان در حال گذراندن یک بازیابی هویت جدید هستند و با سربلندی هم می گویند مسلمان هستند. همین که می گویند مسلمان  هستند، همین که می گویند پدرشان هم مسلمان بوده است و خودشان هم پایبند به شعائر دینی هستند، همه اینها جنبه های مثبتی است. همه کسانی هم که در مورد مسایل دینی کار کردند، ولو آدم هایی که ما از آنها انتقاد می کنیم بر این نکته واقفند. مثلا در ایران از شیخ الاسلام الله شکور پاشازاده رهبر مسلمانان جمهوری آذربایجان و شیعیان قفقاز انتقاد می کنند، او می گوید من در شوروی اسلام را نگه داشتم همینکه آنجا اسلام زنده مانده است، مساجد پابرجاست و مسلمانان پایبند دین هستند، اعیاد برگزار می کنند، روزه می گیرند، افطاری می دهند و قربانی می کنند ارزشمند است. به نظرمن اگر دولتهای دیگر مانند عربستان، ترکیه و ایران که قدرتهای منطقه ای هستند بخواهند در روسیه و در بین مسلمانان ورود کنند؛ رو در روی هم قرار می گیرند. چون ایران شیعی است می خواهد در آنجا تشیع را تبلیغ کند، آنها حنفی یا شافعی و حنبلی هستند و تشیع هم فقط در بخشی از داغستان در شهر دربند است. به همین سبب است که اگر مسلمانان روسیه به حال خودشان باشند، ما باید در روسیه در بین مسلمانان با فرهنگ، ادبیات فارسی، هنر، موسیقی، نقاشی، صنایع دستی و خاتم کاری و علوم و معرفی موسسات علمی و پیشرفتهای فناوری و علمی ایران وارد شویم و در نتیجه آنها را به سمت خود جلب کنیم. وقتی جلب کردیم و به ما نزدیک شدند آرام آرام با ما همفکری پیدا می کنند. به نظر من می رسد اگر آنها را به حال خودشان بگذاریم نفوذ ما بیشتر است تا اینکه بخواهیم تبلیغ دینی بکنیم، چون آنوقت در تضاد با آنها قرار می گیریم و با اهل تسنن رقابت می کنیم. گفتم که آنها شافعی هستند و ترکیه هم شافعی هستند.

*به نظر می رسد مسلمانان روسیه اعم از شیعه و اهل تسنن توانستند در کنار یکدیگر بدون اختلافات شدید مانند آنچه در برخی کشورهای اسلامی دیده می شود زندگی کنند. چرا و چگونه این دو جریان مذهبی در روسیه توانستند در کنار یکدیگر همزیستی به دور از اختلافات مذهبی داشته باشند؟

امیراحمدیان: شیعیان عموما در داغستان و در شهر دربند که آذری هم هستند و بخشی از فرهنگ آذربایجانی شمرده می شود، متمرکز هستند. در بین اهل تسنن بین شافعی ها و حنفی ها اختلافاتی وجود دارد. شافعی ها به شیعه نزدیک هستند، ولی حنفی ها نیستند. بنابراین به نوعی بر سر باورهای دینی با هم اختلاف دارند، اما این اختلافات دینی به آن شدت نیست و به هرحال اختلاف بین مذاهب اسلامی وجود دارد و مرکز تقریب مذاهب اسلامی برای نزدیک کردن مذاهب است و البته هر سال هم یک کنفرانس وحدت اسلامی برپا می شود اما بین مسلمانان وحدت ایجاد نمی شود. به نظرم وقتی یکسال کنفرانس برپا می شود و نتیجه نمی دهد برپا کردن آن در سال بعد بی فایده است و تنها هزینه ایجاد می کند. شاید وقتی ایران خود را به عنوان ام القرای اسلامی مطرح می کند بیشتر دافعه ایجاد می کند و از این مقوله نمی توانیم منافع ملی خودمان را دنبال کنیم. بهترین راه این است که سکوت کنیم. وقتی اعلام می کنیم ما ام القرای اسلام هستیم این برای آنها بدین معنی است که شما نروید مکه یا نجف، شما نروید به الازهر، بیایید ایران. زیرا وقتی اینها می خواهند در مراتب عالی علوم اسلامی تحصیل کنند یا به مدرسه میرعرب در بخارا می روند که مرکز اسلامی بزرگی است یا بیشتر به الازهر در قاهره مصر یا در عربستان می روند بنابراین اگر می خواهیم جمعیت مسلمان در حال افزایش روسیه از ما تاثیر بگیرد، باید با درایت کار شود. با توجه به اینکه جمعیت اسلاو رشد منفی دارد و جمعیت مسلمانان رشد فزاینده دارد، احتمال دارد در 50-60 سال آینده روسیه یک کشور با اکثریت جمعیت مسلمان شود و روسیه این تهدید را می فهمد و به همین سبب در سیاست های جمعیتی خود ازدواج را تشویق کرده است و برای هر زایمان دولت تا 1000دلار پول می دهد تا تعداد اسلاوها و مسیحیان ارتدوکس زیاد شود. شاید ترس دولت از جمعیت مسلمان نباشد، بلکه ترسش از تهدید دیگر ادیان است که در روسیه کلیسای ارتدوکس را متوجه می کند و کلیسای ارتدوکس قبلا یک کلیسای وابسته به دربار بود و حالا وابسته به کرملین است.

*اکنون موج افراط گرایی و وهابی گری به جمهوری های خودمختار روسیه، مانند داغستان و چچن رسیده است. چه اتفاقی افتاد که این مناطق نیز درگیر پدیده افراط گرایی شدند و روسیه چقدر در سرکوب این گروه ها موفق عمل کرده است؟

امیراحمدیان: آنجا مسلمانان در اقلیت قرار گرفتند. در این واحدهای سیاسی روس ها را اسکان دادند تا ترکیب جمعیتی و دینی را تغییر دهند. طبیعی است که روس ها به مسلمانان به عنوان اقلیت دینی نگاه می کنند. روس ها بسیار مغرور، خودبین، خودمحور و خودشیفته هستند. بنابراین نمی توانند ببینند که جمعیت غیرروس برتری داشته باشند. در نتیجه جمعیت اقلیت دینی تحت فشار و سرکوب قرار می گیرد و راه نجاتی می خواهد که آن را بعضا افراط گرایی می یابد. آن جمعیت وقتی ببیند کسانی تبلیغ می کنند و می گویند شما مسلمانان موقعیت خود را از دست داده اید، جذب گروه های تندرو می شوند. نکته اساسی هم قلمروخواهی است. روس ها در اصل ساکنان و باشندگان این سرزمین ها نبوده اند، برای مثال اکنون روس ها در سرزمین های اسلامی در قفقاز شمالی یا در در سیبری در بخش آسیایی روسیه هستند. آنها با اشغال سرزمین های مسلمانان در آسیای و سرکوب و کشتار مسلمانان حضور داشتند، که اکنون این سرزمین ها مستقل شده اند. در قفقاز نیز همه این سرزمین ها، قلمرو اسلامی بودند که روس ها با سرکوب مسلمانان آن سرزمین ها را اشغال کردند و در آنجا اسکان یافتند؛ مثلا داستانی که تولستوی به نام «حاجی مراد»، نوشته است و داستان «قزاقان» در این زمینه هاست که در تمام مناطق قفقاز و ولگا، روس ها می خواهند پیشروی کنند و با مسلمانان برخورد می کنند و بعد آنها را مقهور خود کردند و به عنوان برده خود در نظر گرفتند. به همین سبب یک تنفر در بین مسلمانان نسبت به روس ها موجود است و هنوز هم ریشه دارد. در قرن 16 میلادی همزمان با صفویه در ایران، ایوان گروزنی- ایوان مخوف حمله کرد و سرزمین های اسلامی، خانات قازان و آستاراخان را گرفت و مردم را به شدت سرکوب کرد و مسلمانان را به زور مسیحی کرد. روس ها علاقه مند نیستند که مسلمانان جان بگیرند و در جامعه نقش داشته باشند و این یک مشی سیاسی است. اگر هم در ظاهر بگویند اینطور نیست، اما عملکردشان این را نشان می دهد. کدام وزیر، نخست وزیر و رییس جمهور از بین مسلمانان انتخاب شد؟ در این بین گروه های نفوذی در داخل می آیند تا این خلا را پر کنند و آن مسلمانان افراطی هستند و به آنها کمک می کنند و می گویند برو بجنگ اینجا سرزمین تو را اشغال کرده اند. دولت عربستان ادعا می کند، در این زمینه پولی هزینه نمی کند و اینها خودشان تبلیغ می کنند و مسلمانان خودشان از ساختارهای اسلامی مانند خمس و زکات اینجا خرج می کنند. آقای پوتین در جریان حملات تروریستی اوایل سال 2014 میلادی در ولگاگراد که قبل از المپیک سوچی اتفاق افتاد، تهدید کرده بود که عربستان را سرکوب نظامی خواهد کرد و من نوشتم که این تهدید یک طبل توخالی است. او نمی تواند کشوری را به اتهام واهی تهدید کند زیرا این بمب گذاران، ادعا می کنند بیوه های سیاه پوش هستند. بیوه هایی که شوهران آنها در چچن کشته شدند و لباس سیاه می پوشند و این جنایت را انجام می دهند و از طرف عربستان حمایت می شوند و این موجب خشم روسیه شده است بنابراین رشد افراط گرایی در مناطقی اتفاق افتاد که جمعیت روس یا دولت روسیه فشار بیشتری بر مردم وارد آورده بود؛ مثلا چچن راه حل نظامی نداشت اگر راه حل نظامی نداشت چرا یک دهه جنگ کردند؟ در جمهوری داغستان هم افراط گرایی رشد کرده است. قفقاز شمالی هیچگاه آرام نبوده است. چچن خواهان استقلال است ولی روس ها آنها را سرکوب می کنند. چون مسلمان هستند، در حالی که روسیه از اسقلال آبخازیا، اوستیای جنوبی(در ترکیب حاکمیتی جمهوری گرجستان) و قره باغ(در ترکیب حاکمیتی جمهوری آذربایجان) حمایت می کند، چون آنها مسیحی هستند.

*اگر روسیه به همین قدرت خواهی در جهان ادامه دهد رویکردش به مسلمان ها چگونه خواهد بود؟ چون از یک طرف مسلمانان را در چچن می کشد و از طرف دیگر در کشور خود به آنها فضای فعالیت می دهد.

امیراحمدیان: بزرگترین اشتباه تاریخ در دوره جنگ سرد این بود که شوروی را به عنوان ابرقدرت مطرح کردند. آنها یک قدرت نبودند، وقتی شوروی فروپاشید، معلوم شد که چقدر بنیان های ضعیفی دارد. در حال حاضر روسیه با 140 میلیون جمعیت تولید ناخالص داخلی این کشور 1800میلیارد دلار است، در مقابل امریکا که تولید ناخالص داخلی آن که سالانه 15000میلیارد دلار است خیلی ناچیز است. چین با 8000 میلیارد چندین برابر روسیه تولید ناخالص دارد و اتحادیه اروپا و ژاپن هم همینطور. روسیه هیچ گاه ظرفیت تبدیل شدن به قدرت برتر را ندارد. روسیه به دنبال این است که جهان چندقطبی ایجاد شود و با جهان یک قطبی که امریکاست، مخالف است. هم چنین اگر جهان بسوی جهان چند قطبی مانند دوره جنگ سرد هم حرکت کند، قطب دوم روسیه نخواهد بود. روسیه خواهان جهان چندقطبی است که در آن یک قطب هم روسیه باشد. بنابراین روسیه وقتی قدرت بگیرد قدرت گیری آن سبب کاهش نفوذ مسلمانان روسیه خواهد بود، چون مسلمانان برنمی تابند دولت مقتدری بخواهد سرنوشت آنان را دگرگون کند. روسیه هرقدر قدرت بگیرد در داخل هم اعمال قدرت می کند و فضاها را می بندد. اینکه اکنون هم این کار را کرده است و مسلمانانی را که در آن زندگی می کنند مانند شهروند درجه دو در نظر می گیرد. در نگرش تئوریک دولتها به اقوامی که این چنین ساکن هستند آنها را به عنوان تهدید می بینند. هرچند حضور آنها را به فرصت تبدیل می کنند اما عمدتا آنها را به عنوان تهدید می بینند. مسلمانان روسیه می گویند به تعداد جمعیت باید به ما سهم دهید، در آرم دولتی، در صفوف دولتی و در پرچم دولتی. آرام آرام این شرایط برای مسلمانان در روسیه آماده می شود که قدرت بگیرند و بعد سهم خود را از قدرت بگیرند اما حالا این شرایط فراهم نیست. بنابراین این فرصتی که می توان گفت یک نوع تحقیر، کم اهمیت دادن به آنها و درجه دوم شمردن آنهاست منجر به در پیش گرفتن راه افراط می شود. دیگر اینکه گفته می شود «پدر کشتی و تخم کین کاشتی/ پدر کشته را کی بود آشتی؟» روسیه ده ها هزار نفر را در چچن کشته است و با قدرت تمام سرکوب کرده. آنهایی که پدر خود را ندیدند و می دانند روسیه پدرانشان را کشته. در نتیجه نسلی در حال پرورش در میان چچن ها و دیگر مسلمانان قفقاز پا به عرصه وجود گذاشته اند که نسبت به دولت مرکزی روسیه بدبین هستند. این نوع دیدگاه منفی نسبت به روس ها در بین مسلمانان دیگر مناطق نیز وجود دارد.

*آینده مسلمانان روسیه را به لحاظ پیشرفت در ساختارهای فرهنگی اجتماعی سیاسی روسیه چطور می بینید؟

امیراحمدیان: ببینید آن قدرتی که ما در نظرمان است، سهیم شدن در قدرت مرکزی است که این امکان را فراهم نخواهند کرد. طبیعی است که اقلیت ها در کشورها اینطورند و جریان های افراطی مانع می شوند. در روسیه مسلمانان به این باور رسیدند که نیازهای خود را خودشان باید تامین کنند و منتظر دولت مرکزی نباشند که ساختار بسازد. البته خواستار این هستند که در چارچوب قوانین و مقررات کشوری فعالیت کنند. مسلمانان اجازه آزادی را گرفتند و آزادی مذهب دارند. در یک حکومت لاییک دین مقوله ای نیست که کسی جلویش را بگیرد، هر کس می تواند هر دینی داشته یا نداشته باشد. مثل کشورهای مسلمان نیست که اگر کسی از دین برگشت باید با مجازات اعدام روبرو شود که البته در بین علمای اسلامی محل مباحثه است. برخی می گویند مجازات دنیایی ندارد و مجازات اخروی دارد. بهرحال مسلمانان به این باور رسیده اند که با کمک هم سعی می کنند در ساختارسازی کمک کنند. یکی از اینها مساجد است، آنها به ساخت مساجد کمک می کنند. من دیدم مساجد اگر دولتی باشند مثل ایران مفروش است، ولی در بیرون از شهرهای بزرگ، مسجد محقر است و با حصیر و موکت های کم قیمت فرش شده است و این ساختار می سازد. آرام آرام این ساختارها تقویت می شود و با افزایش جمعیت که عامل ثروت هم هست ساختار مستحکم می شود. ببینید 100نفر به ساخت یک مسجد کمک می کنند. حال این 100نفر وقتی ده هزار نفر می شود ساختار بیشتری تولید می شود. این ساختارها را مسلمانان می سازند، در روسیه آرم «حلال فود» رشد می کند و علاوه براینکه مسلمانان می خرند، مسیحیان هم می خرند زیرا می گویند تمیز درست می شود و بهداشتی تر است. یعنی آرام آرام هویت پیدا می کنند و بعد اگر برگردیم به ادبیات روسی مسلمانان به خوبی تصویر شده اند. حتی تولستوی در پایان عمر به اسلام گرایش پیدا کرده بود، یعنی اسلام در روسیه، اسلام معتدل است و اسلام شمشیر نیست؛ اسلام تبشیری است. وقتی تبشیری است به عرفان روی می آورد در نتیجه ما شاهد شاخه های عرفان هستیم. به ویژه در قفقاز و در مناطق کوهستانی تصوف نقش پیدا می کند. علاوه بر نقشبندیه که طریقت غالب است، قادریه و شاذلیه هم در آنجا رشد پیدا کرده است. مهمترین گرایش نسبت به نقشبندیه است که تاثیر دارد. شاید این ترتیباتی که در چچن با سرکوب زیادی همراه شد آرام آرام به این باور رسید که از طریق اسلام تکفیری به جایی نمی رسد و رشد جریان تکفیری آرام آرام کند شده است. البته در قفقاز شمالی شاهد آن هستیم ولی نه به آن سرعتی که پیشتر بوده است، به اضافه اینکه تعدادی از جوانان درتاتارستان و مسکو تحصیل کردند و به معارف دینی روی آوردند و جامعه را متعادل کردند. به نظر من آینده اسلام در روسیه روشن و شفاف است و مسلمانان قدرت می گیرند و در ساختار سیاسی و اقتصادی روسیه تاثیر خواهند گذاشت و این قدرت اسلام است که به نظر می رسد در میانه های قرن بیست و یکم نقش اساسی در روسیه خواهد داشت و مسلمانان با کمک خودشان جان گرفتند. البته اگر رقابت کشورهای قدرتمند اسلامی مانند ترکیه، عربستان و ایران آنجا شکل نگیرد و اگر این رقابت نباشد آن جریان عادی که گفتم اتفاق خواهد افتاد و شکوفایی و بالندگی اسلامی خواهد بود، ولی در رقابت این چند کشور همه شان بازنده می شوند و اسلام هم آنجا نقش  اساسی نخواهد داشت.

گفت وگو از مریم گرجی- شفقنا

انتهای پیام

اخبار مرتبط