شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

کاهش بودجه‌های بشردوستانه؛ زنگ خطر برای آینده زنان در کشورهای بحران‌زده

شفقنا افغانستان _ سازمان بشردوستانه هالندی «CARE» هشدار داده...

کشته شدن ۳ نفر در پی حادثه ترافیکی در سمنگان

شفقنا افغانستان- یک حادثه رانندگی در ولایت سمنگان شمال...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز از کشورهای همسایه

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

نتیجه مطالعه در بریتانیا: رشد نگران‌کننده استفاده از چت‌بات‌های هوش مصنوعی برای مشاوره پزشکی

شفقنا افغانستان- پزشکان می‌گویند نظرسنجی «بسیار نگران‌کننده» خطر مراجعه...

ندا محمد ندیم: طالبان تحت فرمان هیچ کشوری نیستند

شفقنا افغانستان _ در حالی‌ که نزدیک به پنج...

اداره مبارزه با حوادث از خطر سیلاب و گرمای شدید در افغانستان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ اداره آمادگی مبارزه با حوادث افغانستان...

کشف اجساد دو دختر در کابل؛ افزایش نگرانی‌ها از ناامنی در پایتخت

شفقنا افغانستان- منابع محلی از کشف اجساد دو دختر...

قانون جدید طالبان؛ مشروعیت‌بخشی به ازدواج کودکان

شفقنا افغانستان _ وزارت عدلیه طالبان با نشر مقررات...

استخبارات طالبان در جست‌وجوی اطلاعات مخالفان؛ بازرسی تلفن مهاجران در مرز هرات

شفقنا افغانستان _ منابع محلی می‌گویند نیروهای استخبارات طالبان...

کاخ سفید: ترامپ و شی بر جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران و باز ماندن تنگه هرمز توافق کردند

شفقنا افغانستان- کاخ سفید دیدار روسای‌جمهوری آمریکا و چین...

دامن زدن به اختلافات فرقه ای زمینه ساز پدیدار شدن گروه های افراطی- تحلیلی از الجزیره

شفقنا افغانستان- الجزیره نوشت: برنارد لوییس ، استاد یهودی بازنشسته مطالعات خاورنزدیک دانشگاه پرینستون و متخصص تاریخ اسلام و اثر متقابل میان اسلام و غرب است و به دلیل تحقیقات خود درباره تاریخ امپراتوری عثمانی و منازعه زیرکانه‌اش با پروفسور ادوارد سعید بر سر کشمکش میان اسراییل و فلسطین مشهور است.

لوییس یکی از برجسته ترین خاورمیانه شناسان غربی قلمداد می‌شود و امسال، نود و هشتمین سالگرد تولد خود را جشن می گیرد در حالی که آروز دارد پیش از مرگ رویای خود را مبنی بر ترسیم نقشه های سیاسی در منطقه ی اسلامی و عربی بر اساس اصول طایفه گرایی و مبانی  عِرقی ریشه ای محقق کند.

این مستشرق مشهور- که یک یهودی متعصب است- رساله دکترای خود را در رابطه با فرقه «حشیشیه» (فرقه ای منشق از اسماعلیان مصر) نوشته است. وی سعی دارد تا سرزمین های اسلامی و عربی را ظاهرا با انگیزه پاسخگویی به عوامل طبیعی تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی بر مبنای اصول فرقه ای و نژادی تکه تکه کند!

وی در این تجزیه طلبی، به دنبال خدمت به پروژه ی بزرگ صهیونیست ها و ضمانت بقای اسراییل به عنوان یک کشور در محیط های فرقه ای و نژادی مشابه خود است.

لوئیس بر مکتب نومحافظه کاران آمریکایی به ویژه شخص جورج بوش- پسر- تاثیر بسزایی گذاشته است طوری که رییس جمهور سابق آمریکا سعی داشت در جنگ عراق، این کشور را بر اساس اصول فرقه ای و نژادی تجزیه کند.

سرزمین های عربی و اسلامی منتظر طرح برنارد لوئیس و امثال وی نبودند تا نزاع های فرقه ای را تجربه کنند. اختلاف در ذات و طبیعت بشر است. انسان ها در دین، اندیشه، فرهنگ، ارزش ها، اولویت ها و حتی درجات ذوق، دانش، هوش، ثروت، زیبایی و… متفاوت هستند.

در زندگی دنیایی، هیچ رهبر، اندیشمند، پیامبر و حتی ذات مقدس الهی از تمسخر کج اندیشان و بی احترامی آنان در امان نمانده اند. با این وجود معیارها و ملاک هایی همچون راستگویی، امانتداری، عدالت، بی آزاری و… نزد تمامی اقوام بشری و ایدئولوژی ها، مورد قبول است البته میزان پایبندی آنان به این ارزش ها متفاوت است.

مشکل در وجود اختلاف بین انسان ها نهفته نیست بلکه مشکل در ایجاد محیط، سازمان ها و قوانینی است که اختلافات را مدیریت کرده و آن را بدل به تنوع و نوآوری کنند نه به درگیری و خونریزی و ویرانی!

دین اسلام به وجود اختلاف بین انسان ها اعتراف دارد «إنا خلقناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا» (13/الحجرات) یعنی: و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا يكديگر را شناسايى كنيد. نپذیرفتن اجبار در پذیرش دین، حمایت و مراقبت از پیروان دیگر ادیان آسمانی و آیاتی در مورد شیوه ی مدیریت اختلافات بین مسلمانان نمونه های دیگری از اشاره دین اسلام به این تفاوت است آنجا که می فرماید: « فإن تنازعتم في شيء فردوه إلى الله والرسول» (59/النساء) یعنی: پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد، آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد، « وإن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما، فإن بغت إحداهما على الأخرى فقاتلوا التي تبغي حتى تفيء إلى أمر الله» (9/الحجرات) یعنی: و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفه‏اى] كه تعدى مى‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد.

علمای مسلمان در طول تاریخ به شکل کلی از فقه حضرت علی بن ابیطالب در جنگ بین مسلمانان پیروی کرده اند. علی(ع) آن هنگام که با تجاوزگران (مسلمان) می جنگید فراری ها را تعقیب نمی کرد، اسیران را نمی کشت، با زخمی ها پیکار نمی کرد، اموال آنان را به غنیمت نمی برد، هیچ یک از آنان را به بردگی نمی گرفت. آری این روش حضرت علی در جنگ با خوارج و دیگر دشمنان اسلام بود.

در مکاتب فقه اسلامی عرف آن بود که مسلمان تکفیر نمی شد مگر آن که چیز آشکار و بدیهی از دین را انکار می کرد یا رفتاری از او سر می زد که به جز کفر نمی شد تفسیرش کرد. همین تسامح و تساهل بود که موجب تنوع گسترده مذاهب اسلامی شد طوری که در مسایل اعتقادی، عبادی و معاملات بر کسی سخت گرفته نمی شد.

تجربه ی تاریخی:

بسیاری از مردم، قربانی مطالعه ی کتاب های مستشرقین و مورخان عرب و مسلمان معاصری شده اند که بر پایه ی افکار مستشرقین دست به قلم شده اند. این مورخین خواسته یا ناخواسته در تاریخ جنگ ها و نزاعات قبیله ای و نژادی که برای سرزمین های اسلامی نوشته اند چهره ای زشت و خشونت بار از تاریخ اسلامی ارائه داده اند غافل از آنکه مستشرقین به عمد بر تاریخ سیاسی و درگیری های خونبار خاندان های حاکم  تمرکز کرده و به دنبال اختلافات بودند تا در آن دمیده و آتش فتنه را شعله ور کنند.

ما به هیچ وجه منکر اختلافات و درگیری در سرزمین های اسلامی نیستیم چون این امری طبیعی در طول تاریخ و گردش روزگار بوده و ناشی از ارتباط مسالمت آمیز یا ستیزه بین مردم است، ولی علامت سوال ما در مقابل این جمله قرار می گیرد که چرا در کنار تاریخ سیاسی، تاریخ تمدن برای سرزمین های اسلامی نوشته نشده است؟ چرا بر روی جوانب زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تمرکز نشده است در حالی که تمدن اسلامی صدها سال قافله سالار تمدن بشری بوده است؟ چرا مستشرقین و مورخین سخن از دورانی به میان نیاورده اند که اکثر مناطق و سرزمین های اسلامی از نعمت آرامش، تسامح دینی و وضعیت مطلوب معیشتی برخوردار بود و در مقایسه با آن، اروپا درگیر جنگ های خونین مذهبی و افکار قرون وسطایی بود؟

طولانی ترین دورانی که اروپا در تاریخ خود شاهد آرامش و استقرار بوده است دوران پس از جنگ جهانی دوم بود. این در حالی است که تمامی افرادی که طی بیش از 1400 سال-تاریخ اسلامی- در پی جنگ های مذهبی و فرقه ای بین مسلمانان- در تمامی سرزمین های اسلامی- کشته شدند به مراتب کمتر از کشته شدگان جنگ جهانی اول یا جنگ جهانی دوم بودند!

به طور کلی اعراب و مسلمانان در طول تاریخ به صورت بسیار محدود- از نظر جغرافیایی- و معدود از نبود امنیت و آرامش رنج برده اند. این رنج هم با درگیری های سیاسی صعود و سقوط دولت ها ارتباط مستقیم داشته است. دولت هایی که بر سرزمین های اسلامی حکم می راندند به طور کلی کاری با زندگی شخصی، دینی و مذهبی مردم نداشتند، مگر در شرایطی که آنان را رقیبی برای به دست آوردن قدرت احساس می کردند.

بزرگان اهل سنت و به شکلی فراگیر، بزرگان اسلام در مورد تکفیر و خونریزی های مرتبط با آن سختگیر بودند و شروط سختی برای نسبت دادن این صفت به افراد و اقوام قرار داده بودند به همین دلیل گزینه ی تسامح دینی، همزیستی مسالمت آمیز و دعوت به نیکی، گزینه ی غالب در مسیر تاریخ اسلامی بود.

به این دلیل که اکثر خاندان های حاکم و اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان اهل سنت بودند تعصبات فرقه گرایانه و طایفه ای بین آنان احساس نمی شد و جای این احساس را حس «امت واحده» بودن پر کرده بود، این امت، دریایی بود که همه ی مذاهب اسلامی را در خود جای داده بود. اگر اینان(خاندان های حاکم) تعصبات فرقه ای داشتند و رفتار کلیساها و دادگاه های تفتیش عقاید قرون وسطا در اسپانیا را پیش می گرفتند بی شک تا دوران های درازی از کشته های دیگر مذاهب و فِرق اسلامی پشته می ساختند.

علمای بزرگ اهل سنت، تشیع را مذهبی از مذاب اسلامی می دانستند و هرگز شیعیان را تکفیر نکرده اند. آنان در برخورد با فرقه های اسلامی ملاک را ظاهر آنها قرار دادند و باطن را به خداوند سبحان واگذار کردند. دولت های اسلامی و سپاهیان آنها هرگز به جنگ با این فرق مشغول نشدند و قصد ریشه کن کردن یا اجبار آنان به انجام امور دینی را نداشتند.

شیخ دکتر مصطفی السباعی در کتاب «من روائع حضارتنا» نمونه هایی را از تسامح دینی بیان می کند. به عنوان مثال از خلف بن المثنی در مورد حلقه های علمی مردمی که در قرن دوم هجری برگزار می شد چنین نقل می کند: در بصره 10 تن از شخصیت های نادر علمی و شعری را شاهد بودیم که گرد هم می آمدند شعر می خواندند و با یکدیگر مباحثات علمی داشتند. این افراد عبارت بودند از: خليل بن أحمد صاحب علم نحو عرب (اهل سنت)، حِميَري شاعر (شيعي)، صالح بن عبد القدوس (ملحد و کافر)، سفيان بن مجاشع (خارجي)، بشار بن برد (شعوبی: نهضتی در بطن امت اولیه اسلام که برتری و امتیاز اعراب را بر دیگران نمی پذیرفت)، حماد عَجرد (ملحد شعوبی)، وابن رأس الجالوت (يهودي)، ابن نظير المتكلم (مسیحی)، عمر بن المؤيد (زرتشتی)، و ابن سنان الحراني (صابئي).

در بعضی از دوره های تاریخی استثنائا مسلمانان از سیاست های طایفه گرایانه و دینی رنج بردند مانند آنچه در شمال آفریقا توسط دولت فاطمی- که مذهب اسماعیلیه را ایجاد کرد- صورت گرفت.

وقتی دولت عثمانی در نیمه ی اول قرن شانزدهم میلادی بر عراق چیره شد اکثریت جمعیت جنوب عراق همچنان سنی بودند و در دوره ای- بین سال های 1750-1900 میلادی- اغلب آنان به مذهب تشیع گرویدند با این وجود، دولت عثمانی که سنی و حنفی مذهب بود بر آنان سخت نگرفت.

کشورهای استعمارگر غربی که بر بلاد اسلامی چیره شده بودند تلاش کردند تا با سوءاستفاده از احساسات مذهبی و فرقه ای و به کار گرفتن سیاست «تفرقه بینداز، حکومت کن» بین مسلمانان اختلاف ایجاد کنند. آنان همچنین علیرغم ادعاهای لاییکی که داشتند زمینه را برای سرپوش گذاشتن و پشتیبانی از تبلیغات مسیحیت در آفریقا، شبه قاره هند و اندونزی فراهم کردند.

به عنوان مثال دولت استعمارگر فرانسه، سوریه را با معیارهای فرقه ای به چند بخش تقسیم کرد این تقسیمات عبارت بودند از: دمشق، حلب، الدروز، علوی ها، لبنان بزرگ. سیاست انگلیسی ها، ایتالیایی ها و هلندی ها هم تفاوت چندانی با فرانسه نداشت.

جنبش های استقلال طلبانه

جنبش های استقلال طلبانه در جهان اسلام و کشورهای عربی شکلی ملی به خود گرفت طوری که تمامی اقشار مردم علیه استعمار بسیج شدند. این اتحاد رنگ و بوی فرقه ای نداشت و همه تلاش می کردند که در آن مشارکت داشته باشند. در نحوه ی رهبری این قیام ها نیز حساسیت چندانی وجود نداشت همانگونه که سلطان الاطرش(درزی)، رهبری انقلاب سوری ها علیه فرانسه را بر عهده داشت.

در همین باب، مسلمانان و مسیحیان در فلسطین علیه انگلیس و طرح های صهیونیسم متحد شدند ، این اتحاد ملی و مقاومت در نوع خود بسیار خاص بود. همچنین قیام ها، حرکت های اصلاح طلبانه و انقلاب اسلامی، نه شکل فرقه گرایانه به خود گرفت نه تعصبی و نه تکفیری. از این گذشته اهالی سرزمین های عربی- که اکثرا سنی بودند- با دید حساس و ستیزه جویانه به رهبران و اندیشمندان قومی عرب که به طوایف دیگر تعلق داشتند ننگریستند، رهبران و اندیشمندانی همچون «ميشل عفلق» و «زكي الأرسوزي» و«کنستانتین زريق».

به همین منوال، محیط عربی و اسلامی در طول قرون متوالی آغوش امنی شد برای تمامی طوایف و ادیان تا شکل جدیدی از تسامح، امنیت و همزیستی مشترک مسالمت آمیز را تجربه کنند. شایان توجه است که هر گونه تجاوزی از این مرزهای امن، نادر و استثنائی بوده است.

نزاع های فرقه گرایانه:

در سال های گذشته جریان هایی متعصب و تکفیری در منطقه پدیدار شدند که مظاهر و نمادهای طایفه گرایی را ترویج کرده و می کنند. از شاخص ترین دلایل ایجاد چنین جریان هایی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

* حمایت استعمارگران غربی از اقلیت هایی مشخص، طوری که در میان آنان بذر ترس و هراس از اکثریت مسلمان ایجاد کردند. این چیزی بود که برخی از رهبران و جریان های افراطی این اقلیت ها را به سمت جلب حمایت از استعمارگران سوق داد. کشورهای استعماری از این فرصت استفاده کرده و برای تضمین وضعیت طایفه ای آنان، باج ها و مزایای ویژه ای از آنها مطالبه کردند.

* برخی از رهبران اقلیت های فرقه ای تلاش کردند تا حزب هایی را ایجاد کنند که از منافع آنان حمایت کند. به عنوان مثال رهبران طوایف با نفوذ در ارتش سوریه و جلب حمایت حزب بعث توانستند بر دولت این کشور مسلط شوند و منافع خود را دنبال کنند. همین مساله باعث شد تا بسیاری از مردم سوریه احساس کنند که بر اساس اصول طایفه گرایانه به حاشیه رانده شده اند و فرصت های آنان برای تغییرات موکراسی خواهانه از دست رفته است. این احساس موجب واکنش هایی شد که رفته رفته رنگ و بوی طایفه ای و متعصبانه به خود گرفت.

* بسیاری از رژیم های عربی از همان بدو استقلال خود، از کشورهای استعمارگر، سیاست ناسیونالسم عربی و ایدئولوژی های لاییک را پیش گرفتند و راهی را رفتند که جز به استبداد و فساد منجر نشد. این نظام ها همزمان با جریان های میانه روی اسلامی اعلان جنگ و آنها را سرکوب کرده، مورد پیگرد قرارد داده و آزادی عمل آنان را سلب کردند. این مساله منجر به خلأ حضور اسلام در عرصه شد و بسیاری از مردم احساس کردند رژیمی ظالم و خشن بر آنان حکومت می کند که هیچ افق سیاسی روشنی برای ایجاد اصلاحات در آن متصور نیست. همین موضوع موجبات پدیدار شدن جریان های افراطی را پدید آورد که نه از دانش و شرع بهره ای داشتند، نه از مسائل سیاسی آگاه بودند و نه با روند پیشرفت روزگار پیش آمده بودند.

در نبود رهبری آگاه و راهنمایی مناسب و همچنین پافشاری رژیم های مستبد بر برخورد امنیتی و نظامی با آنان، این گروه های افراطی رفته رفته منزوی شدند و شکلی انقلابی به خود گرفتند، البته بدون پایبندی به ضوابط شرعی و فقهی که علمای مسلمان آن را وضع کرده اند. برخی از این گروه ها به سادگی دیگر طوایف را تکفیر کرده و با اقدامات تروریستی خونریزی های بسیار کردند. هم اکنون نیز شاهد فعالیت این گروه های تکفیری در اقصی نقاط سرزمین های اسلامی هستیم.

* رفتار سیاستمداران آمریکایی در حمایت از رژیم صهیونیستی و اشغال فلسطین و بیرون راندن مردم از سرزمین هایشان موجب ایجاد موجی از خشم و نفرت در میان جوامع عربی و به طور کلی مسلمان شد. این نفرت با پس زمینه ای از مشترکات دینی و فرهنگی پیوند خورده بود. فلسطین، نقش زیادی در روی هم انباشته شدن نفرت مسلمانان از آمریکا و اسراییل داشت به ویژه آنکه به این نفرت، اشغال عراق و افغانستان و نیز رنج ها و بدبختی های مردم مسلمان بوسنی، چچن، میانمار، کشمیر، جنوب فیلیپین و … نیز افزوده شد.

* انقلاب اسلامی ایران، ترس و نگرانی زیادی در بین کشورهای غربی و حکومت های مستبد عرب به راه انداخت. وقتی رژیم های عربی مشغول افزایش تعصبات فرقه گرایانه علیه ایران بودند تا از اصلاحات داخلی و مطالبات مردم خود شانه خالی کنند، کشورهای غربی با خیالی آسوده سرگرم ایجاد فتنه و بازی با احساسات طایفه ای و تعصبات آنان جهت برنگیختن آتش فتنه بودند تا آنان را از امور بزرگی همچون اصلاحات، قیام و تلاش برای آزادی فلسطین بازدارند.

راهبرد مناسب

تعصبات فرقه ای و مذهبی به مسلمانان و سرزمین های اسلامی محدود نمی شود بلکه در سایر اقوام در سرتاسر دنیا وجود دارد چه این اقوام مسیحی باشند چه یهودی چه بودایی و چه هندو. در این میان برخی از سازمان های جهانی هستند که سیاست های خود را از زمینه های دینی و فرهنگی که موجب برافروخته شدن آتش درگیری هاست پیگیری نمی کنند.

نزاع های فرقه گرایانه، سرزمین های اسلامی را به تجزیه و تکه تکه شدن می کشاند و از این عمل تنها دشمنان امت اسلامی سود می برند. این نوع از نزاع، نزاعی کورکورانه است و برای همگان مخرب و ویران کننده است، حتی برای رژیم هایی که بازیگردان این خیمه شب بازی هستند و رفتاری طایفه گرایانه پیش گرفته اند.

نخستین گام برای علاج  این مشکل، در احترام به اراده ی ملت های مسلمان و حقوق آنان در تعیین نظام سیاسی دلخواه خود نهفته است. گام های بعدی عبارتند از: ممنوعیت دخالت خارجی در امور کشورهای اسلامی و ایجاد فضایی آزاد برای فعالیت جریان های میانه روی اسلامی و همچنین دست برداشتن از تلاش های نافرجام جهت به حاشیه راندن یا ریشه کن کردن آنها.

منبع: الجزیره

ترجمه: شفقنا

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط