شفقنا افغانستان-دوازده سال پیش، حامد کرزی حامل امید برای مردم افغانستان بود. اما حامد کرزیِ سیاستمدار اکنون به عنوان رییس جمهور دمدمی مزاج دیده میشود که متحدانش را با خود بیگانه کرده است. با آنهم، او دفتر ریاست جمهوری را در حالی ترک میکند که دستآوردهایی داشته است.
در سال ۲۰۰۱، زمانی که به حکومت طالبان پایان داده شد، حامد کرزی به عنوان نماد امید قد علم کرد. فرزند نو به دوران رسیدهی یک خانوادهی شناخته شدهی پشتون، به حیث رییس حکومت انتقالی در ماه دسامبر سال ۲۰۰۱ تعیین شد. او یکی از معدود سیاستمداران افغانستانی بانفوذ بود که دستش به خون آغشته نبود و با ایالات متحده روابط خوب داشت.
انتظارها بالا بود، اما دوازده سال پس از آن زمان، دوران کرزی هم در درون و هم در بیرون کشور بحرانزدهاش، با سرخوردگی و ناامیدی مُهر خورده است. در عرصههای مهم، پیشرفت اندکی به دست آمده است؛ مانند مبارزه با فساد و بهبود مناسبات با کشور همسایه، پاکستان.
کرزیِ تاکتیکباز
با این وجود، ادرین ولترزدورف، رییس بنیاد فریدریش ایبرت استیفنگ در کابل، به این باور است که کرزی سزاوار دریافت بعضی اعتبارها میباشد. «او توانست مقامش را به عنوان رییس جمهور افغانستان که یکی از دشوارترین وظایف سیاسی بر کرهی زمین است، برای بیشتر از ده سال حفظ کند».
به باور این تحلیلگر، این دستآورد در کشوری که بدنام دسیسهسازی است، نباید دست کم گرفته شود. او میگوید که کرزی یک تاکتیکباز عالی است که توانست بین منافع قدرتهای متضاد تعادل ایجاد کند. برای نمونه؛ زمانی که اسماعیل خان، حکمران ولایت هرات، خواست مستقل از حکومت کابل عمل کند، کرزی او را در کابینهاش وزیر تعیین کرد.
مؤثر واقع شدن کمکهای انکشافی فقط با ایجاد توازن میان منافع سیاسی مختلف ممکن بود. پیش از این هرگز به پیمانهی ده سال گذشته، دختران به مکتب نرفته بودند. چندین دانشگاه تأسیس یا بازسازی شده است و رسانههای آن به دهها تلویزیون و رادیو میرسد که این کشور را به یکی از زندهترین کشورها در منطقه تبدیل کرده است.
تصویر لکهدار
با آنهم، تصویر مثبت اولیهی حامد کرزی لکهدار شده است. او نه تنها دل مردم افغانستان، بلکه دل ایالات متحده را نیز از دست داده است. مردم افغانستان او را به چشم دستنشاندهی غرب مینگرند. او در انتخابات نخستین، رای اکثریت قابل ملاحظهی مردم افغانستان را به دست آورد، اما انتخاب دوبارهی او در انتخابات سال ۲۰۰۹ با تقلب گسترده ممکن شد. اکنون او نه تنها اعتماد ایالات متحده را از دست داده است، بلکه وضعیت امنیتی کشورش به دلیل حملات شورشیان رو به خرابی نهاده است.
به عنوان بخشی از روند سپردن مسئولیت امنیتی به مردم افغانستان، برخورد کرزی غیرقابل پیشبینی و سلیقهای بود. او منافع شخصیاش را اولویت داد و با این عملکرد خودش را منزوی کرد. بهویژه رویکرد او با طالبان، خشم مردم افغانستان را برانگیخت- کرزی مکررا جنگجویان تندروِ اسلامگرا را برادرانش خواند و گفتوگوهای صلح را با آنان آغاز کرد. این گفتوگوها به موفقیتی نینجامید.
اما وینفرید ناچوی، عضو پیشین حزب سبز آلمان و کارشناس پالیسی صلح و امنیت میگوید که کرزی به تنهایی مسئول شکلگیری این روند نیست. ناچوی میگوید: «بیشتر تقصیرها به گردن طرف افغانستانی انداخته میشود، بهویژه بر گردن رییس جمهور، در حالیکه اکثر وقتها فراموش میشود که همین رییس جمهور در سالهای نخست ریاست جمهوریاش در حاشیه نگه داشته میشد».
کرزی برای مدت درازی به ناتو فشار وارد کرد تا عساکر بیرونی را به مناطق بیرون از کابل بگمارند. سرانجام، ناتو در سال ۲۰۰۶ تصمیم گرفت که سربازانش را به جنوب بفرستد. ناچوی میگوید که «این کار در همان زمان هم دیر شده بود»، چون طالبان دوباره قوت گرفته بودند. تحلیلگران سیاسی در بارهی انگیزهی سیاسی کرزی برای رد کردن امضای موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی، گیج شدهاند. دکتر سیما سمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان گفت که رییس جمهور خوب میداند که «چطور به طور پنهان انتقام بگیرد».
نکوهش و ستایش
به هرحال، شمار زیادی از مردم افغانستان اعتبار دستآوردهای سالهای اول حکومت را به او نسبت میدهند. محمد آصفی، باشندهی کابل میگوید: «منصفانه این است که بگوییم در دوران کرزی دستآورهایی داشتهایم». او همچنان اضافه میکند که این دستآوردها آزادی رسانهها و بهبود حقوق زنان را در برمیگیرند.
اما آصفی نیز اکنون ناامید است. او میگوید: «بار دوم، من به کرزی رای ندادم. او به وعدههایش عمل نکرد». آقای آصفی از اینکه جنگسالاران تا هنوز در حکومت اند و ادعا میکنند که از منافع مردم نمایندگی میکنند، خشمگین است.
وحیده شجاعی، دستیار فروشات یک لباسفروشی در کابل میگوید، مردم افغانستان از داشتن یک رییس جمهور جدید و میانهرو بعد از سرنگونی طالبان خوشحال بودند، «اما بعدتر، وضعیت امنیتی و اقتصادی خراب شد و تعداد زیادی از مردم افغانستان، به فرار کردن از وضعیت جنگی آغاز کردند».
شخصیت وحدتآور؟
اکثر مردم افغانستان و جامعهی بینالمللی انتظار دارند که پیشرفت واقعی در افغانستان به رهبری رییس جمهور جدید اتفاق بیفتد. سه نامزد پیشتاز در انتخابات ۱۶ حمل، تعهد کردهاند که موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی با امریکا را امضا کنند. اما آنان همچنان وعده دادهاند که گفتوگوهای صلح با طالبان را ادامه دهند. هنوز وقت داریم که ببینیم آنان چگونه در میان این دو تعادل ایجاد میکنند.
براساس گفتههای سیما سمر، کرزی در میانجیگری و یکجا کردن طرفهای مختلف خوب عمل میکرد: «بزرگترین موفقیت او، متحد نگهداشتن کشور بود».
نویسنده: وصلت حسرت نظیمی
منبع: دویچه وله انگلیسی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
