شفقنا افغانستان-درسی را که می شود از مصر گرفت اینکه انقلاب ها احیانا راه هایی را در پیش می گیرند که هرگز انقلابیون تصورش را هم نمی کردند. این مساله در مورد اوکراین هم صادق است.
به گزارش شفقنا، بی بی سی عربی نوشت: سه سال از شروع انقلاب های عربی می گذرد اما هنوز زندگی عادی به قاهره پایتخت مصر بازنگشته است. این شهر همچنان تحت تاثیر انقلاب خود بوده و گویی زمان بر آن نمی گذرد.
با شروع آشوب های خیابانی در جریان انقلاب مردمی مصر علیه نظام حکومتی حسنی مبارک در اواخر ژانویه 2011 بود که نیروهای پلیس مصر ناگهان از خیابان ها ناپدید شدند. امروزه اما این نیروها دوباره بعد از یک غیبت طولانی به خیابان ها بازگشته اند. اما این بار نه برای بازگرداندن همان نظام سابق بلکه برای تحمیل سیطره خود بر خیابان ها یی که این روز ها به نسبت گذشته کمتر شاهد آشوب است.
در این میان می توان جوانی را مشاهده کرد که یک افسر پلیس به او اجازه می دهد تا با موتورسیکلتش در مسیری برخلاف جهتی که تعیین شده است حرکت کند. موتور سوار بر روی سرش یک سینی نان تازه دارد و درحالی که دست هایش را در جیبش کرده است موتور را می راند. یک موتورگازی هم درست برعکس مسیر تعیین شده حرکت می کند و وقتی متوقفش می کنند بهانه می آورد که موتورش فقط یک موتور گازی ساده است. راننده یک خودرو نیز همین سبک و سیاق را در پیش می گیرد و وقتی جلوش را می گیرند می گوید ماشین هم مثل موتور است، عین اینکه دو تا موتور را کنار هم گذاشته باشی. اما تنها اینجاست که افسر پلیس دخالت می کند… یعنی پلیس هم برای خود حد و مرزی دارد. خیابان های قاهره، مملو از هرج و مرج و ترافیک است. پیاده و سواره به همراه خیلی از موتورسیکلت ها که از سرو گوش آدم ها و ماشین ها بالا می روند. موتورسیکلت ها به دلیل ترافیک مانند بازی های الکترونیکی از لابلای خودروها می گذرند.
مظاهر زندگی دوباره در هر گوشه ای خود را نشان می دهد. می توان گاری کوچکی را دید که الاغ لاغری بار سنگین آن را درمیان شهر می کشد. در دوران مبارک عبور و مرور این گونه گاری ها در برخی از مناطق قاهره ممنوع بود. زیرا بیشتر فقر و بینوایی مردم مصر را به نمایش می گذاشت و از آن گذشته فضولات شان نیز در جای جای خیابان ها پخش می شد و آلودگی به وجود می آود. گوسفندان ذبح شده بر در مغازه قصابی ها آویزان است و در مواردی مهرهای قرمز رنگی بر آنها خورده است که نشان ازکشتارگاه می دهد.
سه سال گذشته، وقتی انقلاب شروع شد بانک ها درهای خود را به روی دلارها بستند و تمام محتویات نقدینگی دستگاه های خودپرداز خالی شد. تعداد گردشگران به شکلی باور نکردنی بیشتر شده بود. من با گروهی از زنان آمریکایی برخورد کردم که می خواستند از آنها در حیات هتلی که اقامت داشتیم عکس بگیرم.
در مصر این تصور وجود دارد که کشور از زمان سقوط مبارک تاکنون تحولات زیادی را از سرگذرانده است حال آنکه کل این دوران فراتر از سه سال نمی رود. طی این سال ها سه بار در مصر همه پرسی برگزار شده است که آخرین آن یک قانون اساسی جدید بود به نحوی که حقوق کارگران با درآمدهای کم را نیز تامین می کند.
همچنین در مصر چند بار انتخابات پارلمانی برگزار شده است اما در نهایت پارلمان با رای قوه قضاییه تعطیل شد. یا انتخابات ریاست جمهوری که محمد مرسی نخستین رییس جمهور منتخب مصر در آن به پیروزی رسید لکن مرسی چند ماه پیش از کار برکنار شد و حتی به زندان افتاد. بعد از حمله ای وحشیانه که عناصر اخوان المسلمین و سایر گروه های اسلام گرا را هدف قرار داده بود مصر اکنون رو به آرامش می رود.
نیاز به یک رهبر
اکثر مصری ها این ثبات را متوجه ارتش می دانند. بخصوص فرمانده آن یعنی عبدالفتاح السیسی که احیای عزت و سربلندی کشور و شکست بسیاری از توطئه های پنهان و شیطانی را ناشی از تلاش های او می دانند. می گویند این گروه های مذهبی هستند که برای آسیب رساندن به دولت کهن مصر و تبدیل آن به دولت اسلامی این توطئه ها را تدارک می بینند.
ژنرال السیسی دو سال پیش هیچ شهرتی نداشت و حتی تا همین الان هم مردم او را خیلی نمی شناسند. روشن نیست که او مراحل کودکی یا سایر مراحل زندگی خود را چگونه سپری کرده است و درباره مشکلات غیر قابل کنترل جامعه مصر از جمله فقر و ازدحام جمعیت، بیکاری و غیره چه دیدگاه هایی دارد. با این حال از او استقبال زیادی می شود و بسیاری او را منجی کشور معرفی می کنند. این شاید ریشه در فرهنگ مردم مصر داشته باشد و عطشی که به داشتن یک رهبر قوی دارند. چه بهتر که این رهبر یکی از فرماندهان ارشد ارتش باشد.
به نظر می رسد استقبال از السیسی در خیابان های مصر، آن هم به این صورت گسترده تا جایی که تصویر او را بر روی شوکولات هایی حک کرده باشند نشان از محبوبیت زیاد او باشد اما مشکل در این است که اکثر تظاهرات کنندگانی که با شجاعت اقدام به سرنگونی نظام مبارک کردند، هرگز انتظار یا توقع این را نداشتند که بعد از سه سال انقلاب شان به همان جایی برگردد که قبل از انقلاب بود؛ یعنی به جایی که نظامیان بر مقدرات جامعه حاکم باشند و بالاترین مقام ها در انتظار نظامیان عالی رتبه باشد.
این معروف است که انقلاب ها به خود برمی گردند. حرفی که چوئن لای رهبر چین در سال 1972 زد و گفت هنوز زود است که درباره حوادث انقلاب فرانسه – که سال 1789 شروع شد- قضاوت کرد. شاید حرف او مورد سوءبرداشت قرار گرفته باشد؛ چون برخی می گویند منظور او از انقلاب آشوب های آن زمان فرانسه بوده است اما برخی نیز با نصب العین قرار دادن این حرف، این گونه پیش بینی ها را به دانش معنوی چینی ها نسبت می دهند. اگر انقلاب ها را یک بازی طولانی بدانیم که زمان زیادی می کشد تا به نهایت آن برسد حرف چوئن لای بی راه هم نیست.
مصری ها نیز مانند دیگران حوادث این چند هفته اوکراین را دنبال می کنند زیرا نخستین قدم ها در اوکراین نیز مانند انقلاب مصر شروع شد اما کسی نمی داند که سرانجام این تحولات به کجا منجر خواهد شد.
منبع : بی بی سی عربی
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
