شفقنا افغانستان-وقتی برای نخستین بار اخباری مبنی بر خودداری آمریکا از پذیرش تقاضای ویزای شماری از مترجمان افغان منتشر شد، این موضوع به سرعت در بین پرسنل بومی پایگاه هوایی موقت ایساف در ولایت غزنی پیچید.
شان انیل در الجزیره نوشت: غزنی استانی است در شرق افغانستان؛ جایی که طالبان در بسیاری از نقاط آن هنوز حضوری قدرتمند دارند. این مترجمان مدت ها سربازان آمریکایی را در عملیات های نظامی همراهی کرده و جان خود را به خطر انداخته اند، اما حالا احساس می کنند که قرار است به حال خود رها شوند.
محمد که به مدت 6 سال به عنوان مترجم برای ارتش آمریکا کار کرده، می گوید: “من جوانی ام را صرف حضور در این پایگاه کرده ام.”
محمد 31 ساله که اصالتا اهل استان غزنی است، مجبور شده تا خانواده خود را به کابل انتقال دهد، زیرا اخیرا افرادی ناشناس با وی تماس تلفنی گرفته اند و تهدید کرده اند که خانواده اش را به قتل می رسانند. او همچنین از یکی از همسایگان خود شنیده که طالبان در محل سکونت وی حضور یافته و اسم او را برده و سوالاتی را پرسیده اند.
وقتی محمد هر از گاهی می خواهد به خانواده اش در کابل سر بزند، ابتدا از یک راننده محلی مورد اعتماد می خواهد تا او را به شهر غزنی برساند. محمد مقابل یک مسافرخانه پیاده می شود، چای می نوشد و سپس از در پشتی مسافرخانه خارج می شود، یک تاکسی جدید پیدا می کند و از راننده می خواهد بدون مقصد خاصی در شهر چرخ بزند تا مطمئن شود کسی تعقیبش نمی کند. در نهایت، او مسیر بزرگراه را پیش می گیرد. اما بزرگراه هم مسیر خطرناکی است. او هر بار باید دعا کند که طالبان در ایست های بازرسی بزرگراه، شناسایی اش نکنند.
محمد که به دلایل امنیتی نمی خواهد نام خانوادگی اش در این گزارش اعلام شود، می گوید: “من باید در اسرع وقت از کشور خارج شوم. یکی از مترجم هایی که می شناختم و اهل جلال آباد بود، در یکی از ایست های بازرسی طالبان شناسایی شد. او را از تاکسی پیاده کردند و همانجا مثله مثله اش کردند.”
علاوه بر تهدیدهایی که مترجمان از جانب شورشیان طالبان روبرو هستند، ملاحظات اقتصادی نیز ایجاب می کند از کشور خارج شوند. هزاران نفر از پرسنل افغان در پایگاه های ایساف به زودی بیکار خواهند شد و باید جذب اقتصاد محلی افغانستان شوند؛ اقتصادی که طبق گزارش بانک جهانی، به شدت وابسته به کمک های خارجی است.
بین سال های 2010 تا 2011، یعنی آخرین سال هایی که گزارش بانک جهانی بر اساس داده های اطلاعاتی آن شکل گرفته، میزان پولی که صرف کمک به افغانستان شده، تقریبا معادل تولید ناخالص داخلی این کشور بوده است. در حال حاضر، 48 درصد از مردم افغانستان بیکارند و وضعیت ضعیف بازار کار در دوران گذار افغانستان، چشم انداز وخیمی را به نمایش گذاشته است.
به غیر از مترجمان ارتش، دیگر پرسنل افغان پایگاه های ایساف نیز با همان تهدیدهای اقتصادی و جانی روبرو هستند، اما آنها بر خلاف مترجم ها هیچ امیدی به دریافت ویزا از کشورهای غربی ندارند. پایگاه های ایساف، وابسته به نیروی کار افغان هاست. آنها نظافت سرویس های بهداشتی، تخلیه مخازن فاضلاب، نظافت و انتقال زباله ها و تامین آب و سوخت برای پایگاه ها را بر عهده دارند. این پرسنل افغان را باید در واقع شاهرگ های حیاتی پایگاه های ایساف دانست.
پایگاه هوایی موقت ایساف در غزنی، در شلوغ ترین حالت بین 3 هزار تا 4 هزار سرباز و نیروی غیرنظامی خارجی را در خود جا می دهد اما معاش صدها کارگر و پرسنل افغان نیز وابسته به این پایگاه است. این پرسنل اغلب مورد توجه خاصی قرار نمی گیرند. آنها وقت آزاد خود را در چند چادری که در نزدیکی پایگاه بنا شده می گذرانند. وقتی این کارگران افغان اطراف پایگاه نباشند – موردی که پس از حمله طالبان به پایگاه در آگوست گذشته رخ داد و چند روز هم به طول انجامید- زباله ها روی هم تلمبار می شود و سرویس های بهداشتی و حمام ها بدون آب می ماند. اینجاست که ارزش و اهمیت حضور آنها کاملا حس می شود.
مباشرهای افغان در این پایگاه ایساف، ماهانه بین 300 تا 600 دلار حقوق می گیرند؛ که چندین برابر مبلغی است که خارج از پایگاه نصیب شان می شود. کارگرها حدود 150 دلار در ماه حقوق می گیرند که برای یک فرد تحصیل نکرده در افغانستان درآمد خوبی است. بر خلاف مترجم ها، این کارگران خارج از پایگاه و در شهر غزنی زندگی می کنند. اغلب آنها اهل استان غزنی نیستند و از طریق دوستان و آشنایان این کار را پیدا کرده اند. خودشان می گویند همسایگان آنها در شهر غزنی، نسبتا قابل اعتمادند اما یکی از خانه های آنها تابستان گذشته با نارنجک مورد حمله قرار گرفت.
باز محمد 25 ساله، یکی از این کارگران، می گوید: “ما در غزنی به هیچ کس نمی گوییم که در این پایگاه کار می کنیم. وقتی یک نفر از ما می پرسد شغلمان چیست، می گوییم برای یک شرکت ساختمانی کار می کنیم. ما هر روز صبح زود از شهر خارج می شویم و دیروقت به خانه بر می گردیم تا همسایگان متوجه نشوند کجا می رویم.”
امیر گل، 35 ساله، مباشر کارگرانی است که زباله ها را جمع می کنند. او نیز می گوید: “آمریکا باید به کارگرها هم مثل مترجم ها ویزا بدهد. ما هم با خطر مواجه هستیم.”
گل می گوید زمانی که کمک های مالی خارجی به افغانستان شروع به کاهش کند، شرایط برای پیدا کردن کار بسیار سخت می شود و بسیاری از افغانها مجبور خواهند شد راهی ایران، پاکستان یا کشورهای عربی جنوب خلیج فارس شوند.
تور یالای، جوان 24 ساله ای است که هم کامیون می راند و هم حمام های پایگاه را نظافت می کند. او 12 ساله بوده که به عنوان نگهبان یکی از پایگاه های ایساف استخدام شده است. در کودکی پدرش را از دست داده و مجبور شده برای کمک به معاش خانواده، کار کند. برادرش هم برای پایگاه های ایساف کار می کرده اما به دست طالبان کشته شده است.
او می گوید: “برای ما رفتن به خانه و سرکشی از اعضای خانواده کار بسیار خطرناکی است. بزرگراه مملو از نیروهای طالبان است. من شخصا وقتی می خواهم به خانواده ام سر بزنم، به هیچ کس نمی گویم که دارم غزنی را ترک می کنم چون نمی دانم به چه کسی باید اعتماد کنم. وقتی این پایگاه ها بسته شوند، شرایط خیلی دشوارتر و خطرناک تر خواهد شد. اگر بتوانم یک شغل دولتی یا کاری در ارتش افغانستان پیدا کنم، می مانم. در غیر این صورت، مجبورم برای پیدا کردن کار از کشور خارج شوم.”
منبع: الجزیره
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
