شفقنا افغانستان-علاوه بر نگرانی دولتهای آسیای مرکزی از احتمال گسترش فعالیتهای گروههای تروریستی پس از سال ۲۰۱۴ در منطقه، یکی از انگیزههای تمایل کشورهای آسیای مرکزی برای تقویت روابط نظامی-فنی با آمریکا، کسب امتیازات بیشتر از جانب مسکو است.
طی سالهای 2013 و 2014 به طور متوسط هر ماه یک هیأت بلندپایه نظامی و امنیتی آمریکا از کشورهای آسیای مرکزی بازدید به عمل میآورند که حاکی از اهمیت این منطقه برای واشنگتن میباشد.
با توجه به مسئله خروج نیروهای غربی از افغانستان تا پایان سال جاری میلادی، کارشناسان سفرهای اخیر مقامات بلندپایه پنتاگون به تاجیکستان را در راستای تلاش در جهت حفظ حضور و نفوذ نظامی و امنیتی واشنگتن در آسیای مرکزی قابل بررسی میدانند.
در شماره قبلی «تحلیلی بر اهداف سفر مقامات واشنگتن به منطقه آسیای مرکزی»، بررسی افزایش توجه مقامات نظامی آمریکا به منطقه پرداخته شد. در ادامه با تحلیل برخی رویدادها و اظهار نظرها، به تحلیل احتمال موفقیت آمریکا در دستیابی به اهدافش در آسیای مرکزی و نقش روسیه در این بین، خواهیم پرداخت.
«جیمز ماتیز» فرمانده سابق ستاد مرکزی ارتش آمریکا در ماه آوریل سال گذشته میلادی، ضمن سخنرانی در کنگره اعلام کرده بود که به مأموران اطلاعاتی این کشور دستور داده شده تا چارچوب «محصولات اطلاعاتی» جهت واگذاری به «شرکای مورد اعتماد» در برخی از مناطق شامل آسیای مرکزی را تعیین کنند.
وی همچنین به علاقهمندی مسئولین نهادهای نظامی و امنیتی کشورهای منطقه برای تبادل اطلاعات با آمریکا اشاره کرده بود.
به اعتقاد این مقام نظامی پیشین آمریکا، کشورهای آسیای مرکزی با تهدیداتی از ناحیه مناطق مرزی افغانستان مواجه بوده و به این دلیل کمکهای نظامی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، هدف ظرفیتسازی در جنگ علیه افراطگرایان مسلح را دنبال میکند.
ماتیز همچنین هشدار داده بود که کشورش بر تعهد خود در جهت اجازه ندادن به گروههای افراطی برای استفاده از قلمرو آسیای مرکزی به عنوان پایگاه اقدامات تروریستی، پایبند باقی خواهد ماند.
بیانیه فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا به نوعی اولویتهای سیاست خارجی کشورش در آسیای مرکزی برای سالهای پس از 2014 را بازگو میکرد که مسئله همکاریهای نظامی و امنیتی از جایگاه خاصی برخوردار میباشد.
بنابراین، در پاسخ به سئوالی که در قسمت اول این گزارش مطرح شده بود میتوان گفت، کاهش کمکهای مالی و اقتصادی آمریکا در آسیای مرکزی به این معنی نیست که آمریکا با کمرنگ شدن نقش خود در این منطقه موافقت کند. به خصوص اینکه قرار است کمکهای نظامی و فنی واشنگتن بیشتر روی بحث تقویت مبارزه علیه تروریسم متمرکز شود که با توجه به آینده نامشخص افغانستان و نگرانیهای دولتهای منطقه از احتمال فعالشدن گروههای افراطی و تروریستی، این رویکرد برای واشنگتن جواب خواهد داد.
سیاست مانور بین منافع قدرتها
قبل از وقوع حادثه 11 سپتامبر سال 2001 در سیاست خارجی آمریکا در رابطه با آسیای مرکزی، مسائلی نظیر دموکراسی و رعایت حقوق بشر در اولویت قرار داشت و همکاریهای نظامی- فنی واشنگتن با کشورهای این منطقه فراتر از برنامه ناتو «مشارکت برای صلح» چندان قابل تصور نبود، اما در پی حادثه 11 سپتامبر و نشان دادن چراغ سبز مسکو، آمریکا وارد این منطقه شد که به اذعان بیشتر مقامات سیاسی و نظامی واشنگتن اتفاقی غیر قابل تصور بود.
به صورت طبیعی تاجیکستان با داشتن مرز مشترک با افغانستان (حدود 1400 کیلومتر) در رابطه با انجام عملیات نظامی، بلافاصله مورد توجه واشنگتن قرار گرفت. بر اساس توافقات صورت گرفته، تاجیکستان برای پرواز هواپیماهای ناتو دهلیزهای هوایی واگذار کرد و از نوامبر 2001 بیش از 250 نفر از نظامیان نیروهای هوایی فرانسه در فرودگاه دوشنبه مستقر شدند. بنابر تأیید کارشناسان نظامی در آن زمان نظامیان آمریکایی نیز از فرودگاه دوشنبه و «کولاب» در رابطه با افغانستان استفاده به عمل میآوردند.
در نوامبر سال 2001 با حذف تاجیکستان از فهرست بینالمللی کشورهای مظنون به قاچاق اسلحه و مواد مخدر، امکان شرکت دوشنبه در برنامههای فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا و از جمله آموزش و آمادهسازی نظامی نمایندگان این کشور فراهم شد. از آن زمان به بعد همه ساله تعدادی از نظامیان تاجیک ضمن حضور در برنامههای فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا سطح آمادگیهای تخصصی خود را افزایش میدهند.
البته تاجیکستان به دلیل نگرانی از رشد افراطگرایی و تروریسم در افغانستان، قبل از وقوع حادثه سال 2001 در آمریکا نیز بارها خواستار توجه جامعه جهانی به وضعیت افغانستان شده بود و به صورت طبیعی از عملیات «آزادی شکستناپذیر» حمایت کرد.
افزایش نفوذ آمریکا در منطقه و ضرورت ایجاد پایگاه نظامی آمریکایی در تاجیکستان، روسیه را وادار به امضای موافقتنامه با دوشنبه برای سرمایهگذاری 2.5 میلیارد دلاری روی پروژه ساخت نیروگاه برق آبی «راغون» و کمک به توسعه تولید آلومینیوم در تاجیکستان در ازای حضور بلندمدت پایگاه نظامی روسیه در این کشور کرد. اما به دلایلی مسکو از سرمایهگذاری منصرف شد که این امر نخبگان حاکم تاجیک را متمایل به نزدیکی با آمریکا و غرب برای همکاریهای سیاسی، اقتصادی و البته نظامی و امنیتی کرد.
در ماه مارس سال 2007 بود که برای اولین بار برنامه آموزشی و تمریناتی مشترک نظامیان آمریکایی با مرزبانان تاجیک برگزار شد. این دورههای آموزشی در سالهای بعدی نیز دنبال شد که تعداد بالایی از نمایندگان نهادهای نظامی و امنیتی تاجیک در آنها شرکت کردند.
در چارچوب برنامه «کنترل بر صادرات و امنیت مرزها» در سال 2008، آمریکا به گمرک تاجیکستان به مبلغ 6.7 میلیون دلار تجهیزات اعطا کرد و در ماه اگوست همان سال میان دوشنبه و واشنگتن سندی امضا شد که بر اساس آن آمریکا برای تحکیم امنیت و حفظ نظم اجتماعی 13.4 میلیون دلار اختصاص داد. سپس در ماه می سال 2009، سند جدیدی امضا شد که بر اساس آن میزان کمکهای مالی و تجهیزاتی آمریکا در جهت کنترل مواد مخدر و حفظ نظم اجتماعی افزایش داده شد.
بدون شک روسیه ضامن اصلی ثبات و امنیت منطقهای است، ولی این واقعیت نیز وجود دارد که همواره نگرانی از احتمال همکاریهای نزدیکتر سیاسی، اقتصادی و نظامی با قدرتهای دیگر جهانی، مسکو را وادار به ارائه کمکهای مختلفی به کشورهای آسیای مرکزی نموده است.
موضع ضعیف روسها به زیانشان تمام میشود
یک کارشناس مسایل نظامی و امنیتی که نخواست نامش رسانهای شود، به خبرنگار فارس گفت که یکی از انگیزههای تمایل کشورهای آسیای مرکزی برای تقویت روابط نظامی-فنی با آمریکا به آن بر میگردد که از این طریق میخواهند از جانب مسکو امتیازات بیشتری به دست بیاورند.
این کارشناس معتقد است که چنانچه سفرهای مقامات بلندپایه نظامی و امنیتی آمریکا و غرب به منطقه نبود، روسیه به طور جدی تصمیم به کمکهای نظامی و فنی به این کشورها نمیگرفت که این را هم دوشنبه و هم بیشکک به خوبی درک کردهاند.
روسها از آن نگرانند که همکاریهای نظامی کشورهای آسیای مرکزی با آمریکا منجر به ورود تجهیزات نظامی غربی و متعاقبا کارشناسان نظامی و فنی آنان به این منطقه شود. از جمله در مسکو این امر را بعید نمیدانند که با واگذاری برخی از سیستمهای مورد استفاده آمریکا و ناتو در افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی به کمک راهنماییهای کارشناسان آمریکایی و غربی نیاز پیدا خواهند کرد که این امر پای آنها را به طور جدی به منطقه باز خواهد نمود.
ضمنا در ماه نوامبر سال 2012، هنگامی که بحث احتمال واگذاری بخشی از تجهیزات نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی و مخصوصا ازبکستان مطرح شد و در این رابطه برخی مذاکرات بین مقامات نظامی واشنگتن و دولتهای آسیای مرکزی صورت گرفت، مسکو اعلام کرد که آماده اعطای تجهیزات نظامی به قرقیزستان (به ارزش 1.1 میلیارد دلار) و تاجیکستان (به ارزش 200 میلیون دلار) میباشد.
البته در مورد قرقیزستان، این قول منوط به تعطیلی پایگاه آمریکایی «ماناس» بود که قرار است در تابستان سال جاری صورت گیرد، البته تاکنون از تحقق این برنامه مسکو خبری نبوده و از سوی دیگر نیز بحث امکان در اختیار ازبکستان و بعضی از همسایههای آن قرار گرفتن تجهیزات نظامی آمریکا فروکش کرده است.
برخی از تحلیلگران بر این باورند که چنانچه آمریکا و ناتو برای واگذاری تجهیزات خود به این کشورها اقدام نکنند به احتمال زیاد روسیه نیز زیر قول خود خواهد زد و یا میزان کمکهای از قبل اعلامشده را کاهش خواهد داد.
آیا آمریکا به اهداف خود دست یافته است؟
پرسش مهم این است که آیا آمریکا در بیش از یک دهه حضور نظامی خود در آسیای مرکزی، به اهداف مورد نظر خود دست یافته است؟ شکی نیست که مهمترین هدف آمریکا حفظ کشورهای منطقه در مدار استراتژیهای منطقهای و جهانی خود بوده و میباشد، البته با استفاده از شرایط افغانستان و حضور مستقیم خود در این کشور، آمریکا موفق به ارتقای سطح روابط سیاسی، نظامی و امنیتی با این کشورها شد.
آمریکا با ارتباطی که با نخبگان حاکم برقرار و همچنین شبکههای نهادهای غیردولتی و اجتماعیای که ایجاد کرد موفق شده است که اجازه ندهد کشورهای منطقه در مسیری حرکت کنند که بر منافع ملی واشنگتن آسیب جدی وارد شود.
وجود ازبکستان به عنوان جزیره غیر قابل نفوذ برای روسیه و ترکمنستان به عنوان کشور بیطرف تا حد زیادی نگرانیهای آمریکا در رابطه بها «سلطه روسیه بر فضای آسیای مرکزی» را از بین برده است. کارشناسان غربی معتقدند تا زمانی که ازبکستان از پروژههای روسیه برای همگرایی با منطقه (نظیر اتحادیه گمرکی که قرار است بهاتحاد اوراسیا تبدیل شود) حمایت نکند، برنامههای مسکو نیمهکاره باقی خواهند ماند.
آمریکا ضمن حضور در منطقه بر کاهش نقش «سازمان پیمان امنیت جمعی» و «سازمان همکاریهای شانگهای» به عنوان سیستم امنیت منطقهای تلاش زیادی کرده و همواره علیه گسترش نفوذ رقبای ژئوپلتیکی خود نظیر روسیه، چین و ایران اقدام کرده است.
این واقعیت را که امروز هیچ یک از کشورهای منطقه مخالف گسترش همکاریهای نظامی- فنی با آمریکا نمیباشند، میتوان از دستاوردهای حضور آمریکا در آسیای مرکزی دانست.
دیگر اینکه به باور عدهای از نخبگان منطقه، حضور آمریکا در آسیای مرکزی بر اهمیت منطقه در سیاست خارجی واشنگتن افزوده و جایگاه آن در عرصه بینالمللی را نیز تا حدی ارتقاء بخشیده است.
آمریکا طی بیش از یک دهه حضور مستقیم سیاسی، نظامی و امنیتی در منطقه، ارتباط گستردهای با نهادهای جوامع مدنی و ساختارهای رسمی آسیای مرکزی برقرار کرده است که به نوعی بعد از روسیه دومین کشوری است که نبض منطقه را در دست دارد.
طبیعی است که ترجیح دادن حوزه همکاریهای امنیتی با آسیای مرکزی منافع مورد نظر آمریکا را تأمین میکند چرا که از دید واشنگتن این منطقه بهدلیل همسایگی با افغانستان، همواره ظرفیت کار و همکاری در عرصههای نظامی و امنیتی را خواهد داشت.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
